مقالات

اخلاق چیست؟

حقیقت اخلاق

حقیقت اخلاق عبارت است از صورت باطنی انسان.

صورت باطنی: عبارت است از نفس، او صاف و معانی که مختص به انسان است:

(وهمۀ این اخلاق) بمنزلۀ شکل وصورت ظاهری است.

خلاصه: نفس انسانی دارای اوصاف خوب و بد است.

اما ثواب وعقاب بیشتر مربوط به اوصاف باطنی می‌شود، نسبت به اوصاف ظاهری.

چون موضوع بحث ما راجع به اخلاق اسلامی است.

دراسلام موضوعی است بنام (علمُ الاخلاق) که اخلاق اسلامی بخش از آن است.

بناءً ضرورت دانستیم که علم اخلاق را نیز تعریف نمائیم.

تعریف علم اخلاق:

1- علم اخلاق: عبارت است از علم معاشرت با خلق، مرادف است با حکمت عملی که درقرآن کریم ذکرشده. مفسرین به عنوان تهذیبُ الأخلاق (اخلاق خوب) تشریح وتعلیل نمودند که در سورۀ بقره آیۀ (177) اوصاف دهگانه برای مومنین راجع به تهذیب الأخلاق ذکر گردیده است([1]).

2- و یا علم اخلاق عبارت است: از تحلی انسان به فضائل و تخلی از رذائل.

 

تعریف اخلاق لغتاً واصطلاحاً:

معنای اخلاق را اهل لغت تعبیرات مختلف کردند که همۀ آن‌ها مرادف و قریبُ المفهوم‌اند. حالا بعضی آن معانی را بیان می‌کنیم:

در بخش تهذیب الاخلاق در سورۀ بقره آیۀ: 177، قرآن کریم ده اوصاف برای مومنان ذکر نموده است:

  • ایمان به الله ﷻ.
  • ایمان به روز آخرت.
  • ایمان به فرشتگان.
  • ایمان به کتاب‌ها.
  • ایمان به پیامبران.
  • خرچ کنندگان مال خود را برای: (خویشا وندان ویتیمان، مسکینان، آن‌هائیکه در راه خدا‌اند (ابن السبیل) و برای گدایان ودر راه آزادی غلامان).
  • نماز خوانان.
  • زکات دهندگان.
  • وفا به عهد.
  • صبر، دروقت مشکلات.

اخلاق در لغت:

به معانی ذیل استعمال شده:

  • اخلاق جمع خُلق: به معنای دین، خوی، طبع، مروت.
  • اخلاق بفتح همزه جمع خُلق ـ به معنای خوبی‌ها.
  • اخلاق: عبارت از آن اوصاف انسانی است که با یک دیگرمعامله می‌کنند،اطلاق برمحمود ومذموم هردو می‌شود ([2]).
  • اخلاق مأخوذ ازمادۀ خلقت: به معنای صفاتی است که ازانسان جدا نمی‌شود، وآن گونه اخلاق جزء آفرینش انسان می‌گردد([3]).

اخلاق در اصطلاح:

«ملکة ٌیَصدربها عن النفس افعال بسهولة من غیرِ فکرٍ و رویة» یعنی: اخلاق ملکه ای (امورنفسی) است که افعال صادرمی شود به سهولت ازغیرفکرکردن و دیدن([4]) اکثر محققین اخلاق را به معنای (دین و تقوا) توجیه کردند.

بناءً آن کسی که دین ندارد اصلاً درقافلۀ اخلاقمندان شامل نیست، اگرچه تظاهر باخلاق کند.

2ـ تقسیم اخلاق

اخلاق بردو قسم است:

  • اخلاق طبیعی (خِلقی).
  • اخلاق عادی (کَسبی).

1- اخلاق طبیعی:

عبارت است ازآن کیفیت وخلقت اصلی که درطبیعت ومزاج انسان است.

مثل: طبیعت گرم، طبیعت سرد، طبیعت نرم، طبیعت شدید وغیره.

2- اخلاق عادی:

عبارت است از آن اخلاقی که: ازابتداء باختیارانسان حفظ و مزاوله و تکرار وتمرین گردد، حتی که ملکه گردد، تا اینکه صادر شود از انسان به سهولت به غیر دیدن و فکر کردن.

دلیل هردو قسم:

اولاً- دلیل اخلاق طبیعی (خِلقی):

اخلاق طبیعی آن خلقت است که تغییر پذیرنیست چنانچه قرآن راجع به اخلاق شیطان می‌فرماید:

  • (فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ) [الکهف: 50].

یعنی: سجده کردند همگی (ملائک) جزابلیس او ازجنّ بود ازفرمان پرور دگارش خارج شد.

چون درخلقت و طبیعت ابلیس فسق بود، بناءً درخلقت‌اش تغییر نیامد واز امر صریح خداوند انکار کرد. مقولۀ معروف است که گفته می‌شود:

  • «إِذَا سَمِعْتُمْ بِجَبَلٍ زَالَ عَنْ مَكَانِهِ، فَصَدِّقُوا، وَإِذَا سَمِعْتُمْ بِرَجُلٍ زَالَ عَنْ خُلُقِهِ، فَلَا تُصَدِّقُوا فَإِنّهُ سَیَعُودُ إِلَی مَا جُبِلَ عَلَيْهِ»

یعنی: هرگاه شنیدید کوهی از جایش تغییر کرده تصدیق کنید، وهرگاه شنیدید انسانی اخلاق‌اش تغییر کرده تصدیق نکنید، زیرا انسان باز می‌گردد به سوی آنچه که خلق کرده شده است.

  • اخلاق تابع برای مزاج است مزاج غیر قابل تبدیل است.

پس فایدۀ اخلاق طبیعی اینست که ظاهر می‌شود آن چه که ثابت و کائن در نفس است.

ثانیاً- دلیل اخلاق عادی (کسبی):

اخلاق عادی ویا کسبی آن است که به خاطرتعلیم و تربیۀ درست و سالم اخلاق نیکو در انسان غرس می‌گردد، و از اخلاق سیئه و رذائل جلو گیری می‌گردد.

1- پیامبرﷺ می‌فرماید: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ» ([5]) یعنی: فرستاده شده‌ام (از طرف خدا) تا کامل کنم (برای مردم) اخلاق نیکو را. به همین خاطرعلمای اسلام می‌فرمایند: شریعت مصطفی ﷺ تمام نیاز مندی‌های بشری و انواع و اقسام حکمت عملی را به پایۀ اکمال رسانیده است.

  • قرآن کریم محمدﷺ را به عالی‌ترین نمونۀ اخلاق معرفی نموده می‌فرماید: (وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ) [القلم: 4].

یعنی: تودارای عالی‌ترین اخلاق(پسندیده وافعال حمیده) هستی. به خاطر اتمام مکارم اخلاق قرآن کریم به برنامۀ تهذیبُ الأخلاق تأکید می‌کند.

اقسام اخلاق طبیعی:

(اخلاق باعتبار ملکه وهیئت) بر دو قسم است:

  • اخلاق حسنة (اخلاق نیک): اگراخلاق صادره ازانسان نیکو باشد عقلاً و شرعاً اخلاق حسنه گفته می‌شود.
  • اخلاق سیئة (اخلاق بد): اگر اخلاق صادره از انسان بَد باشد عقلاً و شرعاً اخلاق سیئه گفته می‌شود.

فرق دربین فعل طبیعی واخلاقی:

  • در افعال طبیعی حیوان و انسان شریک است، مثل خوردن.
  • در افعال طبیعی انسان مورد تحسین و ستایش قرار نمی‌گیرد.

مثال: انسان گرسنه شود نان می‌خورد، تشنه شود آب می‌نوشد، مانده شود می‌خوابد، ازحق خود دفاع می‌کند، عمل جنسی انجام می‌دهد، وغیره….

  • فعل اخلاقی آن است که در سایر حیوانات به جزانسان وجود ندارد.
  • فعل اخلاقی آن است که ازطرف خالق صرف به انسان الهام شده مطابق آیۀ: (فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا) [الشمس: 8].
  • فعل اخلاقی آن است که دایماً واقعیت است نه مصلحت، ولوبه ضررخود انسان تمام شود.

3- نمونۀ از اخلاق پیامبر ﷺ

چنان صفات عالی و مکارم اخلاقی در پیامبرﷺ جمع شده بود، که دشمان سر سخت را تحت تأثیرقرار می‌داد، و به تسلیم وادار می‌کرد، و دوستان را مجذوب می‌ساخت. از جمله پیروزی‌های پیامبر اسلام هر چند با تائید و امداد الهی بود، ولی عوامل زیادی از نظر ظاهری داشت، که یکی از مهم‌ترین آن‌ها جاذبۀ اخلاقی پیامبرﷺ بود.

پس می‌توانیم برخورد اخلاقی پیامبر ﷺ را معجزۀ اخلاقی او بنامیم، چنانچه نمونۀ از این معجزه ای اخلاقی در فتح مکه مکرمه نمایان گردید: هنگامی که مشرکین سخت دل وخیانت پیشه سالیان دراز هرچه در توان داشتند برضد اسلام وشخص پیامبرﷺ به کار گرفتند، سر انجام به چنگال مسلمین گرفتارشدند، پیامبرﷺ برخلاف تمام برداشت‌ها و محاسبات دوستان و دشمنان فرمود: (شخصی که داخل بیت الله گردید در امان است، و شخصی که سلاح در زمین گذاشت و در خانه‌اش آرام نشست درامان است، و هر که به خانه ای ابو سفیان داخل گردید در امان است.

در خطبۀ که پیامبرﷺ بعد از فتح مکۀ مکرمه ایراد نمود فرمود: (يَا مَعْشَرَ قُرَيْشٍ «مَا تَرَوْنَ أَنِّي فَاعِلٌ فيِكُمْ؟» قَالُوا: خَيْرًا، أَخٌ كَرِيمٌ، وَابْنُ أَخٍ كَرِيمٍ قَالَ: «اذْهَبُوا فَأَنْتُمُ الطُّلَقَاءُ»)([6]).

ای! جماعۀ قریش، چه فکر می‌کنید که من با شما چه معامله خواهیم نمود؟ همه گفتند: خیر، برادر کریم و برادر زادۀ نیک [ما هستی] پیامبرﷺ فرمود: بروید پس شما آزاد کرده شد گان هستید). سرانجام فرمان عفو عمومی را صادر نموده فرمود: (لَا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ) یعنی: امروزهیچ گونه سرزنش و توبیخی به شما نیست، خداوند شما را می‌بخشد، چرا که او مهربانترین مهربانان است.

با صدوراین فرمان تمام جنایات مشرکین را بدست فراموشی سپرد، وهمین اخلاق عالی سبب گردید که به مصداق آیۀ: (يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا) فوج فوج قبایل مختلف جَزِیرَةُ العرب به دین اسلام داخل شوند.

راجع به حُسن خلق پیامبرﷺ وعفو، گذشت، مهربانی، ایثار وفدا کاری اوﷺ واقعات وداستان‌های زیادی درمنابع اسلامی (تفسیروحدیث) وسیرت وتاریخ ذکرگردیده که امام ترمذی (رحمه الله) راجع به شمایل پیامبرﷺ روایات را جمع آوری نموده که معروف به شمایل ترمذی است. بخش ازآن تحت عنوان اخلاق اجتماعی پیامبرﷺ در فصل دوم ذکرمی گردد.

آری! اگراین اخلاق کریمانه، واین رفتارشریفانه نمی‌بود، آن ملت عقب مانده وجاهل، وآن جمع خشن وانعطاف نا پذیر، درآغوش اسلام قرارنمی گرفتند، وبه مصداق آیۀ: (لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ) [آل عمران: 159]. همه پراگنده شده متفرق می‌گردیدند.

ای کاش! این تعلیمات و اخلاق والا گهر نبوی و هدایات اسلامی، امروز در امت اسلامی زنده وبه تأسی از خوی واخلاق پیامبرﷺ درمعرض تطبیق وعمل گذاشته شود.

احادیث نبوی در این زمینه، چه در بارۀ شخص پیامبرﷺ و چه در بارۀ اخلاق و وظایف مسلمان‌ها فراوان است که ذیلاً بعضی از آن‌ها ذکر می‌گردد:

  • («كَانَ خُلُقُهُ الْقُرْآنَ»)([7]) سایلی ازعایشه (رضی الله عنها) راجع به

اخلاق پیامبرﷺ سوال کرد که چگونه اخلاق داشت؟ درجواب فرمود: آیا قرآن را نخوانده اید (اخلاق پیامبرکاملاً موافق قرآن بود به همین خاطرعلامه ابن قیم درمدارج السالکین می‌نویسد که (دین اسلام تماماً اخلاق نیکواست).

  • (“إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَيُدْرِكُ بِحُسنِ خُلُقِهِ دَرَجَةَ الصَّائِمِ الْقَائِمِ”)([8]).

بی گمان مومن بخاطراخلاق نیک بدرجۀ نمازگزار وروزه دارمیرسد. راجع به تعلیمات اخلاقی مسلمان‌ها اسلام بحدی اهتمام کرده که پیامبرﷺ در این حدیث مومن ِ را که مُتخلِق به اخلاق اسلامی است دراجروثواب مرادف بدرجۀ صَایمُ الدَّهرو قایمُ اللیل قرار داده است.

  • (“أكْمَلُ الْمُؤْمِنِينَ إيمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً)([9])

کامل‌ترین مومنین از روی ایمان، با اخلاق‌ترین شان است. پیامبر ﷺ در روایت فوق اخلاق نیکو را مکمل و مرادف ایمان کامل قرار داده است.

 

منابع:

 

[1]– موطأ امام مالک (رح).

[2]– لسان العرب از ابن منظور (ا/96).

[3]– تفسیر نمونه ج/24/379.

[4]ملکة: عبارت است از حفظ آهنین در نفس که به زودی زائل و فراموش نمی‌گردد.

[5]– بروایت موطأ، مستدرک وبیهقی.

تبصره: در حدیث فوق اشاره به اتمام اخلاق حسنه شده، بناءً واضح می‌گردد که درادیان قبلی نیز اخلاق نیکو بوده ولی اتمام واکمال آن توسط محمد ﷺ به پایان رسیده است.

واین اکمال توسط محمد ﷺ صرف دربخش اخلاق خلاصه نمی‌گردد، بلکه تمام پیام انبیاء و رسولان از آدم تا خاتم (علیهم السلام) به دو بخش تقسیم است:

  • بخش اول: آن پیام‌های که اصلا قابل تغییر و نسخ نیست. مثل: توحید ویکتا پرستی، اثبات قیامت، اخلاق نیکو، صلۀ رحم (عطوفت انسانی) وغیره مسائل مهم که از اصول دین محسوب می‌گردد، وازجملۀ عقاید ومُؤمَن بِهِ مسلمان‌ها است، به استثنای اخلاق و صلۀ رحم. درموارد فوق قرآن کریم به وحدت تمام انبیآء تأکید می‌نماید: (شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ) [الشوری: 13]. یعنی: خداوند شرع و آئینی را که برای شما (مؤمنان) بیان داشته و روشن نموده است که آن را به نوح توصیه کرده است و ما آن را به تو وحی و به ابراهیم وموسی و عیسی سفارش نموده‌ایم (به همۀ آنان سفارش کرده‌ایم که اصول) دین را بر پا دارید و در آن تفرقه نکنید و ا ختلاف نورزید.

2- بخش دوم: پیام‌های که در بین انبیاء قابل تغییر بوده ونبوت و رسالت‌ها بعضاً فرق داشته، منتهی به محمد ﷺ خاتمه یافته است، به خاطریکه خاتم نبیّن است. مثل: فروعات دین، مسائل احکام و دیگر موضوعات تشریعی که نسبت تفاوت زمان و مکان، نسبت عدم توازن برداشت‌ها در قرون مختلف، نسبت قوت و ضعف ملت‌ها، نسبت خشونت و عدم آن در اقوام و نژاد‌ها فرق می‌کند. مثل: حِلّ وحُرمَت و غیره مسایل.

خلاصه اینکه انبیاء (علیهم السلام) درمسایل فروعی وجزئی فرق دارند مثل: اوقات نماز، و تعداد رکعات، روزۀ ایام بیض، و بعضی مأکولات و مشروبات دیگری که در شرایع پیشین حلال بود و درقرآن حرام گردیده است. و یا روی علت خاصی حرام گردیده است. طوری که بر یهود خداوند نسبت خشونت گرایی و ظلم و تجاوز شان چربوی هر صاحب ناخون را حرام گردانیده است چنانچه قرآن کریم می‌فرماید: (وَعَلَى الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا) [الأنعام: 146]. یعنی: بر یهود هر(حیوان) نا خندار را حرام کرده بودیم، از گاو و گوسفند (تنها) چربیهایی آنها را برآنان حرام نموده بودیم. و این حرمت معلول بغاوت و خشونت شان بود که قرآن کریم می‌فرماید: (ذَلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِبَغْيِهِمْ) همین قسم جزا دادیم بخاطر بغاوت شان.

با تأسف که این مشترکات را نه صرف بسیاری از نویسنده‌های معاند ومغرض باسلام، حتی بسیاری از نویسنده‌های نا واقف و نا آگاه مسلمان نیزنوشته‌اند که: در بسا موارد قوانین اسلامی از ادیان دیگر گرفته شده است. ومقصود شان از ادیان دیگر یهودیت و نصرانیت است، درحالیکه یهودیت و نصرانیت نه صرف این که دین کامل وجامع و بین المللی ودائمی نبودند، بلکه مقطعی وقومی بودند، بخاطررفع نیازمندی‌های آن قومی به خصوص و منطقۀ به خصوص خداوندﷻ آن پیام‌ها را مطابق به حکمت خویش فرستاد، بناءً خطاب به (یَا بَنِی اِسرَائِیل) که نسبت بقوم خاص واولادۀ یعقوب(علیه السلام) است شده.

به عکس در شریعت اسلام خطاب به (یا أیها الناس) ای تمام مردم روی زمین کرده شده است.

بعید نیست که غرض این نویسند گان مغرض ونا آگاه چند چیزبوده باشد از جمله:

ترجیح ادیان منسوخه و محرَّفه بالای اسلام که قانون ابدی و بین المللی وآئین زندگی است.

ترویج نظر خود شان است، که گویا اسلام هـم مثل افکار وارداتی خود شان در بسا موارد از قانـــون غرب اخذ گردیده است.

راجع به تفصیل موضوع فوق مراجعه شود به کتاب (نقش دین درجامعه) ازص 60ـ 79ـ که خود نویسنده است، ان شاء الله باقی سوالات شمانیزحل خواهد گردید.

[6]– [البدایه و النهایه، ازحافظ ابن کثیر] طبع دار ابن حزم، ج/ 1، تهذیب سیرة ابن هشام، ازعبد السلام هارون، ص:237، طبع:1990م مؤسسة الرسالة، بیروت].

[7]– مسلم به روایت عایشه (رضی الله عنها) نمبر حدیث (139ـ 746).

[8]– ابو داود، نمبر(4798) صححه الألبانی فی الجامع الصغیر برقم (1620).

[9]– ابو داود حدیث نمبر (4682) سنن ترمذی نمبر حدیث (11662).

 

=====================================

اخلاق اسلامی و آداب اجتماعی

نعمت الله «وثیق»

منبع: islahnet.com

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی