خانه / مقالات / ارتباط ارگانیک صلح و شهادت (3)

ارتباط ارگانیک صلح و شهادت (3)

نویسنده: عبدالبصیر صهیب صدیقی

ج ـ سورۀ مبارکۀ یونس، آیۀ مبارکۀ 61 { شاهد و ناظر}

وَمَا تَكُونُ فِي شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِنْ قرآن وَلَا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلَّا كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُودًا إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ وَمَا يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ وَلَا أَصْغَرَ مِنْ ذَلِكَ وَلَا أَكْبَرَ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ ﴿10:61﴾

و در هيچ كارى نباشى و از سوى او [خدا] هيچ [آيه‏اى] از قرآن نخوانى و هيچ كارى نكنيد مگر اينكه ما بر شما گواه باشيم آنگاه كه بدان مبادرت مى‏ورزيد و هم‏وزن ذره‏اى نه در زمين و نه در آسمان از پروردگار تو پنهان نيست و نه كوچكتر و نه بزرگتر از آن چيزى نيست مگر اينكه در كتابى روشن [درج شده] است (۶۱)

این آیۀمبارکه بر اساس اینکه الله تعالی ناظر و شاهد اعمال انسانها است ۀ اطمینانی است که الله تعالی به پیامبر گرامی می دهد و اخطاریه ایست که الله تعالی به مشرکین صادر می کند باز هم دانسته می شود که این آیۀ مبارکه با اخلاق و حقوق رابطه های محکم دارد.

تصریح آزادی انسان در این جهان و قیود باید های  اخلاقی و حقوقی انسان برای اعمار یک جامعۀ قانون مند و اخلاقی، از این آیۀ مبارکه به صورت واضح قابل فهم و درک اند و در نهآیت صحت و پیروزی مفهومی و عملی عمل  صالح را تصریح می دارد.

ح ـ سورۀ مبارکۀ یوسف، آیۀ مبارکۀ 81

ارْجِعُوا إِلَى أَبِيكُمْ فَقُولُوا يَا أَبَانَا آن ابْنَكَ سَرَقَ وَمَا شَهِدْنَا إِلَّا بِمَا عَلِمْنَا وَمَا كُنَّا لِلْغَيْبِ حَافِظِينَ ﴿12:81﴾

شما به سوی پدرتان باز گردید  و بگوييد « اى پدر بی گمان پسرت دزدى كرد و ما جز آنچه مى‏دانستیم گواهی ندادیم  و ما نگهبان غيب نبوديم (۸۱)

این جا مفهوم شهادت و گواهی با وقوع امر اتفاق افتاده و  آگاهی از طریق حس باصره کاملاٌ مرتبط است و آنچه که درین گونه موارد مانع دروغ پردازی می شود نخست بر شخصیت اخلاقی انسان ابتناء دارد و دوم اینکه بر سیستمی از اطلاعات جمعی مبتنی است که توانائی کشف و افشاء کذب و دروغ را داشته باشد به گونۀ مثال چون ادارات قضائی و عدلی که این مورد در بخش حقوقی حائز اهمیت است.

خ ـ سورۀ مبارکۀ النور، آیۀ مبارکۀ 6

وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَدَاءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ ﴿24:6﴾

و كسانى كه همسران خود( به زنا ) متهم می کنند و گواهان دیگر جز خودشان ندارند پس هر يك از آنان بايد چهار بار به الله تعالی سوگند ( قسم ) ياد كند كه او قطعا از راستگويان است 24:6)

در این آیۀ مبارکه باز هم اعتبار شهادت در امور حقوقی بر شخصیت اخلاقی فرد ابتناء دارد یعنی اینکه گواه و شهادت دهنده باید سلامت شخصیتی داشته باشد تا سوگندش به الله تعالی شهادت به حساب آید، سوگند شخصی که از لحاظ اخلاقی شخصیت سالم ندارد و دروغگوئی و فریبکاری اش بر همگان برملاء و واضح است در امور حقوقی از اعتبار ساقط است و سوگند این گونه اشخاص  به الله تعالی  نمی تواند که در امور حقوقی از اعتبار اخلاقی برخوردار شود.

خ ـ سورۀ مبارکۀ هود، آیۀ مبارکۀ 18

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أُولَئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الْأَشْهَادُ هَؤُلَاءِ الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى رَبِّهِمْ أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ ﴿11:18﴾

و  كیست ظالم تر از آن كس  كه بر الله تعالی دروغ جعل کند آنان ( روز قیامت ) بر پروردگارشان عرضه مى‏شوند و گواهان میگویند « ایها همان کسانی اند كه بر پروردگارشان دروغ جعل کردند هان لعنت‏خدا بر ستمگران باد (۱۸)

این آیۀ مبارکه هم به صراحت رابطۀ شهادت و گواهی را با اخلاق تصریح می دارد یعنی اینکه شهادت  وظیفۀ اخلاقی شاهدان و گواهان است تا دروغ و دروغگویان را افشاء کنند، شهادت هم در دنیا و هم در آخرت با راستی توأم است و هر بیان و اظهاری که بر راستی ابتناء نداشته باشد ضد عدل و عدالت است که اعتبار حقوقی و اخلاقی ندارد.بلکه بیان مبتنی بر دروغ خصیصۀ شاخص ستمگران است.

د ـ سورۀ مبارکۀ البقره، آیۀ مبارکۀ 204

وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللَّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ ﴿2:204﴾

و از مردم كسى است كه گفتارش در (بارۀ ) زندگى دنيا او را به تعجب می اندازد و الله تعالی  را بر آنچه در دل دارد گواه مى‏گيرد و حال آنكه او سخت‏ترين دشمنان است (۲۰۴)

در این آیۀ مبارکه تضاد و تناقض آشکار بین شخصیت انسانی مبتنی بر کذب و دروغ و عدل الهی که شخصیت راستین پیامبران علیهم السلام در ساحۀ حقوق و اخلاق آنرا به عرصۀ ظهور می رساند، دیده می شود. چون در این مورد شهادت در رابطه با دروغ و کذب مطرح شده است، توجه به این معطوف شده است که بین دروغ و شهادت رابطۀ وجود ندارد و ادعای رابطه خود یک دروغ دیگری است زیرا رابطۀ شهادت و راستی یک رابطۀ حقیقی و دایمی است.

آیات مبارکۀ 205 و 206 سورۀ مبارکۀ البقره این آیت مبارکه را بیشتر توضیح می دهد و تفسیر می کند.

ذ ـ سورۀ مبارکۀ هود، آیۀ مبارکۀ 54.

إِنْ نَقُولُ إِلَّا اعْتَرَاكَ بَعْضُ آَلِهَتِنَا بِسُوءٍ قَالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ وَاشْهَدُوا أَنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ ﴿11:54﴾

ما(چیزی) جز اين نمى‏گوييم كه« بعضى از معبودان ما  به تو آسيبى رسانده‏اند». ( هود ) گفت همانا من الله  را گواه مى‏گيرم وشما نیز شاهد باشيد كه من از آنچه  شریک الله قرار می دهید، بيزارم (۵۴)

این آیۀ مبارکه تصریح کنندۀ رابطه بین شهادت و حقیقت و راستی است یعنی اینکه شرک و تأثیر اصنام و یا در مجموع شرک و مناسبات شرکی مبتنی بر خرافات، در این شهادت که از شخصیت راستین پیامبر علیه السلام سرچشمه می گیرد، رد شده اند و اثرات این رد بر مناسبات حقوقی جامعه کاملاً مشهود است و به حیث یک اصل تثبیت شدۀ تاریخی، نظام مبتنی بر شرک و خرافات، یک نظام طبقاتی غیر متجانس  و ناهمگون است که با رشد تضاد های درونی در آن در رویاروی با حقیقت به صورت متکرر از هم پاشیده است و این سنت الهی به حیث قانون ثابت تاریخی حاکم برجوامع بشری است.

ر ـ سورۀ مبارکۀ الطلاق، آیۀ مبارکۀ 2.

فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ ذَلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآَخِرِ وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا ﴿65:2﴾

پس چون ( آنها را طلاق دادید ) و عدٌه آنها به سر رسید، آنها را به طرز نیکو نگه دارید یا به گونۀ نیکو از آنها جدا شوید و دو فرد عادل از خودتآنرا گواه گيريد، و گواهى را براى الله تعالی  بر پا داريد، این ( حکمی است ) كه كسی كه به الله تعالی و روز آخرت ايمان دارد به آن پند و اندرز داده مى‏شود، و هر كس  که از الله بترسد، الله تعالی  براى او راه نجاتی برای او قرار مى‏دهد (۲)

در این آیۀ مبارکه رابطۀ شهادت و عدل، که هم مفهوم اخلاقی است و هم مفهوم حقوقی است، خیلی واضح و روشن بیان شده است و در ارتباط با اعتقاد توحیدی همدیگر را تأویل و تفسیر می کنند.

ز ـ سورۀ مبارکۀ المائده، آیۀ مبارکۀ 106

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ أَوْ آَخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ آن أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَأَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمَا مِنْ بَعْدِ الصَّلَاةِ فَيُقْسِمَانِ بِاللَّهِ آن ارْتَبْتُمْ لَا نَشْتَرِي بِهِ ثَمَنًا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَلَا نَكْتُمُ شَهَادَةَ اللَّهِ إِنَّا إِذًا لَمِنَ الْآَثِمِينَ ﴿5:106﴾

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد هنگامى كه  مرگ يكى از شما فرا رسد در موقع وصیت بايد از ميان شما دونفر عادل را گواه بگیرید  يا اگر در سفر بوديد و مصيبت مرگ به شما رسید ( و مسلمانی را نیافتید ) دو تن از غيرهمكيشان خود را به شهادت بطلبيد و اگر ( هنگام ادای شهادت  در صداقت آنان ) شك كرديد پس از نماز آن دو را نگاه ‏داريد تا به الله تعالی  سوگند ياد ‏كنند كه  « ما حاضر نیستیم   حق را به چیزی بفروشيم هر چند خویشان ما باشند و شهادت الله را كتمان نمى‏كنيم كه [اگر كتمان حق كنيم] در اين صورت از گناهكاران خواهيم بود (۱۰۶)

این آیۀ مبارکه شهادت را در رابطه با عدالت ذکر کرده است وبیان و اظهار آن به حیث یک وجیبه و یک وظیفۀ انسانی و ایمانی برجسته و بارز است، کتمان شهادت  به نفع خویشاوندان و اقوام و فروش آن و یا معامله گری بر سر شهادت  جرائمی اند که در مورد شهادت و کتمان آن مورد بحث اند.

آنچه که در این آیۀ مبارکه قابل توجۀ عمیق و ژرف است این استکه این آیۀ مبارکه رابطه های اخلاقی و حقوقی مسلمآنان و غیر مسلمآنان را برجسته و بارز می سازد و امکان زندگی مسلمان و غیر مسلمان در یک اجتماع بر اساس قوانین مبتنی بر اخلاق  نشان میدهد مشروط بر این که غیر مسلم ماهیت اخلاقی داشته باشد و در معاملات فردی و اجتماعی آنرا در نظر داشته باشد.

چیزی دیگری که از این آیۀ مبارکه استنباط می شود این است که جبر و اکراه در دین نیست یعنی آزادی فکرو اندیشه تثبیت شده است و اقلیت های غیر مسلم می توانند با مسلمآنان در یک جامعه زندگی امن و راحت داشته باشند، و این در صورتی است که این آزادی فکر و اندیشه برخلاف اخلاقیات ثابت نباشد و با حقوقی که بر اخلاقیات ثابت ابتناء دارند در تضاد و تناقض عملی قرار نگیرند و اساسات یک جامعۀ اخلاقی، قانونی را برهم نزند وبرای سلامت اجتماع بر متن یک قرار داد حقوقی پابند باشند.

س ـ سورۀ مبارکۀ آل عمران، آیۀ مبارکۀ 18

شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُواْ الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿3:18﴾

الله تعالی گواهی داده است  که معبودی ( بحق ) جز او نیست، و فرشتگان  و دانایان ( نیز بر این گواهی میدهند). در حالی که ( الله تعالی در جهان هستی ) قیام به عدالت دارد، معبودی به حق جز او نیست، که توانمند حکیم است.

باز هم این آیۀ مبارکه شهادت را در رابطۀ قسط و عدل مطرح ساخته است و شهادت راستین را هیچگاه به دور از قسط و عدل در نظر گرفته نمی توان زیرا لازمۀ شهادت راستین عدل و قسط است.

ش ـ سورۀ آل عمران، آیۀ مبارکۀ 140

إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آَمَنُوا وَيَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَدَاءَ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ ﴿3:140﴾

اگر( در روز احد ) به شما  جراحتي رسيد، براستی به آن گروه ( کافر نیز در روز بدر ) زخم و آسیبی همانندآن رسید. و ما اين روزها(ي پيروزي و شكست) را در ميان مردم مي‏گردانیم تا الله تعالی  افرادي  را كه  (حقیقتاٌ) ايمان آورده‏اند معلوم بدارد و از ميان شما  شاهدانی ( قربانياني ) بگيرد، و خداوند ستمکاران را دوست نمي‏دارد. (۱۴۰)

این آیۀ مبارکه به حیث کلید فهم مفهوم متوسع شهادت شاخص و برازنده است، توضیح اینکه:

الله تبارک و تعالی از میدان نبرد و آسیب های آن هم به مسلمآنان و هم به مشرکان یاد می کند و این جراحت ها و آسیب های میدان نبرد را گردش  نوبتی ایام به خواست الله تبارک و تعالی معرفی می دارد تا افراد ایماندار  شناخته شوند  و الله تعالی  شهداء یا قربانیان ( کشته شدگان) را از میان ایمان داران، در این نبرد ها  بگیرد.

آنچه به صورت مشخص در این آیۀ مبارکه بیان شده است  این است که الله تبارک و تعالی ستمکاران و ظالمان را دوست ندارد یعنی اینکه الله تبارک و تعالی عادل است و در زندگی انسانها، نیز آنان را به عدل و قسط حکم کرده است و دوری از قسط و عدل نزد الله تبارک و تعالی ناپسند و مذموم است زیرا همه نابسامانی ها، نزاع ها، کشمکش ها و جنگ ها، ریشه در بی عدالتی ها دارند یا به تعبیر دیگر و آن اینکه صلح بر عدالت ( بالاترین هنجار اخلاقی و معیار حقوقی ) ابتناء دارد. ستمگاران و ظالمان که در بطن مناسبات غیر عادلانه زاده شده اند و در همان مناسبات مذموم بزرگ شده اند  و هم خود در باز ساخت شرایط ظالمانه و ستمگرانه مؤثر اند، اینان دشمنآنان  کافۀ بشریت اند و این دشمنی با بشریت در حقیقت دشمنی با الله تبارک و تعالی است.

پس شهید کسی است که  براساس اعتقاد توحیدی برضد ستمگران و ظالمان در میدان نبرد حاضر می شود و در راه آزادی همۀ انسان های روی زمین ( مسلمان و غیر مسلمان ) از زیر یوغ جباران و زنجیر داران  و تثبیت حقوق انسانی تمام انسانها برعدالت، جان شرین خود را از دست میدهد و کشته می شود.

پس شهادت یک حرکت اخلاقی وظیفوی انسان آزاده و حر است که به شکل بیان و اظهار و حضور در متن اجتماع مبتنی بر حقایق و واقعات، برجسته و بارز است و در سرتاسر تاریخ طنین اش رساء و بلند است و در قضاوتگاه یعنی محکمه یا   در محضر عدالت  در کنار حق و حمایت  کنندۀ حق قرار می گیرد و اثبات حق و حقوق انسان ( مسلمان و غیر مسلمان )را وظیفه مقدس  اش می داند و خویشاوندی، قرابت، همدینی و همکیشی، نژاد و هم لسانی هیچ یک از این ها مانع ادای شهادت نیستند  و در مبارزه و میدان نبرد با شرافتی  که بر اعتقاد توحیدی و ثوابت اخلاقی ابتناء دارد حضور می یابد تا حق و حقوق انسان را بر اساس عدالت تعریف و  حفاظت کند و کشته شدنش خود عالی ترین درجۀ شهادت است زیرا در این حرکت رهائی بخش و آزاده تمام ذهنیت و تصمیمش را به فعلیت می رساند که حاکی از اخلاقی بودن و عادلانه بودن است یعنی حضوری است که از حقوق انسانی  و سلامت اجتماع بشری در برابر تجاوز مفسدین دفاع می کند و در این دفاع ظوابط حقوقی و اخلاقی را کاملاٌ در نظر دارد و مطابق به آن ظوابط عمل می کند و زمانیکه کشته می شود میدان مبارزه  و نبرد از شرافت اخلاقی او بر اساس اعتقاد توحیدی اش شهادت می دهد که حرکتش دفع ستم و ظلم بوده نه اینکه ستمی را در حقی روا داشته است و این حرکت با مفاهیم جاودانه و ابدی که عبارتند از راستی، صداقت، آزاده گی و آزاد زیستن،  تثبیت حقوق انسانی و بلاخره اعتقاد توحیدی رابطۀ ناگسستنی دارد و جاودانگی آن و اثرات آن بر زندگی انسانها و اجتماعات بشری محسوس و ملموس است و در تاریخ این دنیا و در سرای آخرت تاج شرافت بر سر چنین انسانهای آزاده است.

در رابطۀ شهادت از دیدگاه قرآنکریم آیات مبارکۀ متعددی در قرآنکریم برای توضیح، تشریح و تفسیر مفهوم شهادت و مصادیق این مفهوم باارزش و هم چنان تکمیل معنائی آن در عرصۀ اخلاق، حقوق و سیاست وجود دارند که تنظیم یک بحث علمی با ذکر همۀ آیات مبارک دقت بیشتر و ظرفیت علمی بیشتر را تقاضا دارد و از این جهت به همین اندازه در این بحث بسنده شد و تنها این ضروری به نظر می رسد که برای تکمیل معنای شهادت در این بحث، به آیت مبارکۀ 143سورۀ مبارکۀ البقره  نیز توجۀ دقیق صورت گیرد:.

وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِنْ كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ آن اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ ﴿2:143﴾

و همچنین شما را امت میانه قرار دادیم، تا بر مردم گواه باشید، و پیامبر هم بر شما گواه باشد، و ما آن قبلۀ راکه برآن بودی (قبله ) قرار دادیم. مگر برای اینکه بدانیم کسی را که از پیامبر پیروی می کند از کسی که بر پاشنه های خود به عقب بر میگردد. و اگرچه این ( حکم ) جز بر کسانیکه حداوند آنها را هدایت کرده است، دشوار است و خداوند هرگز ایمان ( نماز ) شما را ضایع نمی گرداند، همانا خداوند نسبت به مردم رؤوف مهربان است. 143.

طبق این آیۀ مبارکه، امت وسط با عدالت رابطه محکم دارد و یا اینکه عدالت شکل دهندۀ امت وسط است، و در این ساختار عادلانۀ اخلاقی و حقوقی امت وسط، افراط و تفریط و رابطه های که به افراط و تفریط منتهی می گردند به عنوان عوامل تخریبی ساختار امت وسط خیلی بدیهی اند یعنی به این معنی که اثبات امت وسط در سیر تحولات تاریخی مساوی به نفی افراط و تفریط و رابطه های آن است.

این امت وسط وظیفه دارد که تا بر مردم گواه باشد یعنی اینکه مردم را نظارت کند یا به عبارۀ دیگر ترویج دهندۀ خیر و نیکی ها باشد و از بدی ها، که سلامت اجتماع بشری را از بین می برد و بشریت را به درد و رنج مبتلاء می کند جلوگیری به عمل  آورد و گواه بودن و ناظر بودن  پیامبر صلی الله علیه وسلم بر امت و.سط به معنی رهبری  است و این جاست که شهادت در این مفهوم  بازهم یک مفهوم حقوقی و سیاسی است که نقش سیاسی پیامبر صلی الله علیه وسلم و امت وسط تصریح شده است .

ادامه دارد…

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

ارتباط ارگانیک صلح و شهادت (2)

نویسنده: عبدالبصیر صهیب صدیقی با در نظر داشت تذکر بالا، انسان دو گونه وجود دارد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *