خانه / تاریخ اسلام / شخصیت ها / آیا سیدقطب تکفیری بود؟

آیا سیدقطب تکفیری بود؟

نویسنده: محمدالمطر
برگردان: عبدالرحمن حکیمزاد

قضیۀ جدایی “جامعه اسلامی از غیر اسلامی” از دید سید قطب عبارت از جدایی آگاهانه ای است که بایست بطور اتوماتیک در حس مسلمان ملتزم نسبت به کسانیکه به اوامر اسلام التزام و پابندی ندارند، رشد کند با توجه به اینکه این امر جدایی حسی و مادی نیست.

سید قطب امت امروزی را به رغم اینکه به نسبت عدم تطبیق احکام اسلام به انحطاط رفته اند، امت اسلامی خوانده و اسلام را از آنها نفی نکرده است.

وی به این نظر است که وظیفۀ ما صدور حکم و قضاوت بر مردم نیست بلکه وظیفۀ ما رساندن مفهوم “لا اله الا الله” به مردم است؛ زیرا مردم مقتضای حقیقی آنرا که همانا مراجعه به شریعت الله جل جلاله است، نمی دانند.

چندین بار به پدیدۀ تکفیر از دیدگاه سید قطب رحمه الله برخوردم، چون این موضوعی است که طی رساله ها و مقالات بسیار زیاد به بحث و مناقشه گرفته شده است و بنا به اینکه تکرار خالی از فایده نیست “درین نبشته به آن می پردازم”.

بسیاری از نزدیکان و حتی مخالفانش به این متفق اند که سید رحمه االله دارای روش ادبی بلندیست که عبارات و اصطلاحات مجملِ آن نیازمند شرح و تفصیل می باشد.

به اتفاق همه سید قطب به تکفیر اشخاص، جوامع و دولتهای بخصوص نپرداخته است، مسئله ای که بیش ازین از محل اختلاف بیرون می شود زیرا این ختلاف لفظی بوده و ناشی از نتیجۀ فهم سیاق و جاهایی است که به آن اشاره شده است. برداشت غلط از کلام الهی و بشری مستلزم حمل نصوص به جانب معیین نیست، این امر بالای سید قطب نیز مطابقت می کند.

وقتی دسترسی به نتیجۀ معیین از طریق برداشت غلط از آیات، احادیث و اقوال سلف، درست محسوب نمی شود پس آیا برداشت از اقوال سید قطب نیز چنین نیست؟ واقعیت اینست که کشف و دسترسی معانی در نتیجۀ تحقیق و پژوهش علمی همه جانبه بدست می آید؛ به یاد دارم که استاد محمد احمد راشد برایم گفت: آنها بگونۀ مثال، کتابهای سید قطب را در عراق خواندند ولی به مفهوم تکفیر پی نبردند، پس فهم و برداشت بعضی به فهم حقیقی مقایسه نمی شود.

درینجا بعضی اقوال سید قطب را از خلال عبارات وی که بیانگر موقف واضح و آشکار وی است، می آوریم:

1- عبدالله عقیل از سید قطب نقل می کند که گفت: وظیفۀ ما صدور حکم و قضاوت بر مردم نیست بلکه وظیفۀ ما رساندن مفهوم “لا اله الا الله” به مردم است زیرا مردم مقتضای حقیقی آنرا که همانا مراجعه به شریعت الله جل جلاله است، نمی دانند. (1)

2- درینجا سید مبدأ استخدام قوت جهت اقامۀ نظام اسلامی در جایی را بیان می کند که “احکام اسلامی در آنجا” تطبیق نمی شود، سید قطب از جماعتی که در سال 1965 مسؤولیت تربیت ویرا به دوش گرفت که حبسش مقدمه ای برای اعدامش گردید، نام می برد و می گوید: به این مبدأ اتفاق نمودیم که برای اقامۀ نظام اسلامی و سرنگونی نظام حاکم از بالا به استخدام قوت اقدام نمی کنیم؛ زیرا مطالبۀ اقامۀ نظام اسلامی و حاکم ساختن شریعت اسلام نقطۀ آغازین نیست بلکه انتقال جوامع به مفاهیم اسلامی صحیح، جامۀ عمل پوشانیدن این قاعده است که اگر مفاهیم اسلامی تمام جوامع را شامل نمی شود حد اقل باید عناصر و گروه هایی را که توانایی توجیه و تأثیر گذاری بر جامعه را داشته باشد، شامل شود که برای اقامۀ نظام اسلامی شوق و علاقه دارند. (2)

3- سید قطب موضوع اقامۀ نظام اسلامی را تکمیل نموده و می گوید: لازم است تاحرکت های اسلامی از اساس به کار آغاز نمایند که عبارت است از زنده نگهداشتن مدلول عقیدۀ اسلامی در قلب ها و عقل ها، تربیت درست اسلامی کسانیکه این دعوت و این مفاهیم را می پذیرند و عدم تلاش از طریق زور جهت اقامۀ نظام اسلامی تا وقتیکه خود مردم خواهان نظام اسلامی نشده اند؛ چون این مردم حقیقت “نظام اسلامی” را فهمیده اند و می خواهند که بالای شان حکم براند. (3)

4- محمد قطب از مفهوم تکفیر از نظر برادرش سخن می گوید: کتابهای سید قطب در محور موضوع معیین ترکیز دارد که عبارت از بیان مفهوم حقیقی لااله الا الله است، زیرا وی احساس می کرد که اکثریت مردم معنای حقیقی آن و مواصفات حقیقی ایمان را که در قرآن و سنت آمده، درک نمی کنند. احساس وی این بود که: در بسیاری این مواصفات اهمال صورت گرفته ویا مردم غفلت ورزیده اند! اما وی با وصف آنهم سخت علاقه داشت که مراد از سخن وی اصدار حکم بر مردم نیست بلکه مقصد وی آگاه ساختن “مردم” از حقیقتی است که از آن غفلت کرده اند تا به اساس آن خود را عیار سازندآیا به راه الله متعال راست اند ویا دور تا به “راه مطلوب” برگردند.

وی می افزاید: از وی چندین بار شنیدم که می گفت: ما دعوتگریم نه قضات، وظیفۀ ما صدور حکم و قضاوت بر مردم نیست بلکه وظیفۀ ما رساندن مفهوم “لا اله الا الله” به مردم است زیرا مردم مقتضای حقیقی آنرا که همانا مراجعه به شریعت الله جل جلاله است، نمی دانند! همچنان از وی بارها شنیدم که می گفت: قضاوت بر مردم مستلزم وجود قرینۀ محکمی است که شک را نمی پذیرد! این قضیه ای است که اختیار آن بدست ما نیست، ازین رو ما به امر قضاوت بر مردم نمی پیچیم چرا که ما “جریانی دعوتگر هستیم نه دولت، دعوتی که وظیفۀ مان بیان حقایق به مردم است نه اصدار حکم بر آنها.
اما به ارتباط قضیۀ جدایی “جامعه اسلامی از غیر اسلامی” موصوف بیان داشته که مراد از آن، جدایی آگاهانه ای است که بایست بطور اتوماتیک در حس مسلمان ملتزم نسبت به کسانیکه به اوامر اسلام التزام و پابندی ندارند، رشد کند با توجه به اینکه این امر جدایی حسی و مادی نیست؛ ما درین جامعه زندگی داریم و “اهل آنرا” به حقیقت اسلام فرا می خوانیم و از آنها گوشه گیری نمی کنیم! در غیر آن چگونه می توانیم آنها را دعوت نماییم؟
5- سید قطب درینجا میان جهان اسلامی بطور عام و جامعه ای که شریعت در آن تطبیق می شود، تفکیک قایل شده می گوید: بدون شک روز رهایی نزدیک است، فجر تارهایش را ارسال می دارد نور کناره های آسمان را روشن می سازد، جهان اسلام پس از بیداری نمی خوابد، جهان اسلام پس از زنده شدن نمی میرد و عقیدۀ زنده ای که مبارزات اسلامی را رهبری می کند، هرگز نمی میرد. (4) آیا این سخن کسی است که ملتها را تکفیر می کند یا از کسی است که به آنها حریص بوده و آرزویش “نجات آنهاست” و یا از کسی که نکات ضعف و قوت آنها را بیان می دارد.

6- به همین ترتیب سید قطب میان امت مسلمه بحیث هم دین و امتی که خواهان تطبیق شریعت است، تفاوت قایل است چنانچه می گوید: تصویر ای که از زکات نزد ما و نسل های مردۀ امت اسلامی که نه شاهد نظام اسلامی در عالم واقع بوده اند، و نه شاهد نظامی بوده اندکه به اساس تصور ایمانی و تربیت ایمانی استوار باشد، شگفت آور است. (5)
استاد سید قطب امت امروزه را امت اسلامی می خواند حال آنکه می بیند این امت امتی برباد رفته است که شریعت اسلامی را در زندگی در نظر نمی گیرد ولی با آنهم صفت اسلامیت را از آنها نمی گیرد.

7- سید قطب تفاوت میان مسلمانی که منسوب به جماعت است و مسلمان عادی را بیان داشته و تأکید دارد که هیچ کسی را تکفیر نمی کند:
سوال: چرا میان افراد این جماعت و سایر مسلمانان تفاوت قایل هستی در حالیکه همۀ آنها دارای عقیده، اهداف و برنامۀ مشتر ک اند؟
جواب: تفاوت – به نظر من- تفاوت یک شخص بر شخص دیگر نیست بلکه به این اعتبار است که جماعت دارای برنامه است و هر فرد بخاطر تحقق عملی اسلام وابسته به این برنامه است، علت تفاوت همینست. (6)

8- شیخ فیصل مولوی متنی را از سید قطب رحمه الله در ذیل تفسیر آیه 72 سوره انفال به ارتباط فرق بین امت و فرد و تطبیق شریعت نقل می کند: “وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يُهَاجِرُواْ مَا لَكُم مِّن وَلاَيَتِهِم مِّن شَيْءٍ حَتَّى يُهَاجِرُواْ وَإِنِ اسْتَنصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلاَّ عَلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَاقٌ”.
و كسانى كه ايمان آوردهاند ولى مهاجرت نكردهاند هيچ گونه خويشاوندى [دينى] با شما ندارند مگر آنكه [در راه خدا] هجرت كنند و اگر در [كار] دين از شما يارى جويند يارى آنان بر شما [واجب] است مگر اینکه بر عليه گروهى باشد كه ميان شما و ميان آنان پيمانى [منعقد شده] است.
سید قطب می گوید: این افراد اعضای جامعۀ اسلامی نیستند، ازین رو میان آنها و افراد جامعۀ اسلامی رابطۀ خویشاوندی “دینی” نیست ولی پیوند عقیدتی است؛ سید قطب بالای آن مسلمانان حکم ارتداد را صادر نکرد در حالیکه بیرون از جامعۀ اسلامی زندگی دارند بلکه حکم به صحت عقیدۀ شان کرد زیرا الله متعال به آنان صفت ایمان داده است.

9- سید قطب رحمه الله بیان می دارد که اصل در مسلمان بودن التزام ظاهری به اسلام است، این مطلب را در آیه 94 سورۀ نساء، آخرین سوره ای که قبل از اعدام تفسیر کرده است، بیان می دارد: ” وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِنًا”. الله جل جلاله مسلمانان را امر می نماید که وقتی به غزوه بیرون شدید، تا آنکه تحقیق نکرده اید به جنگ و کشتن هیچ کسی آغاز نکنید و به کلمه زبان، به ظاهر اسلام بسنده کنید، چون دلیلی وجود ندارد که کلمۀ زبان را نقض کند؛ شیخ فیصل مولوی می گوید: سید قطب درینجا به ظاهر اسلام و به کلمۀ زبان اکتفا می کند و چنین انسان را مسلمان و معصوم الدم می داند، و اگر بگوییم که سید قطب کسی را که اعلام اسلام می کند مرتد به معنای کفر و مباح شدن خونش می شمارد، این سخن متناقض چیزیست که سید قطب در تفسیر آیه ابراز کرده است.
1- اعلام الحرکة الاسلامیة تألیف: عبدالله عقیل، ص: 652).
2 – شبهات حول الفکر الاسلامی النمعاصر/ سالم بهنساوی، ص: 237. و کتاب: العبقری العملاق سید قطب، ص:83، تألیف: استاد ابراهیم منیر.
3-جریدة المسلمون از مقالۀ لماذا أعدمونی؟
4- فی ظلال القرآن، ج: 2، ص: 940.
5- فی ظلال القرآن، آیه 177 سوره بقره.
6- لماذا أعدمونی؟

 

 

به نقل از اصلاح آنلاین

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

شیخ عزالدین بن عبد السلام و تحولات مسلمین

تاتاریان بر بغداد یورش برده‌اند، وضعیت بر این تمدن و فرهنگ قدیمی اسلامی در حال …

2 دیدگاه

  1. جزاک الله خیراً مفید و آموزنده بود 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *