خانه / مقالات / عقیده / ادعای بی نیازی از ایمان با داشتن علم مادی

ادعای بی نیازی از ایمان با داشتن علم مادی

به خیال بعضی از انسانها رسید، و همچنان تا امروز به خیال بعضی از انسانها می رسد که انسان می تواند از دین وایمان بی نیاز گردد و «رها» از قید و بند دین و ایمان زندگی کند. به ویژه در این عصر که عصر دانش است و انسان توانسته است با حربه دانش، طبیعت را «مقهور» گرداند و بر آن «پیروز» گردد، و طبیعت را در جهت منافع خودش مسخر گرداند.

کار به جایی رسیده است که یکی از اندیشمندان معاصر با غرور و تکبری زایدالوصف گفته است: فرد انسان خودش را خواهد ساخت!

دستاوردهای ادعا شده از ورای اکتفا به دانش بشری

می گویند: انسان به واسطه دانش خویش می تواند بدور از ایمان به خدا و برکنار از رسالتهای آسمانی، زندگیش را رهبری کند و کارهایش را سامان دهد. می پندارند که دانش بشری به انسان چند چیز می دهد:

۱- سلامت عقلی وروانی؛ زیرا عقاید دینی و ایمان به غیب برای انسان تحصیلکرده امروزی آشوب ذهنی به وجود می آورد.

۲- آزادی شخصی؛ زیرا ایمان به خدا و مکتبهای آسمانی قید و بندها و تعهداتی را بهمراه دارد که رهایی انسان را محدود می گرداند و آزادیش را می گیرد، و او را در یک قفس محکم و آهنین زندانی می کند که همان «حلال و حرام» است و هیچ دینی از آن خالی نیست.

۳- تلاش برای زندگی پیشرفته دنیوی؛ دین با آن زهد و آخرت گرایی که دارد، به دنیا پشت می کند، و دنیا را تحقیر می کند، و کسانی را که برای زندگی دنیا تلاش کنند به اعراض از خدا و زندگی جاویدان متهم می سازد. دنیا و آخرت در نگاه دین دو همسر یک مردند که هر کدام را خشنود سازد، آن دیگری بر او خشم می گیرد.

رد این ادعا:

اولاً، میدان دانش از میدان ایمان جداست. دانش دارای محدوده ویژه و میدان مخصوص است که از آن در نمی گذرد. میدان دانش محدود به مادیات و محسوسات است که مشاهده و آزمایش درآن دخالت دارد، و از انسان فرمان می برد، و می توان آن را مورد آزمایش قرار داد، و نتایجی از آن به دست آورد. اما از دایره  محسوسات و مادیات که درگذریم، دیگر کار دانش نیست و از محدوده دانش بیرون است.

به گفته صاحب کتاب «فیض الخاطر» دانشمندان با روشهای علمی خودشان به « چرخ » جهان به درستی روی آورده اند، و آن را مورد آزمایش و تجربه و امتحان قرار می دهند. اما به «موتور»ی که این «چرخ» جهان را به حرکت در می آورد، و با تکیه بر دانش به تنهایی ،دانش متکی بر مشاهده وآزمایش، نمی توانند دست روی « موتور» بگذارند. زیرا آن موتور دیدنی نیست و با حواس انسان درک نمی شود، و داخل کارخانه نمی شود، و در لوله های آزمایش ریخته نمی شود.

دور دست ترین منطقه ای که دانش می تواند فتح کند، همین است که نیمی از حقیقت را بفهمد که عبارت از« ظاهر» جهان است و پاسخ به «چگونه »، اما نیمه دیگر، که مهمتر است و عبارت از «باطن» جهان است و پاسخ دادن به «چیست؟» نه «چگونه است؟» دانش در این مرحله سخت درمانده است و ناتوان، و نمی تواند حتی یک حرف بر زبان بیاورد.

ثانیاً، نتایج دانش بشری تقریبی است نه یقینی. فرآورده های دانش- چنانکه بعضی از مردم می پندارند، قطعی و یقینی نیستند. صددرصد نیستند. همیشگی نیستند. قابل تردید و احتمالی بودن خصوصیت بسیاری از فرآورده های دانش بشری است. توضیح مطلب اینست که اساس دانش بشری تجربه و آزمایش است. تجربه و آزمایش هم اساسش حواس انسان است. حواس انسان هم بسیار آدمی را گول می زنند، و خطای حواس چیزی است که همه دانشمندان اهل تحقیق به آن معترفند.

دانشمند آمریکایی معاصر، استاد ماریت استانلی کونگ ون، در یکی از مقالاتش می گوید: دانش بشری مجموعه ای از حقایق آزمایش شده است، اما با این همه، تحت تأثیر تخیلات و اوهام انسان است، و بستگی به آن دارد که انسان تا چه حد در مشاهدات و توصیفات و استنتاجاتش دقت بخرج داده باشد. فرآورده های دانش در داخل این چارچوب مورد قبول اند. در همه توصیف ها ونظریه ها محدود به کمیت ها هستند. با احتمالات آغاز می شوند، و با احتمال پایان می یابند، نه یقین. بنابراین فرآورده های علمی تقریبی هستند و در معرض خطاها و اشتباهات احتمالی در مقایسه ها و سنجش های مختلف. فرآورده های دانش بشری همه اجتهادی هستند و قابل تعدیل و حذف و اضافه، و هرگز نهائی نیستند.

ثالثاً، رسوخ و پایبندی به دانش، به ایمان رهنمون می گردد. دانش دشمن ایمان یا ضد ایمان نیست. بلکه رهنمون بسوی ایمان است.

«استاد هوشل» می گوید: هرچه دامنه علم و دانش وسیع تر می گردد، برهان های کوبنده و نیرومند بر وجود یک آفریننده ازلی که قدرتش حد و نهایت ندارد،افزون تر می گردد. زمین شناسان، ریاضیدانان، کیهان شناسان و دانشمندان علوم طبیعی همه با هم برای بالا بردن کاخ علم و دانش دست به دست هم داده اند، و کاخ علم و دانش جز کاخ عظمت خدای یگانه چیز دیگری نیست.

«هربرت اسپنسر» می گوید: «دانش با خرافات سر ستیز دارد. اما، با دین ستیزی ندارد.» در بسیار ی از علوم طبیعی رایج در عصر ما روح زندقه و دین ستیزی وجود دارد اما دانش صحیح و درست که در حد معلومات سطحی فراتر رفته، و در ژرفنای حقایق نشسته است، از این ماهیت دین ستیزی برکنار است. علوم طبیعی دین را نفی نمی کنند.

پرداختن به علوم طبیعی یک عبادت بی سروصداست؛ اعتراف بی سر و صدایی است به ارزشمندی و عظمت اشیائی که با آنها سروکار داریم و روی آنها مطالعه می کنیم، و آنگاه به قدرت آفریننده اش. این نوع برخورد البته تسبیح و ستایش زبانی نیست، بلکه تسبیح و ستایش عملی است. تجلیل و ادای احترام شعار گونه هم نیست. این تجلیل و ادای احترام فرآورده وقت گذاری ها و اندیشه ها و عمل های فراوان است.

کتابخانه های جهان کتابهای ارزنده بسیاری را با زبانهای زنده دنیا دربر گرفته اند، که این کتابها را دانشمندان متخصص و متبحر در رشته های مختلف علوم طبیعی نوشته اند، و همه این کتابها انسان را به خدا هدایت می کنند و به ایمان به خدا دعوت می نمایند. یکی از آن دو کتاب، تألیف «آ.کریسی موریسون»، عنوان کتاب وی در اصل«انسان به تنهایی سرپا نمی ایستد» بود که در رد بر کتاب ضد دینی، «ژولیان هکسلی» به نام «انسان به تنهایی سر پا می ایستد» (یعنی بدون خدا) نوشت.

دومین کتاب را سی تن از مشهورترین دانشمندان متخصص آمریکا مشترکاً تألیف کرده اند و هر یک در این کتاب یک مقاله نوشته اند، و طی مقالاتشان یک به یک توضیح داده اند که چگونه از طریق دانش و تحقیق خودشان به وجود خدا و ایمان به خدا راه یافته اند. این کتاب را دکتر«دمراش سرحان» تحت عنوان «الله یتجلی فی عصر العلم» به عربی برگردانیده است.

شیخ یوسف قرضاوی

از کتاب: نقش ایمان در زندگی

 تابش

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

کفر شک

کسی که در مورد الله، یا ملائکه، یا پیامبران، یا در مورد قیامت، یا در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *