خانه / مقالات / پاسخ به شبهات / انجیل یکی است یا چند تا ؟ (2)

انجیل یکی است یا چند تا ؟ (2)

قبلا در مورد اناجیل متی و مرقص مطالبی را بیان داشتیم و در این مقاله بطلان عمل به انجیل های دیگری که مورد اعتماد کلیساست را هم ثابت خواهیم کرد.

1- انجیل لوقا : لوقا از شاگردان بولس بوده ، و هرگز از شاگردان و یاران مسیح علیه السلام نبوده است و همیشه از استاد و معلمش دفاع می کرده است . بولس او را بسیار دوست داشته و با صفت طبیب حبیب او را فرا می خواند . مورخین در موردش اختلاف کرده اند : برخی او را پزشکی اهل انطاکیه دانسته اند و گروهی دیگر او را نقاشی ایطالیایی نامیده اند و انجلیش را به زبان یونانی نوشته است و در مورد سال تالیفش اختلاف است گفته شده : در سال 53 یا 63 و یا 64 تالیف شدهاست . لوقا در سال 70 م وفات می یابد .

لوقا در کتابش اضافات زیادی داشته است ، اضافاتی بر آنچه که متی و مرقص ذکر کرده اند و این امر عجیبی نیست وقتی می بینیم که نویسنده ی آن از شاگردان و دوستداران بولس بوده است . چرا که او می خواسته است آرای استادش را در انجیل وارد نموده و آن را وحی اعلام کند .

2- انجیل یوحنا : نزد کلیسا مشهور است که این انجیل توسط یوحنا بن زبدی صیاد که از شاگردان مسیح علیه السلام بوده ، تالیف شده است . اما در این نسبت دلیلی وجود ندارد بجز اینکه یوحنا ادعا نموده که او از حواریون مسیح بوده که عیسی او را دوست می داشته است . و این امر باعث شده که کلیسا مخالفت های او با دیگر اناجیل را نادیده گیرد خصوصا در زمینه ی تصریح به الوهیت مسیح علیه السلام . در حقیقت ازمحتوای فلسفی این کتاب ، پی می بریم که بعید است یوحنا مولف آن باشد ، چرا که نامبرده کاملا از فلسفه بدور بوده است . لذا برخی از پژوهشگران گفته اند : تمام انجیل یوحنا از تصنیفات یکی از شاگردان مدرسه ی اسکندریه بوده است . و این همان مدرسه ای است که در آن زمان روح فلسفه در آن زنده بود .

در اینجا مناسب است که تعریف دائرة المعارف انگلیسی در مورد انجیل یوحنا را بیان داریم – دائرة المعارفی که پانصد نفر از دانشمندان مسیحی در تالیف آن مشارکت داشته اند – در این کتاب آمده است : هیچ شکی نیست که یوحنا کتابی ساختگی است ، نویسنده ی آن خواسته است که دو نفر از یاران پاک عیسی ( یوحنا و متی ) را ضد هم جلوه دهد . این نویسنده ی دروغگو در متن کتاب ادعا نموده که او از یاران مسیح است ، و کلیسا این گفتارش را گرفته و مقرر داشته که او قطعا یوحنا است و نامش را بر این کتاب گذاشته است ، با وجود اینکه مطمئنا نویسنده ی کتاب ، یوحنا نیست و این کتاب مانند برخی از نسخه های تورات است که هیچ ارتباطی بین آنها و نویسنده اش وجود ندارد . و ما واقعا تاسف می خوریم به حال آنهایی که تمام تلاششان را بکار برده تا بتوانند با سست ترین دلائل این کتاب را به یوحنای بزرگ نسبت دهند ، چرا که تمام اعمالشان بیهوده است . ))

همچنین مولفین دائرة المعارف فرانسوی ( لاروس قرن بیستم ) این موضوع را بیان داشته و گفته اند : (( این انجیل و چهار سفر دیگر از عهد جدید به یوحنا نسبت داده شده ، در حالی که بررسی های جدید در مورد مسائل ایمان صحت این نسبت را زیر سوال می برد .))

پژوهشگران ابراز می دارند ، از این به بعد کلیسا نمی تواند بر انتساب این انجیل به یوحنا همچنان اصرار ورزد تا زمانی که تفسیری منطقی برای دو امر زیر ارائه ننماید :

1- اختلاف شدید بین لغات فلسفی کتاب و بین فرهنگ و تفکر یوحنا که از فرهنگ فلاسفه بسیار دور بوده است ، چرا که محتوا و تعابیر کتاب ، گویای درجه ی علم و فرهنگ نویسنده ی آن است . به عنوان مثال اگر شخصی کتاب جدل و فلسفه که بر اسلوب متکلمین نوشته شده را به عمر بن خطاب رضی الله عنه نسبت دهد ، همه به جهل و بیسوادی این مدعی اذعان خواهند کرد .

2- عدم وجود سند در مورد نسبت دادن کتاب به یوحنا . نه تنها اینکه در این زمینه تواتری وجود ندارد بلکه حتی کوچکترین سندی در این انتساب وجود ندارد . شخص واقعا حیرت زده می شود وقتی می بیند که چگونه چنین کتابی به عنوان مرجع دینی انتخاب شده که احکام و اقوالش را ، حکم و قول خداوندی می دانند .

متاسفانه با وجود عدم پاسخگویی کلیسا به این سوالات ، همچنان این انجیل را به عنوان مرجع پذیرفته و به سوی آن دعوت می کنند ، انگار آنها این ایرادات را نمی شنوند . اما در واقع کسی که تاریخ مسیحیت را بداند از این امر تعجب نمی کند ، چرا که آنها در طول تاریخ از اسقف ها و پاپ هایشان تقلیدی کاملا کورکورانه دارند ، حتی اگر در مورد اموری باشد که عقل آن را رد می کند .

آنچه که برای ما در این زمینه مهم است این است که خواننده مقاله به ارزش و حقیقت این انجیل ها پی ببرد و بداند که اینها تنها کتبی تاریخی بیش نیستند که نویسندگان آن برای حکایت احوال مسیح به رشته ی تحریر در آورده اند ، لذا کتبی ساخته ی دست بشر بوده که از اشتباه بدور نیست .

بنابراین جائز نیست که بگوییم : آنچه در این اناجیل وجود دارد تمام رسالتی است که عیسی علیه السلام بدان مبعوث شده است ، چرا که احتمال دارد راویان برخی از اقوال و افعال مسیح را فراموش کرده باشند ، همچنین درست نیست که بگوییم : تمام آنچه که در این اناجیل است از گفته های عیسی علیه السلام می باشد ، چرا که حافظه ی بشر نمی تواند تمام اقوال را ضبط کند و احتمال غفلت و نسیان در آن وجود دارد . علاوه بر اینکه فاصله ی زمانی زیاد بین افعال و اقوال عیسی علیه السلام و بین زمان ثبت آنها در این اناجیل ، درصد خطا و اشتباه را بالا می برد . ضمن اینکه اختلاف و تفاوت های فراوانی بین نسخه های متعدد انجیل وجود دارد ، الله متعال می فرمایند : ((و اگر از جانب غیر خداوند بود ، یقینا در آن اختلافات زیادی می یافتند  )) (النساء:82).

علاوه بر این ، تغییر الفاظ از طریق ترجمه بعضا باعث تغییر معانی خواهد شد و این نکته ای است که مسیحیان باید بدان توجه داشته باشند و در آن تفکر نمایند و هر آنچه را که کلیساهای آنها گفت را کورکورانه نپذیرند و آن را وحی منزل نپدارند ، چرا که کوچکترین تفکر در  این زمینه ، انسان را به تفکر صحیح رهنمون می نمایند .

http://articles.islamweb.net/media/index.php?page=article&lang=A&id=35490

 

    منبع: نوار اسلام

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

چرا حاجیان، بجای ریختن پول به جیب شاه عربستان، به فقرا کمک نمی کنند؟!

شُبهه؛ حج مساوی است با ریختن پول حاجیان به جیب شاهان عربستان! شبهە: برخی از …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *