فکر و دعوت

اسلام را یا کاملا بپذیرید یا رهایش کنید

هر نظام و سیستمی دارای فلسفه و اندیشه­ ی کلی خود از حیات  و دارای مشکلات خود است که از اجرای آن نشأت می­ گیرد و نیز دارای مسائلی است که مناسب طبیعت و آثار خود در دنیای واقعی است. و هر نظامی همچنین راه­ حل های خود را دارد که از طریق آن ها با مشکلات و مسائلی که از طبیعت و راه و روش آن نشأت گرفته مواجه می ­شود.

منطقی نیست کما اینکه منصفانه هم نیست که از نظامی مشخص، خواستار راهکار و راه ­حل برای مشکلاتی شد که آنها را ایجاد نکرده است بلکه نظام دیگری به وجودشان آورده که در طبیعت و راه و روش با آن متفاوت است.

منطق عاقلانه می­ گوید: هرکس که بخواهد در حل­ کردن مشکلات زندگی از نظامی مشخص راه ­چاره بگیرد باید اولا این نظام را در واقعیت زندگی به اجرا در آورد و بعد از آن، با چشم خود ببیند که آیا این مشکلات بروز خواهد کرد یا از بین خواهد رفت یا اینکه طبیعت و عوامل اصلی آن تغییر می­ کند! تنها در این هنگام می ­توان از این نظام درمورد مشکلاتی که حین اجرایش روی می­ دهد چاره­ جویی نمود.

اسلام نظامی اجتماعی و تکامل­ یافته است که اجزایی به­ هم پیوسته و استوار دارد و نظامی است که در طبیعت و اندیشه و تصور خود درباره ­ی زندگانی و ابزار به کارگیری آن، با نظام ها و قوانین غربی که امروزه پیرامون ما به اجرا در می ­آیند کاملا متفاوت است و با آن ها اختلافی کلی و ریشه ­ای دارد.

و مسلّما اسلام در به وجود آمدن مشکلات موجود در جوامع امروز سهیم نبوده است بلکه این معضلات از طبیعت نظام ها و قوانین به اجرا در آمده در جامعه و نیز از دور بودن اسلام از بستر زندگی نشأت گرفته است.

البته امر شگفت بعد از این ها اینست که چاره­ جویی و درخواست راه­ چاره از اسلام درمورد این مشکلات افزایش یافته و رأی و نظر اسلام درمورد مسائلی أخذ می­ شود که منشأ آن ها نبوده و حتی در ایجادشان هم سهم و نقشی نداشته است. عجیب است که رأی و نظر اسلام در جوامعی خواسته می ­شود که نظام و قوانین اسلام در آنها به اجرا در نمی ­آید، در مسائلی مانند «زن و پارلمان» و «زن و کار» و «زن و اختلاط» و «معضلات جنسی جوانان» و…

و نیز جای تعجب دارد که در این موارد و امثال آن، مردمی از اسلام راه­کار و راه­ چاره می­خ واهند که به حکم­ نمودن اسلام راضی نیستند بلکه حتی تصور اینکه روزی بیاید اسلام حکم و حکومت را به ­دست بگیرد ناراحت و خشمگین ­شان می­کند!

عجیب­ تر از سوال های این ها، جواب های عالمان دین و به مجادله ­پرداختن ایشان با افراد سوال ­کننده پیرامون نظر و حکم اسلام درمورد این گونه جزئیات و مسائل است! آن هم در حکومتی که نه به اسلام حکم می­کند و نه نظام و قوانین اسلام در آن به اجرا در می­ آید.

به اسلام چه ربطی دارد که زن به پارلمان راه یابد یا نه؟ اسلام چه کار دارد که دو جنس زن ومرد با هم اختلاط نمایند یا نه؟ به اسلام چه که زن کار می­ کند یا نه؟ اسلام را چه کار با مشکلات نظام های حاکم در این جوامعی که به اسلام عمل نمی ­کنند و به حکم اسلام هم راضی نمی ­باشند؟

چطور خواسته می­شود که این جزئیات و امثال آن، موافق با نظام اسلام باشد حال­ آنکه اسلام تماما از حکم و نظام اجتماعی و قوانین حکومت و حتی از زندگی مردم کنار گذاشته شده است؟

اسلام کلیتی تقسیم ­ناپذیر است! بنابراین یا باید کاملا پذیرفته شود و یا اینکه کاملا کنار نهاده شود. اما اینکه نظر و راه­کار اسلام در امور کوچک و بی ­ارزش بکار رود و در امور اساسی و کلی که زندگانی و جامعه بر آن بنا شده نادیده گرفته شود، نقصان و حقارتی است که برای مسلمان جایز نیست که آن را برای اسلام بپذیرد حال عالم دین که جای خود دارد.

درحقیقت جواب هر ارائه­ ی راه­کار و چاره­ جویی از یکی از مشکلات جزئیِ جوامعی که پایبند به اسلام نبوده و شریعت اش را به رسمیت نمی­ شناسند این گفته است که:
در تمام زندگانی به اسلام حکم نمائید سپس در آن مشکلات زندگی که اسلام منشأ آن بوده (نه آن مشکلاتی که نظام و قوانین دیگری که مخالف با اسلام بوده بوجود آورده است) رأی و نظر دین اسلام را بخواهید.

اسلام به شکلی ویژه مردم را پرورش می­ دهد و موافق با شریعتی خاص بر آن ها حکم می­ نماید و امورشان را بر پایه ­هایی خاص سازمان می­ دهد و ضروریات و عوامل اجتماعی و اقتصادی و عاطفیِ خاصی ایجاد می­ کند بنابراین؛
اولا اسلام را بصورت کامل به اجرا درآورید! چه در نظام حکومت­داری و چه در مبانی قانون­گذاری و چه در اصول تربیت. سپس بنگرید که آیا این مشکلاتی که در مورد آن ها سوال دارید باقی خواهند ماند یا اینکه خود به خود بر طرف خواهند شد. اما قبل از این کار، اسلام را چه کار به این مسائلی که جامعه­ ی صحیح اسلامی آن ها را نمی­ شناسد؟

جامعه ­ای اسلامی را ایجاد کنیدکه شریعت و مبانی اسلام بر آن حکم می­ راند و زنان و مردان را به صورتی اسلامی در خانه و مدرسه و جامعه پرورش دهید، و ضمانت های زندگی که اسلام برای همه بر عهده می­ گیرد را بوجود آورید، و عدالت و برابریِ اسلام که برای همه واجب می­ داند را محقق سازید سپس بعد از اینها، از زن بپرسید: آیا می­ خواهد به پارلمان راه یابد؟ یا اینکه با این تضمین­ ها لزومی برای این تلاش نمی­بیند؟ و از وی بپرسید: آیا می­ خواهد در ادارات عمومی مشغول کار شود؟ یا اینکه تمایلی به کار کردن ندارد! زیرا ضروریات زندگی­ اش چنین ایجاب نمی­ کند. و از او بپرسید: آیا می­ خواهد با مردان اختلاط پیدا کند و خودآرایی نماید یا اینکه تربیتش، وی را از تمایلات و شهوات حیوانی منع می کند و عواطف اش، به خاطر شرم از خداوند، وی را به­ سوی عصمت و پاکدامنی پیش می­ برد؟

بنابراین مردم گاهی اوقات سوال می­ پرسند : به نظر می­رسد که بخاطر اجرای شریعت اسلام سالانه دست هزاران نفر دزد قطع خواهد شد؟!

آنها مرتکب همان اشتباه می ­شوند و کسانی هم که با دید و نظر فقهی اسلام، جوابشان را می­ دهند مرتکب دو اشتباه می­گردند.

درحقیقت آن هزاران نفر دزد در سال، از نتایج جامعه و نظام اسلامی نیستند بلکه نتایج جامعه ­ی دیگری هستند که اسلام را از زندگی خود دور نموده و نظام اجتماعی دیگری بیگانه با اسلام را به اجرا درآورده است! بنابراین آنان برآورد و نتیجه ­ی جامعه ­ای هستند که به ­وجود گرسنگان و نیازمندان اجازه­ ی ماندن می­ دهد بدون اینکه راه­کاری برای مشکلات­ شان ارائه دهد! جامعه­ ای که قوت و مایحتاج میلیون ها نفر را تضمین نکرده و نفس انسانی را پرورش نداده و زندگانی را به صورت کامل به خداوند و شریعت وی پیوند نمی­ دهد.

اما جامعه ­ی اسلامی جامعه­ ی دیگریست، جامعه ­ای که روزی و درآمد هرشخصی چه شاغل و چه بیکار، چه توانمند و چه ناتوان و چه سالم و چه بیمار در آن ضمانت­ شده است! و سالانه 5/2 درصد سرمایه ­ها، و نه سود حاصل از آن را برای بیت ­المال أخذ می­ نماید سپس بعد از آن بدون قید و شرط هر مقدار که حکومت برای حمایت از جامعه دربرابر مشکلات و معضلات نیاز دارد را از بیت­ المال برمی­ دارد…

ابتدا این نظام را به اجرا درآورید سپس بنگرید که بعد از این چه مقدار نیازمند باقی می­ ماند و چند نفر دزد اقدام به دزدی خواهد کرد در آن­ حال که شکمش پر از غذا و قلبش سرشار از ایمان باشد!

همچنین برخی از مردمی که پیرو اسلام هستند درمورد مشکلات جنسی جوانان سوال می­ پرسند!

اینان جوانان را مشاهده می­ کنند که در جامعه ­ای غیراسلامی درحال زندگی­ کردن هستند، جامعه ­ای که هرآنچه در آن است باعث تحریک غریزه شده و شهوت­ برانگیز است، سپس (با این حال) خواستار رأی و نظر اسلام درمورد مشکلات این جوانان هستند!

به راستی که هرگز در جامعه ­ی اسلامی از دخترانی که پوششی زننده داشته و خود منحرف بوده و دیگران را نیز به انحراف می­ کشانند و با حرکت در همه جا به نفع شیطان فتنه ­پراکنی می­ کنند خبری نیست… در جامعه­ ی اسلامی هیچگاه فیلم های مستهجن و ترانه­ های ناسالم همانند فیلم ها و ترانه ­های عبدالوهاب و همکارانش وجود ندارد… در جامعه­ ی اسلامی هرگز روزنامه­ هایی پیدا نمی ­شوند که عکس های لخت و کلمات و لطیفه ­های منحط و غیراخلاقی را منتشر سازند که همانند کشتی ها به همه جا می­ روند … در جامعه ­ی اسلامی هیچگاه مشروبات مست­ کننده وجود ندارد که کارهای زشت و فجور را در چشم مردم زیبا جلوه دهد و قدرتِ اراده و اندیشیدن را از آنان ب­گیرد … و نهایتا جامعه­ ی اسلامی ازدواج زودهنگام را برای جوانان فراهم می­ آورد؛ زیرا که بیت­ المال ملزم به کمک به کسانیست که خواهان پاکدامنی و عفت هستند.

بنابراین اگر رأی ونظر اسلام درمورد مشکلات جنسی جوانان را خواستید ابتدا نظام اسلامی را به صورت تمام و کمال اجرا نمایید سپس بعد از این کار نه قبل از آن مشاهده نمایید که آیا مشکلاتی برای جوانان وجود دارد!

من هر چاره­ جویی و ارائه ­ی راه­کار از اسلام در مسئله­ ای که منشأ آن اجرای نظام و قوانین اسلامی نیست و در آن­ حال که اسلام کاملا از زندگی دور انداخته شده را تمسخر و استهزاء به ساحت این دین می­ شمارم. و همچنین جواب­ دادن به این چاره­ جویی از طرف علما را مشارکت در این تمسخر و استهزاء به حساب می ­آورم.

کسانی که امروزه فریاد برآورده و به نام اسلام خواستار منع­ کردن زن از انتخاب یا منع وی از کار یا بلندکردن چادر و روسری ­اش هستند! با اجازه آن ها با تمام احترامی که برای انگیزه ­های والایشان قائلم به آنان می­ گویم: که آن ها اسلام را به باد مسخره گرفته ­اند زیرا؛ تمام مشکل را در امثال این جزئیات محدود ساخته ­اند.

درحقیقت تمام توان آنها می­ بایست صرف اجرای نظام و شریعت و قوانین اسلامی در همه­ ی زمینه ­های زندگانی شود… باید خواستار این باشند که اسلام بر نظام جامعه و قوانین حکومت مسلط گردد و خواستار سیطره ­ی تربیت اسلامی بر مدرسه و خانه و زندگی شوند، می ­بایست اسلام را به صورت کامل بپذیرند و بگذارند که در تمام زندگانی به انجام وظیفه بپردازد. زیرا این امر درخور و برازنده­ ی کرامت اسلام و دعوتگران اسلام است.

این در صورتی است که آنها در این کار جدیت داشته و در امر دعوت مخلص باشند… اما اگر هدف تنها جار وجنجال برای جلب توجه است در این صورت وضعیت متفاوت خواهد بود.

نویسنده: سید قطب
مترجم: خداداد مطاعی پور

http://ghotb.net/

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی