خانه / مقالات / پاسخ به شبهات / از تحقیق تا تلبیس

از تحقیق تا تلبیس

(در نقد اتهام تکفیر امام محمد شیبانی به بهانۀ کتاب الحیل)

مقدمه
راستگویی و مستندسازی دو صفت پسندیدۀ آثار تحقیقی به شمار می‌روند که صفت نخستین، حسن ذاتی اثر را آیینه‌داری می‌کند و صفت دوم، ثابت سازندۀ راستی و درستی صفت اول است. سخن و اثری که بر پایۀ راستی و درستی استوار نباشد، نه تنها مورد قبول واقع نمی‌شود که باعث آبروریزی صاحب خویش نیز می‌شود.

مستندسازی در مباحث دینی و اسلامی، نسبت به سایر موضوعات، بیشتر ارزشمند می‌نماید و حرفی که مستند نباشد از اعتبار ساقط است. عبدالله بن مبارک رحمة الله علیه، در باب مستندسازی روایات چه خوب گفته است:
« «الْإِسْنَادُ مِنَ الدِّينِ، وَلَوْلَا الْإِسْنَادُ لَقَالَ مَنْ شَاءَ مَا شَاءَ»(مسلم، بی‌تا: 1، 15).
(اسناد از دین است؛ اگر اسناد[دلیل درستی مدعا] نمی‌بود، هرکس هرچه را می‌خواست می‌گفت).

امروزه تعدادی از مدعیان نواندیشی، همیشه می‌کوشند، از نوشته‌های دانشمندان گذشته سوء استفاده نمایند و سعی بر آن دارند تا با اغفال مردم کم مطالعه، خواسته‌های بی‌پایۀ خویش را با دلایل ساختگی و جعلی به کرسی بنشانند. اینان غافل از آن‌اند که تحقیق از تلبیس فرق دارد و آب از سراب، متفاوت است. پژوهش‌های مستند و اساس‌مند، همچو زلال کوثر، روان تشنه‌کامان حقیقت را سیراب می‌کنند و مورد پذیرش خردمندان حقیقت‌جوی قرار می‌گیرند؛ اما تلبیس‌های بی‌اساس، پایه‌یی برای ماندگاری ندارند و از حقانیت و حقیقت بی‌بهره‌اند؛ «كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً حَتَّى إِذَا جَاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئًا»(النور: 39).

بیان یک تلبیس

در پیوند به نوشته‌ام تحت عنوان «دفع خاک‌پاشی بر چشم ستارگان»، که در نقد اتهام تکفیر به ائمۀ دین به گونۀ مستند تحریر شده بود و نشر شد، از جانب اتهام وارد کننده، گویا دفاعیه‌یی نوشته شده بود. در آنجا با تلبیس ماهرانه، برای اثبات این اتهام خویش که گویا امام احمد بن حنبل رحمة الله علیه، امام محمد شیبانی را تکفیر کرده است، تیر به تاریکی انداخته شده و به روایتی از کتاب اعلام الموقعین ابن قیم الجوزیه رحمه الله، استناد نادرست شده است. در حالی که آن روایت اعلام الموقعین از امام احمد بن حنبل، به امام محمد شیبانی هیچ پیوندی ندارد؛ چه امام محمد شیبانی در نزد امام احمد بن حنبل و نیز در نزد امام ابن قیم الجوزیه رحمهم الله، مقام بس ارجمندی داشته که ناممکن است، آن امامان نسبت به این امام بزرگوار، چنین نظری منفی داشته باشند.

در آن نوشته آمده است: «منظور من از بعضی آراء امام محمد که مورد حمله شدید امام احمد بن حنبل قرار گرفته است، موضعی است که از او در برابر کتاب الحیل منسوب به امام محمد نقل شده است با این عبارت: “قال الامام احمد.. فی روایة عبد الخالق بن منصور، من کان عنده کتاب الحیل فی بیته یفتی به فهو کافر بما أنزل الله علی محمد (ص)” (ابن قیم الجوزیة، اعلام الموقعین، ج۲، ص ۱۳۵) یعنی: هر کس که در خانه‌اش کتاب الحیل باشد و به آن فتوا بدهد او کافر است به آنچه بر حضرت محمد (ص) نازل شده است.»

نقد تلبیس

محتوای ادعای مذکور در نوشتۀ بالا، شامل تلبیس بزرگی است، که در مطالب آینده، برسنجیده می‌شود، تا به وضاحت آشکار شود که آیا واقعا انتساب تکفیر از جانب امام احمد بن حنبل و حتی ابن قیم الجوزیه، به امام محمد رحمه الله درست است یا مغلطه‌یی بیش نیست؟ آیا مقصودِ سخن امام احمد بن حنبل و حتی امام ابن قیم الجوزیه، «کتاب الحیل» دیگری است یا مقصود شان کتاب «المخارج فی الحیل» منسوب به امام محمد شیبانی است؟ این پرسش‌ها در چند مورد زیر به بحث گرفته می‌شود:

1. به اساس دیدگاهی از اهل تحقیق، امام محمد شیبانی رحمه الله، تألیفی به نام «کتاب الحیل» نداشته است، تا امام احمد بن حنبل به خاطر این کتاب، وی را مورد حملۀ شدید قرار دهد و تکفیر کرده باشد. امام سرخسی ابراز داشته که «ابوسلیمان جوزجانی از انتساب چنین کتابی به امام محمد انکار ورزیده و گفته که هرکه ادعا کند که امام محمد چنین کتابی را تصنیف کرده، وی را تصدیق نکن؛ بلکه این کتاب را نسخه‌برداران بغداد جمع کرده‌اند. اشخاص جاهل، علمای ما را، به جهت عیب‌جویی به این چیزها نسبت می‌دهند. چه گونه گمان می‌شود که امام محمد رحمه الله، چیزی از تصانیف خویش را به چنین نامی، نامیده باشد، تا کمکی برای جاهلان باشد؟»(سرخسی، 1414: 30، 209). در این برابر فقط ابوحفص، انتساب این کتاب را به امام محمد، درست شمرده است(همانجا)

خود امام سرخسی، نیز نادرستی انتساب کتاب الحیل به امام محمد را در مبسوط خویش تأیید می‌کند. وی ضمن نقل حکایتی از شخص امام ابوحنیفه رحمه الله، در بارۀ حیلۀ مشروع، می‌گوید که این حکایت در کتاب «المخارج فی الحیل» منسوب به امام محمد، نه به امام ابوحنیفه بلکه به دیگر علماء نسبت داده شده و این دلیلی است که این اثر از امام محمد شیبانی نیست؛ زیرا اگر از وی می‌بود، این حکایت را مطابق عادت خویش به شخص امام ابوحنیفه نسبت می‌داد؛ نه به دیگران(همان: 30، 304).
با چنین استدلالی، انتساب اثری به نام «کتاب الحیل» برای امام محمد شیبانی ثابت نیست تا خود امام شیبانی بر مبنای آن، مورد طعن و تشدید امام احمد بن حنبل یا کسی دیگر قرار گیرد.

2. کتابی که به امام محمد شیبانی رحمة الله علیه، نسبت داده شده، به نام «کتاب الحیل» نامیده نشده است، بلکه به نام «المخارج فی الحیل» نام دارد؛ چنانچه به همین نام در مصر به چاپ رسیده است. برعلاوه، به خط یکی از ناسخان در آخرش آمده است که «قلت: هذا آخر الکتاب الحیل الذی یسمی مخارج الحیل، عن ابی یوسف یعقوب بن ابراهیم رحمه الله»(شیبانی، 1419: 90). حال اگر مراد امام احمد بن حنبل و نیز امام ابن قیم در روایت مذکور، که به تقبیح حیله پرداخته شده، این کتاب می‌بود، چرا هیچ گاهی به نام «المخارج فی الحیل» از آن نام برده نشده بلکه به نام «کتاب الحیل» نام برده شده است؟ بدین گونه دانسته می‌شود که کتاب الحیل، دیگر کتابی بوده که محتوای کفرآمیز داشه و آنچه به امام محمد شیبانی منسوب است، اثر دیگری است که در آن مشکلی دیده نمی‌شود.

3. المخارج فی الحیل که به امام محمد منسوب شده، رسالۀ بسیار کوچکی است که دارای 90 صفحه است. این رساله، مسائل زیادی را در باب حیله احتوا نکرده تا مورد توجه قرار گیرد و کسانی چون امام احمد بن حنبل و یا دیگری را به حد تکفیر امام محمد شیبانی برانگیزد. مهم‌تر اینکه کتاب مذکور، هیچ مسأله‌یی را احتوا نکرده که باعث تحلیل حرامی، یا تحریم حلالی شده باشد. بلکه همه مسائل عادی، یعنی حیله‌هایی را شامل است که هیچ‌کس بر آن‌ها انگشت انتقاد نمی‌گذارد؛ بلکه همه آن‌ها را قبول دارند و مشروع می‌دانند. بزرگترین فقها(سرخسی، 1414: 30، 210) بر این نظراند که هر امر و حیله‌یی که شخص را از حرام نجات دهد یا به حلالی برساند و روش انجام آن هم مشروع باشد، نیکوست و مشکلی ندارد. بلکه امر و حیله‌یی نادرست و نارواست که شخص با آن حق کسی را باطل کند و یا باطلی را نیکو جلوه دهد و یا در حق کسی شبهه وارد نماید و یا اینکه شیوۀ انجام آن حرام باشد. چنین حیله‌یی را سایر علما به شمول ابن قیم(1411: 3، 260) نیز تأیید کرده‌اند و روا می‌دانند.

4. شواهدی قوی‌تری در دست است، که آنچه را امام ابن قیم از امام ابن حنبل، در مذمت کتاب الحیل نقل کرده، مقصودش کتاب منسوب به امام محمد شیبانی، نبوده است. بلکه مقصود وی کتاب الحیل دیگری بوده است. این امر به چند دلیل ثابت است:
الف. عبداللّه بن مبارک که هم استاد امام محمد شیبانی است و هم حنفی است، به روایت ابن تیمیه رحمه الله در کتاب اقامة الدلیل علی ابطال التحلیل(بی‌تا: 168) و به روایت ابن قیم در اعلام الموقعین(5، 95) در بارۀ کتاب الحیل، گفته است: «من وَضَعَ هذا الكتاب فهو كافر…/ هرکه این کتاب را ساخته کافر است…».

این سخن ابن مبارک، می‌رساند که مرادش کتاب الحیل دیگری بوده؛ نه کتابی که منسوب به امام محمد شیبانی است؛ زیرا در هنگام حیات ابن مبارک، کتاب «المخارج فی الحیل» منسوب به امام محمد شیبانی، نه تألیف شده بوده و نه شهرت یافته بوده تا ابن مبارک، آن را تقبیح کند و کفر بداند. بدین طریق، ثابت می‌شود که کتاب الحیلِ مورد نظرِ ابن مبارک و امام احمد که آن را تقبیح کردند، دیگر کتابی بوده که شاید قبل از تألیفات امام محمد شیبانی نوشته شده بوده است.

ب. هردو شخص ابن تیمیه و ابن قیم، که کتاب الحیل را مردود شمردند، و به نقل تقبیح آن از جانب امام احمد و ابن مبارک پرداختند، به پیمانۀ زیادی و با حرمت زیادی از نظرات و آرای امام محمد بن حسن شیبانی رحمه الله در آثار شان استفاده کردند. حال اگر کتاب الحیل مذکور، از امام محمد می‌بود، چه گونه از جانبی به تقبیح او و کتابش می‌پرداختند و از جانب دیگر، نظرات وی را نقل و تأیید می‌نمودند؟

ج. به اساس نقل شیخ الاسلام ابن تیمیه و امام ابن قیم، اهل علم و بزرگانی چون امام احمد، آن «کتاب الحیل» را تقبیح کردند، که مطالب کفرآمیزی داشته است. ایشان نقل کردند(ابن تیمیه، بی‌تا: 169- ابن قیم، 1411: 3، 140) که نضر بن شمیل گفته که در کتاب الحیل، 320 یا 330 مسأله وجود دارد که کفر است و حفص بن غیاث آن را کتاب الفجور دانسته است. این در حالی است که کتاب «المخارج فی الحیل» منسوب به امام محمد شیبانی، یک مورد هم، مسائل کفرآمیز و خلاف اصول و مبانی شریعت را در خود جای نداده است. بنابراین مراد امام احمد و دیگر اهل علم، کتاب الحیل دیگری بوده که دارای محتوای نادرست و کفرآمیز داشته است؛ نه کتاب «المخارج فی الحیل» که منسوب به امام محمد شیبانی رحمة الله علیه است و هیچ مشکلی در محتوای آن دیده نمی‌شود.

6. امام ابن قیم، هنگامی که در اعلام الموقعین، به دسته‌بندی حیله ها پرداخته، حیله‌یی را که هم روش انجام و هم مقصدش مشروع باشد، روا دانسته است(ابن قیم، 1411: 3، 260). او در تحت این نوع، حیله‌هایی را از کتاب مخارج الحیل امام محمد، نقل کرده و مورد تأیید قرار داده است. این ثابت می‌سازد که منظور خود ابن قیم و نیز امام محمد از «کتاب الحیل»، کتاب «المخارج فی الحیل» امام محمد نبوده است؛ بلکه کتاب دیگری بوده است؛ زیرا اگر منظورش از کتاب الحیل، اثر منسوب به امام محمد شیبانی می‌بود، چه گونه از طرفی آن را کفر می‎‌دانست و از جانب دیگر، مطالبش را نقل می‌کرد و مورد تأیید قرار می‌داد؟

وی در اعلام الموقعین(1411: 3، 297) در جملۀ حیله‌هایی که هم روش و هم مقصد آن مشروع است، می‌نویسد: «مثال پنجاه و هفتم، آن است که از امام ابوحنیفه رحمه الله در باب زنی سوال شد که شوهرش برایش گفت: تو اگر از من خلع را بخواهی و تو را خلع نکنم طلاق باشی. زن به جوابش گفت: اگر امروز از تو خلع را نخواهم، همه مملوکان من آزاد باشند. شوهر مذکور به نزد اما ابوحنیفه آمد و راه‌حلّی را جویا شد. ‌

امام برایش گفت که زنش را حاضر کند. وقتی مرد، زنش را حاضر نمود، امام برای آن زن گفت که از شوهرت بخواه، تو را خلع نماید. او گفت که می‌خواهم مرا خلع نمایی. آنگاه امام به شوهرش گفت، بگو که تو را به هزار درهم خلع کردم، وی این سخن را گفت. سپس امام به خانمش گفت که بگو که من قبول ندارم. آنگاه امام برای آن مرد و خانمش گفت، بروید هردو تان از سخنی که گفته بودید نجات یافتید و حانث نشدید. این سرگذشت را امام محمد در کتاب الحیل خویش ذکر کرده است»

7. امام احمد حنبل، حیله‌هایی را که در کتاب «المخارج فی الحیل» منسوب به امام محمد شیبانی آمده، هیچ یک را مردود و کفر نمی‌دانسته است. بلکه چنین حیله‌هایی را قبول داشته است. از همین است که عمل امام ابوحنیفه رحمه الله در ترک وظیفۀ قضاوت را که به اساس یک حیله انجام شده بوده، مورد تأیید او بوده است.

خطیب بغدادی در تاریخ بغداد(ذهبی، 1408: 15، 444) در تاریخ بغداد گفته است:«امام ابوحنیفه به خاطر عدم قبول وظیفۀ قضا، مورد ضرب و تهدید قرار گرفت و قبول نکرد. امام احمد وقتی این سرگذشت را یاد میکرد گریه می کرد و بر امام ابوحنیفه دعا می‌نمود؛ چون خودش نیز مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود». این در حالی است که نجات امام ابوحنیفه از وظیفۀ قضا، بر اساس یک حیله انجام شد؛ زیرا وقتی به او گفتند، بیا وظیفۀ قضا را به دوش بگیر، گفت: من اهل این وظیفه نیستم. حاکم به او گفت: دروغ می گویی، تو اهل این وظیفه هستی و از تو کسی شایسته تر نیست. امام گفت: اگر راست می‌گویم، که اهل قضاوت نیستم و قبول کن؛ اما اگر دروغ می گویم، چه گونه یک انسان دروغ‌گوی را بر مسلمانان قاضی مقرر می‌کنی؟ بدین گونه از وظیفۀ قضاوت نجات یافت(ذهبی، 1408: 27).

8. ثابت است که امام احمد بن حنبل، از آثار امام محمد شیبانی استفاده می‌کرده است. لذا ممکن نیست که از جانبی از آثار وی استفاده کند و از جانبی وی را تکفیر کند و یا کتابش را موجب کفر بداند. امام ذهبی در اثرش «مناقب الامام ابی حنیفة وصاحبیه»(1408: 86) از ابراهیم الحربی نقل کرده که گفت: «از امام احمد پرسیدم که این مسائل دقیق را از کجا کردی؟ گفت که از کتاب‌های محمد بن حسن به دست آوردم».

نتیجۀ سخن

از آنچه در این نوشته گفته آمدیم، به نتایج زیر دست می‌یابیم:
– امام احمد بن حنبل، هیچ گاهی امام محمد شیبانی را نه تنها تکفیر نکرده و تشدیدی در بارۀ وی انجام نداده و وی را مذمّتی نیز نکرده است و به تمام معنا به وی احترام قایل بوده است.
– امام احمد بن حنبل، نه تنها به شخصیت و آثار امام محمد شیبانی، طعن وارد نکرده بلکه از آثار وی استفاده‌ها برده است چنانچه خودش بدین امر اعتراف نموده است.
– آنچه را ابن قیم در اعلام الموقعین از تقبیح کتاب الحیل ذکر کرده، منظور و مقصود امام احمد بن حنبل و نیز ابن قیم رحمهما الله، کتاب دیگری بوده که بدین نام نامیده می‌شده است؛ نه کتاب «المخارج فی الحیل» منسوب به امام محمد شیبانی.
– ادعای اینکه گویا امام احمد بن حنبل، در مورد امام محمد شیبانی تشدید نموده و به تکفیر محتوای کتابش پرداخته باشد، بسی واهی است و تلبیسی بیش نمی‌باشد. چنین دیدگاه‌هایی یا برخاسته از عدم تحقیق در مسائل است و یا از برداشت‌های عجولانه ناشی می‌شود.

فهرست منابع

1. قرآن کریم.
2. ابن تيمية، تقي الدين أبو العباس أحمد بن عبد الحليم بن عبد السلام.(بی‌تا). إقامة الدليل على إبطال التحليل. تحقیق: حسنين محمد مخلوف، بیروت- لبنان: دار المعرفة.
3. ابن قیم الجوزیه، شمس الدين محمد بن أبي بكر بن أيوب بن سعد. (1411هـ – 1991م). إعلام الموقعين عن رب العالمين. تحقيق: محمد عبد السلام إبراهيم، چاپ اول، ييروت: دار الكتب العلمية.
4. ذهبي، شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَايْماز. (1408). مناقب الإمام أبي حنيفة وصاحبيه. تحقيق تعليق: محمد زاهد الكوثري، أبو الوفاء الأفغاني، چاپ سوم، حیدرآباد دکن هند: لجنة إحياء المعارف النعمانية.
5. سرخسي، شمس الأئمه محمد بن أحمد بن أبي سهل (1414هـ-1993م) .المبسوط. سی جلد، بيروت: دار المعرفه.
6. شیبانی، محمد بن حسن. (1419ﻫ- 1999). المخارج فی الحیل. قاهره: مکتبة الثقافة الدینیة.
7. مسلم، أبو الحسن مسلم بن الحجاج قشيري النيسابوري. (بی‌تا). صحيح مسلم (المسند الصحيح المختصر بنقل العدل عن العدل إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم. المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي، بيروت: دار إحياء التراث العربي.

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

پاسخ به برخی از شبهات منکرین حجیت حدیث

خداوند سبحان به مقتضای حکمت و رحمت کران ناپذیرش، خواست بشریت را از تاریکی کفر …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *