فقه و احکام

اعلان جنگ با سودخواران

خداوند با خطابي صريح چنين مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (278) فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ(279) البقره

اي کساني که ايمان آورديد از (عذاب) خدا بپرهيزيد و آنچه از (مطالبات) ربا (در پيش مردم) باقي مانده است فرو گذاريد اگر مؤمن هستيد. پس اگر چنين نکرديد، بدانيد که به جنگ خدا و پيامبرش برخاستيد.

خداوند در اين آيه بطور رسمي جنگ خدا و رسول را با سود خواران و سود دهندگان اعلان مي دارد و بيان مي کند که آتش شعله ور جنگ به سختي و خشونت در بين شان جريان دارد.

سود خواران و سود دهندگان دشمنان خدا و رسول اند که در هر مکان گيچ و پريشان مي افتند. در هر سالي هزاران خسارت در روح شان پيدا مي شود تا جسدهايشان را به جهنّم منتقل سازد.

ولي اين گروه شکست خورده نسبت به خسارات بسيار سنگيني که در اموال و ارواحشان پديد مي آيد بي توجّه اند. هر لشکري از سود خواران که در معرکه شکست مي خورد پس از آن لشکر ديگر وارد ميدان مي شود تا اينکه همچون لشکر گذشته با شکست مواجه مي شود و باز بعد از آن لشکري ديگر مي آيد. لشکرهاي سود خواران شکست خورده يکي پس از ديگري به ميدان مي آيند تا اينکه با خواري و ذلّت در دام مرگ گرفتار مي شوند.


وساطت براي پايان يافتن جنگ

 

بسياري افراد اين جنگ خانمانسوز را درک مي کنند، ليکن شهامت وساطت را ندارند تا بتوانند اين لشکر بزرگ و مغروري را که از عاقبت اين جنگ زيان بار بي خبرند راهنمايي کنند. و به آنها بفهمانند که نتيجهء نهايي اين جنگ براي هر يک از سود خواران و سود دهندگان در اين دنيا قضاي مبرم است، زيرا اين جنگ ناموزوني است که بين ضعيف ترين مخلوق و ذاتي بسيار قوي و توانا افروخته شده است و پيروزي قطعاً از آن اوست. او کسي است که مي خنداند و مي گرياند، مي ميراند و زنده مي کند. آن ذاتي است که قوم عاد نخستين (عاد، نخستين قوم معروف که پيغمبرشان حضرت هود بود و عاد دوم قومي بودند از نسل عاد اوّل که در مکّه زندگي مي کرده اند) و نيز قوم ثمود را نابود کرد و از نسل شان هم کسي را باقي نگذاشت. و همچنين قبل از قوم ثمود، قوم نوح را هلاک نمود، زيرا همه شان ستمگر و سرکش بودند.

و شهرهاي زير و رو شده قوم لوط را فرو انداخت و آنرا با عذاب فرو پوشاند. اين خدا چقدر بزرگ است؟ و چقدر با عزّت و تواناست؟ ذاتي که دولت خسروان و قيصريان را از پاي درآورد. پس هيچ قدرتي از او بالاتر نيست و هيچ قدرتي عظمت او را ندارد. کسيکه با او دشمني کند فريب خورده است و کسيکه با او به جنگ برخيزد شکست خورده است. پس اي سود خواران و سود دهندگان فکرها و گمانها شما را نفريبد و بدانيد که هر کس با آتش بازي کند مي سوزد و هر کس با گرداب اقيانوس بازي کند غرق مي شود. بنا براين قبل از اينکه عذاب خدا شما را فرا گيرد به فکر نجات باشيد و بدانيد که اگر وابستگي قرابت حضرت حواء و آدم و اخوّت ديني و ايماني ميان ما و شما نمي بود و احساس مسئوليت نمي کردم هيچ فکري براي نجات شما نداشتم و هيچ احساسي در نصيحت شما اظهار نمي کردم، فقط بخاطر همان ارتباطات و نسبتها بود که اين نصيحت را به شما تقديم نمودم و اميدوارم که اين پند و اندرز من براي نجات شما تأثير مثبت داشته است. پس بياييد با هم نسبت به اين جرم بزرگ و قباحت و فضاحت آن بينديشيم و سپس با چشمان مان اعمال خود را در يک آينهء بسيار سفيد و شفاف (قرآن مجيد) مشاهد کنيم شايد اين حرکت سبب توبه و باعث نجات شما شود. ان شاء الله…

خداوند در کلام بزرگش مي فرمايد:

الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَنْ جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهَى فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (275) البقره

سود خواران (در هنگام بلند شدن از قبرهايشان روز قيامت) بر نمي خيزند مگر همچون کسيکه شيطان او را سخت دچار ديوانگي ساخته است (و نمي تواند تعادل خود را حفظ نمايد) اين عذاب بسبب آنست که آنها مي گفتند خريد و فروش نيز مانند ربا است و حال آنکه خداوند خريد و فروش را حلال و ربا را حرام کرده است. پس هر کس اندرز پروردگارش به او رسيد و (از سودخواري) دست کشيد معاملات سودي گذشته از آن اوست و سروکارش با خداست. امّا کسيکه (نصيحت خدا را نشنود) دوباره مرتکب اين گناه شود، پس آنها اهل آتش دوزخ اند و هميشه در آنجا خواهند بود.

بياييد صورت سودخوران را هنگام بلند شدن از قبر مشاهده نماييم:

زماني که سود خواران از قبرهايشان بر مي خيزند شکمهايشان بسيار بزرگ و مملو از مارهاي متفاوت است. شکم همچون خيمه اي است که بر روي مارها نصب شده است. و باقي اندامهايشان مانند انگشتان و رگهايشان باريک ديده مي شود، بلند مي شوند و مي نشينند. مي خواهند برخيزند اما نمي توانند، و بر سر بر زمين مي افتند، رفتارشان مانند انسانهاي ديوانه و مست است، ليکن در حقيقت آنها مست نيستند، بلکه از تأثير شدّت عذاب آنها چنين حس مي کنند. حالا سود خواران بگويند آيا اين منظرهء ترسناک در آنها تأثير نمي کند تا قساوت و سياهي قلبهايشان زدوده شود؟ و پرده از چشمان شان برداشته شود؟ اگر اين نگاه هيچ احساسي در آنها پيدا نکند به يک صحنه بسيار دشوارتر و وحشتناک تر توجّه نمايند که امام بخاري آنرا به نقل از سمره بن جابر از زبان پيامبر خدا صلي الله عليه و سلّم نقل مي کند که فرمود:

« رَأَيْتُ اللَّيْلَةَ رَجُلَيْنِ أَتَيَانِى فَأَخْرَجَانِى إِلَى أَرْضٍ مُقَدَّسَةٍ … فَانْطَلَقْنَا حَتَّى أَتَيْنَا عَلَى نَهَرٍ مِنْ دَمٍ فِيهِ رَجُلٌ قَائِمٌ وَ عَلَى شَطِّ النَّهَرِ رَجُلٌ بَيْنَ يَدَيْهِ حِجَارَةٌ فَأَقْبَلَ الرَّجُلُ الَّذِى فِى النَّهَرِ فَإِذَا أَرَادَ أَنْ يَخْرُجَ مِنْهُ رَمَي الرَّجُلُ بِحَجَرٍ فِى فِيهِ فَرَدَّهُ حَيْثُ كَانَ فَجَعَلَ كُلَّمَا جَاءَ لِيَخْرُجَ رَمَي فِى فِيهِ بِحَجَرٍ فَيَرجِعَ كَمَا کَانَ، فَقُلْتُ مَا هَذَا الَّذِى رَأَيْتَهُ فِى النَّهَرِ؟ قَالَ: آكِلُ الرِّبَا».

پيامبر اکرم صلي الله عليه و سلم فرمودند: شبي در خواب ديدم که دو مرد مرا به يک سرزمين مقدّسي بردند. با آنها رفتيم تا به رود خانه(دريا) اي از خون رسيديم در داخل رود خانه مردي ايستاده بود و در کنار رود مرد ديگري که سنگهايي در جلوش گذاشته بود. مردي که داخل رود خانه بود مي آمد تا از رود خارج شود، امّا همين که مي خواست بيرون آيد مرد ديگر با سنگ به دهانش مي زد که باز به جاي اوّلش بر گردد. همينطور هرگاه مي خواست بيرون شود مرد ديگر با سنگ به دهانش مي زد و او به جاي اولش بر مي گشت. من پرسيدم اين کسي را که داخل رود (درياي) خون مي بينم، کيست؟ گفت: سوخوار است.

بدون شک اين صحنه بسيار هولناک و بي نهايت بزرگ است. صحنه اي بسيار واضح و روشن، ليکن ما بخاطر وضاحت بيشتر و مبالغه در بيان مي گوئيم: آن رودي که در حديث بيان شده است رودي بسيار بزرگ از خون قرمز است، استخر و يا حوض کوچکي نيست. آنجاست که سود خواران در آن غوطه مي خورند. و هرگاه خوسته باشند از آن بيرون شوند با سنگ به دهانشان زده مي شود و به قعر رود بر مي گردند و فرد سود خوار همچون ماهي مرده اي روي آب مي آيد و پايين مي رود تا اينکه خوب خسته مي شود، تصميم مي گيرد که فرار کند و خود را از معرکه نجات دهد، ليکن آن غول پيکري که در کمين آن نشسته و مأموريت دارد او را عذاب کند هميشه با سنگ به دهانش مي کوبد و او را مجبور مي کند که در قعر رودخانه فرو رود. اين پاداش کساني است که سالها به سود خواري مشغول بودند. و خداوند بر آنها ستم نمي کند، بلکه آنها خود شان بر خويشتن ظلم روا مي دارند.

 

پيامبر صلي الله عليه و سلّم سود خوار را لعنت کرده است

 

وبال سنگيني که براي سود خوار بيان مي شود، شگفت آور نيست. زيرا سود خوار به زبان پيامبر ما حضرت محمد صلي الله عليه و سلّم که سلطان و پيشواي پيامبران است، لعنت شده است و چنين کسي هرگز کامياب و مؤفّق نخواهد بود. سود خوار به هر عذابي گرفتار شود نسبت به جرم و گناهش کوچک است. زيرا کسي ظالم تر از سود خوار که به جنگ با خدا و رسولش برخاسته است، وجود ندارد.

امام مسلم در صحيح خود از حضرت جابر بن عبد الله روايت مي کند که فرمود:
لعن رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ آكل الربا وَمُؤَكِّلَهُ وَكَاتِبَهُ وَ شَاهِدَيْهِ وَ قَالَ هُم سَوَاءٌ.

پيامبر صلي الله عليه وسلّم سود خوار و وکيل و نويسنده و شاهدان سود را لعنت کرده است. فرمود: همه شان در گناه با يکديگر برابرند.

 

محروميت سود خوار از نعمتهاي بهشت

 

امام حاکم از ابي هريره رضي الله عنه به سندي که آنرا صحيح دانسته، نقل مي کند که حضرت پيامبر صلي الله عليه و سلّم فرمودند:

أَرْبَعٌ حَقٌّ عَلَى اللَّهِ أَنْ لَا يُدْخِلَهُمْ الْجَنَّةَ وَلَا يُذِيقَهُمْ نَعِيمَهَا : مُدْمِنُ الْخَمْرِ، وَآكِلُ الرِّبَا، وَآكِلُ مَالِ الْيَتِيمِ بِغَيْرِ حَقٍّ، وَالْعَاقُّ لِوَالِدَيْهِ.

خداوند حق دارد که چهار کس را به بهشت داخل نکند و نعمتهاي بهشت را به آنها نچشاند: معتاد شراب، سود خوار، خورندهء مال يتيم و عاق شده پدر و مادر.

 

شناعت جرم سود خوار

 

کارهاي زشت را فطرت ناپسند و شريعت حرام مي داند و از زشت ترين آنها سود خواري است. زيرا زنا جرمي است که خداوند دستور داده تا مرتکب آن سنگسار شود، ظاهر است که چنين مرگي براي انسان بي نهايت نفرت انگيز است با اين وجود شناعت سود خواري از شناعت زنا بيشتر است. زيرا علامه بغوي و ابن ابي دينار و ديگران از عبد الله بن سلام حديثي موقوف با سندي صحيح روايت کرده اند که فرمود:

الرّبَا اثنان وسبعون حوباً، أصغرُها حوباً كمن أتى أمَّه في الإسلام، ودرهم من الرّبَا أشد من بضع وثلاثين زَنْية. رواه البيهقي في شعب الايمان

سود خواري هفتاد و دو گناه است. کوچکترين آن برابر گناه کسي است که در زمان اسلام با مادرش همخوابي کند. و يک درهم سود از سي و چند مرتبه زنا سخت تر است.

امام حاکم از عبد الله بن مسعود با سندي که آنرا صحيح دانسته است روايت مي کند که فرمود:

الرّبَا ثلاثة وسبعون باباً، أيسرها مثل أن ينكح الرجُل أمه.

ربا هفتاد و سه شعبه دارد که آسانترين آن مثل اين است که انسان با مادر خود همبستري کند.

 

بشارت طنز آميز و تمسخري عجيب به سود خواران

 

طبراني با سندي که منذري آن را قبول کرده است، روايت مي کند:

عبد الله بن ابي اوفي رضي الله عنه روزي در بازار صرافي ايستاد و گفت: بشارت بگيريد اي زرگرها! آنها گفتند: خداوند تو را به بهشت بشارت دهد ما را به چه بشارت مي دهي؟ عبد الله گفت: پيامبر صلي الله عليه و سلّم فرمود: بشارت جهنم را بگيريد (بپذيريد).

 

عذر خواهي سود خواران

 

گاهي بعضي افراد ازينکه ندانسته گرفتار معاملات سودي شده اند، عذرخواهي مي کنند، لذا صورتهاي مختلف و انواع معاملات ربوي حرام را مختصراً بيان مي کنيم:

صورت اول:

بيع ربوي نسيه: منظور از اين بيع، کالاهايي مانند: طلا و نقره است که اگر اين دو جنس  در بيع مقابل يکديگر قرار گيرند، هر دو بايد نقد باشد و اگر يکي نقد و ديگري نسيه باشد، بيع ربوي نسيه محسوب مي شود.

و يا طعام کيلي و طعام وزني اگر با يکديگر معامله شوند، بايد هر دو نقد باشد.

و منظور از لفظ نسيه تأخير يکي از دو نوع طلا و نقره و يا يکي از دو نوع طعام از زمان عقد بيع و تسليم مبيع مي باشد.

توضيح مسئله اين است که مثلاً انساني طلا در مقابل طلا و يا نقره در مقابل نقره و يا گندم در مقابل گندم و يا خرما در مقابل خرما خريداري مي کند، براي صحت اين معامله شرط است که هر دو نوع (خواه وزني باشند يا کيلي) مساوي باشند و ديگر اينکه در يک مجلس بيع و تحويل و تحوّل انجام شود. اگر يک نوع آماده ولي نوع ديگر در زمان بيع و يا تحويل آن آماده نبود، در تمام صورتهاي مذکور بيع جايز نيست. زيرا پيامبر اکرم صلّي الله عليه و سلّم  فرمودند:

الذَّهَبَ بِالذَّهَبِ وَالْفِضَّةَ بِالْفِضَّةِ وَ الْبُرَّ بِالْبُرِّ وَ الشَّعِيرَ بِالشِّعِيرِ وَ التَّمْرَ بِالتَّمْرِ وَ الْمِلْحَ بِالْمِلْحِ  مِثْلاً بِمِثْلٍ سْوَاءً بِسَوَاءٍ وَ يَدًا بِيَدٍ.

معاملهء طلا با طلا و معاملهء نقره با نقره و معاملهء گندم با گندم و معاملهء جو با جو و معاملهء خرما با خرما و معاملهء نمک با نمک بايد مساوي و نقد باشند.

امّا اگر نوعيت مختلف است مثلاً طلا و نقره و يا گندم يا جو، در چنين اجناسي تساوي شرط نيست، ليکن هر دو جنس بايد نقد باشند و در يک زمان تحويل و تحوّل شوند.

محل استشهاد عبارت « مِثْلاً بِمِثْلٍ سْوَاءً بِسَوَاءٍ وَ يَدًا بِيَدٍ » است. زيرا پيامبر صلي الله عليه و سلّم دستور دادند که نقدين (طلا و نقره يا طعامين (دو غذا) مساوي بوده و يداً بيدٍ (حاضر در مجلس) نيز باشند.

صورت دوّم:

بيع دو جنس ربوي متفاوت که يکي از دو عوض نسيه باشد:

توضيح اينست که مثلاً اگر معامله طلا با نقره، گندم با خرما، و يا نمک با جو صورت گيرد، شرط خالي اين معامله از ربا اينست که دو عوض بيع، نقد (حاضر در مجلس) باشد. زيرا اگر يکي از دو عوض نقد و عوض ديگر نسيه باشد، بيع فاسد و در رباي حرام داخل مي گردد. زيرا در ادامهء حديث گذشته امام مسلم جملهء ديگري را از رسول خدا صلّي الله عليه و سلّم نقل مي کند که فرمودند:

فَإِذَا اخْتِلَفَ هَذِهِ الأَصْنَافُ فَبِيعُوا كَيْفَ شِئْتُمْ إِذَا كَانَ يَدًا بِيَدٍ.

اگر اجناس مذکور مختلف بود هر گونه که خواستيد معامله کنيد، بشرط اينکه هر دو عوض نقد باشد. امّا تفاضل جائز بوده و مي توان يک کيلو طلا را با چند کيلو نقره و يا يک پيمانه خرما را با چند پيمانه گندم معامله نمود.

صورت سوم:

بيع ربوي از يک جنس بطور تفاضل:

اينکه کسي مثلاً طلا را با طلا، يا خرما را با خرما، و يا گندم را با گندم معامله کند که يک طرف آن بيشتر باشد، چنين معاملهء ربوي بوده و حرام است. زيرا در حديث صحيحين روايت شده است، زماني که حضرت بلال رضي الله عنه براي پيامبر صلّي الله عليه و سلّم خرماي برني آورده بود از او پرسيدند: اين خرما را از کجا آوردي؟ حضرت بلال رضي الله عنه عرض کرد: مقداري خرما درجه دو داشتم دو پيمانه آنرا به يک پيمانه از اين خرماي درجه يک عوض کردم و نزد شما آوردم تا ميل بفرماييد. پيامبر اکرم صلّي الله عليه و سلّم فرمودند:

أَوَّهْ عَيْنُ الرِّبَا لَا تَفْعَلْ وَلَكِنْ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَشْتَرِيَ التَّمْرَ فَبِعْهُ بِبَيْعٍ آخَرَ ثُمَّ اشْتَرِ بِهِ.

واي، اين همان سود است، همان سود، چنين نکن ولي اگر خواستي خرما بخري، خرماي خود را بفروش و سپس خرماي ديگر را بخر.

در حديث مذکور پيامبر اکرم صلّي الله عليه و سلّم اظهار تأسّف نموده و بيع حضرت بلال رضي الله عنه را رباي خالص دانستند و از چنين معامله اي آنرا نهي فرمودند.

(ياد آور مي شوم: يکي از معاملات ربوي که در طلا فروشي هاي ايران مرسوم است و مسلمانان ندانسته آنرا انجام مي دهند تعويض طلاي مستعمل با طلاي جديد است که برابر وزن آن طلا مي خرند و مبلغي را بعنوان اجرت ساخت مي پردازند، اين معامله رباي قطعي است  و در حرمت آن هيچ شک و اختلافي وجود ندارد. راه شرعي همان است که در حديث گذشته پيامبر اکرم صلّي الله عليه و سلّم حضرت بلال را راهنمايي فرمودند که خرماي خود را بفروشد و خرماي ديگري را بخرد. طلا فروشان نيز اگر خواسته باشند به حرام آغشته نشوند بايد چنين عمل کنند. مترجم)

صورت چهارم:

بيع طلا به طلا يا بيع نقره به نقره که مقدار يکي از دو عوض نا معلوم باشد. مثل اينکه کسي شمشير منقّش به طلا را به طلاي خالص مي خرد، يا ظرف منقّش به نقره را به نقرهء خالص مي خرد که مقدار طلاهاي شمشير يا نقره هاي ظرف نا معلوم است. اين چنين بيعي ناجائز است، زيرا امکان تفاضل در يک طرف وجود دارد و شريعت از بيع دو عوض هم جنس بطور تفاضل نهي کرده است. چون در چنين بيعي پيامبر اکرم صلّي الله عليه و سلّم به فضاله بن عامر رضي الله عنه فرمودند:

لاَ يبَاعُ حَتَّي يفصل

داستان از اين قرار است که فضاله در روز جنگ خيبر گردنبند مزين به طلا و مهره را به طلاي خالص خريد پس از اينکه طلاها را از گردنبند جدا کرد طلاهاي گردنبند از طلاهاي خالص فضاله بيشتر شد. داستان را به پيامبر اکرم صلّي الله عليه و سلّم بازگو کرد، پيامبر اکرم صلّي الله عليه و سلّم فرمودند:

لَا يُبَاعَ الذَّهَبُ المختلط بغيره حتي يفصل.

طلاي مخلوط تا جدا نشود، با طلاي ديگري معامله نشود.

صورت پنجم:

تداخل دو بيع در يک بيع:

صورتش اينست که فروشنده به خريدار مي گويد: اين کالا را به صد افغاني نقد يا به يک صد و پنجاه افغاني نسيه به تو فروختم.

در مورد اين مسئله، امام ابو داود و امام ترمذي از ابوهريره روايتي را نقل کرده اند که ابن حبّان آنرا صحيح دانسته است. در اين روايت پيامبر اکرم صلّي الله عليه و سلّم فرمودند:

مَنْ بَاعَ بَيْعَتَيْنِ فِى بَيْعَةٍ فَلَهُ أَوْكَسُهُمَا أَوِ الرِّبَا.

کسيکه دو قيمت را در يک بيع تعيين کرد، بايد کمترين قيمت را بگيرد و يا سود را بگيرد.

امام مالک در مؤطّا از اين حديث چنين تعليل کرده است که اگر مشتري در پرداخت يکصد درهم تأخير کرد بايد يکصد و پنجاه درهم بپردازد.

امام شافعي اين حديث را طوري ديگر تفسير نموده است. چنانچه امام ترمذي در جامع خود آنرا نقل کرده است.

در حقيقت نسبت به صورت مسئله بيانات متفاوتي از علماي سلف نقل شده است، امّا درست ترين صورتي که براي ممنوعيت بيع مذکور در حديث فوق بيان شده است اينست که: اگر فروشنده به مشتري بگويد: اين کالا را به يکصد افغاني نقد و يا يکصد و پنجاه افغاني نسيه مي تواني بخري، مشتري کالا را تحويل مي گيرد و بدون اينکه نقد يا نسيه تعيين شود، از يکديگر جدا مي شوند. ولي اگر در مجلس عقد مشتري نقد و يا نسيه را تعيين نمود، هيچگونه کراهتي (اشکالي) ندارد.

امّا آنچه از ظاهر حديث دانسته مي شود و امام مالک نيز تفسير نموده اينست که: فروش يکي کالا به دو قيمت مختلف بخاطر نسيه مناسب و پسنديده نيست بخصوص زماني که زيادت فاحشي مانند ربع يا ثلث يا نصف باشد. بعضي از علماء از حديث چنين برداشت نموده اند. امام مالک نيز چنين به نظرش رسيده است، لذا بايد به عبارت گذشته خوب توجّه نمود.

صورت ششم:

فروش و بيع عينه:

بيع عينه يکي از اصطلاحات فقهي است و صورت بيع اينست که شخصي کالايي را به شخص ديگري بطور نسيه مي فروشد و دوباره خودش به قيمت نقد و ارزانتر از او مي خرد. مثلاً يک تن شکر (بوره) يا خرما را به يکصد هزار افغاني نسيه مي فروشد و باز به هشتاد هزار افغاني نقد همان کالا را از او مي خرد. اين معامله همان رباي حرام است که در زمان جاهليت رايج و در اسلام حرام گرديد.

دليل اين مسئله روايتي است که دار قطني از حضرت عايشه رضي الله عنها روايت کرده است: روزي کنيز (ام ولد) زيد بن ارقم نزد حضرت عايشه رضي الله عنها آمد و عرض کرد: اي مادر مؤمنان! من غلامي از زيد بن ارقم به هشتصد درهم نسيه خريدم و به خودش به ششصد درهم نقد فروختم. امّ المؤمنين رضي الله عنها فرمود:

بِئْسَ مَا اشْتَرَيْتِ ، وَبِئْسَ مَا شَرَيْتِ، أَنَّ جِهَادَهُ مَعَ رَسُول اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَدْ بَطَل ، إِلاَّ أَنْ يَتُوبَ.

بسيار معامله بدي انجام دادي همانا ثواب جهادش (زيد ابن ارقم) که با پيامبر اکرم صلّي الله عليه و سلّم شرکت داشته است از دست رفته مگر اينکه او توبه کند.

صورت هفتم:

مسئله اينست که شخصي مثلاً مبلغي پول يا گندم يا حيواني را به کسي قرض مي دهد به شرط اينکه مستقرض علاوه بر بدهي خود چيز کم يا زيادي را به قرض دهنده بپردازد.

در اين مورد امام بخاري از ابي بريده رضي الله عنه روايتی نقل مي کند که می گويد: من به مدينه آمده و با حضرت عبد الله ابن سلام رضي الله عنه ملاقات کردم، عبد الله به من گفت: تو در سرزميني زندگي مي کني که سود خواري در آنجا رايج است، اگر از کسي طلبي داشتي که مقداري کاه يا جو و حتّي مقداري علوفه براي تو بعنوان هديه آورد، قبول نکن که سود حساب مي شود.

صورت هشتم:

بيع ميوه تازه و تخميني با همنوع آن که خشک و مقدارش معين باشد.

شخصي خرماهاي درخت را تخميني با خرماي خشک با کيل معين معامله مي کند و يا انگور را در تاک بطور تخميني با کشمش با کيل معين معامله مي کند، و يا گندم نا درو را تخمينی با گندم درو شده و کوبيده شده با کيل معين معامله ميکند، اينچنين بيع هايي درست نيست، زيرا ممکن است ميوه تازه يا خرما يا انگور بعد از خشک شدن و يا گندم نادرو پس از کوبيدن از عوض خود کمتر شده و ربا در معامله پيدا شود.

در اين باره امام بخاري و مسلم از حضرت عبد الله بن عمر رضي الله عنه روايتي نقل مي کنند که مي گويد: نَهَي رَسُولُ الله صلي الله عليه و سلّم عَنِ المُزَابَنةِ.

پيامبر اکرم صلّي الله عليه و سلّم از بيع مزابنه نهي فرمودند.

بيع مزابنه آنست که خرماي باغ را با چند پيمانه خرماي چيده شده يا انگور آنرا به کشمش خشک با کيل معين معامله مي کند و نيز نهي فرمودند از اينکه کشت خود را با مقداري معين از نوع آن معامله کند.

======================================

بازي کنندگان با آتش

مؤلف: شيخ ابوبکر جزائري

مترجم: نورمحمد نورمحمدي

منبع: islahnet.com

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی