خانه / فرهنگ و جامعه / فکر و دعوت / آسان گیری در فتوا و نوید بخشی در دعوت

آسان گیری در فتوا و نوید بخشی در دعوت

هم زمان با جدیت در اصول

 علامه دکتریوسف القرضاوی

سه ویژگی اساسی برای دعوتگر در عصر ارتباطات

۱)    آسان گیری در فتوا ۲) نوید بخشی در دعوت ۳) جدیت در اصول

امروزه علما و دعوتگران دینی موظفند به تبعیت از حضرت محمد(ص) در فتاوای خویش بر مردم آسان بگیرند و مردم را به نعمت های خداوندی بشارت دهند.

انس روایت می کند که رسول خدا(ص) فرمود: برمردم آسان بگیرید و سخت گیری نکنید و به آنان  نوید دهید و آن ها را از دین متنفر نکیند.

هنگامی که رسول اکرم(ص) معاذبن جبل و ابوموسی اشعری را به یمن فرستاد نیز به آنان به طور مختصر و مفید سفارش نمود که: برمردم آسان بگیرید و سخت گیری نکنید و به آنان  نوید دهید و آن ها را از دین متنفر نکیند.

سعی کنیم در فتاوای فقهی ، فتوای آسان را بر فتوای سخت ترجیح دهیم .

با عنایت به احادیث فوق پی می بریم که در دین اسالم اصل بر آن گذاشته شده که فقیه یا مجتهد در تمامی فتاوای خویش چه مربوط به شخص باشد و چه مربوط به جامعه،  باید جنبه آسان گیری را اختیار کند و از هرگونه سخت گیری اجتناب ورزد.

 بدین ترتیب اگر قرار است مجتهدی در مورد خورد و خوراک یا پوشاک و کار فردی یا مسایل خانوادگی چون طلاق، ازدواج و یا مسایل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، بین المللی و حقوقی و.. فتوا بدهد پیش از هر چیز باید عنایت داشته باشد که از سخت گیری در فتوا بپرهیزد.

البته این مطلب که باید فقها و مجتهدان مسلمان به هنگام فتوا دادن باید بر مردم آسان بگیرند و از هرگونه سخت گیری بپرهیزند دلایل و اسنادی دارد که عبارت از:

۱) تسامح و چشمپوشی شریعت اسلام بر آسان گیری و به زحمت نینداختن  مردم  و همچنین مهربانی و رأفت  نسبت به آنان وضع گردیده است.خداوند متعال می فرماید:

«   یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلَا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ» بقره/۱۸۵

« خداوند – در وضع قوانین و حلال و حرام – آسایش شما را می‌خواهد نه زحمت شما »

« مَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَجٍ » مائده/۶

«خداوند نمی‌خواهد شما را به تنگ آورد و به مشقّت اندازد »

در ادامه بحث نکاح و محرمات می فرماید:

« ‏یُرِیدُ اللَّهُ أَنْ یُخَفِّفَ عَنْکُمْ وَخُلِقَ الْإِنْسَانُ ضَعِیفًا‏ » نساء/۲۸

« ‏ خداوند می‌خواهد ( با وضع احکام سهل و ساده ) کار را بر شما آسان کند ( چرا که او می‌داند که انسان در برابر غرائز و امیال خود ناتوان است ) و انسان ضعیف آفریده شده است ( و در امر گرایش به زنان تاب مقاومت ندارد ) . ‏ »

در ضمن بحث احکام قصاص و عفو نیز چنین می فرماید:

« ذَلِکَ تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَرَحْمَهٌ » بقره/۱۷۸

« این حکم ، ارفاق و رحمتی است از سوی پروردگارتان در حق شما»

در ابتدای بحث به احادیث صحیحی اشاره کردیم که به وضوح دلالت بر آن دارد که همواره رسول اکرم(ص) برمردم آسان می گرفته است.

در حدیث دیگری نیز آن حضرت بر این نکته اساسی تأکید نموده و فرموده است: « با دین پاک و آسان مبعوث شدم. »

در یکی از شب های سرد زمستان عمرو بن عاص احتلام گردید – وغسل بر او واجب شد – اما به دلیل این که آب وجود داشت غسل نکرد و بدون غسل نماز خواند. گروهی که شاهد این رفتار او  بودند نزد رسول خدا(ص) از وی شکایت کردند،عمرو در توجیه کار خویش خطاب به پیامبر اسلام چنین گفت: ای رسول خدا(ص) من برای این کارم به آیه ای از قرآن استناد کردم که می فرماید:

« وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللَّهَ کَانَ بِکُمْ رَحِیمًا » نساء/۲۹

«  و خودکشی مکنید و خون همدیگر را نریزید . بیگمان خداوند ( پیوسته ) نسبت به شما مهربان بوده ( و خواهد بود ) . »

رسول اکرم(ص) پس از شنیدن سخنان عمرو به نشانه قانع شدن و تایید کار او  تبسم کرد

روایت شده که روزی شخصی که مجروح شده بود محتلم شد و بر او غسل واجب گردید،  به سبب زخم هایی که در بدن او ایجاد شده بود غسل کردن با آب  برایش بسیار مضر بود و به همین خاطر از گروهی که هم سفر او بودند پرسید آیا او می تواند تیمم کند ؟ که آنان در پاسخ وی گفتند : خیر ،  بلکه حتماً باید غسل کند ، پس او بنا به فتوای این عده مجبور شد غسل کند ، و پس از مدتی وفات کرد و مــُرد. این واقعه را نزد رسول اکرم(ص) نقل کردند اما رسول اکرم(ص) سخت برآشفت و خطاب به کسانی که در فتوایشان بر او سخت گرفته بودند فرمود: « او را کشتند. خدا آنان را بکشد! آیا نباید وقتی چیزی را نمی دانند ( از اهل آن) بپرسند؟ همانا علاج نادانی سؤال کردن است ، کافی بود این شخص محل زخم خود را با پارچه ای یا چیز دیگری می بست و تیمم می کرد. »

۲)این که مردم در عصر ما بیش از هر چیز نیازمند مدارا، آسان گیری و مراعات هستند ؛ زیرا همت آنان سست گشته و در کارهای خیر چندان رغبتی نشان نمی دهند. البته این بدان سبب است که در عصر حاضر اگر کسی بخواهد کار نیکویی انجام دهد با موانع  فراوانی روبه رو می گردد، در حالی که دروازه های شر و شرارت به روی همگان باز است و تمام امکانات برای انجام دادن بدی ها فراهم است. در عصر حاضر مشاهده می کنیم که جوامع مسلمان با سایر جوامع دیگر در هم آمیخته و در سطح وسیعی،  از افکار و آداب و رسوم آنان متأثر گشته است. در ضمن امکان گوشه گیری و عدم ارتباط با دیگر انسان ها و جوامع در این عصر امکان پذیر نیست.

امروزه جادارد علما و دعوتگران دینی بیش از پیش دین را بر مردم آسان بگیرند و همان گونه که رسول اکرم(ص) با تازه مسلمانان و اعراب بادیه نشین مدارا می کرد آن ها نیز با مردمان این عصر مدارا کنند. در عهد رسول اکرم(ص) شخصی اعرابی به نزد رسول اکرم(ص) آمد و سوگند یاد کرد که فرایض الهی را تمام و کمال انجام خواهد داد ولی هیچ سنت یا مستحبی را به جا نخواهد آورد، رسول خدا (ص) در باره آن شخص فرمود: « اگر راست گفته باشد رستگار خواهد شد. و در روایتی دیگر فرمود: اگر راست گفته باشد وارد بهشت خواهد شد. »

از جمله مواردی که اوج مدارا و آسان گیری رسول اکرم (ص) نسبت به امت را نشان می دهد می توان به واقعه ادرار کردن شخصی بادیه نشین در مسجد اشاره کرد. پس از آن که شخص بادیه نشین در مسجد رسول الله (ص) ادرار نمود گروهی از اصحاب به سختی برآشفتند و قصد داشتند او را تنبیه نمایند اما رسول الله (ص) آن ها را از برخورد شدید با آن اعرابی بازداشت  و گفت او را به حال خود واگذارید تا ادراش به پایان برسد! آن گاه دستور داد مقداری آب بر آن بخش از زمین مسجد بپاشند !  وپس از این جریان خطاب به یاران گرامی اش  فرمود: « وظیفه شما این است که بر مردم  آسان بگیرید نه این که سخت بگیرید. »

۳)هر فرد متدین می تواند دین و عبادت ها را بر خویش سخت بگیرد و به جای این که به رخصت های الهی عمل کند به عزائم دینی پایبند شود ،  هرچند شایسته  آن است که هر شخص مسلمان راه میانه اختیار کند و از تند روی بپرهیزد.

 رسول اکرم (ص) در باره آسان گرفتن بر خود و دیگران می فرماید:

« همانا خداوند دوست دارد رخصت هایی (که به بندگان خویش ارزانی دشته ) مورد توجه بندگانش قرار گیرد همان گونه که  دوست ندارد  بندگانش از وی نافرمانی کنند. »

فقیهی که برای یک جامعه فتوا صادر می کند نباید فتوایش  بر مردم سخت بگیرد و باید به این امر مهم توجه نماید  که شاید در آن جامعه ، افراد کهن سال، ضعیف، مریض و صاحب عذر شرعی وجود داشته باشند.

از پیامبر اسلام(ص) نقل شده است که در مورد امامت نماز جماعت فرموده است: « هر کس که امامت مردم (را در نماز) به عهده گرفت باید سوره ای کوتاه قرائت کند زیرا چه بسا در میان نمازگزاران افرادی کهن سال، مریض و معذورنیز حضور داشته باشند. »

امروزه دعوتگران و مبلغان دینی موظفند از هر گونه سخت گیری وفشار بر مردم بپرهیزند و سعی کنند در مسائل  مربوط به زنان، خانواده، تفریح و هنر بیش از اندازه سخت گیری نکنند و با کوچک ترین بهانه ای حکم حرمت صادر ننمایند.

به عنوان مثال در دایره ی فتوا پیرامون طلاق بهتر است برای حفظ کیان خانواده از آرای شیخ الاسلام ابن تیمیه پیروی کنیم زیرا ایشان در مسأله ی طلاق دیدی بسیار وسیع دارد.

در مورد معاملات نیز باید به جای این که اصل را بر تحریم و ممنوع بودن قرار دهیم اصل را بر جواز و اباحه قرار دهیم. برای فتوا دادن پیرامون چنین مسائلی نباید به صِرف ظاهر نص اکتفا کرد بلکه باید معانی و اهداف نص را نیزمورد بررسی قرار دهیم.

در قانون مجازات اسلامی چه خوب است که از سخت گیری اجتناب کنیم و آسان ترین اقوال و فتواها را برگزینیم. به عنوان نمونه در این مجال توبه کردن را ساقط کننده ی حد بپنداریم و مجازات نوشیدن شراب را نیز از نوع مجازات های تعزیری تلقی کنیم.

نگارنده(مؤلف) بسیار علاقه مندم که امروزه شعار ما این گفته ی امام سفیان ثوری باشد که فرموده است: «  همانا فقه مطلوب و مفید عبارت است از  رخصت ها و فتواهای آسانی که از عالمان موثق و مطمئن دریافت می گردد و گرنه هر کسی راه سخت گیری را خوب می داند. »

سختگیری در اصول

علما و دعوتگران دینی موظفند در آن چه که مربوط به فروع و اجتهادات و مسائل اختلافی می شود آسانگیری اختیار کنند ولی سهل انگاری و آسانگیری در اصول و مبانی و ثوابت دین در هیچ شرایطی مطلوب و جایز نیست. تا زمانی که امت اسلامی در محافظت بر اصول و ثوابت دینی خویش ثابت قدم و قاطع باشد از هرگونه خسران و خطر در امان خواهد ماند.

 بنابراین هر چند علما و فقها باید در فروع دین بر امت اسلامی آسان بگیرند ولی در اصول و ثوابت حق ندارند با تسامح و تساهل رفتار نمایند.

ناگفته نماند منظور ما از این اصول و مبانی دین همان عقاید و عبادات و اخلاقیاتی است که جزء ستون های اصلی دین به حساب می آید و نه تنها مجالی برای اجتهاد و تجدیدنظر و تحول  در ان نیست بلکه هر کس با آن مخالفت نموده و به انکار – آگاهانه – آن بپردازد  کافر و یا حداقل فاسق به حساب خواهد آمد.

البته در این میان یک سری عقاید فرعی و غیر اساسی وجود دارد که علمای اسلامی – و متکلمین و فیلسوفان – در آن اختلاف نظر دارند ، پرواضح است که  دلیل این اختلاف ها و کشمکش ها که بیشتر جنبه کلامی دارد این است که در اینگونه موارد اجتهاد و تجدید نظر امری جایز و روا به شمار می آید .

لازم به ذکراست اجتهاد از نگاه اسلام امری پسندیده و مطلوب بوده به گونه ای که در هیچ شرایطی مجتهد به خاطر اجتهادش گناهکار شناخته نمی شود حتی اگر اجتهادش نیز اشتباه باشد ؛ چرا که طبق عقیده اسلامی مجتهدی که در اجتهادش راه صواب را رفته باشد دو اجردارد  و مجتهدی که دچار اشتباه شده باشد نه اینکه گناهکار محسوب نمی شود بلکه  از یک اجر الهی نیز  برخوردار خواهد بود. واینکه مجتهد در هر شرایط بر اجتهاد و تلاش علمی اش مأجور می باشد نشان از ارج نهادن اسلام برای خِرَد و عقل و شعور انسان ها بویژه عُلما و مجتهدان می باشد و در واقع این پاداشی است که الله تعالی برای اجتهاد مسئولانه دانشمندان در نظر گرفته است.

شیخ الاسلام ابن تیمیه، ابن قیم و پیروان این بزرگواران بر این باورند که  در قضایای علمی، اصولی و قضایی و عملی، که به فروع مربوط می شود به یک اندازه اجتهاد جایز است و در مجموع تفاوتی میان آن ها وجود ندارد.

بشارت دادن راه دعوت

همان گونه که آموزه های دینی ما اقتضا می کند در زمینه ی فقه و فتوا بر مردم آسان گیر باشیم ، منهج و روش رسول الله (ص) در دعوت و گفتمان  نیز بر این اساس استوار است که مردم را – ابتدا – بشارت و مژده دهیم و از زیبایی های اسلام برایشان سخن بگوییم

اگر ما مسلمانان به تبعیت از فرموده رسول الله  (یسّروا و لا تُعسروا = آسانگیر باشید نه سختگیر ) در دین و بویژه صدور فتوا بر مردم آسان گیری را اختیار می کنیم  ، برما لازم است که سخن گُهربار دیگر آن حضرت را که فرموده است: ( وبّشروا و لا تنفّروُا = در دعوت و تبلیغ مژده دهید و کسی را از دین و اسلام زده و متنفر ننمایید) را در بخش دعوت و تبلیغ سرلوحه ی کار خویش قرار دهیم.

در عصری که ما در آن به سر می بریم  بیش از هر زمان دیگر نیاز است که ما دعوتگران در دل مردم نسبت به دین و آیین خداوندی رغبت و اشتیاق ایجاد کنیم و از هر اقدامی که ممکن است در اثر آن  در مردم تنفر ایجادشده و زده شوند بپرهیزیم.

« تبشیر » مصدر ( بشّر، یبشّرُ ) و به معنای : خبر دادن به امری است که موجب شادی شخص مخاطب را فراهم کند، به گونه ای که آثار شادی در چهره وی هویدا گردد .

بعدها این واژه به عنوان متضاد « انذار » به کار رفت و از این جاست که خداوند در وصف پیامبران خویش می فرماید: « مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ ». مبشرین: آنان ایمان آورندگان به خدا و پیروان خویش را به بهشت جاودان در آخرت و زندگی ای پاک و خوشایند در دنیا بشارت می دهند و منذرین: آنان هر آن کس که به خداوند کفر ورزد و از آنان تبعیت نکند را به آتش سوزان در آخرت و بدبختی در دنیا متذکر می شدند.

منظوراز بشارت دادن در دعوت آن است که دعوتگر یا مبلغ دینی به گونه ای مردم را مورد خطاب قرار دهد که عشق و دوستی پروردگار بر دل های آنان نقش بندد و ضمن متمایل ساختن آنان به عبادت و پیروی از دستورات الهی با مهربانی و مدارا آنان را به راه راست رهنمون گردد.

مفاد عبارت« لا تُنفّروُا »نیز آن است که به گونه ای و با ادبیاتی مردم را دعوت نکنیم که از دین متنفر و بی زار شوند. متاسفانه برخی از مبلغان دینی ، همواره از عذاب و خشم خداوند سخن می گویند و اغلب درصدد آنند که با تلاوت آیات مربوط به عذاب و جهنم مردم را دچار رعب و وحشت نمایند و آنان را در حالت ترس دائمی از خداوند نگه دارند. آن ها کمتر به آیاتی از قرآن توجه می کنند که انسان ها را به نعمت ها و رحمت های  بی کران خداوندی نوید می دهد، حال اینکه چنین روشی با مشی تبلیغی رسول خدا مناات دارد.

و مسلماً این روش تبلیغی نسنجیده و سلیقه ای اینگونه مبلغان مخلص ، ممکن است  مردم را از دین گریزان نموده  و یا حداقل در آنان  تنفر نسبت به آموزه های دینی ایجاد نماید .

علامه عینی در شرح « لا تُنفّروُا » می گوید: « مراد آن است که با تازه مسلمانان و کودکانی که تازه به سن بلوغ رسیده اند و یا کسانی که مرتکب گناه شده ولی توبه کرده اند با مدارا و ملاطفت سخن بگوییم و به جای این که آن ها را از عذاب و خشم خداوندی بترسانیم و در قلب هایشان رعب و وحشت ایجاد کنیم، تلاش کنیم آن ها را به عبادت و آموزه های دینی با شیوه ای کاملاً تدریجی فرا خوانیم و یک مرتبه و بدون مقدمه تمامی احکام را به خورد آن ها ندهیم.

اگر اندکی دقت کنیم متوجه خواهیم شد که تمامی امور دین واز جمله قرآن  مرحله به مرحله به بشریت ابلاغ گردیده و تکالیف و مسؤولیت های مختلف دینی به صورت یک باره بر انسان ها عرضه نشده است.

 چنانکه بر کسی که تازه به اسلام گرویده، در عبادات و احکام دینی آسان بگیریم ،  دین برای او شیرین و دوست داشتنی بوده  و به تدریج به آن اُنس خواهد گرفت ؛ اما اگر بر شخصی که تازه ایمان آورده و یا هنوز ایمان نیاورده ولی به اسلام علاقه مند است ، سخت بگیریم و احکام و مباحثی را با او مطرح کنیم که احساس سنگینی نماید ودر دلش نسبت به دین اساس بی زاری بوجود آید  ممکن است  در اثر ندانمکاری ما !از تصمیم خویش مبنی بر اسلام آوردن ، منصرف شود و اگرهم قبلا ایمان آورده ، آن سخت گیری های ما را برنتابد و در نتیجه از دین گریزان شود.

بنا بر آنچه گذشت  شایسته است دعوتگران دینی به جای ترساندن مردم و ایجاد رعب و وحشت در دل هایشان، آنان را به رحمت ها و نعمت های غیر قابل شمارش خداوند نوید دهند و با سخنان و ادبیاتی امید بخش آن ها را به سوی اسلام فراخوانند.

یکی از رسالت های دینی ما در عصر ارتباطات آن است که از هر گونه افراط و مبالغه گویی در ترغیب و ترهیب مخاطبانمان پرهیز کنیم. چنین روشی چه در مورد عذاب و چه در مورد نعمت های الهی، هرچند عوام پسند است و هر چند متاسفانه امروزه بسیاری از مبلغان به آن روی می آورند و ممکن است این گونه گزافه گویی ها و مبالغه گویی ها مورد توجه عوام و توده ی مردم قرار بگیرد اما هر آیینه چنین گفتاری موجب نفرت رجال و روشنفکران دینی خواهد شد  ( و این خطرناک است.).

شایان ذکر است تعدادی از دعوتگران به اقتضای روش تبلیغی خود به اسرائیلیات و احادیث موضوع متوسل می شودند اما باید اعتراف نمود که دیگر در قرن قرن ۲۱م. چنین مصادرو منابعی پاسخ گوی ذهن فعال و کنجکاو بشر امروز نیست !

مسؤولیت دعوت گران دینی در عصر ارتباطات

امروزه از بارزترین آسیب ها و آفاتی که گفتمان دینی ما را تهدید می کند، می توان به سخت گیری های بی مورد اشاره کرد که توسط برخی واعظان و سخنرانان مسلمان اعمال می گردد. آن ها در زمینه های مختلف به ویژه مسائل سیاسی، اقتصادی و هنری با فتواهای تند خود، عرصه را بر مسلمانان تنگ نموده اند و با کوچک ترین بهانه ای حکم حرمت صادر می کنند!

نگارنده پس از آن که کتاب (حلال و حرام ) را به رشته ی تحریر درآوردم ، از آن جا که در این کتاب بر مسلمانان آسان گرفته و از سخت گیری های بی مورد اجتناب نموده ام توسط بسیاری از واعظ  ومبلغ نماهای دینی مورد آماج تهمت ها و بی مهری ها قرار گرفتم و کار به جایی رسید که گروهی در باره کتاب پرطرفدار و جدیدالتألیفم گفتند: این کتاب، (حلال و حلال) است نه (حلال و حرام) ؛ البته بنده نیز در پاسخ ، عرض کردم پس آن ها  – که با عینکی کاملاً دودی به صدور فتوا می پردازند و اصل را در اشیاء برحرمت می گذارند – کتابی تحت عنوان (الحرام و الحرام فی الاسلام ) تألیف کنند!!

برای این مجموعه از افراد انگار واژه ی حرام ، تکیه کلام گشته و در حالی که این واژه، نزد علمای سلف و خلف بسیار سنگین و خطیر است و جز باتکیه بر نصوص قطعی و آشکار نباید بر چیزی اطلاق گردد ، گروه یادشده بی مهابا و خیلی راحت زندگی مردم را با تحریم های سختگیرانه اشان به تاریک خانه ای مبدل نوده اند .

آن ها آواز خوانی، موسیقی، عکس گرفتن، نقاب نپوشیدن و الگو گرفتن از نظام دموکراسی را و… بدون اینکه دلیلی از قرآن و سنت و سیره ارائه دهند حرام اعلام می کنند ؛ تازه برخی از این مفتیان بی پروا !  دموکراسی را کفر می پندارند!!

 این گروه هر چند به زبان اعتراف می کنند که  فتوا باید متناسب با زمان، مکان، عرف و احوال مختلف تغییر یابد اما در عمل هرگز اینگونه رفتار نمی کنند.

از آن جا که بنده (نویسنده) و همکارانم در هیأت و پژوهش های اسلامی در اروپا معمولا فتاوایی صادر می کنیم که اقلیت مسلمانی که در خارج از دیار اسلامی به سر می برند، بتوانند راحت تر زندگی کنند و به خاطر رعایت مسائل دینی خود در تنگنا قرار نگیرند، بسیاری از این دعوت گران و عالمان – به اصطلاح – دینی به شدید ترین وجه و با زشت ترین الفاظ علیه ما جبهه گیری نموده و به ما فحش و ناسزا می گویند!

مگر نه این است کهک سانی  که صلاحیت صدور فتوا را دارند باید ابتدا موقعیت و نیازهای جامعه ی خویش را بسنجند و سپس به امر فتوا مبادرت بورزند؟

ما با عنایت به شناختی که بر جوامع غربی و موقعیت مسلمان در آن کشورها داشتیم ، فتوا دادیم  که تحت ضوابط معینی ، مسلمانان می توانند از بانک ، وام بگیرند و برای ساخت یا خرید مسکن آن را هزینه نمایند.

همچنین با استناد به اقوالی از اصحاب و تابعین و با سرلوحه قرار دادن فتوای شیخ الاسلام ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم فتوا دادیم که جایز است یک مسلمان باید به پدریا مادرش که غیر مسلمان هستند نیکی روا داشته و به آن ها احسان کند.

و همچنین فتوا دادیم که اگر زنی مسیحی به دین اسلام مشرف  گردد اما شوهرش بر همان دین مسیحیت باقی بماند جایز است که براساس همان عقدی که قبلاً به ازدواج هم درآمده اند به زندگی خویش ادامه دهند و نیازی به تجدید عقد نکاح نیست. البته دلیل ما در این فتوا روایاتی است که از عمر و علی رضی الله عنهما و از برخی تابعین نقل گردیده است.

از جمله رسالت های دینی ما بویژه در عصر حاضرآن است که آسان گیری باشیم ونه سخت گیر ؛ چرا که آن کس که دین را برخود و دیگران سخت بگیرد خداوند نیز بر وی سخت خواهد گرفت و آن که دین را آسان بگیرد خداوند نیز دین خویش را بر وی آسان خواهد گرفت. پس چون ما بیش از هر چیز نیازمند آسان گیری و تسامح خداوندگار بخشایشگریم ضرورت دارد بربندگان خدا سخت نگیریم .

نویسنده: د. یوسف قرضاوی /مترجم: عبدالصمد مرتضوی

 _____________________________

منبع: گفتمان دینی در عصر ارتباطات /مؤلف: د. یوسف قرضاوی /مترجم: عبدالصمد مرتضوی /انتشارات: نشر احسان/ تهران/۱۳۹۰

 

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

تشویق اسلام برای یادگیری علم

قبل از اسلام دانشمندان و علما از مردم به دور بودند. تا جایی که شکاف …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *