مقالات

اطاعت

 اصول اطاعت وفرمانبرداری دراجرای وظائف و اوامر: چون اسلام دین نظم و قانون است، بناءً به خاطر تأمین نظم اجتماع وبه خاطرجلوگیری ازخود سری‌ها، برای زعماء و اُمراء ومقامات عالی رتبه و هم برای ما دونان و افراد پائین رتبه حقوق معین وحدود مشخص را درآمریت و مأموریت شان تعین نموده است، که هریک در داخل چوکات قانون الهی وظیفۀ محولۀ خویش را به غیر کم وکاست و به غیر استفاده جویی بی‌مورد انجام دهند.

وبرای آمرین(فرمان دهان) در امارت شان حدود تعین نموده است که باید امرشان مخالف امر خدا و رسول وی نباشد وبرای ما دونان نیز لازم گردانیده که اوامرآمرین مسلمان را قبول واجرا کنند، تا زمان که مخالف امر و فرمان خدا و رسول وی نباشد، درصورت که دراجرای آن معصیت و گناه باشد به هیچ صورت قابل اجراء وتعمیل نیست:

  • (يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا) [النساء: 59].

یعنی: ای کسانی که ایمان آورده اید! ازخدا (با پیروی از قرآن) و از پیغمبر(با تمسک به سنت او) اطاعت کنید، واز کارداران و فرماندهان (مسلمان) خود فرمانبرداری نمایید و اگردرچیزی اختلاف داشتید آن را به خدا (قرآن) و پیغمبر او(سنت) برگردانید، اگر به خدا و روزقیامت ایمان دارید. این کار(یعنی رجوع به قرآن وسنت) برای شما بهتر وخوش فرجام تراست.

دراین آیه خداوند مؤمنان را به اطاعت ازخود ملزم می‌نماید واطاعت خدا وقتی تحقق پیدا می‌کند که به قرآن عمل شود، وقرآن است که مشتمل بر اوامر ونواهی خداوند است که پایه واساس احکام وقوانین شریعت اسلامی را تشکیل می‌دهد، هروقت درمورد حادثۀ نصّی درقرآن وجود داشته باشد شریعت اسلامی هرگز سرموی از آن تجاوزنمی کند.

پس خداوند برمؤمنان دستورمیدهد تا از پیامبرش محمدﷺ پیروی واطاعت کنند، چرا که پیامبراست که احکام ومقاصد شریعت را که در آیات مجمل قرآن نازل شده است، برای مسلمان‌ها بیان می‌نماید، لذا باید یقین داشته باشیم که سنت صحیحی که از پیامبر ﷺ نقل شده است بعد ازقرآن در مقام دوم قراردارد واصل دوم برای قانون اسلام به شمارمی آید.

بعد ازآن خداوند مؤمنان را به اصل سومی درتشریع وقانونگذاری اسلامی ارشاد وراهنمایی می‌کند، وآنان را ملزم به پیروی وفرمانبرداری ازآن می‌سازد، همانگونه که ملزم به اطاعت ازخدا و پیامبرمی باشند، واین اصل که قرآن کریم به عنوان (اُولی الامر) از آن نام میبرد، یعنی مسؤلین امری که ازشما هستند.

 اُولُی الامر چه کسانی‌اند؟

اُولی الامر، عبارتند ازاهل حلّ وعقد که افراد ملت به آنان مراجعه می‌نمایند، ونظرایشان به عنوان رأی ونظر ملت به حساب می‌آید.

مقصود ازاولی الامرجماعت اهل حلّ وعقد ازمسلمانان است، که عبارتند: ازاُمراء، حاکمان، علما، فرماندهان لشکر، وسایر رؤسا ومردان صاحب نفوذ و یا شخصیت ومقامهای هستند که به هنگام بروز مشکلات واحتیاج ویا تصمیم گیری برای مصلحت عمومی مردم به آن‌ها مراجعه می‌نمایند، اینگونه افراد و شخصیت‌ها هرگاه بریک امر ویا حکم اتفاق نظر پیدا کردند، برمسلمانان واجب است که دراین امرازایشان اطاعت کنند، مشروط براینکه این اشخاص، ازما مسلمانان باشند و با دستورات خدا وسنت رسول الله مخالفت نورزند و بدون اکراه واجبار و با آزادی کامل به بحث بپردازند، وبریک موضوع اتفاق نمایند، ومسألۀ که برآن اتفاق نظرمی شود، جزء مصالح عمومی واجتماعی باشد که حق دارند در بارۀ آن به بحث وبررسی بپردازند ونظرخود را در آن اِعمال نمایند، و نباید از بخش عقاید وعبادات باشد.

اهل حلّ وعقد جماعتی هستند شبیه (مجلس شوری) که برمصالح ملت نظارت دارند، ودرزمان صلح وجنگ سیاست ملت را رهبری می‌نمایند.

هرگاه این اشخاص خُبره ومورد اعتماد ومنتخب واقعی برمسئلۀ توافق کردند وقانونی را به تصویب رساندند برملت واجب است از آن اطاعت نمایند، وبرحاکم ورئیس مملکت هم لازم است آن را به مرحلۀ اجرا درآورد، وهرگاه حاکم از اجرای آن قانون مصوبه خود داری کند مجلس حلّ وعقد حق دارند او را عزل وبرکنار سازند.

اتفاق (اولی الامر) برموضوعی، همان است که در اصطلاح علمای اصول بدان (اجماع) می‌گویند.

جایگاه اجماع:

اجماع سومین اصل ورکن اساسی از ارکان قانونگذاری دراسلام است، وهنگامی که نصّ صریحی درقرآن وسنت وجود نداشته باشد، به آن اصل توسل واستناد می‌گردد.

به هنگام اختلاف نظردربین (اولی الامر) واهل حلّ وعقد، خداوند راه قطع نزاع ومخالفت را مشخص کرده است، که مراجعه به قواعد عمومی دین است. با مراجعه به اصول کلی دین باید علل واسباب وشرائط موضوع را جستجو نمود وموضوع را بر نظایر واشباه آن قیاس کرد، خداوند متعال به این اصل دستورمیدهد ومی‌فرماید:

(فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ) [النساء: 59].

یعنی: اگر درموضوعی باهم اختلاف داشتید آن را(باعرضه) کردن برقرآن وسنت به خدا وپیامبر برگردانید.

عرضه نمودن موضوع براصول وقواعد، دین همان چیزی است که دراصطلاح علمای اصول به آن (قیاس) گفته می‌شود، وقیاس موضوعی برموضوع شبیه و نظیر آن وظیفۀ (اولی الامر) می‌باشد، وبرآنان لازم است جماعتی از علما و دانشمندان و اهل بینش وفقه را انتخاب کنند تا دراین مورد به بحث وتحقیق بپردازند.

جایگاه قیاس بر نظایر:

قیاس چهارمین رکن ازارکان شریعت است، هنگامی که نصّ صریحی ازقرآن وحدیث در دست نباشد واجماع اولی الامرهم امکان ندارد، علما وفقهاء به قیاس موضوع برنظایر آن متوسل میشوند، البته این که می‌گویند: اولی الامر لازم است اتفاق داشته باشند ودرصورت بروز اختلاف باید به قیاس متوسل شوند، قیاس هنگامی است که موضوع مورد نظرازمسایل اجتماعی باشد، ولی اگر موضوع جزو عبادات باشد، برهرمجتهد لازم است طبق نظروتشخیص واجتهاد خود عمل نماید، وهرمسلمانی حق دارد از هرمجتهدی که به اواعتماد واعتقاد دارد تقلید وپیروی کند. (روح الدین الاسلامی، ص:500ـ 503).

شروط آمریت و مأموریت:

آمریت ومأموریت در اسلام بعنوان یک اصل شناخته شده است چنانکه قرآن کریم به صراحت توضیح می‌دهد، ولی این امرمطلق نبوده بلکه مقید است به قید عدم معصیت الهی، باین معنی که امرآمرمسلمان بالای ما دون قابل اجراء است بشرطی که دراجرای آن امرمعصیت و گناه خداوند و مخالفت پیامبر او نباشد. واگردراجرای آن امرشرعاً گناه باشد قابل تطبیق نیست. چنانچه پیامبرﷺ می‌فرماید:

  • (عَنِ عَبدِ اللهِ ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا عَنِ النَّبِیِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: «السَّمْعُ وَالطَّاعَةُ عَلَى الْمَرْءِ المُسلِمِ فِيمَا أَحَبَّ أَوْ كَرِهَ، مَا لَم یَأَمُر بِمَعْصِيَةٍ، فَإِذا أَمَرَ بِمَعْصِيَةٍ فَلَا سَمْعَ وَلَا طَاعَةَ). بخاری کتاب الاحکام (93)باب:السمع والطاعة، نمبرحدیث: 7144،مسلم:1839.

ازعبدالله ابن عمر(رضی الله عنهما) روایت است که رسول الله ﷺ فرمود: (سمع وطاعت برهرمسلمان واجب است درهرآنچه که خوش دارد، ویا بد، تا زمان که درآن امر گناه نباشد، وقتی امرآمربه گناه باشد، پس شنیدن واطاعت آن کردن لازم نیست).

یعنی آن امر قابل اجراء نیست. چنانکه در حدیث دیگری پیامبر ﷺ حدود اطاعت را تعین می‌کند:

  • (عَن عَلِیّ رضی الله عنه قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَا طَاعَةَ فِي مَعْصِيَةِ إِنَّمَا الطَّاعَةُ فِي الْمَعْرُوفِ) . متفق علیه، مشکاة (ا/319) کتاب الامارة والقضاء.

ازعلی (رضی الله عنه) روایت است که رسول الله ﷺ فرمود: درگناه اطاعت نیست، یقیناً اطاعت درامرمعروف است.

مِرقاة شرح مشکاة در شرح حدیث فوق می‌نویسد:

(ای لا طاعة فی معصیة لاحدٍ من الإمام و الوالدین و الشیخ، إنما الطاعة فی المعروف ای ما لا ینکره الشرع).

یعنی: اطاعت نیست درگناه برای هیچ کسی ولو امام (آمر) باشد ویا والدین و یا استاد، یقیناً اطاعت و فرمانبر داری در آن امری است که مخالف شریعت نباشد.

================================

اخلاق اسلامی و آداب اجتماعی

نعمت الله «وثیق»

منبع: islahnet.com

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی