خانه / فرهنگ و جامعه / فکر و دعوت / آیا جدایی سیاست از اسلام ممکن است؟

آیا جدایی سیاست از اسلام ممکن است؟

نویسنده: داکتر عماد الدین خلیل

ترجمه: احسان الله همت
(أَمْ لَهُمْ شُرَكَاءُ شَرَعُوا لَهُمْ مِنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَنْ بِهِ اللَّهُ وَلَوْلَا كَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (21)) (الشورى).
و ما همیشه می گوئیم که این حق سیکیولارها است تا برای جدائی دین از دولت فراخوانی کنند و بر این روش خود صبح و شام در روزنامه ها، رادیو ها، ماهواره ها، سیمینار ها و کنفرانس ها تاکید نمایند و این که بر مفاهیم حکومت اسلامی چنان بتازند، و برای رد آن و اثبات بطلان آن چنان تلاش ورزند که زبان های آن ها خشک شود و گلو های آنها پاره گردد. و اینکه در این زمینه کتاب های بنویسند و تحقیقاتی انجام دهند. هیچ کسی مانع آنها نخواهد شد، زیرا این چیزی است که آنها از روی قناعت آزاد البته در تصور-غلط- خود به آن رسیده اند.

زمانی که کتاب خدا (قرآن) به این فرمودۀ خوده (فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ) (الكهف:29) حتی به کافران و کفر اجازه می دهد تا موجود باشند، آیا اجازه نمی دهد تا یک گروه موازی از مردم که به خدا و روز آخرت باور دارند لیکن به سیکیولاریستی معتقد هستند و برای جدائی دین از دولت فراخوانی می کنند وجود داشته باشند؟!

اما آنان هیچ گاه این حق را ندارند که برای کناره گیری اسلام گرایان از عقیده راسخ خود، در ارتباط به حکومت اسلامی، که در کتاب خدا (قرآن) و سنت پیامبر (ص) او بر آن تاکید شده است تلاش ورزند.

نباید آنها (اسلام گرایان) را دنبال کنند و شدید ترین مقررات و رویه های خون آلود پولیسی را برای مانع شدن آنها (اسلام گرایان) از این قناعت بکار گیرند. درست چنانچه اسلام گرایان به مخالفین خود این حق را میدهند که تا سیکیولاریسم را پذیرفته و برای آن فراخوانی کنند، پس بر آنها (سیکیولاریست ها) نیز لازم است که به اسلام گرایان این حق را بدهد که به رابطه اجتناب ناپذیر بین دین و دولت باورمند باشند، برای آن دعوت کنند، و برای پیاده سازی آن در زندگی عملی تلاش ورزند.

اما آیا کسی حق این را ندارد که بپرسد: چگونه سیکیولارها این میلان ذهنی –که نخست- منافی بدیهیات اسلامی است، را توجیه می کنند، که در واقع به عملیه جمع یک مالته با دو سیب که حاصل جمع آن سه باشد شباهت دارد.

در صورتی که روش، پیروی از تجریۀ مغرب زمین باشد که در آن سیکیولاریسم به عنوان دوای کامیاب برای از بین بردن سلطۀ غیر منطقی و غیر عملی کلیسا بر قابلیت های دانشمندان و محققان بود، و کلیسا را مجبور به پذیرفتن استدلال های غلط و ارتجاعی نمود. از همین رو این یک اشتباه بزرگ است، زیرک فرانسوی کهنه سال «تالیران» در مورد آن چنین می گوید: “این اشتباه است و اشتباه بزرگتر از جرم”، چرا که در اسلام چنانچه محقق معاصر انگلیسی «رام لاندو» در کتاب خود«اعراب و اسلام» می گوید: دین و دانش با هم در جاده ها راه رفت، در حالی که همدیگر را تقویت می کردند، زیرا این هر دو بر وجود خداوند پاک و متعال تاکید می کنند و برای آن تلاش می ورزند.، اما اگر این قضیه به فهم نادرست از مطالب این دین رابطه دارد، و یا عدم آگاهی از اهداف اساسی آن، پس در این صورت آن موقف گیری نیازمند گفتگو است.

آیا فکر میکنید که آنها کتاب خدا را یک بار هم با ذهن باز نخوانده اند .. تنها یکبار؟ که در آن این آیات یکی پی دیگر آمده است: (وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ (44))(المائدة)، (وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (45)) (المائدة)، (وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (47)) (المائدة) آیا فکر می کنید که این آیتی کریمه را که حکم (قانون گذاری) در آسمانها و زمین را به دست خداوند پاک و متعال قرار میدهد: (وَهُوَ الَّذِي فِي السَّمَاءِ إِلَهٌ وَفِي الْأَرْضِ إِلَهٌ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ (84)) (الزخرف)، آیا فکر میکنید که آنها یک روزی هم به این فکر نشدند که چطور ممکن است احکام شریعت اسلامی را در تمام بخش های فردی و اجتماعی زندگی پیاده کرد؟ مگر این که دولتی موجود باشد و نهادهای آن دست به اجرای این عمل بزند؟!

آیا فکر می کنید که آنها تاریخ اسلام را، با تلاش لازم، نخوانده اند؟ تاریخی که از همان آغاز خود در عصر رسالت در جستجوی یک محیط مناسب برای استقرار دولت اسلامی بود، و چگونگی سفر رسول خدا “ص” به طائف، ارتباط گرفتن به بیشتر از ده قبیله در آنجا، سپس بیعت با انصار در بیعت های اول و دوم عقبه، که تاکید بر لزوم ایجاد یک دولتی که نه تنها بر تطبیق قانون خدا بر روی زمین اکتفا نماید، بلکه -همچنان- برای محافظت آن از خوردگی (درونی)و تجاوز (بیرونی) نیز تلاش ورزد.

بازهم آیا آنها متوجه نشده اند که مسلمانان چگونه در سقیفه بنی ساعده، برای حل مشکل جانشینی، باهم جمع شده بودند، در حالی که هنوز جنازه رسول خدا “ص” خاک سپاری نشده بود. دیری نگذشت که آنها ابوبکر صدیق را انتخاب کردند، که گام های بلندی برداشت، و بعد از او برادران راشد او، که در تایید مفاهیم حکومت اسلامی به نوبه خود قدم های برداشتند

آیا فکر میکنید که آنها حتی یک نگاه معمولی، در منظومه بارور فقه اسلامی در تمام زمینه ها از جمله فقه مقاصد، فقه تعادل، فقه سد ذرائع و مصالح مرسله و فقه فتوا داشته است؟ تا آنها با چشم خود ببینند که چگونه فقه به تمام سوالات خورد و بزرگ مربوط به دولت اسلامی، پاسخ داده است؟

به هر حال، این حق ایشان است که نه خوانند، نبینند و تحقیق نکنند..و این که در مورد این موضوع که مهم ترین موضوع عقیده، فقه و تاریخ اسلامی را تشکیل میدهد نابینا باشند، لیکن هیچ گاه این حق را ندارند که بر مجبور ساختن اسلام گرایان بر کنار گذاشتن آنچه بطور آشکار قضیه مهم دینی است، تلاش ورزند.

آیا این –بار دیگر- اشتباه بزرگتر از جرم نیست؟
در واقع این سیکیولارها آنچه را بر دین روا میدارند که خداوند آن را مجاز ندانسته، پس مرتکب ظلمی می شوند که خداوند بسبب آن وعید عذاب دردناکی داده است و الله بزرگ راست گفته است.

به نقل از: اصلاح آنلاین

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

اصول سازگاری اسلام و مدرنیته، آیا ممکن هست یا خیر؟

نویسنده: محسن کدیور اصول سازگاری اسلام و مدرنیته [۱] تجدد فرهنگ غالب دوران ماست، به …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *