پاسخ به شبهات

آیا زردشت پیغمبر، و “اوستا” کتاب آسمانی بود؟

سکولاران بی دین نمیتوانند علیه اسلام مستقیما حمله کنند، ومردم را به بی راهگی بکشانند، جز از طریق شبهه افگنی ومردم را به بت پرستی وبی دینی نزدیک نمایند تا شود ازین راه مردم به سکولاریستی روی آورند،

چکیده
هدف از نوشتار چنین مقاله ها تنویر و روشنگرای است نه توهین و تعالی گرایی (معاذ الله من ذلک)، زیرا ما امروز در سراسر کشور و دانشگاه ها شاهد سر وصدای هستیم که میگویند: زردشت پیامبر بود، وکتابش کتاب مقدس. هدف از تبلیغات درین مقطعی تاریخی که تهاجم فرهنگی به اوج خود رسیده است فقط دو چیز میتواند باشد :

  1. سکولاران بی دین نمیتوانند علیه اسلام مستقیما حمله کنند، ومردم را به بی راهگی بکشانند، جز از طریق شبهه افگنی ومردم را به بت پرستی وبی دینی نزدیک نمایند تا شود ازین راه مردم به سکولاریستی روی آورند، قسمیکه مواد ثقافتی را تغذیه برای فکر افراطیت میدانند بی خبر ازین که خودشان در صدد رشد افکار افراطیت هزاران نهال غرس کردند.
  2. میخواهند ثابت کنند که اسلام در واقع گرفته شده از دیانت زردشتی ویهودیت وغیره – یعنی کاپی – است، اسلام چیزی را بنام نوید و ارمغان به بشریت نیاورده است، کارکرد دیگران را به خود نسبت میدهد ؟

درین مقاله بحث عادلانه و بی طرافانه به همین منظوراست که آیا کسی بنام زردشت وجود داشت ویا خیر؟ آیا کتابی را بنام اوستا به میراث فرهنگی گذاشته ویا خیر؟ تعلیمات موجوده درین کتاب سازگاری با تعالیم اسلامی دارد و یا خیر؟

در مطالب ذیل این همه اشکالات حل وفصل خواهد شد.

شرطِ کتابِ آسمانی بودن

وقتیکه ما معتقد وباورمند به پیغمبر بودن فردی، ویا کتابش را کتاب آسمانی تلقی کنیم باید این پیامبر وکتابش از چندین فلتر عبور کند، بناء کتاب زردشت آیا کتاب آسمانی والهی بود، باید از پنچ فلتر ذیل عبور کند:

نخست

کتاب آسمانی توسط فرد معصوم که عبارت از پیامبر است به ما رسیده باشد، اما توسط مصلح، ولی، دانشمند، ولو از جایگاه عالی هم برخوردار باشد کتابش بحیث کتاب آسمانی پذیرفته نمیشود، آیا کتاب زردشت توسط فرد معصوم در تاریخ از آن بازگوی شده است؟

دوم

ثبوت کتاب آسمانی باید ازطریق یقین بوده باشد، و جمع بزرگی از امت به آن مهر تائید زده باشند، اما از طریق خواب و افراد گمنام، و از طریق تعصب کتاب آسمانی بودن ثابت نمیشود، آیا کتاب زردشت از طریق تواتر ویقین به ما رسیده است، قسمیکه تورات و انجیل و غیره به ما رسیده است؟

سوم

نسبت وحی بودن کتاب از طرف خداوند ثابت شده باشد، به نحویکه در آن کتاب گفته شده باشد که من خدای تعالی به شما چنین دستور میدهم، و از چنین چیزها شما را منع میکنم، به فرمان برداران بهشت، و به نافرمانان دوزخ… آیا کتاب زردشت مطابق این شرط است؟

چهارم

کتاب الهی خالی از تناقض واشتباهات تاریخی، و مستحیلات بوده باشد، اما این که در کتابی حرفی مطابق واقعیت ها، وسازگار در برخی موارد به فرمان الهی بوده باشد، این مصداقیت آن را به کتاب الهی بودن نمی رساند، قسمیکه هر که زحمات فراوان در راستای تعلیم و تربیه کشید این رنج و زحمت انسان را به پیامبری نمی رساند… زیرا نبوت کسبی نیست قسمیکه برخی از منحرفان به این باوراند، آیا کتاب زردشت از تناقضات ومستحیلات خالی است؟

پنجم

باید کتاب مقدس مشتمل به برخی معجزات، حقایق تاریخی و بازتاب دهنده عواقب امم سابقه، به دور از جادو و شعبده بازی، منامات و خرافاتیکه با دین و عقل سلیم در تناقض است بوده باشد، آیا کتاب زردشت دارای آیات و معجزات و حقائق تاریخی است که بشر از آوردن همانند وی عاجز مانده باشند؟

نسبت “اوستا” به زردشت نادرست است

کتابی را که زیر نام اوستا به زردشت نسبت میدهند به دلائل ذیل نا درست است:

  • زمانیکه هرودوت تاریخ نویس مشهور در سال 425- 484پیش از میلاد از مناطق فارس دیدن کرد از باورها، و روشهای فارسیان بازگوی کرد، ولی از کتابیکه بنام اوستا شهرت دارد و به زردشت نسبت داده میشود هیچ یاد آوری نکرده است.
  • در کتاب اوستا نکاح به مادر وخواهر را جائز میگوید، زمانیکه هیرودوت از بلاد فارس دید و وادید داشت چنین رویکرد زشت در مردم فارس شهرت نداشت، واگر میبود خواه مخواه از آن تذکر میداد قسمیکه این را در سرزمین مصر دیده تذکر داده است، پس معلوم میشود که چیزی بنام اوستا که به زردشت نسبت داده میشود درست نیست.
  • خود زردشتیان معتقد برین هستند که کتاب اوستای معروف و مشهور دست نویس مغان و کاهنان و جادوگران معروف آن زمان زیر مراقبت و نظر ساسانیان در سال های 224م تحریر یافته است، این واقعیت بیانگر این است که اوستا قبل از زمان ساسانیان هیچ وجود وشهرتی نداشت، وآنچه گفته شده است که سکندرمقدونی کتاب اوستا را آتش زد کدام سند وحقیقتی ندارد، به دلیل این که امکان ندارد یک ویا دو نسخه آن در جهان باقی نمیماند قسمیکه یهودیت ومسیحت کتاب خود را تحریف کردند، ولی به آن هم قسمتی از آن در جهان وجود دارد که دست نخورده است، حرفیکه تعجب آور است وهیچ عقلی آنرا نمی پذیرد این است: زمانیکه سکندر مقدونی اوستا را آتش زد و هیچ جمع آوری مجدد صورت نگرفت شش قرن بعد کتابی بنام اوستا ظاهرمیشود در واقع این مضحکه است؟
  • آنچه که مسعودی گفته است اوستا کتاب زردشت است خالی از حقیقت است به دلیل این که میان مسعودی و زردشت صدها قرن فاصله است و بدون دلیل و مستند این حرف را گفته است، حالا درین کتاب خرافات و چرندیات وجود دارد که هیچ فرد عادی چه جاییکه پیغمبر باشد چنین حرفی را نمیگوید، و چیزیکه در مورد این کتاب خلاف عقل و نقل گفته شده است: کتاب در (12) هزار جلد بود؟
  • قرآن کریم فقط بنام مجوس از ایشان یادآوری کرده، اما چیزی بنام زردشت مانوی مزدکی وغیره تذکر نداده است، به این معنا است در اصل همه آتش پرست بودند، بعدها به این فرقه تبدیل شدند، اگر چیزی بنام زردشت میبود از ایشان تذکر صورت میگرفت قسمیکه از عیسی و موسی علیهما السلام و کتاب شان تورات و انجیل تذکر صورت گرفته است؟
  • تاریخ نشان میدهد که هندوها وایرانیها ازیک نسل هستند همانا نسل آریائی، ودیانت شان هم یک دیانت است که همان دیانت مزدکی، اگر دقت شود اسطوره ها و قصه و احکامیکه بنام دین یاد میشود در کتاب ویدای هندوها و اوستای ایرانیان باهم خیلی مشابهت دارد، حتی در مصطلحات و خدا شناسی و باور داشتن به ثنویت و دو خدائی…، پس دانسته میشود که هردو یک قوم و ازیک منبع الهام میگرفتند، البته با تغییر در لباس و نام. دانشمندان هم شبه اتفاق نظر به این دارند که ساسانیان دین فارسیان را از دین هندوان جدا کردند ور نه هردو یک دین بودند.
  • در انجیل متی بار بار از مجوسیت تذکر داده شده، ولی چیزی بنام زردشت و اوستا دیده نمیشود. در واقع اگر وجودی میداشت باید این کتابهای آسمانی از یک دیگر بازگوی میکرد، همانند بقیه کتب آسمانی دیگر.
  • اوستا دارای سه نسخه است:

نسخه اول: اوستاییکه سکندر آن را آتش زد، 12 هزار جلد بود، و گفتیم که نسبت آن به زردشت صحت ندارد، 12 هزار جلد هم تکلیف مالا یطاق است و خداوند بندگانش را به مالا یطاق دستور نمیدهد.

نسخه دوم: همان اوستای است که زیر نظر ساسانیان، کاهنان و جادوگران ترتیب دادند، هیچ همگامیی به وحی الهی ندارد.

نسخه سوم: همان اوستای است که در عصور اسلامی در مقابله به قرآن تلفیق و نوشته شده، نه سندی دارد، نه مؤلفی، و در پیروی از نقش و قدم یهود و نصاری تحریف کردند، با تفاوت اینکه تورات وانجیل یک اصل داشت، ولی کتاب اوستا هیچ اصلی ندارد، شاید در استدلال از همین نسخه میگویند که مشابهت میان اسلام و زردشتیت وجود دارد، اولا وجود کتاب ثابت گردد و سپس مشابهتش.

نمونه ای از وجود خرافات و چرندیات در کتاب ” اوستا ”

  • باوربه وجود دو خدا، و وجود نزاع و کشمکش ها میان این دو، و از آن بنام های خدای خیر و شر، تاریک و روشن، یزدان و اهریمن تذکر داده شده است، و نیز از اقوال مشهور زردشت – در این کتاب نسبت داده شده – خدا تنها بود و چون تنهاییش طول كشید به اندیشه فرو رفت و از اندیشه ‌اش ابلیس زاده شد و چون پیش رویش حاضر گردید خواست وی را بكشد اما وی مانع گردید، چون خدا امتناع وی را دید تا مدتی مهلتش داد.
  • هرکه سگ و گربه، و روباه و ماهی را لت و کوب کرد، باید 500 شلاق زده شود، و انتقام از سگ دیوانه گرفته شود، زمانیکی حمله آور میشود بار اول گوش راست آن بریده شود، بار دوم گوش چپ، بار سوم پای راست، چهارم پای چپ، بار پنجم دمبش بریده شود.
  • هرکه با خانمش در حالت ماهواری همبستر شود، باید یک هزار رأس گوسفند بطور جریمه ذبح کند، و ده هزار مارخزنده، ویک هزار قورباقه را بکشد.
  • نکاح با محارم از قبیل خواهر و دختر وغیره را جائز قرار میدهد، وچیزی بنام غیرت وجود نداشت، حتی در تمدن فارسی ها قبل از اسلام که خود را اتباع دیانت زردشتی قلمداد میکردند مرد، زن خود را هدیه میکرد.

اخطاء واشتباهات متنی و محتوائی و محوری در “اوستا

  1. در کتاب اوستا عمر دنیا را مابین 9-12 هزار سال گفته است، حالا از عمر دنیا ملیونها سال گذشته ولی تاهنوز دنیا موجود است.
  2. اگر پشک در دریا پیشاب کند ده هزار حیوانات دریائی را میکشد.
  3. موش را خدا آفریده، پشک را شیطان.
  4. با پیشاب گاو و گوسفند غسل کردن و خود را پاک کردن درست است، همان مذهب هندوایزم امروزی که گاو را می پرستند.
  5. دفن کردن مردگان را جرم می پندارد باید اجساد دفن نشود، اگر دفن شد زمین پلید میشود، وبعد از 50 سال این زمین دوباره پاک وقابل استفاده میشود، همان مذهب هندوایزم امروزی که اموات خود را می سوزانند.
  6. زمانیکه مخلوقات زیاد شد، خدائی بنام ” آهورا ” زمین را با عصایش زد سه برابر حالت فعلی اش گسترده شد.
  7. آب و آتش انسان را نمی کشد، و آنچه که می بینید شیطان است که انسان را میکشد، زیرا آتش را پرستش میکرد، ازین خاطر آتش در نزد آنان مقدس است.

تناقضات عجیب و غریب در کتاب “اوستا

  • از یک طرف دستور به پاکی و تطهیر عقاید و اندیشه ها میدهد، و از طرف دیگر نوشیدن پیشاب و شراب را مجاز میداند.
  • از یک طرف خود را شریعت ساز و مصلح میگیرد، از طرف دیگر باورمند به دو خدا است قسمیکه قبلا گذشت.
  • خدائی بنام “میثرا” بزرگترین و قوی ترین و داناترین خدایان است، ولی در بعد آمده میگوید: خدای دیگری بنام “آهورا”، خدای “میثرا” را پیدا کرده است.
  • از یک طرف “اهورا” را خدا ثابت میکند، از طرف دیگر برای آن زن و فرزند ثابت میکند.
  • از یک طرف دروغ را نکوهش میکند، از طرف دیگر دروغ را برای خدایانش همچو اهریمن ثابت می سازد، واز طرف دیگر خدایان خودرا به بی اتفاقی توصیف میکند.

زردشت پیغمبر نه بلکه یک اسطوره خیالی بود

فقط کتابیکه به نبوت زردشت قائل است کتاب اوستا است، و تناقضات وهرزه سرایی اوستا را قبلا مشاهده کردید، ولی با آنهم مشت نمونه خروار دلائل کوبنده را برای این که زردشت پیغمبر نبود خدمت تان تقدیم خواهم کرد:

  • خداوند میفرماید: ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ﴾ [الحج: 17]

«یقیناً کسانیکه ایمان آوردند، و کسانیکه یهودی شدند، و صائبان (بی دینان) و نصاری و مجوس و کسانیکه‌ (به الله) شرک آوردند، همانا الله در میان آن‌ها روز قیامت داوری میکند، بی‌ گمان الله بر هر چیز گواه است.
ازسیاق آیت قرآنی معلوم میشود که ایشان مشرک بودند، آری هرکه در اسلام داخل شد از هر قومیکه باشد قابل پاداش است، بانظرداشت این که استدلال از دلالت اقتران نزد علمای اصول کمزورترین و ضعیف ترین دلالت است، زیرا در آیت از مشرکین هم تذکر داده شده است آیا ایشان هم صاحب دین وکتاب بودند؟

  • زمانیکه میان روم مسیحی و فارس مجوسی نبرد واقع شد مسلمانان طرف دار و حامی روم مسیحی قرار گرفتند به دلیل مشترکات مذهبی، ولی مشرکان حامی و حلیف فارس آتش پرست قرار گرفتند، به دلیل مشترکات بی دینی چون هردو مشرک بودند، واین خودش واضح ترین دلیل به عدم نبوت زردشت است.
  • زمانیکه پیامبر علیه السلام نامه به امپراطور روم و فارس می فرستد در محتوای این پیام اگر توجه صورت گیرد، دانسته میشود که اتباع زردشت صاحب دین توحیدی نبودند، بلکه مشرک محض بودند، برای روم میگوید اگر ایمان آوردی برای تو دو اجر است، اجر دیانت سابقه واجر دیانت دوم، ولی برای امپراطور فارس فقط یک اجر چون به شرک پاداش داده نمیشود، و نیز به امپراطور روم به اهل کتاب گفته خطاب میکند، ولی به فارس چنین خطاب نمیکند، زیرا نه پیامبری داشتند، و نه کتاب آسمانی.
  • در کتاب اوستا اشاره به هیچ پیامبری و اقوامی نشده، چطور کتاب آسمانی است که به انبیاء قبلی هیچ اهتمامی ندارد، در حالیکه انبیاء برادران از یک پدر هستند.
  • زمانیکه صحابه مناطق فارس را فتح کردند باور کامل برین داشتند که فارس اهل کتاب نیستند، ولی آنچه در آن تردید داشتند نحوه برخورد به ایشان بود که چگونه همرای آنها برخورد کنیم؟ آیا همانند اهل کتاب برخورد کنیم و یا همانند مشرکان عرب؟ در آخر فیصله به همین شد که همانند اهل کتاب تعامل صورت گیرد، ولی با درنظرداشت این که غذا و ازدواج با ایشان نادرست است، این یک حالت اضطراری را نشان میدهد و حالت اضطراری حکم عام را به خود نمیگیرد.
  • روایت صحیح بخاری هم همین مبدأ را تائید میکند که پیامبر علیه السلام از مجوس هجر جزیه گرفت، این خود بیانگر این است که مجوس مشرک بودند.
  • حدیثیکه میگوید: همرای ایشان همانند اهل کتاب برخورد کنید، سندا منقطع و ضعیف است، بالفرض صحیح هم باشد حالت اضطراری ویا قیاسی است نه حالت عمومی .

نقد دلائل اثبات نبوت زردشت

  1. از نصوص اوستا برداشت این میشود که به نبوت پیامبر علیه السلام اشاره کرده، اگر از نزد خدا نمیبود چگونه اشاره میکرد؟
    پاسخ: اوستا کتاب زردشت نیست تا استدلال به نبوت آن شود، کتاب اوستا مملو از تناقضات واشتباهات بود امکان ندارد که از نزد خدا باشد، نویدی که به آمدن پیامبر علیه السلام داده است این در بعدها در نسخه سوم برای خشنود ساختن مسلمانان اضافه شده است، در نسخه های قدیمی آن هیچ اشارهء به نبوت پیامبر علیه السلام وجود ندارد.
  2. مشابهت زیادی میان اسلام وزردشتیت وجود دارد، این خود بیانگر این است که زردشت پیامبر بود؟
    پاسخ: مشابهت دلیل حقانیت شده نمیتواند قسمیکه دو نفر باهم زیاد شباهت دارند ولی برادر نیستند به دلیل این که یکی از شرق دیگر از غرب است، ونیز باید گفت: میان اسلام و زردشتیت هیچ شباهتی وجود ندارد اگر هست دلیل می خواهد که کجاست؟ و آنچه را که امروز استدلال میکنند در نسخه سوم اوستا است که بعد از ظهور اسلام از اسلام اقتباس کردند و در آن گنجانیدند، حالا در نسخه اولین هیچ سراغی از آن نیست، این همه خوبی های که باورمند آن هستند در نسخه تحریف شده از کتابیکه در ثبوت خودش هزاران اشکال است .
  3. برخی از دانشمندان از قبیل شهرستانی، شفیع ماحی وغیره معاصرین باورمند به نبوت زردشت اند؟
    پاسخ: این فقط در حدود یک رأی و نظریه است، مهم ارائه دلیل است نه شخصیت گرائی، دلائلیکه مطرح میکنند قابل استدلال نیست، و یا هم ضعیف و کمزور است، ولی در مقابل جمع بزرگی از دانشمندان که هم در علم وهم در عدد بیشتراند زردشت را پیغمبر نمیدانند، بلکه یک شخصیت خیالی واسطوره ای تلقی میکنند.
  4. اتباع زردشت دیانت آن را تحریف ویا دست کاری کردند ورنه خودش پیغمبر وکتابش کتاب آسمانی بود، قسمیکه تورات وانجیل دست کاری شده است؟
    پاسخ: این حرف از نقطه نظر عقل پذیرفتنی است، ولی کتاب اوستا در وجودش شک و تردید است، و در وجود خودی زردشت شک و تردید است، قسمیکه گفته شده است: ” اثبت العرش ثم انقش” قبل از به تصویر کشیدن شیئ وجود آن لازمی است، آنچه لازمی است وجود زردشت و کتابش است، وجود خودشان ثابت شود مسئله دست کاری شدن مسئله بعدی است که دیده میشود.
  5. نظر به تعبیر قرآن که میگوید: هیچ امتی نبود مگر در آن پیامبری فرستادیم، و قرآن همه پیامبران را بیان نداشته، و فارسیان صاحب تمدن بزرگ بودند چطور امکان پذیر است که در ایشان پیغمبر نبوده باشد؟
    پاسخ: این حرف بجا و ما هیچ وقت ادعا نکردیم که در فارس پیغمبر نبود، شاید ده ها پیغمبر مبعوث شده باشد، ولی این که همین زردشت بود نیاز به دلیل دارد، بانظرداشت این که دین پیامبران در اصول ومبادی یکی است ایشان به شرک و بت پرستی دعوت نمیدهند، دیانت زردشتی دعوت به بی دینی است، واین را باید افزود: در قرآن از همه انبیاء بازگوی و دیانت شان باز تاب داده نشده ولی پیامبران که کتاب شان شهرت دارد از ایشان باز تاب صورت گرفته مثل موسی وعیسی داود وغیره پیامبران علیهم السلام، اگر زردشت و اوستا وجود میداشت قسمیکه اتباعش ادعای آن را میکنند خواه مخواه قرآن از آن پرده برمیداشت، پس معلوم میشود که این یک اسطوره خیالی ودر تضاد به اسلام ساخته شده است.
  6. در دیانت زردشتی حرفها ی جالب و اصلاحات خوبی آمده است؟
    پاسخ: قرار باشد هرکه تعلیمات خوب داشت، و اصلاحات در کشورش آورد آنرا پیامبر تلقی کنیم پس تعداد پیامبران به ملیونها میرسد، و نبوت هم کسبی میشود، این سفسطه ای است که هیچ عاقلی به آن باور ندارد.

 عمده ترین منابع
☑ الافستا: الكتاب المقدس للديانة الزردشتية، ط 2 ، من إعداد وتحقيق خليل عبد الرحمن ، روافد للثقافة والفنون، سوريا، 2007م.
☑ آرثیر كريستنس : إيران في عهد الساسانيين ، ترجمة يحي الخشاب ، دار النهمة العربية، بيروت .
☑ إلينا دراشنكو : شخصية زردشت كمشكلة تاريخية ، عرض وترجمه خليل عبد الرحمن ، جريدة الاتحاد ، الصحيفة المركزيه للاتحاد الوطني الكردستاني.
☑ حسين مجيب المصري: الأسطورة بين العرب والفرس والترد- دراسة مقارنة- ،الدار الثقافية للنشر .
☑ خرافة الوحي والنبوة والتوحيد في الديانة الزرادشتية، خالد كبير علال – دار المحتسب ، الجزائر.
☑ ز، س ، زينر : موسوعة الأديان الحية – الأديان غير السماوية، ترجمة عبد الرحمن الشيخ، الهيئة المصرية العامة للكتاب القاهرة، 2010م
☑ الشفیع الماحی : زردشت والزردشتیه، حولیات الآداب والعلوم الانسانيه، الحوليه الحاديه والعشرون، الكويت، 2001م.
☑ عبد الوهاب طويله : الكتب المقدسة ، ط2 ، دار السلام القاهرة،2001م.
☑ علي جعفری، الزردشتیون فی المرحله الانتقالیه، دائره الدراسات الایرانیه القدیمه.
☑ ماري بويس: ديانة الهند وإيرانيين القديمة، ترجمة وتعليق خليل عبد الرحمن.
☑ نهاية الأرب في اخبار الفرس والعرب ، مجمع الاثار والمفاخر الثقافيه ، طهران، 1417هـ .

تحقیق: نصرت الله چوگانی
کابل
تاریخ: 6حوت 1398
———

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی