خانه / مقالات / پاسخ به شبهات / ام المومنین زینب دختر جحش و یاوه گویی های خاورشناسان (۲-۲)

ام المومنین زینب دختر جحش و یاوه گویی های خاورشناسان (۲-۲)

دلایلی که عالمان با آن به رد اینگونه اباطیل پرداخته اند:

۱- از لحاظ سند

همه ی این روایات و داستانها ضعیف بوده و از طرف افرادی غیر موثق و کذاب روایت شده اند، بر همین اساس عالمان به این روایت ها توجه نکرده و آنها را رد نموده اند.

برای نمونه:

امام قرطبی در تفسیر خودش ( الجامع الاحکام القرآن ) می فرماید:  حرفها و روایاتی که درباره ازدواج پیامبرصلی الله علیه و سلم با ام المٶمنین زینب رضی الله عنها وارد است که گویا، پیامبرصلی الله علیه و سلم ام المومنین زینب رضی الله عنها را از قبل دوست داشته و حتی بعضی افراد سبک سر می گویند که ایشان عاشق زینب بوده اند، را یا افرادی جاهل و بی علم و بی عقل می گویند، یا افرادی مغرض که عمدا می خواهند به پیامبرصلی الله علیه و سلم توهین کرده و به ایشان افترا ببندند. [القرطبی، تفسیر قرطبی ج ۱۴ ص ۱۹۱ دار احیاء التراث العربیه/ بیروت]

ابن کثیر هم در این باره می فرماید: ( ابن ابی حاتم و ابن جریر در این باره بعضی سخنان را از گذشتگان و سلف خود روایت می کنند، که به خاطر نا تمامی و نقصانشان دوست داشتیم اصلا مطرح نکرده و بدان گوش فرا ندهیم.۹

امام احمد نیز در این باره سخنی از حماد پسر زید و او نیز از ثابت و ایشان هم از انس روایت می کند، آن هم ناقص و غریب است به همین خاطر به آن نپرداخته ایم.) [ ابن کثیر، تفسیر ابن کثیر ج ۳ ص ۵۹۳ ]

ابن حجر نیز بعد از آنکه بعضی از اینگونه سخنان را مطرح می کند، می فرماید: ( روا نیست که آدمی با این حرفهای (سبک و پوچ) خود را مشغول کند.) [فتح الباری جلد ۸ ص ۵۲۴]

۲- از لحاظ متن (درایت )

از لحاظ درایت نیز، روایت ها هر کدام به موضوع و مسئله ای پرداخته اند و در میان آنها تضاد و تناقضات بی شماری به چشم می خورد.

برای نمونه:

برخی روایات می گوید: گویا هنگامی که پیامبرصلی الله علیه و سلم به منزل زید رفته اند، زید منزل نبوده،ام المومنین زینب رضی الله عنها از پیامبرصلی الله علیه و سلم خوش آمدگویی کرده و بعضی هم می گویند زید رضی الله عنها در منزل بیمار بوده اند و به همین خاطر ام المومنین پیش پیامبرصلی الله علیه و سلم آمده و ایشان را خوش آمد گویی نموده اند.

در مورد دیدن ام المومنین نیز دربعضی روایات آمده است، هنگامی که زینب فهمیده که پیامبر صلی الله علیه و سلم جلو در ایستاده اند، با عجله بدون پوشش کامل نزد پیامبرصلی الله علیه و سلم آمده و در را باز کرده اند.

برخی نیز اینگونه مطرح می کنند که گویا هنگامی که پیامبرصلی الله علیه و سلم جلو در ایستاده، درب منزل که از موی بز بافته بودند، توسط باد کنار رفته و پیامبرصلی الله علیه و سلم چشمانشان به زینب افتاده است.

و بعضی ها نیز گفته اند که پیامبرصلی الله علیه و سلم اجازه ورود خواسته، آنوقت ام المومنین اجازه داده اند، اما هنگام ورودش زینب رضی الله عنها پوشش کامل نداشته و پیامبر خداصلی الله علیه و سلم ایشان را رویت نموده اند.

لذا این حرفها مخالف قرآن و فرموده های صحیح می باشند که بر اختلاف زید با زینب تصریح داشته اند و بارها زید نزد پیامبرصلی الله علیه و سلم از زینب شاکی بوده و می خواست از او جدا شوند، اما هر بار پیامبرصلی الله علیه و سلم ایشان را از این کار منع نموده و او را به زندگی با زینب تشویق می کردند.

بنابراین عالمان این داستانها و روایات را رد نموده و به آن توجهی نکرده اند و آن را دروغ و دسیسه ای بر ضد اسلام و پیامبرصلی الله علیه و سلم به حساب آورده اند.

ب: دلیل دیگری که این گونه حرف و حدیثها را بیهوده، سبک، باطل و مردود می نماید این است که:

همچنانکه قبلا اشاره شد، ام المومنین عمه زاده پیامبرصلی الله علیه و سلم بودند،از کودکی و حتی قبل از بعثت پیامبرصلی الله علیه و سلم، زینب نزد ایشان بزرگ شده و پیامبر صلی الله علیه و سلم هر وقت خواسته اند او را ملاقات نموده و همیشه در حال رفت آمد با ایشان و خانواده او بوده اند، و زیبایی و جمال ام المومنین را مخصوصا قبل از نزول آیات حجاب مشاهده کرده اند.

بنابراین آیا امکان دارد، با وجود این همه رفت و آمد و برخوردی که با هم داشته اند در طول این همه سال و در هنگام نوجوانی و جوانی پیامبرصلی الله علیه و سلم او را مشاهده نکرده و برای یک لحظه هم به فکر ازدواج و خواستگاری با ایشان بر نیامده باشند ؟!

بلکه بعد از دوران بعثت و آن هنگام که زینب همسر مردی دیگر بود – همان مردی که پیامبرصلی الله علیه و سلم او را فرزندخوانده خود معرفی کرده بودند – با یک نگاه چشمشان به او افتاده و چیزی را مشاهده کرده و شیفته ایشان شده باشند؟!

به حقیقت این از رفتار و عملکرد بزرگوارانه ی پیامبر صلی الله علیه و سلم بسیار دوربوده و این ادعا خالی از راستی صداقت می باشد.

ت:اگر پیامبر صلی الله علیه و سلم می خواست ام المومنین زینب را خواستگاری کند (یعنی به خواست خود می خواست با او ازدواج نماید )، چرا در ایام جوانی و زمانی که دختر بودند، با ایشان ازدواج نمی کردند؟

در حالی که هیچ مانعی برای این کار و ازدواج با ایشان در میان نبوده و ام المومنین زینب نیز آرزوی ازدواج با پیامبرصلی الله علیه و سلم را در دل داشتند.

پس آیا جای تعجب نیست، دختری در هنگام جوانی مورد توجه کسی نباشد اما وقتی با مردی دیگر ازدواج می کند، آنگاه شیفته او شده و بخواهد با ایشان ازدواج نماید.؟!

ج: به فرض اینکه چنین سخنان و روایاتی صحیح بدانیم، پیامبر صلی الله علیه و سلم نیز شیفته و عاشق زینب رضی الله عنها شده باشند، به طور یقین این کار باید به عنوان گناه و معصیت، قلمداد شود و تلاش شود این گناه، از انظار مردم مخفی بماند و پیامبر صلی الله علیه و سلم نیز لازم بود از کرده خویش توبه نموده و پشیمان شوند، اما بر عکس مشاهده می کنیم که خداوند در قرآن دستور به آشکار نمودن فرمان خود و عکس العمل و اجرای آن توسط پیامبر صلی الله علیه و سلم می دهند و پیامبر صلی الله علیه و سلم را تشویق و ترغیب کرده بدون واهمه و هراسی آن را باز گو نموده و در این کار غیر از الله از کسی نهراسند.

