یادداشت

ارشاد مرشد

نویسنده: عبدالصمد بنی شریف

انتخابات مجلس سال ۹۴-۹۵مصادف با سال اول تدریس من در سنگان (نوبندیان)بود، روزجمعه ای بود که شرافت همراهی با حضرت استاد مفتی قاسمی، برای ادای نماز جمعه در نوبندیان نصیبم شد؛ مردم مشتاق دیدار استاد، همیشه جویای حضور ایشان در منطقه هستند،

از قرار یکی از کاندیداتورهای عزیز هم فرصت را مغتنم دانسته بود تا خود را به استاد نشان دهد و بتواند نظر استاد را جلب کند، غافل از اینکه ایشان خود را بی طرف از همه ی احزاب می داند؛ در ابتدا مناصب علمی و کاری خود را برای استاد بازگو می کرد و کم کم بحث را به طرف رقبای خود کشاند و شروع به تخریب کاری (غیبت) کرد و گفت: فلانی که الان خود را جزو کاندیدای پست نمایندگی مجلس قرار داده، از شاگردانم است و من خوب می‌دانم چگونه از دانشگاه قبول شده!!!!!! من بودم که به او نمره دادم.

استاد به طرز حکیمانی و با بخندی ملیح این گونه جلوی تخریب کاری او را گرفت و با یک جمله مختصر توانست او را ساکت کند، ایشان فرمودند: زَانَے تَو وَت چُونَکا قَبُول بیتگی؟ (خودت چگونه در دانشگاه قبول شدی؟ )

او که استاد دانشگاه بود به خوبی فهمید مراد استاد چیست؛ به قول معروف دو قرانی اش جاه افتاد و ساکت شد.

گفتن حق، حقانیت می خواهد. آری رجال الله در قبال حق هیچ وقت سکوت نمی کنند و از ملامت هیچ ملامت کننده ای نمی هراسند.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن