ادب و عرفان

آداب دعا

در زمان حضرت عمر بن خطاب -رضي الله عنه- يکسال از آسمان باراني نباريد. مردم از بي‌آبي داشتند هلاک مي‌شدند. حضرت عمر رضي الله عنه مردم را گردآورد و به صحرا رفتند. حضرت عمر رضي الله عنه از حضرت عباس رضي الله عنه، عموي پيامبر صلى الله عليه وسلم خواست تا براي مسلمانان دعا کند. حضرت عباس رضي الله عنه دستانش را به سوي آسمان برداشت و گفت: الهي! اين‌ها دستان ما است که بسوي تو با گناهان مان برداشته مي‌شود و پيشاني ماست که روبرويت با توبه و بازگشت بسوي تو متوجه است. ما را بوسيله‌ي باران سيراب گردان. خداوند عزوجل نيز باران را فرو فرستاد.

***

مادر أنس بن مالك نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمده و دست پسرش را در دست گرفته بود تا در خدمت پيامبر صلى الله عليه وسلم باشد، و از آن حضرت صلي الله عليه وسلم خواست تا براي او بطور مخصوص دعا بفرمايد. پيامبر صلى الله عليه وسلم نيز برايش دعا نموده و گفت: (اللهم أكثر ماله وولده) [متفق عليه] يعني: «بارالها! مال و فرزندانش را فزوني ده.» در نتيجه حضرت انس رضي الله عنه آنقدر زيست که مال ثروت و فرزندانش بسيار گشتند و صد نفر از فرزندان و نوه‌هايش را هم ديد.

دعاء همان درخواست آمرزش و رحمت و گذشت و برآمدن نياز‌ها از خداوند مي‌باشد. دعاء جزو عبادت‌هايي است که خداوند -عز وجل- را خوشنود مي‌سازد. پيامبر صلى الله عليه وسلم فرمودند: (الدعاء هو العبادة) [ترمذي] يعني: «دعاء همان عبادت است.» سپس اين آيه را خواندند: ﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ ٱدۡعُونِيٓ أَسۡتَجِبۡ لَكُمۡۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسۡتَكۡبِرُونَ عَنۡ عِبَادَتِي سَيَدۡخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ ٦٠﴾ [المؤمن: 60] يعني: «و پروردگارتان فرمود مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم در حقيقت كسانى كه از پرستش من كبر مى‏ورزند به زودى خوار در دوزخ درمى‏آيند.»

همچنين خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿أَمَّن يُجِيبُ ٱلۡمُضۡطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكۡشِفُ ٱلسُّوٓءَ﴾ [النمل: 62] يعني: «يا [كيست] آن كس كه درمانده را چون وى را بخواند اجابت مى‏كند و گرفتارى را برطرف مى‏گرداند.»

پيامبر صلى الله عليه وسلم مي‌فرمايد: (ليس شـيء أكرم على الله تعالى من الـدعاء) [ترمذي و احمد] يعني: «نزد خداوند چيزي گرامي تر از دعا نيست.»

دعاء داراي آدابي است که فرد مسلمان بايد سعي کند آن‌ها را رعايت نمايد:

انتخاب وقت دعاء:

در برخي اوقات دعا مستجاب مي‌شوند، مانند: ماه رمضان، روز عرفه، روز جمعه، وقت سحر -آخر شب- ده روز نخست ماه ذي الحجه. پيامبر صلى الله عليه وسلم مي‌فرمايد: (ما من أيام العمل الصالح فيها أحب إلى الله من هذه الأيام العشر). قالوا: يا رسول الله ولا الجهاد في سبيل الله؟ قال: (ولا الجهاد في سبيل الله إلا رجل خرج بنفسه وماله فلم يرجع من ذلك بشيء) [بخاري] يعني: «هيچ روزي نيست که در آن عمل صالح نزد خداوند تعالي محبوب تر از اين ده روز باشد.

گفتند: يا رسول الله صلي الله عليه وسلم و حتي جهاد في سبيل الله؟ فرمود: و حتي جهاد في سبيل الله، مگر مردي که جان و مالش را بيرون کرده و هيچ چيزي از آن را باز نگرداند (به سنگر شتافته و شهيد شود).»

روايت مي‌کنند که رسول الله صلى الله عليه وسلم وقتي ماه رمضان فرا مي‌رسيد، مي‌فرمود: (إن هذا الشهر قد حضركم، وفيه ليلة خير من ألف شهر. من حُرمها فقد حُرِمَ الخير كله ولا يحرم خيره إلا محروم) [ابن ماجه] يعني: «اين ماه بر شما وارد شد، در آن شبي هست که از هزار شب برتر است. هرکس از آن بي‌بهره ماند از هرچه نيکي و خير است بي‌بهره مانده است و جز محرومان کسي از آن بي‌بهره نمي‌ماند.»

آن حضرت صلى الله عليه وسلم در مورد روز جمعه نيز مي‌فرمايد: (فيه ساعة لا يوافقها عبد مسلم وهو قائم يصلى يسأل الله تعالى شيئًا إلا أعطاه إياه) [متفق عليه] يعني: «در آن ساعتي که هيچ بنده‌ي مسلماني که ايستاده نماز مي‌گزارد، با آن برابر نمي‌شود در حاليکه از خداوند چيزي را مي‌طلبد، مگر اينکه آن را بوي مي‌دهد.»

پيامبر صلى الله عليه وسلم همچنين مي‌فرمايد: (ينزل الله إلى السماء الدنيا كل ليلة حين يمضي ثلث الليل الأول، فيقول: أنا الملك.. أنا الملك.. من ذا الذي يدعوني فأستجيب له؟ من ذا الذي يسألني فأعطيه؟ من ذا الذي يستغفرني فأغفرله؟ فلا يزال كذلك حتى يضيء الفجر) [مسلم].

وقال صلى الله عليه وسلم: (الدعاء لا يرد بين الأذان والإقامة) [ابوداود و ترمذي و نسائي و احمد] يعني: «دعاي بين اذان و اقامت رد نمي‌شود.» وقال صلى الله عليه وسلم: (الدعاء بين الأذان والإقامة مستجاب فادعوا) [ابن عدي] يعني: «دعاي بين اذان و اقامه مستجاب است، پس دعا کنيد.»

همچنين آن حضرت صلى الله عليه وسلم فرموده است: (أقرب ما يكون العبد من ربه وهو ساجد؛ فأكثروا من الدعاء) [مسلم] يعني: «حالتي که بنده به پروردگارش نزديکتر است، حالت سجده است، پس در آن زياد دعا کنيد.» از ديگر اوقات اجابت ومن أوقات هنگام رويارويي بادشمن، موقع بارش باران، بانگ خروس و از پس نمازهاي فرض و در حالت سجده مي‌باشد.

رو کردن بسوي قبله:

يک روز رسول الله صلى الله عليه وسلم براي نماز استسقاء براي مردم خارج شد، پشت به مردم و روي به قبله نمود و به دعا و نيايش پرداخت. [متفق عليه]

بلند کردن دست‌ها:

از حضرت عمر -رضي الله عنه- روايت شده است که: رسول خدا صلى الله عليه وسلم هنگام دعا دست‌هايش را بلند مي‌نمود. [حاكم]. پيامبر صلى الله عليه وسلم فرموده‌اند: (إن ربكم حَيي كريم، يستحي أن يبسط العبد يديه إليه فيردهما صِفْرًا) [ابوداود و ترمذي وابن ماجه] يعني: «بدانيد که پروردگار شما بسيار صاحب شرم است و شرم دارد که بنده‌اش دست بسوي او بلند نموده و او آن‌ها را تهي به وي بازگرداند.»

ستايش خداوند -سبحانه- و درود و صلوات فرستادن بر پيامبر صلى الله عليه و سلم:
سلمه بن الأكوع مي‌گويد: {ما سمعتُ رسول الله صلى الله عليه وسلم يستفتح الدعاء إلا استفتحه (بسبحان ربي الأعلى العلي الوهاب)} [احمد] يعني: «نشنيدم که رسول خدا صلي الله عليه وسلم دعايي را آغاز کند مگر آنکه بگويد: «سبحان ربي الأعلى العلي الوهاب»: «پاک و منزه است پروردگار بلندمرتبه و بسيار بخشاينده‌ي من».»

يک روز رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيد که مردي مي‌گويد: «اللهم إني أسألك بأني أشهد أنك أنت الله لا إله إلا أنت الأحد الصمد، الذي لم يلد ولم يولد، ولم يكن له كُفُوًا أحد». يعني: «الهي! من به آنکه گواهي مي‌دهم که همانا تو همان خدايي هستي که جز تو معبودي نيست و يکتا و بي‌نياز هستي. که نه زاده شده و نه زاده اي و کسي جون تو وجود ندارد. از تو تقاضا مي‌کنم». فرمود: (لقد سألتَ الله بالاسم الأعظم الذي إذا سئل به أعطي، وإذا دعي به أجاب) يعني: «بدان که خدا را با اسم اعظمش فراخواندي که اگر بدان از او بخواهند عطا مي‌کند و اگر بدان بخوانندش اجابت مي‌فرمايد.» [ابوداود]
فضالة بن عبيد مي‌گويد: درحيني که رسول الله صلى الله عليه وسلم نشسته بود، مردي وارد شد و نماز گزارد و گفت: «اللهم اغفر لي وارحمني» يعني: الهي! مرا بيامرز و بر من رحم فرما!، پيامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: (عَجِلتَ (تسرعتَ) أيها المصلي، إذا صليتَ فقعدتَ فاحمد الله بما هو أهله، وصلِّ علي، ثم ادعه) يعني: «عجله کردي اي نماز گزار. وقتي نماز گزاردي و نششستي، حمد و سپاس خداي را آنگونه که سزاوار اوست بگوي و سپس دعا کن!» آنگاه آن مرد ديگري آمد و نماز گزارد و حمد خداوند را گفت و بر حضرت محمد صلى الله عليه وسلم درورد و صلوات فرستاد، پيامبر صلى الله عليه وسلم به او فرمود: «أيها المصلي! ادع تجب» يعني: «اي نماز گزار! دعا کنکه اجابت مي‌شوي.» [ابوداود و ترمذي و نسائي]

پافشاري و اصرار در دعا و تکرار سه باره‌ي آن:

عبد الله بن مسعود -رضي الله عنه- مي‌گويد: وقتي پيامبر صلى الله عليه وسلم دعا مي‌نمود، سه بار دعا مي‌کرد و وقتي چيزي از خدا مي‌خواست سه بار درخواست مي‌نمود و پيامبر صلى الله عليه وسلم مي‌فرمود: «يستجاب لأحدكم ما لم يعْجَل. يقول: قد دعوتُ ربي فلم يستجب لي» [متفق عليه] يعني: «اجابت مي‌شود براي يکي از شما تا ماداميکه شتاب نکند و بگويد به پروردگارم دعاء کردم و مرا اجابت نکرد.»

همچنين آن حضرت صلى الله عليه وسلم مي‌فرمايد: «لا يقولن أحدكم: اللهم اغفر لي إن شئتَ، اللهم ارحمني إن شئتَ. ليعزم المسألة فإنه لا مستكرِه له (أي يدعو الله وهو موقن أن الله سيقبل دعاءه. فالله هو القادر على كل شيء» [متفق عليه] يعني: «نبايد بگوييد: بارالها! مرا ببخش اگر خواستي، بر من رحم فرما اگر خواستي. بايد سؤالتان را راسخ و مطمئن بيان داريد و مستکرهي (به زور به کاري وادارنده) براي او متصور نيست. (يعني خداوند را بخواند و يقين داشته باشد که دعايش پذيرفته مي‌شود، که خداوند بر هر چيز تواناست)»

سفيان بن عيينه -رحمه الله- مي‌گويد: هيچ کس از دعا دست باز نکشد بخاطر آنچه در مورد خود مي‌داند که خداوند دعاي بدترين مخلوقاتش يعني ابليس را اجابت ففرمود که گفت: ﴿رَبِّ فَأَنظِرۡنِيٓ إِلَىٰ يَوۡمِ يُبۡعَثُونَ ٣٦ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ ٱلۡمُنظَرِينَ ٣٧ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡوَقۡتِ ٱلۡمَعۡلُومِ ٣٨﴾ [الحجر: 36-38] يعني: «گفت پروردگارا پس مرا تا روزى كه برانگيخته خواهند شد مهلت ده. فرمود تو از مهلت‏يافتگانى. تا روز [و] وقت معلوم.»

دعا با صداي آرام و کوتاه:

خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿ٱدۡعُواْ رَبَّكُمۡ تَضَرُّعٗا وَخُفۡيَةًۚ﴾ [الأعراف: 55] يعني: «پروردگار خود را به زارى و نهانى بخوانيد.»

پيامبر خدا صلى الله عليه وسلم به اصحاب خويش هنگامي که صداي دعايشان را بلند نموده بودند، چنين فرمود: (إنكم ليس تدعون أصم ولا غائبًا، إنكم تدعون سميعًا قريبًا، وهو معكم) [مسلم] يعني: «همانا شما کر و غائبي را نمي‌خوانيد، شما شنوا و نزديکي را فرامي خوانيد و او با شما است.»

دعاء با آنچه در قرآن و سنت آمده است:

بهتر است که در دعاهايمان ادعيه‌ي بسياري را که در قرآن كريم آمده است، بکار ببريم، مثل: ﴿رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسۡرَافَنَا فِيٓ أَمۡرِنَا وَثَبِّتۡ أَقۡدَامَنَا وَٱنصُرۡنَا عَلَى ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡكَٰفِرِينَ ١٤٧﴾ [آل عمران: 147] يعني: «پروردگارا گناهان ما و زياده‏روى ما در كارمان را بر ما ببخش و گام‌هاى ما را استوار دار و ما را بر گروه كافران يارى ده.» و: ﴿رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِي ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٗ وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ حَسَنَةٗ وَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ ٢٠١﴾ [البقرة: 201] يعني: «پروردگارا در اين دنيا به ما نيكى و در آخرت [نيز] نيكى عطا كن و ما را از عذاب آتش [دور] نگه دار.»

همچنين با آنچه از پيامبر صلى الله عليه وسلم ثابت گرديده است، مثل: (اللهم أنت ربي، لا إله إلا أنت، خلقتني وأنا عبدك، وأنا على عهدك ووعدك ما استطعت، أعوذ بك من شر ما صنعت، أبوء لك بنعمتك، وأبوء لك بذنبي، فاغفر لي فإنه لا يغفر الذنوب إلا أنت) [بخاري] يعني: «پروردگارا! تو خداي مني، معبود بحقي جز تو نيست. مرا آفريدي و من بندهء تو ام و بر عهد و پيمان تو بقدر توان ايستاده ام، از شر و زشتي آنچه انجام داده ام و بتو پناه مي‌جويم، به نعمتت بر خويش و هم بر گناهم اعتراف دارم، پس مرا بيامرز، زيرا گناهان را جز تو نمي‌آمرزد.» وقوله: (اللهم إني أعوذ بك من الشقاق والنفاق وسوء الأخلاق) [نسائي] يعني: «بار الها! از جدايي (انحراف از مسير اسلام) و نفاق و بدي اخلاق به تو پناه مي‌جويم.»

خود را وادار به بکار بردن عبارات موزون و مسجع در دعا نکنيد:

در دعا کردن نبايد خود را مکلف به بيان عبارات مسجع نمود؛ دعا جاي تضرع و فروتني و زاري است و تشريفات و ظاهرسازي با آن جور درنمي آيد. ابن عباس -رضي الله عنه- مي‌فرمايد: (انظر السجع من الدعاء فاجتنبه؛ فإني عهدتُ رسول الله صلى الله عليه وسلم وأصحابه لا يفعلون إلا ذلك الاجتناب.) [بخاري] يعني: «مراقب سجع و موزوني در دعا باش و از آن دوري گزين که من از رسول خدا صلي الله عليه وسلم و اصحابش جز همان دوري نمودن را نديدم.»

بعضي از بزرگان گفته‌اند: با زبان خواري و افتادگي و نيازمندي دعا کن و نه به زبان شيوايي و سخنوري.

ابتدا دعاء براي خويش و سپس براي ديگران:

خداوند متعال در قرآن کريم مي‌فرمايد: ﴿رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لَنَا وَلِإِخۡوَٰنِنَا ٱلَّذِينَ سَبَقُونَا بِٱلۡإِيمَٰنِ وَلَا تَجۡعَلۡ فِي قُلُوبِنَا غِلّٗا لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ رَبَّنَآ إِنَّكَ رَءُوفٞ رَّحِيمٌ ١٠﴾ [الحشر: 10] يعني: «پروردگارا بر ما و بر آن برادرانمان كه در ايمان آوردن بر ما پيشى گرفتند ببخشاى و در دل‌هايمان نسبت به كسانى كه ايمان آورده‏اند [هيچ گونه] كينه‏اى مگذار پروردگارا راستى كه تو رئوف و مهربانى.»

پيامبر صلى الله عليه وسلم هنگام دعا براي کسي دعا مي‌نمود ابتدا از خويشتن آغاز مي‌فرمود. [ترمذي]

دعاء نکردن بر خويش و خانواده و يا اموال و فرزندان:

پيامبر صلى الله عليه وسلم مي‌فرمايد: (لا تدعوا على أنفسكم، ولا تدعوا على أولادكم، ولا تدعوا على أموالكم) [مسلم] يعني: «بر نفس‌ها و بر اولاد و اموال خود دعاي بد نکنيد.»

دعاء پشت سر برادرت:

رسول الله صلى الله عليه وسلم مي‌فرمايد: (دعوة المرء المسلم لأخيه بظهر الغيب مستجابة، عند رأسه ملك موكَّل، كلما دعا لأخيه بخير قال الملك الموكل به: آمين، ولك بمثل) [مسلم] يعني: «دعاي شخص مسلمان براي برادرش و در غياب وي مستجاب است. در نزد سرش فرشته اي مؤظف است که هرگاه براي برادرش دعاي خير کند، فرشته‌ي مؤظف بدان مي‌گويد: آمين و براي تو مانند آن باد.»

دعاء براي کسي که با شما نيکي کرده است:

پيامبر صلى الله عليه وسلم فرموده است: (من صُنع إليه معروفٌ فقال لفاعله: جزاك الله خيرًا؛ فقد أبلغ في الثناء) [ترمذي و نسائي] يعني: «کسيکه بوي نيکي شود و براي انجام دهنده‌ي آن بگويد، جزاک الله خيراً هر آئينه در دعاء مبالغه کرده است.» همچنين فرموده است: (ومن أتى إليكم معروفًا فكافئوه (أعطوه مكافأة) فإن لم تجدوا فادعوا له حتى تعلموا أن قد كافأتموه) [ابوداود و نسائي] يعني: «و آنکه به شما احساني نمود، او را مکافات دهيد و اگر چيزي نيافتيد که به وي مکافات دهيد، به حق وي دعا کنيد تا ببينيد که شما مکافاتش را داده‌ايد.»

طلب دعاء از انسان‌هاي صالح:

انسان مسلمان از برادران خود مي‌خواهد تا برايش دعا کنند، بويژه از افراد صالح و درستکار. از حضرت عمر بن خطاب -رضي الله عنه- روايت است که: از پيامبر صلى الله عليه وسلم براي بجا آوردن عمره کسب اجازه نمودم، ايشان اجازه داد و فرمود: (أي أخي، أشركنا في دعائك ولا تنسَنا) يعني: «برادرکم ما را در دعاي خود شريک گردان و از دعايت فراموش مان مکن.» مي‌گويد: کلمه‌اي گفت که شاد نمي‌شوم، اگر در برابر آن به من دنيا داده شود. [ترمذي و ابن ماجه]

دعاء براي گناه و بريدن خويشاوندي نباشد:

پيامبر صلى الله عليه وسلم مي‌فرمايد: (لا يزال يستجاب للعبد ما لم يدْعُ بإثم أو قطيعة رحم) [مسلم] يعني: «هميشه براي بنده اجابت مي‌شود، تا به گناه و قطع صلهء رحم دعاء نکند، بشرطيکه شتاب و عجله ننمايد.»

ذكر خداوند، اطاعت از اوامر او و انجام عمل صالح:

تقوى و اشتياق به انجام طاعات، و دور گشتن از معاصي و منكرات، و شتافتن بسوي توبه از جمله عواملي هستند که دعا را به قبول نزديک تر مي‌سازند. خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ ٱللَّهُ مِنَ ٱلۡمُتَّقِينَ ٢٧﴾ [المائدة: 27] يعني: «خدا فقط از تقواپيشگان مى‏پذيرد.»

از خداوند سبحان روايت شده که در يک حديث قدسي مي‌فرمايد: (من شغله القرآن وذكري عن مسألتي أعطيته أفضل ما أعطي السائلين) [ترمذي] يعني: «کسي که خواندن قرآن او را از دعا و درخواست از من باز دارد، بهتر از آنچه به دعا کنندگان مي‌دهم به او عطا مي‌کنم.»

کوشش در کسب به رزق و روزي حلال:

پيامبر اکرم صلى الله عليه وسلم فرموده‌اند: (أيها الناس، إن الله طيب لا يقبل إلا طيبًا، وإن الله أمر المؤمنين بما أمر به المرسلين، فقال: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلرُّسُلُ كُلُواْ مِنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ وَٱعۡمَلُواْ صَٰلِحًاۖ إِنِّي بِمَا تَعۡمَلُونَ عَلِيمٞ ٥١﴾ [المؤمنون: 51] وقال تعالى: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُلُواْ مِن طَيِّبَٰتِ مَا رَزَقۡنَٰكُمۡ﴾ [البقرة: 172] ثم ذكر الرجلَ يطيل السفر؛ أشعث أغبر (طويل الشعر، غير نظيف الوجه) يمد يديه إلى السماء: يا رب..يا رب، ومطعمه حرام، ومشربه حرام، وملبسه حرام وغُذِّي بالحرام، فأني (فكيف) يستجاب لذلك) [مسلم] يعني: «اي مردم خداوند تعالي پاکيزه است و بجز پاکيزه را نمي‌پذيرد و خداوند مؤمنان را مانند فرستادگانش مأمور ساخته است.

خداوند تعالي فرمود: اي مؤمنان بخوريد وبنوشيد از چيزهاي پاکيزه که بشما روزي داده‌ايم.

باز مردي را ياد نمود که سفرش را دراز نموده غبار آلوده و پراکنده موي است و دستهايش را به آسمان بلند کرده مي‌گويد: پروردگارم، پروردگارم، در حاليکه خوردني‌اش حرام و آشاميدني‌اش حرام بوده و پوشيدني‌اش حرام بوده و به حرام تغذيه شده است، پس چگونه دعاي همچو شخصي پذيرفته مي‌شود.»

از ابراهيم ادهم -رحمه الله- پرسيدند: ما را چه شده که هرچه دعا مي‌کنيم اجابت نمي‌شود؟

گفت: چون قلب‌هاي شما بخاطر ده چيز مرده است: 1. خدا را شناختيد و فرمانش نبرديد. 2. پيامبر را شناختيد و از سنت او پيروي ننموديد. 3. قرآن را شناختيد و به آن عمل نکرديد. 4. از نعمت‌هاي خداوند خورديد و شکر آن بجاي نياورديد. 5. بهشت را شناختيد و در جستجويش نيافتاديد. 6. دوزخ را شناختيد و از آن نگريختيد. 7. شيطان را شناختيد و با او مبارزه نکرديد. 8. مرگ را شناختيد و براي آن آمادگي حاصل ننموديد. 9. مردگانتان را بخاک سپرديد و از آن عبرت نگرفتيد. 10. از خواب برخاستيد و در عيب‌هاي ديگران سرگرم شده و عيب‌هاي خود را وانهاديد.

 

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی