فکر و دعوت

اسباب سقوط در راه دعوت

سقوط‌ کنندگان راه دعوت، کسانی هستند که تربیت اسلامی، ریشه‌ی بیماری‌های قلبی و رسوبات تربیت گذشته را برای پیوستن‌شان به جماعت، از وجود آنان ریشه‌کن نکرده است.

سقوط‌ کنندگان راه دعوت، کسانی هستند که تربیت اسلامی، ریشه‌ی بیماری‌های قلبی و رسوبات تربیت گذشته را برای پیوستن‌شان به جماعت، از وجود آنان ریشه‌کن نکرده است.

خطرناک‌ترینِ این بیماری‌ها به شرح زیر هستند:
۱- چشم‌دوختن به مال دنیا:

یعنی این‌که فرد چشم‌داشتی برای رسیدن به مال دنیا دارد و گمان می‌کند نزد جماعتی که به آن می‌پیوندد، خواسته‌ی مادی‌اش را به دست خواهد آورد.

پس از پیوستن به جماعت و گذشت مدت زمانی، می‌بیند که این جماعت نه تنها چیزی به او نمی‌دهد، بلکه چیزی هم از او به نام حق عضویت می‌گیرد؛ زیرا جماعت از پیروان خود می‌خواهد که با مال و جان و وقت‌شان جهاد کنند و راحتی خود را فدای موفقیت جماعت بکنند. پس وقتی که می‌بیند از پیوستن به جماعت به خواسته‌ی خود نرسیده، از محبت کردن و پیروی از دستورات جماعت سرباز می‌زند و راهی را جستجو می‌کند که از آن به عقب باز گردد و از جماعت جدا شود.

۲- رسوبات محیط:

یعنی برخی عادت‌ها و پدیده‌‌های محیط بر وی چیره می‌شوند. از خطرناک‌ترین این عادت‌ها- که به جاهلیت نزدیک‌تر است، تا به اسلام- داشتن تعصّب نژادی یا تعصّب مذهب معینی، یا دیگر تعصّب‌های خشک است؛ در حالی که دامن جماعت از همه‌ی این مقیاس‌های بشری پاک و منزّه است و کارها را با ترازوی شرع می‌سنجد، که آن را از فرمایش خداوند گرفته است:

« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ »(حجرات/۱۳)

«بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست.»

« فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۚ ذَٰلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا»

(نساء/۵۹)

«و اگر در چیزی اختلاف داشتید، آن را به خدا و پیغمبر او برگردانید، اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید. این کار برای شما بهتر و خوش‌فرجام‌تر است.»

زمانی که می‌بیند جماعت، آن‌چه وی تقدیس و پاکی‌اش را می‌خواهد، پاک و مقدس نمی‌داند، از راه و روش جماعت دلتنگ می‌شود و نمی‌تواند در جمع و گستره‌ی آن زندگی کند، به‌همین سبب به‌دنبال راهی می‌گردد تا از دست جماعت رها شود و به لانه‌ی گذشته و منجلاب نخستین خود بازگردد.

۳- اعجاب به رأی:

اعجاب به رأی از خطرناک‌ترین بیماری‌هایی‌ست، که در مسیر دعوت دامن‌گیر انسان می‌شود. هرگاه انسان نظر خود را تابع نظر جماعت نکند- به‌ویژه زمانی که کارها بر پایه‌ی مشورت انجام می‌گیرد- جماعت را به ناپختگی و خام بودن رأی و کوتاهی در درک مصلحت، متهم خواهد کرد.

هرگاه این پدیده‌ی بد( اعجاب به رأی) بر پیروان جماعتی چیره شود، کار جمعی پیروز نخواهد بود. چون درست دانستن رأی، جز دوست داشتن ذات است و حب ذات گونه‌ایی غرور به‌شمار می‌آید که با وجود آن انسان تسلیم رأی و نظر دیگری(نفر یا جماعت) نمی‌شود، بلکه غرور وی را بر تحقیر و کاستن از ارزش دیگران وادار می‌کند. انجام کارها، برخلاف نظرها و خواهش‌های نفسانی چنین کسانی آن‌ها را وادار می‌کند که ضربه‌ای مهلک بر حرکت جماعت و مشورتی که انجام داده، وارد کنند.

۴- درک و فهم نادرست از اهداف جماعت:

اهداف جماعت هدف‌های والایی هستند که در کارهای زیر خلاصه شده‌اند:

اصلاح مردم و جامعه و دعوت به‌سوی خدا و جلوگیری از حملاتی که متوجه اسلام می‌شوند و اهمیت دادن به تربیت پیروان جماعت و تلاش برای تصحیح مفاهیم اسلامی میان مردم و کارهای مفید و ارزشمند دیگری که جماعت برای محقق شدن آن‌ها برنامه‌ریزی می‌کند.

روشن نبودن این اهداف نزد کسانی که به سبب نداشتن شناخت از آن‌چه جماعت در این تلاش‌ها محقق ساخته، آنان را وادار می‌کند که جماعت را به عجز و ناتوانی از محقق ساختن اهدافش متهم کنند. به‌ویژه اگر وقتی که مدت زمان بسیاری از عمر جماعت بگذرد که برای اسلام فعالیت می‌کند. دیده می‌شود از وضعیت جماعت به ستوه می‌آیند و از آن انتقاد می‌کنند.

گاهی این گروه اهداف جماعت را – که برای آن تلاش می‌کند- می‌شناسد؛ اما جایگاه و منزلت آن اهداف را نمی‌دانند و به آن قانع نمی‌شوند. به همین سبب دیده می‌شود، رسیدن به پیروزی را کند می‌دانند و برای چیدن میوه و برداشت محصول، پیش از رسیدن شتاب می‌کنند.

۵- هر گاه کسی در برادرش عیبی ببیند، واجب است که برای نصیحت کردن و توجیه او اقدام کند. چنین کاری نشانه‌ی دوستی برای خداست.

اما گاهی این مفهوم و این‌گونه نصیحت‌کردن از اندیشه‌ی گروهی پنهان می‌ماند. به‌همین سبب گاهی می‌بینی که راه و روش نصیحت‌کردن به زیرگوشی حرف زدن و گناه‌کردن تبدیل می‌شود؛ یعنی روشی که به غیبت شباهت دارد و در آن کاری انجام می‌گیرد که جماعت یا گروهی از پیروان آن، از آن بدشان می‌آید.

این راه و روش بدگمانی را دامن می‌زند و دل‌ها را از کینه پر می‌کند و بی‌اعتمادی را پراکنده می‌سازد، نفس و روان را تضعیف و کاهلی در فعالیت را شایع می‌کند. افزوده بر آن آن‌چه نجواکنندگان می‌گویند، ناحق است.

-اگر چه سقوط چنین کسانی از مسیر دعوت پدیده‌ی بدی‌ست که برای جماعت برخی مشکلات را به‌دنبال می‌آورد و گونه‌ایی گسست در صف جماع پدید می‌آورد اما خالی از خوبی و نیکی نیست. مهم‌ترین آن تشخیص و جداکردن آن عنصر سست، از جماعت است؛ زیرا ادامه‌ی حضورشان در جماعت مشکلاتی را به‌بار می‌آورد و سختی‌هایی را بر جماعت تحمیل می‌کند که مسئولیت و وظایف آن را بیش‌تر و بارش سنگین‌تر می‌گردد.

منبع: کتاب نقاط قوت و ضعف فعالیت های جمعی

مؤلف: دکتر عبدالوهاب الدیلمی

مترجم: محمد جبروتی

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن