اعجاز قرآن در اخترشناسی (4) : دَورَان خورشید

فیلسوف‌ها و دانشمندان اروپایی مدت‌ها بر این باور بودند که زمین بی‌حرکت در مرکز کیهان ایستاده است و تمام اجرام دیگر از جمله خورشید به دور آن می‌چرخند. نظریه‌ی زمین مرکزی، قرن دوم پیش از میلاد، درست زمان بطلمیوس،[1] در غرب رایج بود. در سال 1512 نیکلاس کوپرنیک،[2] نظریه‌ی خورشید مرکزی خود را در مورد حرکت سیارات مطرح کرد، به ادعای او خورشید جرمی بی‌حرکت در مرکز منظومه‌ی خورشیدی با سیاراتی است که به دور آن می‌چرخند.

در سال 1609 یوهان کپلر،[3] دانشمند آلمانی کتاب اخترشناسی نوین خود را منتشر کرد. در این کتاب کپلر به این نتیجه دست یافته بود که نه تنها سیارات در مدارهای بیضوی به دور خورشید گردش می‌کنند، بلکه با سرعتی غیر عادی حول محور خود نیز می‌چرخند. با این معلومات برای بسیاری از دانشمندان اروپایی ممکن شد که بسیاری از ساز و کارهای منظومه‌ی خورشیدی، از جمله توالی شب و روز را به درستی توضیح دهند.

بعد از این اکتشافات گمان می‌شد که خورشید جرمی ایستا است و همانند زمین حول محور خود نمی‌چرخد، زمانی را به یاد دارم که چنین سفسطه‌ای را طی دوران مدرسه در کتاب‌های زمین‌شناسی مطالعه می‌کردیم. حال به این آیه از قرآن توجه کنید:

﴿وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ ۖ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ﴾ [الأنبیاء: 33].

«الله است که شب و روز و خورشید و ماه را آفریده است و همه در مداری می‌گردند (که او برای آن‌ها تعیین کرده است)».

واژه‌ی عربی به کار برده شده در آیه‌ی فوق «یَسبَحون» است، این واژه از مشتقات «سَبَحَ» است و تصور حرکتی را به همراه دارد که دیگر اجسام متحرک نیز دارند. اگر این واژه برای فردی به کار رود که بر روی زمین است، به معنی غلتیدن نخواهد بود، بلکه به معنی راه ‌پیمودن یا دویدن است و چنانچه برای فردی به کار رود که درون آب است، به معنی شناور بودن نیست، بلکه به معنی شنا کردن است.

به همین نحو اگر واژه‌ی «یسبح» برای یک جرم سماوی همانند خورشید به کار برده شود، به این معنی نخواهد بود که در میان فضا معلق است، بلکه به این معنی است که علاوه بر آمد و شد دارای چرخش نیز می‌باشد. بیشتر کتاب‌های درسی مدارس نیز این حقیقت را در خود گنجانده‌اند که خورشید حول محور خود می‌چرخد. این پدیده (گردش خورشید حول محور خود) به کمک دستگاهی که تصویر خورشید را روی لوح فوقانی خود می‌تاباند، قابل اثبات است. به گونه‌ای که می‌توان خورشید را بدون به وجود آمدن مشکلات بینایی مورد بررسی و تحقیق قرار داد. در این حالت ملاحظه می‌شود که خورشید دارای لکه‌هایی است که حرکتی دایره‌وار را هر 25 روز کامل می‌کند، بدین معنی که تقریبا 25 روز به طول می‌انجامد که خورشید پیرامون محور خود بچرخد.

در حقیقت خورشید با سرعت تقریبی 150 مایل بر ثانیه (240 km/s) در فضا سیر می‌کند و حدوداً 200 میلیون سال طول می‌کشد که چرخش خود را پیرامون مرکز کهکشان راه شیری به پایان برساند.

﴿لَا الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَهَا أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّیْلُ سَابِقُ النَّهَارِ ۚ وَکُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ﴾ [یس: 40].

«نه خورشید را سزد (در مدار خود سریع‌تر شود و) به (مدار) ماه رسد و نه شب را سزد که بر روز پیشی گیرد (و مانع پیدایش آن شود). هریک در مداری شناورند (و مسیر خود را بدون کمترین تغییر ادامه می‌دهند)».

این آیه به حقیقتی اساسی یعنی وجود مدارهای جداگانه‌ی خورشید و ماه و حرکت اختصاصی آن‌ها در فضا اشاره می‌کند که اخترشناسی نوین آن را کشف کرده است. مکان ثابتی که خورشید با همراهی منظومه‌ی خورشیدی به سوی آن حرکت می‌کند، توسط اخترشناسی نوین مکان‌یابی شده است و به آن نام آماج خورشیدی[4] داده شده است. در حقیقت منظومه‌ی خورشیدی در فضا به سوی نقطه‌ای حرکت می‌کند که در صورت فلکی جاثی[5] واقع شده است و مکان دقیق آن کاملاً محرز است.

ماه در همان مدتی که به دور زمین می‌چرخد، به دور محور خود نیز می‌چرخد، تقریبا! 5/ 29 روز طول می‌کشد که ماه یک گردش را به پایان برساند. غیر ممکن است که کسی در این آیات بیندیشد و از دقت علمی آن مبهوت نشود، آیا نباید این سوال را از خود بپرسیم که چه چیزی می‌تواند منبع چنین معلوماتی باشد؟

برگرفته از کتاب: قرآن و علوم نوبنیان

مؤلف: دکتر ذاکر نایک

مترجم: انس محمودی

 


[1]– Ptolemy

[2]– Nicholas Copernicus

[3]– Yohannus Keppler

[4]– Sola Apex

[5]– Alpha Layer. زانو زده. هرکول

یک دیدگاه