باز اگر این کار معصیت بود چگونه خداوند فرمان به آشکار کردن آن می دادند، در حالی که فاعل این کار فرستاده خود بودند ؟

یا چگونه او را مجبور به آشکار کردن این موضوع می کنند و حتی فرمان می دهند که از کسی جز او خوف و هراسی نداشته باشد ؟!

این در حالیست که تنها در امری که صحیح و درست است،گفته می شود آن را به انجام برساند و در این راه از کسی به جز الله نترسد، اما اگر عملی ناشایست باشد، امر به ترک عمل نامبرده و تقوای خداوند به میان می آید نه تشویق به انجام دادن آن.

بنابراین اگر آن فرد تقوای الهی داشته باشد، آن عمل را ترک نموده و راه توبه در پیش بگیرد.

اما عملکرد پیامبر صلی الله علیه و سلم و ازدواج ایشان با ام المومنین زینب رضی الله عنها بر خلاف این قضیه بوده و سرانجام با امر و دستور خداوند متعال صورت می گیرد.

ج: اگر این حرفها و سخنان را بپذیریم، پیامبر صلی الله علیه و سلم چگونه با انجام این عمل خویش ضمینه ی انحراف مردم را به وجود آورده و زید نیز چطوری پذیرفته که پیامبرصلی الله علیه و سلم عاشق همسرش شود و بعدا به خاطر ایشان از همسرش جدا گردد و سرانجام خودش برای ازدواج پیامبرصلی الله علیه و سلم به خواستگاری زینب برود !

اینگونه سوالات و چندین سوال و پرسش بدون جواب دیگر در این باره، چنین رویداد و دروغ پردازیهایی را باطل کرده و تکذیب می نمایند.

۲- از لحاظ تعداد و کمیت همسران نیز، مخالفین و مغرضین در این باره سخن به میان آورده و شبهه پراکنی می کنند.

از جمله اینکه می گویند:

بر طبق رهنمودهای دین اسلام مرد فقط می تواند چهار زن اختیار کند (البته با دارا بودن شرایط خاص خود )، اما می بینیم که زینب همسر پنجم پیامبر بوده و بعد از ایشان نیز با چند زن دیگر ازدواج نموده اند، حال چگونه پیامبر صلی الله علیه و سلم این کار را برای خود جایز دانسته، اما افراد دیگر را از آن ممنوع نموده اند ؟!

برای روشن شدن این گونه شبهات باید گفت:

معلوم است که پیامبر صلی الله علیه و سلم از لحاظ خلقت یا از لحاظ فیزیولوژی بدن از همان ماده ای خلق شده است که همه ما انسانها از آن به وجود آمده ایم، اما از لحاظ معنوی و شخصیتی و همچنین از بعد مسئولیت و برنامه ی زندگی، شخصیت و بار مسئولیت ایشان، شیوه ای منحصر به فرد بوده و این مهم تنها اختصاص به دوران نبوت و رسالت ایشان نداشته است، بلکه ازقبل این خصایص و تمایزات را خداوند در وجود ایشان به ودیعه گذاشته اند و خود پیامبر صلی الله علیه و سلم در آن دستی نداشته و برنامه ای برایش انجام نداده بودند، بلکه خواست و اراده ی پروردگار چنین مقرر فرموده اند تا ایشان را برای هدفی والا و بزرگ آماده سازند.

همچنان که به موسی می فرماید:

وَاصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسِی [ طه / ۴۱]و من تو را برای خودم ساختم (و پرورش دادم)!

و این اراده و خواست شامل پیامبر اسلام صلی الله علیه و سلم نیز خواهد شد. اما اینطور نبوده که تمام این خصوصیات و ویژگیهای منحصر به فرد به نفع ایشان بوده باشد، بلکه خیلی مواقع از لحاظ مادی به ضرر پیامبرصلی الله علیه و سلم تمام شده و در این امر اصلا خواست و اراده ایشان دخیل نبوده است، بلکه خداوند چنین اراده فروده و ایشان نیز تنها موظف به اجرای اوامر و دستورات خداوند بوده اند.

لذا خواست و اراده ی خداوند در مسئله ی ازدواج پیامبر صلی الله علیه و سلم طوری بوده که ایشان منحصر به فرد باشند، حال باید گفت که این ویژگی برای ارضای غرایز و آرزوهای نفسانی پیامبر صلی الله علیه و سلم نبوده، بلکه در راستای اجرای اهداف و برنامه های اسلام به کار آمده است.

زیرا اگر خوب ملاحظه کنیم، معلوم و مشخص می شود کسانی که بعد از چهار همسر اول با آنان ازدواج کرده است، همه ی آنان بیوه زن و پیر بوده اند و یک دختر باکره نیز بینشان یافت نمی شود.

حال اگر پیامبرصلی الله علیه و سلم این ویژگیها را برای رسیدن به امیال و آرزوهای نفسانی خویش به کار می بردند، لازم بود همسران بعدی ایشان، دخترانی قشنگ، زیبا و نوجوان باشند، این در حالی است که اگر پیامبر صلی الله علیه و سلم اگر می خواستند، توانایی انجام چنین کاری را داشتند.

زیرا ایشان آن قدر در میان یاران خود مقام و منزلت و حرمت داشتند که به طور یقین کافی بود به کسی که می خواست با او ازدواج کند اشاره ای نماید، آنوقت با افتخار به فرمانش لبیک می گفتند و به راحتی به خواسته ی خود می رسید.

غیر از این، ایشان با تمام همسران بعد از چهار همسر قبلی در سن ۵۵ سالگی ازدواج کرده اند، یعنی ۸ سال قبل از وفاتشان، حال اگر هدف پیامبر صلی الله علیه و سلم ارضای آرزوهای نفسانی بود، لازم بود در سن جوانی با آنان ازدواج می کردند، اما می بینیم چنین کاری اصلا روی نداده است.

موضوع دیگری که در اینجا باید روشن شود، این است که پیامبر صلی الله علیه و سلم تنها همین یک ویژگی خاص را نداشته اند تا مخالفین با آب و تاب آن را علم کرده و به عنوان ایراد و نقدی برای خدشه دار کردن شخصیت آن بزرگوار مطرح کنند، بلکه چندین ویژگی دیگر داشته اند که همه ی آنها بار سنگین و تکالیف و مسئولیت های بزرگی از لحاظ مادی و دنیوی برایشان به همراه داشته اند.

شرط انصاف و عدل است اگر کسی روی یک موضوع تحقیق می کند، نباید تنها آن موضوع را در نظر گرفته و از سایر موضوعات غافل باشد، بلکه باید از تمام جهات، موضوع و مطلب مورد نظر را آن طور که حقیقت موضوع است شکافته و بدان بپردازد، نه اینکه طوری باشد که خود خواهان آن است و می خواهد.

اکنون برای اثبات و روشنگری بهتر این موضوع، به برخی از ویژگیهای خاص دیگر آن حضرت صلی الله علیه و سلم اشاره خواهیم کرد.

از جمله:

پیامبرصلی الله علیه و سلم اجازه داشتند چند روز پشت سر هم روزه بگیرند، بدون آنکه افطار کنند، اما هنگامی که اصحاب می خواستند از ایشان تقلید نمایند، به آنان اجازه نداده ۱۱ و می فرمود: من مثل شما نیستم.

عبدالله پسر عمر (رضی الله عنهما) روایت می کند و می فرماید: ((ان النبی صلی الله علیه و سلم نهی عن الوصال، فقیل له: انک تواصل، فقال: [ٳنی لست کهیئتکم ] … ))

یعنی: پیامبر صلی الله علیه و سلم از روزه وصال نهی فرمودند، به ایشان گفتند: شما خودتان روزه وصال می گیرید. فرمود: من مانند شما نیستم. [ صحیح بخاری ج ۲ ص ۶۹۳ کتاب روزه، مسلم ج ۳ص۱۳۴ کتاب الصیام ]

✅ همچنین فرد مسلمان در هنگام فقر و نداری اجازه دارد که پول زکات و صدقات از مسلمانان دیگر دریافت کند،اما پیامبرصلی الله علیه و سلم با وجود آن همه فقر و تنگدستی و نیازی که داشتند، اجازه نداشتند هیچگونه زکات و صدقه ای دریافت نمایند و حتی اجازه خوردن آن را نیز نداشتند.

در این باره می فرماید:(ٳن هذه الصدقات هی ٲوصاخ الناس و ٳنها لا تحل لمحمد و لا لآل محمد) صحیح مسلم ج ۳ ص ۱۱۹ کتاب الزکاه.

به حقیقت این صدقه و خیرات چرک دست مردم هستند، و برای محمد و خانواده ی او(صدقه و خیرات ) حلال نیستند.

✅ همه مسلمانان آزادند که اگر همسرشان را طلاق داده و یا اگر همسرشان بمیرد با زنی دیگر ازدواج کنند، اما پیامبر صلی الله علیه و سلم بعد از آنکه با همسرانش ازدواج نمودند خداوند ایشان را آگاه کرده و فرمان دادند که بعد از فوت یا طلاق همسرانش دیگر حق ازدواج با هیچ زنی را ندارند.

در این باره خداوند می فرماید:

لَّا یَحِلُّ لَکَ النِّسَاءُ مِن بَعْدُ وَلَا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَکَ حُسْنُهُنَّ … [احزاب / ۵۲]

بعد از این دیگر زنی بر تو حلال نیست، و نمی‌توانی همسرانت را به همسران دیگری مبدّل کنی [= بعضی را طلاق دهی و همسر دیگری به جای او برگزینی‌] هر چند جمال آنها مورد توجّه تو واقع شود …

✅ هر فرمانده و رهبری اگر فرمان جنگ و جهاد دادند، می تواند فرمانش را لغو نماید و از آن منصرف شود، اما پیامبر صلی الله علیه و سلم هر وقت لباس جنگ به تن می کردند، دیگر نمی توانستند آن را از تن بیرون آورند تا کار را به اتمام نمی رساند، تعداد دشمنان هر چه قدر باشند مهم نبود، بلکه حق نداشتند در میدان جنگ به آنان پشت کرده و فرار کنند.

در این مورد می فرماید: ( ٳنه لیس لنبی ٳذا لبس لأمته ٲن یضعها حتی یقاتل ) ابن جارود. المنتقی ص ۲۶۶باب ما جاء فی لبس الدرع. حدیث ۱۰۶۱ و سنن نسائی ج۴ ص ۳۸۹ حدیث ۷۶۴۷

به حقیقت پیامبر نمی تواند، زمانی که لباس جنگ پوشید آن را بیرون آورد تا اینکه جنگ تمام شود.

✅ هر مسلمانی هر وقت بمیرد هر چند سرمایه و پول داشته باشد، به وارثانش برمی گردد، تنها پیامبرصلی الله علیه و سلم نمی تواند آن را به زنان و فرزندان و وارثان خود بدهد بلکه آن را میان مسلمانان تقسیم کرده اند.

در این باره می فرماید: ( لا نورث ما ترکناه صدقه ) مسلم ج ۵ ص ۱۵۱ کتاب جهاد باب ۱۵ حکم فیءحدیث ۴۶۷۶

ما [پیامبران] ارثی از خود بر جای نمی گزاریم، و آن چه بر ای می ماند، صدقه است.

✅ هر مسلمانی حق داشته که خواندن و نوشتن یاد بگیرد، اما پیامبر صلی الله علیه و سلم چنین حقی نداشتند زیرا امی بودن و بی سوادی ایشان خود یک معجزه به شمار می رود.

خداوند در این باره می فرماید:قُلْ یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ جَمِیعًا الَّذِی لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ یُحْیِی وَیُمِیتُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ الَّذِی یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَکَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ [اعراف / ۱۵۸]

بگو: «ای مردم! من فرستاده خدا به سوی همه شما هستم؛ همان خدایی که حکومت آسمانها و زمین، از آن اوست؛ معبودی جز او نیست؛ زنده می‌کند و می‌میراند؛ پس ایمان بیاورید به خدا و فرستاده‌اش، آن پیامبر درس نخوانده‌ای که به خدا و کلماتش ایمان دارد؛ و از او پیروی کنید تا هدایت یابید!» ۱۲

✅ هر مسلمانی که دینی (قرضی) بر گردنش باشد و بمیرد باید وارثان و اطرافیانش، بدهی و قرض او را ادا کرده و برایش بپردازند، اما در زمان پیامبر صلی الله علیه و سلم و در زمان حیات ایشان اگر فردی می مرد و کسی نبود که قرضش را ادا کند، پیامبر صلی الله علیه و سلم آن را برایش می پرداختند.

در این باره می فرماید: (( ٲنا اولی بکل مومن من نفسه، من ترک مالا فلأهله و من ترک دینا أو ضیاعا فٲلی و علی ))

[صحیح بخاری ج۲ ص ۸۴۵ حدیث ۲۲۶۸ و صحیح ابن حبان ج۷ ص ۳۳۲ حدیث ۳۰۶۳]

من نسبت به مومنان از نفس آنان (برای ادای حقی که بر عهده دارند ) سزاوارترم. بنابراین اگر کسی بمیرد و مالی بر جای گذارد به وارثین او تعلق دارد و اگر کسی بدهکار بوده و پس ادای بدهی او بر عهده من است.

✅ مسلمانان همه می توانند شعر یاد بگیرند و آن را بخوانند، اما پیامبر صلی الله علیه و سلم نه شعری گفته و نه حق داشته آن را یاد بگیرد.

خداوند می فرماید:

وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا یَنبَغِی لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ وَقُرْآنٌ مُّبِینٌ [یس / ۶۹]

ما هرگز شعر به او [= پیامبر] نیاموختیم، و شایسته او نیست (شاعر باشد)؛ این (کتاب آسمانی) فقط ذکر و قرآن مبین است!

✅ آزار و درد جسمانی هر کسی متعادل بوده، اما آزار و اذیت جسمانی پیامبر صلی الله علیه و سلم دو برابر مردم عادی بوده است.

پیامبرصلی الله علیه و سلم می فرماید: ((ٲنی ٲوعک کما یوعک رجلان منکم ))[بخاری ج۵ حدیث ۵۳۲۴ و مسلم ج۸ حدیث ۶۷۲۴]

به حقیقت شدت تب (درد و ناراحتی ) من به اندازه تب گرفتن (درد و ناراحتی ) دو مرد از شما است

پس اگر با دقت این نکات را ملاحظه نمائیم، معلوم می شود که بیشترین ویژگیهای پیامبر صلی الله علیه و سلم به نفع و زندگی دنیوی و مادی ایشان نبوده است اما چون فرمان و دستور الله تعالی (ج) بر آن بوده آنها را بدون چون و چرا اجرا نموده وپایبند به رعایتشان بوده است.

ازدواج پیامبرصلی الله علیه و سلمبا همسران گرامیشان و بخصوص ام المومنین زینب (رض) نیز در همین چهار چوب قرار خواهد گرفت.

والسلام

نویسنده: دکتر خالد محمد صالح

ترجمه: یونس سلیمان زاده

 

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

چرا سهمیه ارث مردان دو برابر ارث زنان است؟

 حکمت قانون الهی: (لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْن) یعنی: (سهم هر آقا) از دارایی درگذشته) به اندازه سهم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *