خانه / فرهنگ و جامعه / فکر و دعوت / آنانیکه جسد پیامبر صلی الله علیه و سلّم را به سرقت برده نتوانستند

آنانیکه جسد پیامبر صلی الله علیه و سلّم را به سرقت برده نتوانستند

آنانیکه جسد پیامبر را

 

تتبع ونگـارش:

الحاج امــیـن الـدیــن» سعـیدی– سعید افغانی«

موضوع  اهانت، استهزاء و تکذيب، به همه ادیان آسمانی و ابراهیمی بخصوص دین مقدس اسلام، اهانت به کتب سماوی وبخصوص به  قرآن عظیم الشان ، اهانت، استهزا ء وتکذیب به همه پیامبران، بخصوص به پیامبر بزرگوار اسلام محمد صلی الله علیه وسلم، به مقدسات اسلامی، اهانت به حجاب اسلامی، ممنوعیت منار های مسساجد، منع اذان در مناره های مساجد، رسم کاریکاتور پیامبربزرگوار اسلام، براه اندازی تیاتر های  توهین آمیز بر ضد اسلام، ساز ماندهی فیلم ها، نمایشنامه ها، براه انداختن میتنگ، محافل، سیمینار ها ونشرات مقالات وتبصره ها بر ضد اسلام، چیزی نو وامر تازه وجدیدی  در جهان  نيست.
از بدو آغاز وحی آسمانی تا به امروز پیامبر ان عالم بشریت بنام ساحر، دروغـــگو، مجنون، قدرت‌طلب و سفيه و… مورد اهانت واستهزا قرار گرفته اند.
ولی در این اواخر فرهنگ جدید استهزا، اهانت وتکذیب بشکل مدرنترش  وجنون امیز، از جانب  بخش از مراکز و  رسانه ها، بخش از سینما گران  و میدیا  بخصوص در  توهين و تحريف رسالت پیامبر اسلام محمد صلی الله علیه براه افتاده است. آنان میخواهند سناریو اصحاب فیل را یک بار دیگر در مقابله با شخصیت والای پیامبر اسلام مورد تجربه وآزمایش قرار دهند.
تهيه فيلم  اهانت آمیز در ایالات متحده  امریکا ورسم کاریکاتور ها در مطبوعات کشور دنمارک،  فرانسه، احساسات  میلونها مسلمان  جهان را جریحدار ساخت ومسلمانان را با این امر متوجه ساختند، که اگر به پا نه خیزند دین شان هم مورد حملات بیشتر  قرار خواهد گرفت. مسلم این است که این سازمان دهان شر وفتنه، تفرقه و تشنج و تقابل تمدن ها کور خوانده  اند.  همانطوریکه سایر توطیه ها در خاموش ساختن روشنی ونور دین مقدس  اسلام به ناکامی انجامید این بار هم این توطیه ناکام، ورسوا خواهد گردید.

هانطوریکه متدینین در مقابله با لشکر ابراه در دفاع از مکه به پا خیستند، وهمانطوریکه مسلمانان در دفاع ودفع توطیه در سرقت جسد اطهر پیامبر صلی الله علیه وسلم پرداختند، اینبار در مقابل همه ای این  تبلیغات دشمن، مسلمانان  و انسانان خیرخواه وبا درایت با فهم، تعقل و تدبر کامل در دفاع از پیامبر خویش ادای رسالت خواهند کرده وبه تمام وسایل خواهند کوشید تا  از کتاب آسمانی خویش قرآن عظیم الشان  وسایر مقدسات اسلام دفاع خواهند کرد. دفاع وحفاظت که الله تعالی، دفاع وحفاظت آنرا خود وعده داده است.
قران عظیم الشان میفرماید :﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ﴾. يعني: «ما قرآن را نازل کرديم و همانا ما نگهدار آنيم. تضمین بالاتر ازین برای عالم بشریت وجود داشته نمی تواند.
خوانندﮤ محترم!
در روایات تاریخی آمده است که: تا بحالا حد اقل پنج بار تلاش  صورت گرفته است که جسد اطهر پیامبر صلی الله علیه وسلم را از مدینه بدزدند.
۱- بار اول این کوشش در زمان حاکم نا اهل مصر بنام « حاکم بامر الله عبیدی» طرح ریزی شد، آنان  تحت بهانه اینکه اگر  جسد پیامبر و ابوبكر و عمر را از مدینه به مصر بياورند  سبب جذب دلهای مردم به مصر  میشود، و به اصطلاح مصر بحیث مرکز روحانی مبدل میگردد.

تحت همین شعار تعدادی از افراد را به سوی مدینه منوره فرستاد، زمانیکه  مردم مدینه از توطئه دشمنانه حاکم مطلع شدند با تمام قوت به مقابله لشکر نا اهل مصر قیام کردند.
میگویند: در روز دوم جنگ طوفان شدیدی در شهر مدینه بر لشکر مصری ها نازل شد وهمین طوفان و باد شدید سبب شکست و ناکامی  نیروی مفسد عبیدی شد.
مؤرخین مینویسند: تعدادی ازاین لشکر بقتل رسید وتعدادی با سر افگندی شکست خورده قرار  را به فرار ترجیح دادند.

۲- بار دوم باز هم توطیه دزدی جسد پیامبر صلی الله علیه وسلم  توسط همین حاکم مصر بشکل دیگری آنان طرح ریزی میگردد: شاه نا اهل مصر این بار افراد مخصوص را بطور مخفی به شهر مدینه میفرستد و به آنان هدایت میفرماید که در مدینه مسکن گزین شوند، و بدون سر و صدا  به سرقت جسد پیامبر اسلام اقدام نمایند.
مؤرخین مینویسند: گروپ (گروه) مخفی فرستاده شده در شهر مدینه و آنهم نزدیک مرقد پیامبرصلی الله علیه وسلم در یک خانه مخفی میگردند.
این افراد بعد از جابجا شدن در این خانه به حفر تونل بسوی مرقد پیامبر صلی الله علیه وسلم آغاز مینمایند.
میگویند در یکی از روز ها  فریادی شنیده میشود که ای مردم مدینه! جسد پیامبر شما را از قبر بیرون می آورند. مردم مدینه با شنیدن این صدا به جستجو پرداختند و بالآخره این افراد را دستگیر نمودند. (حاکم اهل مصر ( بامرالله) به این دزدی ها اکتفاء نه نموده، بالآخره در سال
۴۰۸ هجری ادعای الوهیت نمود. و گفت که ( ای مردم  من خدای شما هستم.)
۳- بار سوم پلان سرقت توسط پادشاهان مسیحی مطرح میگردد، آنان دو نفر مسیحی را وظیفه می سپارند، تا به مدینه سفر نمایند، و آنجا به آهستگی  به سرقت جسد پیامبر صلی اله علیه وسلم بپردازند.
میگویند: این دو نفر با پول هنگفتی، در حالیکه خود را عابد و زاهد معرفی داشتند عازم شهر مدینه منوره گردیدند.
این دو نفر به مجرد رسیدن به شهر مدینه به توزیع پول به فقرا آغازیدند. مردم زمانیکه سخاوت این دو نفر را ملاحظه نمودند، همیشه آنان را به چشم قدر مینگیرستند، این دو نفر مسیحی به ظاهر عابد خانه ای در نزدیک جوار مرقد پیامبر صلی الله علیه وسلم به کرایه گرفتند، واز طرف شب مشغول تونل زنی بسوی مرقد پیامبر صلی الله علیه وسلم شدند.
میگویند:  نورالدین زنگی حاکم و فرمانده شجاع مسلمان چند بار درخواب دید که رسول الله صلی الله علیه وسلم به او صدا می زند و برایش میگوید: مرا از دست این دو نفرنجات بده.
میگویند: نورالدین از این خواب به وحشت افتاد، لذا عده زیادی از علماء را جمع نموده خواب خود را برای آنان در میان گذاشت، علماء بعد از استماع به تعبیر خواب پرداخته و گفتند، حتما خطری در میان است که جسد اطهر پیامبرصلی الله علیه وسلم را تهدید می کند.

نورالدین با شنیدن این خبر فورا عازم مدینه شد. وقتی به شهر مدینه رسید اعلام کرد کلیه اهالی و ساکنان مدینه جهت دریافت هدیه به ایشان نزد حاکم مراجعه کنند.

نورالدین به مسؤولین هدایت فرمود که لست تمام باشندگان مدینه را تهیه و در حین توزیع هدایا میخواهد هرکدام  از اهالی مدینه را از نزدیک ببیند.
نورالدین طبق برنامه به تمامی مردم مدینه هدیه داد ولی آن دو نفر را ندید لذا متحیر شد بنا بر این به مردم مدینه گفت: آیا کسی از شما مانده که صدقه نگرفته باشد؟ آنان گفتند نه کسی نمانده.
نورالدین گفت: فکر کنید. ناگهان به یاد مردم مدینه آمد که آن دو زاهد و عابد نیامدند گفتند کسی از ما نمانده که از شما هدیه نگرفته باشد البته دو نفر عابد از اهل مغرب زمین مانده اند، آنان چون نیازی به کمک نداشتند، لذا امروز به این محفل نیامده اند. مردم گفتند آنان بسیار عابد هستند و همیشه به فقرا صدقه می دهند.
نورالدین وقتی این سخن را شنید فورا در فکر اش آمد که این همان  دو نفری هستند که او آنرا در خواب دیده است، لذا دستور داد، آن دو را بیاورند نورالدین تا چشمش به آنان افتاد فورا آنها را شناخت آنها همان  دو نفری بودند که رسول خدا به وی نشان داده بود.
نور الدین پرسید شما دو نفر از کجا هستید آنان گفتند ما حجاج هستیم از سر زمین مغرب.

نورالدین گفت: راست بگویید آنان گفتند ما دروغ نمی گوییم.

مردم مدینه از آنان دفاع می کردند و از خوبی و نیکی آن دو تعریف وتمجید می کردند. وقتی آنان اعتراف نکردند نورالدین به منزل آنان رفت در آنجا هیچ چیزی نبود مقدار زیادی مال و خوراکی بود و مقداری کتاب.

نور الدین فرش خانه را بلند کرد ناگهان چشمش به تونلی افتاد که به سوي مرقد پیامبر خدا مي رفت.
مردم مدینه با دیدن این تونل به دهشت افتادند نورالدین آن دو را احضار نمود و دستور داد آنان را بزنند آنان را زدند و بالاخره آنان اعتراف نمودند که از جانب پادشاهان مسیحی مأمور شده اند و آنان وقتی به جسد رسول خدا نزدیک شدند زمین طوری لرزید که آنان نتوانستند پیش بروند. روز بعد بود که نورالدین وارد مدینه شد.
نورالدین با دیدن و شنیدن اعترافات آنان به سختی گریه کرد سپس دستور داد آن دو مسیحی را بسزای اعمال شان رسانیدند.
نورالدین  دستور داد دور حجره حضرت عايشه يعني مرقد رسول الله را کنده و پر از سرب  ذوب شده نمایند، تا دیگر کسی نتواند به مرقد پیامبر صلی الله علیه وسلم تعرض ویا خیال سرقت آنرا در فکر خویش بپروراند.


خوانندﮤ محترم !
همانطوریکه گفته شد، در جهان امروزی ما این توطئه ودسیاس وتوهین ها بشکل مدرن آن آغاز یافته است وسناریوی مدرن را بکار می برند تا به زعم خود شان نور وهویت دین مقدس  اسلام را لکه دار سازند.
آنان اینبار شخصیت والای پیامبر صلی الله علیه وسلم را زیر فوکَس  خویش قرار دادن اند، و با ساختن  فلم های مبتذل و دور از انصاف و واقعیت شخصیت پیامبر صلی الله علیه وسلم را اهانت نموده و دین مقدس اسلام را بحیث دین « سرطان » و مسلمانان را افرادی خشن، عقب مانده، تروریست، قاتل، جنگجو و در نهایت امر وحشی معرفی میدارند.

ولی ما به حقانیت دین مقدس اسلام، وحقانیت قرآن عظیم الشان و بخصوص به رسالت  پیامبر صلی الله علیه وسلم که برای نجات بشریت از ظلم تعدی و بی عدالتی  انجام داده اند، ایمان داریم.

ما ایمان داریم همانطوریکه سایر تبلیغات شان، ناکام و رسوا گردید، اینبار هم این تبلیغات و هیاهوی شان جای را نخواهد گرفت، همانطوریکه اربابان  شان ناکام و رو ی سیاه گردیده اند، اینبار نیز ناکام  و رو سیاه خواهند شد. إن شاء الله.

و در یک کلام:

آنانیکه جسد پیامبر صلی الله علیه و سلّم را به سرقت برده نتوانستند، شخصیت اوراهم لکه دار ساخته نمیتوانند!

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

هیچ کافری را به خواری منگرید!

نویسنده: صدیق قطبی   طبق تعالیم اسلامی، ملاک نهایی در سنجش افراد سرانجام آنهاست و …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *