خانه / فقه و احکام / احکام سیگار کشیدن از دیدگاه نصوص و قواعد شرعی (1)

احکام سیگار کشیدن از دیدگاه نصوص و قواعد شرعی (1)

سیگار

 

احکام سیگار کشیدن از دیدگاه نصوص و قواعد شرعی

دکتر یوسف قرضاوی

سؤال: از محضرتان تقاضا دارم که نظر خود را راجع به سیگار کشیدن با توجه به نکات توضیحی زیر بیان فرمائید. که آیا حلال است یا حرام؟
1- در کتاب «الحلال و الحرام» چاپ آخر فتوا داده‌اید که سیگار کشیدن با توجه به ثبوت زیان آن، حرام است.
1- در برنامه‌ی تلویزیونی بیان فرمودید که سیگارکشیدن حرام و یا مکروه به کراهت تحریمی می‌باشد.
3-  در گزارش دانشکده پزشکی انگلیس پزشکان گفته‌اند: «دست از سیگار بکشید و اگر نه مرگ زودرس شما را دربرخواهد گرفت».
4- بعضی از علمای بزرگ دینی فتوا داده‌اند که: سیگار کشیدن بعضاً حرام و بعضاً مکروه و بعضاً جائز می‌باشد.

یعنی
أ. در حالت عدم توانائی فردِ سیگاری بر هزینه و مخارج سیگار، حرام میباشد.
ب. برای انسان توانمند و دارا، مکروه است.
ج. در صورتی که بیمار به کشیدن سیگار به آرامش روحی دست یابد، مجاز است.
5-  بسیاری از علما و رجال دینی را می‌یابیم که سیگاری هستند.
ملاحظه: از جمله ضررهای سیگار که دانشکده پزشکی انگلیس اعلام نموده عبارتند از:
1. . در انگلیس، سالانه (27500) نفر سیگاری در فاصله میان عمر (34-65) می‌میرند.
2.  در انگلیس در خلال دهه هشتاد 155 هزار نفر در اثر سرطان ریه مرده‌اند.
3. 90 درصد مرگهای ناشی از سرطان ریه، نتیجه کشیدن سیگار بوده است.
4.  اسباب اصلی مرگ و میر در میان سیگاریها عبارتند از: ابتلا به سرطان ریه، برونشیت، ضایع شدن کبد، بیماری عروق قلبی، زخم سینه، سرطان دهان، سرطان حلق و حنجره، به علاوه نوزادهایی که از زنان سیگاری متولد می‌شوند سبکتر از وزن طبیعی خود هستند و مادران سیگاری بیشتر سقط جنین می‌کنند.
همانطور که در مجله پزشکی انگلیسی زبان Lancet اعلام شده سیگار کشیدن یک بیماری است و امری طبیعی نیست و بلایی است که دامنگیر افراد خانواده خواهد شد و یا عادتی است که کرامت و شخصیت انسان را مکدر می‌سازد. شمار مردگان در اثر سیگار چند برابر مرگ و میر در اثر حوادث رانندگی است و به عنوان نصیحت می‌گوید: پزشکی که سیگاری باشد در شغل خود امین نخواهد بود.
امید است که با یک نظر قاطع مستند به قرآن و حدیث دست یابیم تا دیگر زمینه‌ای برای مناقشه و مجادله نباشد و بویژه که زیان آن به گزارش 150 صفحه‌ای از بزرگترین کمیته‌ی پزشکی، به اثبات رسیده است.
از ما بر شما هزار تحیت و سلام باد، خداوند پیوسته شما را موفق گرداند:
دکتر ف.ح.دوحه.

جواب: الحمد الله و الصّلاة و السلام علی رسوله و علی آله و صحبه و من نهج هنجه.
و بعد: این گیاه مشهور که به آن «دخان» یا تبغ» یا «تنباکو» و یا «توتون» می‌گویند. در آخر قرن دهم هجری ظاهر، و استعمال آن در میان مردم آغاز شده است و عالمان در آن زمان بر خود لازم دیدند که درباره‌ی حکم شرعی آن به بحث و بررسی بپردازند و از آنجا که این یک پدیده نو می‌باشد، فقیهان مجتهد گذشته و صاحبان ترجیح و تخریج در مذاهب، برای آن حکمی ندارند و یا بخاطر این که تصور چنین چیزی به ذهن آنان خطور نکرده تا در آن به بررسی صحیح علمی بپردازند. لذا قطعاً مورد اختلاف می‌باشد: گروهی به تحریم، گروهی به کراهت و گروهی به مباح بودن آن فتوا داده‌اند، گروهی برای آن حکمی را بیان ننموده بلکه قائل به تفصیل آن شده‌اند. گروهی در آن توقف نموده و در بحث و بررسی آن سکوت را ترجیح داده‌اند.[1] و در هر یک از مذاهب چهارگانه بعضی به تحریم بعضی به کراهت و بعضی به مباح بودن آن فتوا داده‌اند به همین خاطر ما نمی‌توانیم که قول به مباح بودن، یا تحریم و یا کراهت آن را به یک مذهب انتساب دهیم.
دلایل طرفداران حرام بودن سیگار:
کسانی که سیگار کشیدن را حرام دانسته‌اند، به چند اعتبار و دلیل شرعی استناد نموده‌اند. از جمله:
1. اِسکار (مست کنندگی)
بعضی گفته‌اند سیگار مست‌کننده است و هر مست‌کننده‌ای حرام است. منظور آنان از اسکار، مطلق پوششی برای عقل است هر چند همراه با شدت طرب و سرخوشی نباشد و میگویند: برای اوّلین بار طرب و سرخوشی به او دست خواهد داد.
بعضی دیگر می‌گویند: هر کسی سیگار بکشد، هر که باشد او را مست می‌کند، یعنی او را سر حال و عقلش را از بین می‌برد. و در روان او تأثیر می‌گذارد. از این لحاظ اسکار را بدان اطلاق نمودند منظور از اسکار لذت و شادی نیست.[2] این گروه بر این اعتقادند که امامت انسان سیگاری برای نماز جماعت جائز نمی‌باشد.

2. ضعف و سستی (فتور و تخدیر)
این گروه گفته‌اند: اگر نگوییم سیگار مستی‌آور است، قطعاً موجب سستی بدن و ضعف اندام می‌باشد. امام احمد و ابوداود از ام سلمه روایت کرده‌اند که پیامبر خدا (ص) فرمود:
(نَهَی عَن کُلِّ مُسکِرٍ وَ مُفتَرٍ)
«از هر مست‌کننده و سستی‌آوری نهی نموده.»[3] و گفته‌اند «مفتر» عبارت است از آنچه باعث سستی و ضعف اندام گردد و برای دلیل تحریم سیگار همین یک حدیث کافی است.

3.  ضرر رساندن به انسان
ضرری که اینجا بیان داشته‌اند بر دو نوع می‌باشد:
أ. ضرر بدنی: به این معنی نیروی انسان ضعیف شود و رنگ چهره‌ی او به زردی می‌گراید و انسان دچار سرفه شدید و در آخر مبتلا به بیماری سل می‌گردد. بعضی از دانشمندان در این موضوع سخن نیکویی گفته‌اند: که در رابطه با تحریم چیز مضر و زیان‌آور فرق نمی‌کند که آیا آن زیان، آنی و یک دفعه باشد و یا تدریجی و اندک اندک. در صورتی که وقوع ضرر غالباً تدریجی است.
ب. ضرر مالی: مقصود از آن این است که کشیدن سیگار موجب تبذیر و تباهی مال است. یعنی در مسیری صرف می‌شود که نه برای جسم فایده‌ای دارد و نه برای روح و نه در دنیا نفعی دارد و نه در قیامت، پیامبر خدا (ص) پیوسته انسان را از تباه و ضایع نمودن مال و دارائی، نهی فرموده است و خداوند متعال هم می‌فرمایند:
«وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِیرًا * إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُواْ إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ وَکَانَ الشَّیْطَانُ لِرَبِّهِ کَفُورًا»[4] «ولخرجی و اسراف مکن که اسرافکاران برادران شیطانهایند و شیطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است».
یکی از دانشمندان می‌گوید: اگر شخصی اقرار کند به اینکه در کشیدن سیگار هیچ‌گونه نفعی عاید او نخواهد گشت، کشیدن بر او حرام می‌باشد البته نه به خاطر استعمال آن، بلکه به خاطر تباهی و اسراف مال؛ زیرا در تحریم تباهی مال، تفاوت نمی‌کند که آیا آن را در دریا اندازد و یا با آتش آن را بسوزاند و یا از راه‌های دیگر مال و دارایی خود را تلف کند.
در زمان گذشته بعضی از عالمان که کشیدن سیگار را حرام و از آن نهی نموده‌اند عبارتند از: شیخ الاسلام احمد سنهوری بهوتی حنبلی، و شیخ مالکیه، ابراهیم لقانی، از عالمان مغرب: ابوالغیث قشاش مالکی، از عالمان دمشق: نجم‌الدین پسر بدرالدین پس مفسر قرآن، عربی غزایی، عامری، شافعی، و از عالمان یمن، ابراهیم بن جمعان و شاگرد او ابوبکر بن اهدل، از عالمان حرمین: محقق عبدالملک عصامی و شاگر او محمد بن علامه، و سید عمر بصری واز عالمان ترکیه شیخ بزرگوار محمد خواجه و عیسی شهوایی حنفی، و مکی بن فروح مکی و سیدسعد بلخی مدنی تمامی این بزرگان از علمای امت اسلامی‌اند که به تحریم سیگار کشیدن فتوا داده‌اند.[5]

استدلال قائلین به کراهت سیگار کشیدن
کسانی هم که به کراهت سیگار کشیدن اعتقاد دارند، به دلایل زیر استناد نموده‌اند:
أ. سیگار، حداقل خالی از یک ضرر نیست بویژه در استعمال زیاد آن؛ و روشن است که استفاده اندک اندک به استفاده فراوان منتهی می‌شود.
ب. نقصانی در مال که اگر نتوان آن را تبذیر، اسراف و تباهی مال دانست، حداقل نقصانی مال هست. در حالی که شخص می‌توانست آن مال و سرمایه را در آنچه برای خود و مردم نیک و سودمند است مصرف کند.
ج. بوی بدی که از دهان فرد سیگاری استشمام می‌شود که هر کس بدان عادت نداشته باشد او را اذیت می‌کند. و هر چیزی که موجب تنفر و انزجار دیگران باشد، استعمال آن مکروه است. مانند خوردن پیاز، سیر و ….
د. استعمال سیگار برای اهل فضل و کمال، با شأن و شخصیت آنها سازگار نیست.
هـ. استعمال سیگار، انسان را از انجام عبادت به صورت کاملتر باز می‌دارد.
و. انسان معتاد به سیگار، در بعضی روزها از دستیابی به سیگار ناتوان می‌ماند و فقدان آن موجب تشویش خاطر او می‌گردد. به عنوان نمونه اگر شخص سیگاری در مجلسی قرار گیرد که استعمال در آن ممنوع باشد و یا اینکه کسی در آن مجلس باشد که در محضر او از کشیدن سیگار خجالت بکشد.
شیخ ابو سهل محمد بن واعظ حنفی می‌گوید:
«تمام دلایل فوق بیانگر کراهت قطعی و یا تحریم ظنی استعمال سیگار، می‌باشند و هیچ فردی جز عنادگر و اهل مناقشه در کراهت آن شکی نخواهد داشت.»
به دلیل اینکه هر بوی بدی مانند سیر و پیاز مکروه است و این دود کثیف به طریق اولی انسان را از ورود به مسجد و حضور در جمع باز می‌دارد.
استدلال طرفداران مباح بودن سیگار
استدلال کسانی که می‌گویند استعمال سیگار مباح است این است که می‌گویند: اصل در اشیاء اباحه است و ادعای کسانی که می‌گویند سیگار مسکر و مخدر است، صحیح نمی‌باشد؛ زیرا اسکار و مستی عبارت است از استتار عقل همراه با حرکت اندام؛ امّا تخدیر عبارت است از استتاری عقل همراه با سستی اندام و انسان سیگاری فاقد این دو حالت می‌باشد.
درست است که کسی که بدان معتاد نباشد، هنگام استعمال آن یک نوع اختلال مزاج و تهوع به او دست می‌دهد، ولی این امر موجب تحریم نخواهد گشت. علاوه بر این در جواب این که استعمال سیگار موجب اسراف است، باید گفت که چنین چیزی مخصوص سیگار نیست.[6] این استدلال نظر علامه شیخ عبدالغنی نابلسی بود.

شیخ مصطفی سیوطی رحبانی، شارح کتاب «غایةالمنتهی» در فقه حنابله می‌گوید:
«هر دانشمند پژوهشگری که آگاه به اصول و فروع دین باشد و از هوای نفسانی بدور باشد، اگر از ایشان درباره کشیدن سیگار بعد از آنکه اشتهار یافته و مردم کاملاً آن را شناخته‌اند و پس از ابطال و ادعای کسانی که قائل به زیان آن برای عقل و بدن هستند، استفتا نماییم آن عالم و مفتی جز به اباحه آن جواب نخواهد داد؛ زیرا اصل در اشیایی که فاقد ضرر و فاقد نص تحریم باشد، حلیت و اباحه آن امر است تا زمانی که از طرف شارع تحریم آن صادر گردد. پژوهشگران اسلامی برای این امر اتفاق دارند که فرمانبرداری از عقل و رأی، بدون مستند شرعی، باطل می‌باشد.»[7] این بود نظر شیخ رحبانی بر مبنای آنچه در عصر خود بدان پی‌برده است و اگر ایشان به ضرر و زیان سیگار که امروزه آشکار شده اطلاع می‌یافت، قطعاً نظر و فتوای خود را تغییر می‌داد.

استدلال طرفداران تفصیل
استدلال قائلین به تفصیل این است که می‌گویند: این گیاه در حد ذات خود پاک است و مسکر، مضر و کثیف نمی‌باشد. لذا اصل بر اباحه آن است و با این دید احکام شرعی بر آن جاری می‌گردد به این صورت که: برای کسی که در استعمال آن متوجه ضرر بدنی و عقلی نگردد، جایز و مباح می‌باشد و برای کسی که استعمال آن زیان‌آور باشد، حرام است. مانند کسی که استعمال عسل برایش زیان‌آور و مضر باشد و برای کسی که در دفع ضرر، مانند بیماری سودمند باشد، استعمال آن واجب است، ثبوت این گونه احکام به خاطر موجبات عارضی است، ولی نباید فراموش کرد که در حد ذات خود مباح می‌باشد.

نظرات دانشمندان معاصر درباره‌ی سیگار:
اگر از نظرات متقدمین بگذریم و به نظرات دانشمندان معاصر نظری بیفکنیم، می‌بینیم که علمای معاصر نیز درباره حکم سیگار آراء متفاوت و گوناگونی دارند.
از جمله: شیخ حسنین مخلوف مفتی اسبق مصر که بر مبنای نظر بعضی از عالمان پیشین خود می‌گوید: سیگار در اصل مباح است، حکم تحریم و کراهت آن بر مبنای اقتضای عوامل خارجی است. مانند اینکه منتج به ضرر زیاد یا کم، در تنفس یا در مال و یا در هر دو، گردد و یا استعمال آن منجر به تباهی یک حق و یا مفسده‌ای گردد. مانند اینکه سیگار کشیدن شخصی که مالش را در تهیه سیگار به کار می‌گیرد، موجب محروم کردن زن و فرزندان خود از حقوق و نفقات شرعی گردد. اگر چنین پدیده‌ای روی داد، بر حسب ضعف و قوت آن حکم به کراهت و یا تحریم آن می‌نماییم و اگر در استعمال سیگار چنان عوارض و مقتضیاتی روی ندهد، استعمال آن مباح و حلال می‌باشد.[8] بعضی دیگر، قطعاً استعمال سیگار را حرام می‌دانند و در این باره رسائل و مقالاتی را نیز به رشته تحریر در‌آورده‌اند تمام علمای نجد آن را به ویژه اگر استعمال کننده آن یک عالم دینی باشد، حرام می‌دانند. علامه شیخ محمد ابن مانع یکی از علمای بزرگ قطر و مدیر معارف سعودی در عصر خود در حاشیه‌ای که بر کتاب «غایة المنتهی»[9] نوشته است می‌گوید:
«اعتقاد به مباح بودن سیگار، یک نوع شوخی است و مورد اعتماد هیچ انسانی نیست؛ زیرا ضرر آن ملموس، و تخدیر آن محسوس و بوی آن مکروه است و مال و دارایی به صورتی بی‌فایده در آن صرف می‌گردد و نباید فریفته گفتار طرفداران مباح بودن آن شد. چون گفتار هر کس جز پیامبر خدا (ص) قابل رد و قبول است.»
و شاید درست‌ترین و از لحاظ دلیل صحیح‌ترین نظریه همان نظر مرحوم شیخ الاکبر محمد شلتوت؟، شیخ سابق الازهر باشد که در فتاوایش می‌فرماید:[10] اگر تنباکو سکرآور نباشد و عقل را فاسد نگرداند، دارای آثار زیان‌آوری است که استعمال‌کننده و غیر استعمال‌کننده آن، مضار آن را در صحت بدن احساس خواهد کرد. پزشکان مواد آن را تجزیه نموده و به ماده سمی‌ای دست یافته‌اند که اگر چه به صورت تدریجی هم باشد، سعادت و سلامتی انسان را به خطر خواهد انداخت لذا قطعاً یک ماده مضر زیان‌آور است. و زیان و ضرر در نظر اسلام یک پلیدی است که در هر پدیده‌ای آشکار شود باید از آن امر دوری گرفت.»
از سوی دیگر اگر به پولهایی که در راه سیگار صرف می‌گردد، توجه داشته باشیم می‌بینیم که بیشترین افراد سیگاری به آن پول نیازمند هستند و یا صرف آن پول در غیر سیگار مفیدتر و شایسته‌تر خواهد بود. و حتی اگر از این دیدگاه مالی به آن بنگریم، خواهیم دید که شریعت به خاطر همین جنبه مالی آن را غیر مباح می‌داند و دستور می‌دهد که باید از آن پرهیز کرد. همچنین از شناخت موثقی که نسبت به آثار بد تنباکو که در تندرستی بدن و نابودکردن مال دارد پی خواهیم بود که سیگار مورد طرد شریعت می‌باشد و شرع اسلامی از آن اکراه دارد و حکم اسلام بر حرام بودن و با کراهت چیزی، نیازمند وجود نص مخصوصی نسبت به آن چیز نیست و چه بسا قواعد کلّی شریعت موجب شناخت احکام باشد و از همین رهگذر است که شریعت اسلام برای صدور حکم نسبت به مسائل جدید و مستحدثه از لحاظ حرام و حلال بودن شایستگی دارد و این امر از طریق شناخت خصوصیات و آثار غالب بر اشیاء می‌باشد. به طوری که هر جا ضرر باشد، حرام را به دنبال دارد و هر جا نفع خالص و یا نفع غالب شد، اباحه خواهد بود و اگر نفع و ضرر چیزی مساوی باشد، پیشگیری بهتر از علاج می‌باشد.»[11]

 

منابع و ارجاعات
——————
[1] – مطالب اولی‌النهی شرح غایة المنتهی من فقه الحنابلة: ج 3 ص 218.
[2] – ر.ک. به «الفواکه العدیدة: فی المسائل المفیدة الشهیر ممجموع المنقور جلد 2.
[3] – سیوطی این حدیث را در جامع الصغیر با رمز صحیح بیان داشته و مناوی در فیض التقدیر آن را مورد تأکید قرار داده است.
[4] – اسراء/ 27-28.
[5] – ر.ک به: الفواکه العدیده: ج 2. (ص) 80-81.
[6] – ر.ک. به: رد المحتار، حاشیة ابن عابدین ج 3ص326.
[7] – همان رج 5 ص 36.
[8] – ر.ک. به الفتاوی الشرعیة، تألیف شیخ حسنین مخلوف: ج 2 صص 112-113.
[9] – غایةالمنتهی: ج 2ص 332.
[10] – شایان ذکر است که شیخ شلتوت رحمه‌الله خود سیگاری بوده و از دوران جوانی بدان معتاد شده و ترک آن برایش مقدور نبوده است. ولی انصاف ایشان چنان بود که بنا به چند علل احکام و چند قواعد کلی شریعت، تحریم سیگار را ترجیح ‌داده‌اند.
[11] – فتاوی، شیخ شلتوت، (ص) 354 چاپ الازهر.

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

بیان ترتیب نماز و حالات روحی هنگام ادای نماز

نویسنده: استاد ناصر سبحانی  سپیده سر می‌زند؛ و یکی از آیات الهی جلوه‌گر می‌شود؛ تحولی …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *