خانه / مقالات / ارتباط ارگانیک صلح و شهادت (4)

ارتباط ارگانیک صلح و شهادت (4)

نویسنده: عبدالبصیر صهیب صدیقی

3 ـ دریافت مفهوم تقریبی شهادت در ادبیات یونان باستان:

ادبیات یونان باستان خصوصیت های شگفتی دارد و یکی از این شگفتی های ادبیات یونان باستان برخی واژه های است که بر برخی مفاهیم دینی انطباق دارند و این نشان میدهد که این واژ ه ها و یا لغات مربوط به میراث بزرگ بشری بوده که طی ادوار مختلف تاریخی از طریق وحی و پیامبران علیهم السلام در تاریخ زندگی بشریت تثبیت شده اند  و به اشکال گوناگون و متفاوت خودشآنرا نشان میدهند.

یکی از اینگونه لغات و واژه ها، لغت { پرهیزیا  Parrhesia} است که در ادبیات یونان باستان سر بلند کرده است.{پرهیزیا } شباهت های مفهومی با لعت شهادت دارد و از این جهت است که در این بحث بر آن ترکیز شده است و  تشریح و توضیح مفهومی مصداقی لغت « پرهیزیا Parrhesia» بر کتاب « میشل فوکو Michel Foucault (2) » بنام «دیسکورس و حقیقت Diskurs und Wahrheit، Discourse and Truth » ابتناء یافته است که به صورت ترجمۀ مختصر بر اساس مناسب های بحث،  از آلمانی به فارسی تقدیم خوانندگان گرامی می شود.

این لغت اولین بار در آثار « ایروپیدس Euripides » حدود سالیان { 407 ـ 484 } قبل از میلاد قابل دریافت است و تا پایان قرن 5 میلادی در ادبیات یونان باستان تعمیم می یابد و این لغت در متون مذهبی مربوط به اولیاء و بزرگان یونان در  پایان قرن چهارم میلادی و قرن پنجم میلادی دریافت شدنی است  بطور مثال ده ها بار در آثار « یوهانس چیری سوستوموس Chrysostomos » بین سالهای { 345 ـ 404 میلادی }.

پرهیزیا Parrhesia به سه شکل استعمال شده است که عبارتند از:

1 ـ  صورت اسمی یا Nominal form of Parrhesia { پرهیزیا }.

2 ـ به صورت فعل یا Verb form یا Parrhesiazomai und Parrhesiazesthai { پرهیزیا سومای یا پرهیزیاسیزتای }

3 ـ به صورت فاعلی { پرهیزیاستیس Das Form Parrhesiastes،  The form of Parrhesiastes } صورتی که  اکثراٌ  درآثار باستانی یونان یافت نمی شود و این صورت به وفور در دورۀ یونانی ـ رومی نزد « پلوتارخ Plutarch » و« لوکی آن Lukian » یافت می شود.

پر هیزیا بطور عموم در انگلیسی به « فری سپیچ free speech » به مفهوم بیان آزاد و در لسان فرانسوی به « فرانک پغلر franc paler» به مفهوم صراحت و در لسان آلمانی به « فرای میوتیشکآیت Freimütigkeit » یا به مفهوم صراحت ترجمه شده است.

شکل و صورت فعل پرهیزیا به معنی استعمال و بکارگیری پرهیزیا است یعنی آزادانه و با صراحت بیان کردن و با صراحت اظهار کردن.

شکل و صورت پرهیزیاستس Parrhesiastes عبارت از کسی است که پرهیزیا Parrhesia را بکار می بندد یا به عبارۀ دیگر کسی است که حقیقت را بیان می دارد و یا از حقیقت سخن دارد.

اینجا ضروری است که به مفاهیم اخلاقی لغت پرهیزیا توجه شود که میشل فوکو آنها را چنین رقم زده  است:

1 ـ پرهیزیا و صراحت گفتار Parrhesia und Offenheit، Parrhesia and Frankness:

از نگاه معرفت شناسی یا اتمولوژیک etymologisch، etymologic مفهوم عام پرهیزیا در فارم فعل به معنی « همه را گفتن » است، کسی که پرهیزیا را به کار می بندد به این معنی است که همۀ آن چیز را می گوید که در ذهن دارد، او داشته های ذهنی اش را پنهان نمی کند، از طریق گفتار، ذهن و دلش را به دیگران باز می کند و داشته های دل و ذهنش را به دیگران انتقال می دهد و با چنان گفتاری که صراحت دارد و شنونده دقیق آنرا فهم می کند و از فارم گفتار های بلاغی rhetorisch Form، rhetoric form اجتناب می کند..

کسی که پرهیزیا را بکار می بندد از لغات واضح و مستقیم برای انتقال مفاهیم ذهنی اش به دیگران استفاده می کند و بیان کنندۀ اعتقادات و باور هایش به کلمات روشن و مستقیم است.

پرهیزیا بیانگر رابطه ایست بین کسی که آنرا به کار می بندد و آنچه گفته می شود و بر اساس این رابطه است که بیان کننده و یا اظهار کننده از طریق بیانات و اظهاراتش خود را واضح و آشکار می سازد.

2 ـ پرهیزیا و حقیقت Parrhesia und Wahrheit، Parrhesia and Truth):

دو نوع متمایز و متفاوت از مفاهیم پرهیزیا تمیز داده شده است که یکی آن مفهوم منفی پرهیزیا است که با مهمل گوئی و یاوه سرائی انطباق مفهومی دارد و بیدون محدودیتی همۀ آنچه را که ممکن است گفته شود امکان اظهار و بیان میدهد.

این مفهوم منفی پرهیزیا در آثار افلاطون در توصیف قانون اساسی دیموکراسی بد یافت می شود، جای که هرکس با همشهریان  خود بدون قید و بند جهت برآورده شدن اهداف سیاسی اش صحبت کند با وجودیکه حرف هایش فاقد مفهوم باشد و یا مضر به زندگی شهری تمام شود.

هم چنان این مفهوم منفی پرهیزیا در ادبیات مسیحیت نیز یافت می شود جای که سکوت به صورت یک دسپلین و شرط ضروری در برابر پرهیزیای منفی برای تفکر در بارۀ خدا پیشنهاد می شود.

به صورت فعل و در شکل مثبت، پرهیزیا به معنی « گفتن حقیقت » است و یا اظهار و ابراز کردن حقیقت است یعنی اینکه کسی که پرهیزیا را به کار می بند حقایقی را بیان می دارد که او به آن رسیده است زیرا که او آن حقایق را دانسته است و آنها را فهمیده است.

پرهیزیاستس Parrhesiastes نه تنها در بیان باور هایش صادق است بلکه آنچه را بیان می کند به عنوان حقیقت آنرا بیان می دارد و شاخصۀ مهم به کار برندۀ پرهیزیا Parrhesia این است که بین باور هایش و حقایق توافق و انطباق کامل وجود دارد.و این توافق و انطباق بین باور ها و حقایق باید در عمل تحقق پذیرد و نمونۀ عملی آن ارائه شود و اما اطمینان  دسترسی به حقیقت در یونان باستان تنظیم زندگی بر اساس معیار های اخلاقی بود به این مفهوم که کسی که بروفق معیار های مشخص اخلاقی رفتار و کردارش را تنظیم می کرد، راه دسترسی و دست یابی به حقیقت برایش مهیابود و این بدین معنی است که کسی که پرهیزیا را به کار می بندد، ماهیت و مشخصۀ اخلاقی دارد و این شرط اساسی برای شناخت و اظهار و بیان حقیقت است که بدون ماهیت و مشخصۀ اخلاقی شناخت و بیان حقیقت ناممکن می گردد.

ماهیت بارز اخلاقی کسی که پرهیزیا را بکار می بندد یکی هم جرئت ابراز حقیقت است با آنکه خطراتی را در پیش داشته باشد و بیان کنندۀ حقیقتی است که دیگران به آن نرسیده اند.

 

3 ـ پرهیزیا و خطر Parrhesia und Gefahr، Parrhesia and Danger:

از دیدگاه یونانیان استعمال پرهیزیا زمانی تقدیر و قدر شناسی استعمال کننده را در بر دارد که آن اظهار و بیان حقیقتی باشد که استعمال کنندۀ پرهیزیا را به خطر و یا حالت ناگوار مواجه سازد.

بطور مثال معلمی در تدریس به شاگردان حقایق را بیان میدارد و در عمل تردیدی در اظهار آن ندارد یعنی آنچه که تدریس می کند حقیقت است، با وجودیکه توافق بین اعتقاد و حقیت وحود دارد، پرهیزیا تحقق نپذیرفته است، اما اگر فیلسوفی در برابر حاکم ستمگری و ظالمی این را بیان و اظهار کند که ظلم و ستمگری برپائی فساد و مفسدات است، پس فیلسوف حقیقتی را بیان و ابراز کرده است که خطری را متوجه او می سازد زیرا این حقیقت، حاکم ظالم و ستمگر را برآشفته می سازد که نتیجۀ آن جزا، تبعید، زندان و در نهآیت مرگ را به استعمال کنندۀ پرهیزیا در قبال دارد.

این مخاطره تنها متوجۀ جان و بدن نیست ( یعنی می تواند که اشکال دیگری نیز داشته باشد ) بطور مثال:

اگر شما دوست تآنرا ببینید که در حال انجام کاری ناصواب است، اگر شما برایش بگوید که این کاری زشت و مذموم است، شما ریسک می کنید که قهر و غضب دوست تآنرا نسبت به خود کمائی می کنید ( با وجود آن هم شما این ریسک را تجربه می کنید و موضعگیری تآنرا تغییر نمی دهید ) در این صورت شما کسی هستید که پرهیزیا را به کار بسته اید.

در ین گونه موارد معلوم است که ریسک بدنی و جانی نیست اما می تواند نظرات شما به دوست تان آسیب برساند که در نتیجۀ آن  دوستی تآنرا تحت رنج و عذاب قرار دهد.

وقتی یک سخنران در یک مناظرۀ سیاسی ریسک می کند، محبوبیت خود را از دست می دهد زیرا نظرات  اش را در برابر نظرات مخالف که اکثریت اند ارائه می دهد و یا خواهد توانست که نظریاتش تغذیۀ یک رسوائی سیاسی را فراهم آورد و در این موارد او پرهیزیا را بکار بسته است.

پرهیزیا با در نظر داشت مخاطره و ریسک با جرئت توأم است، با وجود خطر ملموس و محسوس، برای بیان و اظهار حقیقت، جرئت ضرورت است ( بدون جرئت نمی توان حق و حقیقت را بیان داشت ).

و در بالا ترین شکل مخاطرات، بازی بین مرگ و زندگی تبعات بیان حق و حقیت است که شکل می گیرد و صورت بندی می شود.

4 ـ پرهیزیا و تنقید Parrhesia und Kritik، Parrhesia and criticism:

وقتی شما در اثنای یک فرایند چیزی میگوید که می تواند بر علیه شما استعمال شود شما ممکن است پرهیزیا را ضرورت نخواهید داشت باوجود این واقیعت که چیزی راکه بیان می دارید حقیقت بشمارید و با گفتن حقیقت خود را به مخاطره می اندازید، پس بابه کار بستن پرهیزیا خطر همیشه از واقعیت ناشی می شود که حقیقت گفته شده طرف مقابل را آسیب و صدمه می رساند ویا برآشفته می سازد.

بنابرین پرهیزیا همیشه بازی است که بین کسی که حقیقت را بیان میدارد و کسی که طرف صحبت است ( شنونده و یا هم سخن) جریان دارد.

پرهیزیا می تواند به طور مثال در تذکر شامل باشد، طرف مقابل صحبت ( شنونده ) باید به گونۀ خاص رفتار کند، یا عمل او ناصواب و مذموم است با آنچه او اندیشیده است یا پرهیزیا می تواند اعترافی از آن باشد آنچه که گویندۀ حقیقت خود انجام داده است، تاجائیکه اوبه کسی اعتراف می کند، کسی که توانائی اعمال قدرت براو را دارد و حاکم بر وضع است، او را برای آنچه انجام داده است توبیخ کند و یا مجازات کند.

بنابرین دیده می شود که وظیفۀ پرهیزیا این نیست که به کسی دیگری حقیقت را نشان بدهد بلکه وظیفۀ او انجام دادن تنقید است، تنقید از شنونده ( هم سحن ) و یا هم تنقید گوینده از خود.

این همان چیزی است که تو انجام میدهی » و « این همان است که فکر می کنی » « مگر نباید چنین کنی و یا چنین فکر کنی، تو باید اینطور رفتار کنی، اما آن است نحوۀ که طبق آن باید رفتار کنی » « من این را انجام داده ام و کار من ناصواب بود که نباید انجام میدادم »

پس پرهیزیا شکلی از اشکال تنقید است، تنقید از خود و یا از دیگران. ( تنقید بر پایۀ شناخت از حقیقت صورت می گیرد چون حقیقت به حیث معیار قضاوت قرار می گیرد که تنقید را سروسامان میدهد و یا به عبارۀ دیگر تنقید توأم با آشکار سازی و یا بیان حق و حقیقت است ).

5 ـ پرهیزیا و وظیفهParrhesia und Pflicht، Parrhesia and Duty:

شاخصۀ نهائی پرهیزیا این است که گفتن حقیقت یا بیان کردن و اظهار کردن حقیقت به عنوان یک وظیفه محسوب می گردد. سخنوری که حقیقت را به آنهای بیان می کند که آنها آن حقیقت را از او ( از سخنور ) نمی پذیرند و بنحوی سبب گردد که سخنور که از حقیقت حرف و سخن دارد، شاید ( از طرف کسانیکه حقیقت را نپذیرفته اند) تبعید و یا نوعی مجازات گردد، این سخنور آزاد است که خاموشی اختیار کند ( استفاده از امکان خاموشی برای دفع مجازات و مصؤن ماندن از عزایم منکرین حق و حقیقت)، کسی اورا مجبور به بیان کردن و سخن گفتن نمی سازد، او خود این را احساس می کند که گفتن حقیقت و بیان کردن حقیقت وظیفۀ او است.

از جانب دیگر، وقتی که کسی مجبور به بیان و ابراز حقیقت است، بطور مثال در حالتی که تحت فشار شکنجه قرار دارد، پس بیان و گفتار او پرهیزیا نیست، یک جنآیت کار زمانیکه بوسیلۀ قاضی مجبور به اعتراف جرمش می شود، پرهیزیا را بکار نبسته است و اما وقتی که مجرم به طور داوطلبانه ( خود خواسته ) به جرمش در محضر کسی دیگر از نقطه نظر اخلاق ( براساس باید های اخلاقی ) اعتراف می کند، در واقع پرهیزیا را بکار بسته است.

این یک کار برد عملی پرهیزیا است که یک دوست را و یا یک قدرت حاکم را تحت تنقید قرارداد، تا جائیکه این یک وظیفه است که به دوست کمک شود در شناخت اشتباهش، و یا تا آنجا که این یک وظیفه ایست شهری که پادشاه را کمک می کند تا امور حاکمیت را بهتر تنظیم کند، بنابرین پرهیزیا با آزادی و وظیفه مرتبط است.

بطور خلاصه، پرهیزیا نوعی فعالیت زبانی ( شفاهی ) است که با آن بیان کننده رابطۀ مخصوصی با حقیقت از طریق صراحت گوئی، از طریق خطر رابطۀ مخصوصی با زندگی خود، و از طریق تنقید ( انتقاد از خود یا انتقاد از دیگران رابطۀ مخصوصی با خود یا با دیگران، و از طریق آزادی و وظیفه یک رابطۀ مخصوصی با قوانین اخلاق، دارد.

می توان دقیق گفت که پرهیزیا یک فعالیت زبانی است که با آن بیان کننده رابطۀ شخصی ( فردی ) اش را با حقیقت ابراز می دارد و زندگی اش را در معرض این بازی قرار می دهد زیرا که او حقیقت گوئی را یک وظیفه می داند تا خود و دیگران را کمک و اصلاح کند.

با پرهیزیا، بیان کنندۀ حقیقت آزادی خود را در عمل اثبات می کند و صراحت را نسبت به عدم صراحت، حقیقت را نسبت به کذب و خاموشی، خطر مرگ را نسبت زندگی در امنیت، تنقید را نسبت به چاپلوسی و وظیفۀ اخلاقی را نسبت به مفادات شخصی و بی تفاوتی در برابر اخلاق ترجیح می دهد.

این مفهوم مثبت لغت پرهیزیا در اکثر متون یونانی است که از قرن پنجم قبل از میلاد تا قرن پنجم بعد از میلاد قابل دریافت است.

ادامه دارد…

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

ارتباط ارگانیک صلح و شهادت (2)

نویسنده: عبدالبصیر صهیب صدیقی با در نظر داشت تذکر بالا، انسان دو گونه وجود دارد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *