خانه / مطالب ویژه / أکثریت و أقلیت دینی، مذهبی، قومی و سیاسی – 3

أکثریت و أقلیت دینی، مذهبی، قومی و سیاسی – 3

اقلیت و اکثریتِ مذهبی

بعضیها اقلیت دینی و اقلیت مذهبی را در جای همدیگر اطلاق میکنند و این تسامحی بیش نیست. اصطلاحِ “تسامحاً” بر آن چیزی اطلاق میگردد که دقتِ تعریفی در آن غائب باشد.

ادیان در داخلِ خود مذاهبِ متعدد دارند اعم از اینکه این تعدد ناشی از اختلاف در اصول باشد یا ناشی از اختلاف در فروع باشد. و تفاوتِ این دو در ایجادِ فاصله تأثیر ژرف دارد .

بطورِ مثال، یهودیت درهمان تاریخ قدیم خود به فریسییها وصدوقی ها منقسم شد که در حقیقت دو بینش مذهبی نسبتا متفاوت اند. و یهودیت در تاریخ معاصر خود به بعضی سازمان های فکریی سیاسی نیز تقسیم شد. حقیقتا یهودیت از همان آغاز خود بحکم رهایی از چنگِ بعضی فراعنه و تلاش استقرار در خطهء معین با سیاست پیوند خورده بود.

همینطور عیسویت به مذاهب متعدد تقسیم گشت. بعضی از این مذاهب ناپدید گشتند و بعضی آن موجود اند، کاتولیک، ارتودکس و بعدا پروتستانت مذاهبِ معروف عیسویت اند، ولی جمهورِ عیسویت را کاتولیک تشکیل میدهد.

همینطور بودائی ها به مذهب مهایاما وتیراوادا منقسم گشته اند.

در اسلام بعد از وفات پیامبر صلی الله علیه وسلم میتوانیم اقلیت و اکثریت سیاسی را در بیعتِ خلیفهء اول اسلام سراغ جوئیم. اما این اقلیت سیاسی یک ماه هم دوام نکرد و بیعتِ خلیفهء اول به اجماع بدل گشت. اما در زمان خلیفهء سوم و چهارم اقلیت و اکثریت سیاسی را سراغ داریم، گرچند اقلیت سیاسی مخالفِ خلیفهء سوم یا مخالف خلیفهء چهارم فاقد مشروعیت بودند.

سخن اینجاست آنگاه که فاقدِ مشروعیت سیاسی بودند، چطور میان تأسی به آنان و تأسی به اکثریتِ سیاسی متمثل در دولتِ خلیفهء چهارم،  میتوان جمع کرد؟ سؤال دقیق و بزرگیست که اینجا مجال بحث آن نیست.

اقلیت مذهبی ناشی از اصول در اواخرِ قرن اول هجری رشد کرد، یکی از این تنوع بزرگ مذهبی اسلام،  شیعه بود. اهلِ سنت در اینکه عملاً خود را بدنهء شیعهء علی “رض” میدانند خلافی ندارند زیرا اطاعت علی را بحیث اهل بیعت اول و اکثریت واجب میدانستند، ولی خلاف بزرگ اهلسنت با تفسیرِ نامتعارفِ سیاسی از شیعه، آغاز شد که عناصرِ غیرِعربی نقشِ بزرگی در این تفسیر داشتند. سازگاری اهلسنت با جمهورِ شیعه در تمذهبِ فقهی و بعضی تعاریفِ سیاسی تا دیر زمانی ادامه داشت.

ظهورِ مذاهب منسوب به شیعه که بنام غلاة معروف گشتند جریان مذهبی دیگری در درون شیعه بود و عملکرد مخفیی غلاة اتهاماتِ مبهمی را میان همه این مذاهب رد و بدل کرد. با آمدن دورهء صفوی که مذهب شیعه خطهء بزرگی را در دست داشت و جنگهای مهمی را با دولت سنی عثمانی رهبری میکرد، تمذهب فقهی شیعه و سنی که سابقا داد و ستد معقولی داشتند تحت الشعاع خلاف سیاسیی قرارگرفت و این خلاف سیاسی چنان رشد کرد که دورهء صفوی اهانت و شتم اکثریتِ اصحاب پیامبر و ائمهء اسلام را که از مکانتِ خاصی در نزد اهلسنت برخوردار بودند به ادبیات رسمی خود بدل کرد. مثال زنده اینکه در هیچ کتبی از اهلسنت اهانت و شتم دوازده امام اهل تشیع موجود نیست در میان آنان رائج هم نیست.

عقلگرایی میتواند دائرهء چنین اختلافِ عقیم را ببندد و هر مذهب را در جایگاه خود قرار دهد و آرزوی ما نیز چنین است.

فهم ریشه های سیاسی اختلاف های مذهبی باعث میشود تا در اتهاماتِ تکفیرِ ذات البینی مذاهب احتیاط صورت گیرد و مواردِ تکفیر بعد از استیفای شروطِ آن، حمل بر اقوال گردد و اقوال تعمیم، بر اهل یک مذهب نیابند. یعنی هر کس را مسئول سخنش دانست نه همه مذهب را.

سنیان و شیعیان در هرخطهء که موجود اند میتوانند مشارکت سیاسی خود در نظام آفرینی را بر اساسِ حجمِ خود انجام دهند، یعنی کمیت را معیار قرار دهند، نه کیفیت را زیرا دشوار است مشارکت سیاسی در یک نظام را بر مبنای ترجیحِ کیفیت ها، ایجاد کرد. اینجاست که همانطور که قبلاً گفتیم مطالبهء فراتر از حجم در مشارکتِ سیاسی آنجا که اقلیت و اکثریتِ مذهبی حضورِ پر رنگ دارند بحران میآفریند.

اینجا مشکلِ دیگر را از یاد نبریم و آن اقلیتِ مضاعف است.

اقلیت مضاعف آن است که نژاد و مذهب در یک مردم متحد شود. در حالیکه اکثریت آن مردم یا نژاد و مذهب،  یا مذاهبِ مختلف دارند .

اقلیتی که هم نژاد و هم مذهب مختلف داشته باشد یا بیشتر مورد تبعیض قرار میگیرد یا بیشتر احساس تمایز و تفاوت میکند.

مثلا روهینگیایی های دولت بورما – برمه – هم مسلمان اند هم بنگالی الاصل. اکثریت متعصب بودایی سابقهء دو قرن پیش روهینگیای مسلمان را بهانهء برای مسلمان ستیزی خود میسازد؛ به این معنی که تعصب دینی احیانا خطرناکتر از تعصب نژادی میشود.

یکی از إشکالات بزرگ نیجیریه وجود تمایزِ قبائلی بلکه نژادی قبیلهء یوریا وهاوسا و فولانی است یورباها خود را افریقایی تر میدانند وعیسوی اند هاوساها وفولانی ها مسلمان اند و اکثریت اند.

وجودِ منابع طبیعی در ساحات اقلیت نشین عامل مهم دیگری در مضاعف شدن داعیهء اقلیت برای آنچه که احقاق حقوق میپندارد هست. مثال این را در ایالت های در هند و چین و پاکستان و ایران سراغ داریم.

گفتیم اکثریت احیانا در ایجادِ خشم و تلاشِ اقلیت برای بقاءِ مشروع و یا حضور فعال سیاسی، نقش دارد. اما مشکل بزرگ آنگاه پیدا میشود که اقلیت مخصوصا اقلیت مذهبی خواستهء خود را فوق و عالی بداند. یعنی کیفیت را ترجیح دهد.

اقلیتِ مذهبی و دفاع از داعیهء سکولاریزم:

این بحث بسیار مهم است. تقریبا در همه جوامع اسلامی دیده شده است که اقلیت مذهبی بر خلاف میل اکثریت طرفدار شدید سکولاریزم بوده است، در حالیکه در مذهبِ خود آن اقلیت، سکولاریزم مردود است.

چنین اقلیت داعیهء خود را چنین توجیه میکند که با برپایی نظام سکولر میشود از ظلم اکثریت بر اقلیت کاست.

در افغانستان نیز ما چنین چیز را میبینیم.

در این باره اشاره دارم که هر آنجا که مذهب اکثریت یا بینش اکثریت، حقوق انسانی اقلیت را منعدم میساخت یا آنان را مثلا محکوم به سلب تابعیت میکرد یا آنان را فاقد تمثیل سیاسی از حوزه های خود مینمود یا آنان را از آزادی مذهبی شان منع میکرد و داعیهء سکولاریزم چنین حق را واقعا تضمین مینمود هیچ باکی نیست که چنین سکولاریزمی برای تحقیق چنین عدل و انصافی حاکم باشد اما مسلّماً ما در فقه سیاسی اسلام و مقاصد شرعی آن چنین بی انصافی را سراغ نداریم.

لهذا راه حل این نیست که برای تحقیق چنین عدالت، همنوایی با طرحِ سکولری بقصدِ هدمِ مذهبِ اکثریت صورت گیرد.

مذهب حنفی در قانون اساسی افغانستان بحیث مذهب اکثریت و معمولٌ به در ماده 103 قانون اساسی معرفی شده است، ولی ماده 45 قانون اساسی افغانستان حق اقلیت مذهبی در استقلالیت تعلیم مذهبیشان را تضمین کرده است و در قانون اساسی افغانستان به تطبیق احکام مذهب جعفری در ساحات آن ذکر رفته است. همینطور اسماعیلی ها در ساحات خود اقلیت مذهبیی اند که حقوق خود را دارند.

لهذا انصاف وعدالت ایجاب میکند تا چنین حقوق تقویت گردد و بر این تضمیناتِ قانونی تاکید بعمل آید و جلو افراط گریی مخالف این، گرفته شود. نه اینکه تلاش برای تغییر دین ومذهب اکثریت صورت گیرد.

استعمار و تلاشِ فلجِ مذهبِ اکثریت با حاکم سازی اقلیت

میان روش استعمار انگلیس و استعمار فرانسه در مستعمره های اسلامی در این بابت باید فرق کنیم. استعمار انگلیس میکوشید مذاهبی را که وجود ندارد ایجاد کند یا تبارز دهد. بهائیت در ایران قادیانیت درهند – صهیونیت در فلسطین – اما استعمار فرانسه مستقیم اقلیتی را بر اکثریت مذهبی حاکم میکرد. اما اگر اقلیت مذهبی یا دینی مسلمان میبود زود به تغییر آن دست میازید. مثالِ آن را در سرنگونی سلیکای مسلمان در افریقای مرکزی توسط فرانسه و بعد از آن آغاز قتل عام مسلمانان و اخراج آنان بسوی چاد و کامیرون،  ببینیم.

فرانسه اقلیت نژادی را در شمال افریقا سخت تشویق میکرد و میکند، آخرین مورد آن طرفداری واضح از نژاد افریقایی حکومت مالی و نیجر برعلیه قبائل طوارق بود که خواهان استقلال بر ساحاتِ پهناورِ خود اند.

اما فرانسه به حکم حملاتِ تاریخی خود بر ساحلِ شامِ مسلمان، سوریه و لبنان را حوزهء خود میشمارد و برای حاکم سازی اقلیتِ علوی مذهب بر سوریه عمل نموده و تا هنوز آنرا به هر قیمتی حمایت میکند و در این راه میان سکولرهای سنی و سکولر های علوی و سکولرهای شیعه فرق قائل میشود.

در سوریهء حافظ الاسد و فرزندش،  همه افسران بارز امنیتی باید از یک اقلیت باشند.

نحوهء دیگری از حاکم سازی اقلیت توسط استعمار وجود دارد و آن سپردن زمام امور اقتصادی و رسانه ی برای یک اقلیت مذهبی است و معمولاً در این کار میان جهات مذهبی و غیر مذهبی در داخل یک اقلیت فرق قائل میشود و زمامِ امورِ اقتصادی را برای جناحِ غیر مذهبی درون یک اقلیتِ مذهبی و نژادی، میسپارد.

تا چنین رسانه ها بدون عطوفتی به مسائلِ اختلافی دامن زنند و در قبال ارزشهای مذهبی اکثریت، اعتنایی نکنند.

لهذا درکشورهای دارای اکثریت و اقلیت مذهبی لازم است اتحادِ عمل بر مبنای عقلگرایی صورت گیرد. مثلاً نمونه های آن را برمیشمریم:

ا – اکثریت احترام کامل به اقلیت را حفظ کند.

ب – اکثریت مذهبی خود را همصداتر با جناح مذهبیی اقلیت ببیند.

ج – علماء مذاهب در داخل دولت مرجعیتِ داخلی را تشکیل دهند و اعتنا به مرجعیت بیرونی نکنند.

د – در مسائل حقوق و شهروندی دنبال اجتهاداتِ قدیم و بینش های مخصوص مذهبی نگردند، بلکه بر نقاطِ وفاق تمرکز کنند.

هـ – حجم را معیار اول و اخیر عدالت بشمارند.

ز- افراط را لامذهب اعلان کنند و نقاطِ خلاف را نه با ماست مالی، بلکه بر اساسِ تصویبِ لوائح حل کنند.

 

ادامه دارد….

 

 دکتور محمد الله صخره

سایت اصلاح نت

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

حکم خروج بر حاکم کشوری (مسلمان و یا غیر مسلمان)‏ – 1

در این برهۀ از تاریخ در گوشه گوشۀ این زمین خاکی بغاوتها، سرکشی ها و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *