تزکیه

انقراض امراض

تحت اين عنوان هفت امور را متذکر می شويم:

سخن نخست: با عزم قاطع و صدق نيت بسوی پروردگار خو التجاء کند، با راز و نياز و گريه و زاری از خالق خود معذرت بخواهد و عاجزانه دعا کند تا توبهء نصوح نصيب آن گردد.

فرمان غفّار الذنوب:

{إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ }البقرة222

ترجمه: بلا ترديد خداوند توبه کنندگان را دوست دارد، نيز دوست دارد پاک شوندگان را. بقره

سخن دوم: از هر گونه چشم بازی ها و از هر قسم گناه خود داری کند، و همه روش های ناشايست را تبديل دهد. اوامر شرعی را در هر اعضای خويش پياده سازد، چشمان خود را بسوی نامحرم نگشايد، سخنی را نشنود که سبب ناخوشنودی الله گردد.

سخن سوم: قول و عمل خود را بوسيلهء اخلاص مزين گرداند، اينکه اخلاص يوسف بود که هنگام سوء قصد او را از ارتکاب عصيان باز داشت.

اخبار رب الارباب:

{كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاء إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ }يوسف24

ترجمه: ما از (يوسف) قصد سوء را بر گردانيديم، يقيناً او از بندگان مخلص مان بود. يوسف

اختصاراً اينکه هر کس زبان و شرمگاهش را حفظ کند، خداوند وی را حفاظت خواهد کرد و جنت را نصيب وی خواهد گردانيد. در ياد ذات قادر باش، زيرا که آن ذات توانا تو را حفظ می نمايد.

سخن چهارم: کسيکه در دام گناه پيچيده است خويشتن را با کلمات ذيل مورد خطاب قرار دهد که آيا من انسان هستم؟ بايست که خود را با خصال نکو آراسته گردانم و از اتباع شيطان خويش را نگاه دارم. من عبادت الله را گذاشته و ابليس را ياور خود ساخته ام که مرا بسوی جهنم دعوت می دهد و من نيز بدون هيچ نوع مزاحمت با شيطان جانب آتش روان هستم، چرا بسوی الله متوجه نشوم که قادر است و در يک چشم زدن جانم را بستاند، نبايد زخرفهء شيطان فريبم دهد که مآلم رسوايی و زبونی و ذلّت گردد.

فرمان الله متعال:

{أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاء مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلاً }الكهف50

ترجمه: آيا شما با شيطان و اولاد آن روابط دوستانه قايم می کنيد، در حاليکه او دشمن شما است و با الله روابط دوستی نداريد؟ دوستی با شيطان در عوض دوستی با خدا مبادلهء ناشايست ظالمين است. کهف

من چگونه مسير انتخاب نموده ام؟ قبر که کندن ظلمت است اگر مورد عذاب در آن خندق قرار گيرم ديگر چه کسی مرا نصرت کرد؟ روز رستاخيز اگر پرچم رسوايی در جهنم نصب گردد در محضر خلايق چقدر خجيل خواهم بود؟ در آن روز چهرهء شرمگين خود را بکسانيکه با من تعارف و شناسايی دارند، چگونه نشان خواهم داد. آيا کسی در دنيا آشکارا مرتکب گناه می شود؟ هر گز نه، و برای قبر چه نوشتهء تيار کرده ام؟ و روزی که همه رازهای سربسته گشوده شود، خوبی و خرابی علی التمام افشا گردد. ای نفس تو برای نجات خود در نامهء اعمال چه داری؟ وقتيکه انسان گنهکار نفس خويش را به اين الفاظ مورد خطاب قرار هد، عنقريب ديگر گونی در وی پديدار خواهد شد و بسراغ توبه خواهد رفت.

سخن پنجم: فکر خود را بسوی آتش دنيا معطوف گرداند که مساس اين آتش چه اندازه پر درد و الم می باشد؟ اگر گناه وی را به آتش دوزخ کشاند، چه خواهد کرد؟

فرمان خداوند:

{أَفَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُونَ{71} أَأَنتُمْ أَنشَأْتُمْ شَجَرَتَهَا أَمْ نَحْنُ الْمُنشِؤُونَ{72} نَحْنُ جَعَلْنَاهَا تَذْكِرَةً وَمَتَاعاً لِّلْمُقْوِينَ}{73} الواقعة: 71 – 73

ترجمه: از درختی که آتش بيرون می شود آيا آن درخت را شما پيدا کرده ايد يا من پيدا کنندهء آن، ما آن درخت را آفريديم برای اينکه الله را ياد کنيد و فائده برای مسافرين. واقعه

شخن ششم: ياد قبر و کفن و موت و دفن کوبندهء هر گونه لذات و شکنندهء هر قسم شهوات است، پيوسته انسان بايد بر تصغير نفس خويش قائل باشد و در فکر آرامگاه نهای بيفتد.

باری يک ميت را ديدم که دفنش تأخير شده بود، قسم به کبريايی الله که راست می گويم، شکم آن مرده آماسيده بود، سينه اش بلند شده بود، لبانش حالت اعتدال را از دست داده ورم کرده بود؛ پلک چشمانش با سطح بينی مساوی گرديده بود و از دو سوراخ بينی خون جريان داشت و نيز از دهان آن خون بيرون می شد. من در انديشه افتادم که آياا انجام من وهمه انسانان زنده همين خواهد بود از آن روز دانستم که حقيرتر از من ديگر چيزی نخواهد بود و ارزش حيات از نظرم کاسته گرديد. بعد از مشاهدهء اين حادثهء هولناک روزی به موهای سرم شانه می افشاندم که همان ميت در يادم آمد، شانه را گذاشتم در فکر عميق فرو رفتم که در اين دنيا اينقدر آرايش و نفس پروری و زينت پرستی چه منافعی را ببار آورد. ای ذات کريم، از اوساخ گناه ها پاک ساز و جنت خلد را اقامت گاه نهايی گردان. هرگاه دلت بعصيان ميلان کرد گفتارهای خداوندی را ياد کن.

چند آيات قرار ذيل است:

{أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى} العلق 14

ترجمه: آيا انسان نمی داند که خداوند آنرا می بيند. علق

{يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ }غافر19

ترجمه: خداوند خيانت چشمان را خوب می داند و سخنان پوشيده در سينه را می داند. مؤمنون.

{قَالَ لَا تَخَافَا إِنَّنِي مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى }طه46

ترجمه: من با شما هستم می بينم و می دانم. طه

{أَفَمَن يُلْقَى فِي النَّارِ خَيْرٌ أَم مَّن يَأْتِي آمِناً يَوْمَ الْقِيَامَةِ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ }فصلت40

ترجمه: آيا کسی را که در قعر جهنم انداخته می شود بهتر است يا کسيکه روز پسين در امن و امان است؟ بهر حال هر چه خواستی بکن الله به آنچه انجام می دهيد بينا است. حم سجده

{أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثاً وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ }المؤمنون115

ترجمه: گمان مکن ما تو را عبث و بيهوده بدون کدام مقصد آفريديم و می پنداری که بسوی ما نخواهی آمد؟ مؤمنون

{وَاتَّقُواْ يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللّهِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ }البقرة281

ترجمه: از آن روزی بترسيد که در نزد الله حاضر می گرديد، و هر شخص پاداش کردار خود را بدون کم وکاست در می يابد، و در باب هيچ کس تقصير صورت نمی گيرد. بقره

{يَقُولُ الْإِنسَانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ }القيامة10

ترجمه: روز رستاخيز انسان می گويد جادهء فرار کجاست؟ يعنی راه فرار نيست؟ قيامه

{فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ }الفجر25

ترجمه: روز قيامت مانند عذاب الله هيچکس عذاب نخواهد کرد. فجر

کنايه از اينکه عذاب الله نهايت سخت است.

اللهم سلم سلم. ای الله از ارمغان سلامتی سرفراز مان ساز! آمين.

سخن هفتم: استمرار بر ادای نماز و بر آن پايداری نمودن، و التزام نمودن جماعت و نيز رعايت نمودن شرائط نماز تماماً چه ظاهری و چه باطنی واقصای همه ارکان نماز با خشوع وخضوع، انسان را از ارتکاب قبايح و فجايع باز می دارد.

فرمان الهی:

{وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ}العنكبوت45

ترجمه: نماز را هميش اداء کن، بلا شبه نماز از بی حيايی و بدکاريها انسان را باز می دارد و ذکر الله از همه اشياء بزرگتر است.

ابن تيميه رحمه الله می فرمايد: نماز چيزيست که در اثر تداوم آن بی شرمی و خصال رذيله دور می شود، در عوض ذکر که محبوبترين شيئ است محصول می گردد.

 

معالجهء مزبور را چطور در دسترس خود قرار دهيم

يکتن از جوانان بعد از خواندن اين کتاب که تا هنوز اين باب را ننوشته بودم گفت: معالجه مذکور را چگونه به دست بيارم؟

اولاً از من دريافت نمود که اين کتاب تصنيف شما است؟ جواب مثبت دادم. گفت: در کتاب تان سخنان جالب موجود است ليکن علاجی را که متذکر شده ايد کهنه و فرسوده است. در عصر جديد معالجهء جديد ضرورت است. از فحوای گفتار آن جوان ظاهر بود که طالب چيزی است که وسيله برای انقراض شهوت گردد، بعبارت ديگر گويا آن جوان می خواست که بعد از مطالعهء اين کتاب همه خيالها و پندار و تصورهای بيهوده معدوم گردد و خوانندهء آن زاهد و منفی شده باشد و از شهوات نفسانی متنفر گردد، چنانکه از خوردن حرام طبع نفرت  دارد، بدين وسيله از معاصی مصئون  بماند، من در متعلق آن جوان و مشابه آن اظهار ترحم می نمايم و بر ايشان دعا گو هستم، برايش گفتم: نقشه و يا نمونهء  چنين علاج جديد را در ذهن اگر داشته باشی اظهار کن. گفت: جوانی که مبتلا در اين امراض است از او سؤال شود. گفتم: کسيکه خود در دام گناه صيد است چگونه قدرت علاج را دارد؟ گفت: پس تو خود تلاش کن! خدمت جوانان عرض اينکه عنقريب حتی المقدور تعاون خواهم نمود، ليکن قبل از برنامهء خود بعض حقايقی را متذکر می شوم که ممد برای فهم و ادراک سخنان مان باشد، آن حقايق را تحت عنوان حقايق پنجگانه ياد آوری می کنم.

 

حقايق پنجگانه

اول: معالجه های را که در رابطه به کسر شهوت تذکر داديم اختراع خودمان نبود، بلکه آن علاجها را در روشنی فرمان رب العالمين و گفتار رسول امين نوشته ايم. ما چگونه از دواء و علاجيکه الله و رسولش بيان نمودند، تخلّف نماييم؟ آيا معالجهء برتر از علاج الله و رسول مبارک شده می تواند؟ انسان بايد علاج آفريدگار و پيامبر را کافی بداند.

مثلاً نبی کريم صلی الله عليه وسلم گروه جوانان را مخاطب قرار داده فرمود: {يا معشر الشباب من استطاع منكم الباءة فليتزوج؛ فإنه أغض للبصر وأحصن للفرج، فمن لم يستطع فعليه بالصوم فإنه له وجاء} متفق عليه.

ترجمه: ای قافلهء جوانان از شما کسيکه توان ازدواج را داشته باشد، بايد که عروسی کند، زيرا که نکاح حافظ چشمان و وسيلهء نگاه داشتن فرج  است و از شما کسيکه توان ازدواج را نداشته باشد، مسلسل روزه گيرد که روزه طوفان شهوت را برهم می زند. الحديث

پيغمبر اسلام صلی الله عليه وسلم درين فرمان خود از بهترين معالجه نام برده است. يکی ازدواج که از طريق حلال شهوت ارتزاق می شود، دوم روزه که در اثر آن شهوت منکسر می گردد. خداوند در رابطه با کسيکه بی بضاعت است و توان عروسی را ندارد، صبرو پاکدامنی را تلقين نموده.

فرمان الله:

{وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ}النور33

ترجمه: بايد عفيف باشند آن کسانيکه ازدواج از محوطهء قدرتشان بيرون است، تا زمانيکه الله از خزانهء خود آنان را ثروتمند سازد. نور

خداوند متعال در آيهء مزبور انسان را توصيه نموده است که شکيبايی را اختيار نمايد و پاکدامنی را شيوهء خود سازد و در معاصی منهمک نباشد. اين معالجه از سوی خالق کائنات اعلام می شود ما چگونه می توانيم که آنرا علاج نگوييم. نبايد چنان نظريه در رابطه با الله و رسول آن داشته باشيم که گفتار خداوند و پيامبر را بعنوان گفتار کهنه و يا نعوذ بالله فرسوده رد نماييم، چيزی را که الله دواء و معالجه ناميده است، بايست که با جبين گشاده استقبال نماييم.

چگونه شده می تواند که از علاج ذات حکيم روی بتابيم و در تلاش معالجه های جديد بيرون شويم؟

دوم:  پرسش اينکه نصيحت از ادويهء قديم است و يا جديد؟ و نيز نصيحت از ادويهء نافع است يا نه؟ در صورت مفيد بودن، خداوند را بايد ستايش نمود، زيرا اوست که وعظ و نصايح را مشروع ساخت، اگر کسی گويد که نصيحت بی سود است، خدمتش عارض هستم که آيا شخصی وجود دارد که همواره روزه گرفته باشد، ليکن در اثر روزه شهوت آنکس منکسر نشده باشد؟ و يا کسی می تواند بگويد که در اثر حفاظت چشمان شهوت زياد می شود؟ يا اينکه رعايت نمودن زنان مکلّف هستيم که ادويهء شرعی را با حسن سلوک استقبال نماييم.

بطور قطع گفته نمی توانيم که تنها يکنوبت استعمال نمودن ادويهء مزبور مزيل امراض است. چونکه مرض در نهاد بيمار موجود است، بعد از بهبودی نيز آثار مرض باقی می ماند، پيهم معالجه و ادامه دادن تداوی آثار امراض را نابود می سازد، اگر چه نابودی بعد از چند مدت باشد، پس بايد مداوات شرعی را لازماً مورد عمل قرار داده شود.

سوم: برای رهايی يافتن از بيماری، شخص مبتلا نياز افزون به شکيبايي و جد و جهد و کوشش و برداشت و مشقت ها دارد، مجاهده بموجوديت شهوت:

آراييده شده برای مردم پسنديدن چيزهای مرغوب از قبيل زنان و فرزندان.

(در آيهء {زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء…}آل عمران14 شهوت به معنی اشيای مرغوب است، اما مصنف حفظه الله شهوت را بمعنی غريزهء جنسی دانسته، يا گفته می توانيم که غريزهء جنسی نيز يکی از انواع شهوت است، تا جايی که اين آيه تعلق دارد، خداوند متعال خود شهوات را تفسير نموده است که عبارتست از زن و فرزند، اسب، طلاء، نقره، خزانه و غيره. مترجم)

ليکن با وجودی که شهوت يک حقيقت است مدبر عالم انسان را تلقين نموده که از شهوت اجتناب کنيد و خويشتن را با داشتن شمايل تقوا آرايش بخشيد.

فرمان پروردگار:

{قُلْ أَؤُنَبِّئُكُم بِخَيْرٍ مِّن ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ }آل عمران15

ترجمه: ای پيامبر صلی الله عليه وسلم بگو برای خلايق که من چيزی را بر ايتان معرفی می کنم که بمراتب از اشيای مزبور (زن و فرزند و خزانه) نيکوتر است. اينکه کسانيکه از معاصی پرهيز کرده اند بر ايشان در آستانهء الله باغها و بوستانهای است که از زير درختان آن جوی ها و نهرها روان است. در آن باغها بطور دائمی خواهند ماند و زنان پاکيزه و پاکدامن در خدمت ايشان قرار می گيرند. برتر از همه خوشنودی الله نصيب آنان می گردد و خداوند بندگان نيک خود را می بيند. آل عمران

معالجهء شرعی دوای حسی نيست که آن را نوشيده شود و يا خورده شود، ظاهراً نه کدام نوشابه است و نه کدام خوراک ونه اينکه از خواندن کتابی مجمر شهوت بخودی خود خمود گردد، بلکه علاج شرعی اين مفهوم دارد که در اثر راه نمودهای شرعی انسان می تواند که خويشتن را از گناه های نجات دهد و توبه کند، اين مفهوم را ندارد که تائب ديگر در گناه واقع نمی شود، بسا اوقات بعد توبه نيز گناه صادر می شود.

چهارم: يزدان برای بندگان تائب خود دروازهء رحمتش را علی الدوام گشوده است با آنان پيام معونت بسته است، هرگاه که بقصد توبه آستانهء الله را دستک دهند، اجابت از در حق بهر استقبال می آيد.

حديث: {ومن أتاني يمشي أتيته هرولة} (البخاري التوحيد (6970)، مسلم الذكر والدعاء والتوبة والاستغفار (2675)، الترمذي الدعوات (3603)، ابن ماجه الأدب (3822)، أحمد (2/251).)

ترجمه: شخصيکه بسويم آهسته و بحالت عادی آيد، من (که الله ام) بسوی بندهء خود دوان دوان (با جبين خندان) خواهم آمد.

الله توبه را بر بندهء ارزانی فرمود که مسائت (بدی) را بر نکويی مبدل می سازد, و بندهء که توبهء صادق و نصوح می کند، بلکه هر آن شخصيکه بر خويشتن ظلم کرده است، ايزد يکتا مژدهء مغفرت را در کتاب خود درج نموده است. خداوند متعال در نتيجهء توبه نمودن بندهء خود چنان مسرور می گردد که اگر از ذرّهء آن خوشی بنده اطلاع يابد از فرط فرحت موت بر وی طاری می شود. ديگر انسان از خالق خود چه خواهد خواست؟

پنجم: کسيکه در شبکهء عصيان پيچيده است، کدام يک از ادويهء ذيل که تأثيرش بيشتر و استعمالش سهل تر است، بايد که از آن استفاده کند، اگر ادويهء زير نيز مفيد واقع نشود، خطر شخص مبتلا قابل تشويش است.

 

آن ادويه را در ذيل می خوانيم:

  • قبلا تذکر داديم که فواحش دين است، اين دين از خاندان عاصی ناگزير اداء می گردد، گويا خصلت عاصی که عبارتست از عصيان بسوی خاندان وی منتقل می شود. ای عاصی و سرکش چرا زن و فرزند خود را مبتلای چنين فواحش می سازی؟ آيا نهاد تو حميت و ناموس پرستی را از دست داده است؟
  • عدهء از بندگان صالح در حياتشان برای خود قبر می ساختند، و گاه و ناگاه برای مدت کوتاه داخل قبر می رفتند تا که از ياد گور غافل نباشند. در اثر آن عمل در طبع آنان انگيزهء عبادت پديدار می شد. تو ای کسيکه در دريای عصيان فرو رفتهء اگر برای ياد آخرت قبری نمی سازی دست کم، احياناً قبرستان را سياحت کن!

و برای دفن ميت در قبر داخل شو!

گاه تنها نزد گورستان در ياد مرگ بنشين! احوالت دگر گون می گردد.

  • تکهء گوشت را در روغن داغ بينداز، بعداً بديدهء عبرت بسويش بنگر چگونه جوش می خورد يا قطرهء آب را روی آهن داغ و گرم بگذار ببين که چگونه آب خشک می گردد و معدوم می شود، همگی اين مثالها تو را بياد آتش دوزخ می اندازد.
  • بيماری های که بسبب فواحش پيدا می شود، آيا بدکردار از آن امراض محفوظ خواهد ماند؟ علی العموم می بينيم که کردارهای زشت موجب امراض است. حسب وعدهء که کرده بودم جوانان پر گرامی را در جريان می گزارم که در اثر اعمال آن از شهوت نجات خواهند يافت.

آن برنامه قرار ذيل است:

  1. اوقات فارغ را با خصائل نکو مصروف سازيد، فکر خويش را همواره در پی اعمال نيک مشغول داريد. شيطان وقتيکه ذهن را فارغ البال و آسوده خاطر می يابد، وساوس را در آن القاء می کند وبسوی بی حيايی می کشاند، پس علی الدوام عقل را مشغول نگاه داشته شود، حسب المقدور انسان در تلاش وظائفی باشد که در ضمن آموزش دينی را نيز فرا گيرد، مثلاً توظيف شدن در کتابخانهء که می تواند کتب اسلامی را مورد مطالعه قرار دهد و با اجرای وظيفه در آموزشگاه ها که شمّهء علم را آنجا خواهد دريافت.
  2. از پوشيدن تنبان تنگ (پتلون) پرهيز نمايد، زيرا که پتلون تنگ شهوت را بر می انگيزد.
  3. روی شکم خوابيدن غريزهء جنسی را متحرک می سازد، و شهوت خوابيده بيدار می شود؛ چنانچه در اين مورد حديث وارد شده است: {بينما أنا مضطجع في المسجد على بطني إذا رجل يحركني برجله فقال: ” إن هذه ضجعة يبغضها الله ” قال: فنظرت، فإذا رسول الله r.}(أبو داود الأدب (5040)، أحمد (3/430).)

صحابيی می گويد: من در مسجد روی شکم خوابيده بودم که ناگهان کسی بپای خود مرا حرکت داد و گفت چنين خوابيدن پسنديده در نزد الله نيست. نظر کردم که آن کس پيامبر صلی الله عليه وسلم بود.

  1. بوسيلهء دست، بازی نمودن با شرمگاه شهوت را جلب می نمايد. تبدل در چنين اعتياد برای اجتناب از معاصی لازم است.
  2. اجتناب از شهوت انگاری و تصور زنان و هر گونه خيالبافی های شيطانی و در صورت پديدار شدن چنين خيال ها بی درنگ و علی الفور ذهن خود را متوجه فاجعهء بزرگ ساخته شود، يا لگام ذهن را متوجه حادثهء گردانيده شود که سبب قتل يکی از شخصيت ها شده باشد که تنی از اقارب در اثر حادثه و يا مصيبت بهلاکت رسيده باشد. انديشه را متوجه آن حادثه نگرداند، يا مثلاً کشوری دامنگير اضطراب و قلق باشد و ثبات آن برهم خورده باشد، ذهن خود را مشغول آن سازد مختصر اينکه خويشتن را مشغول حوادث بزرگ بنما تا از زنجير شيطان رهايی يابی. در صورت موفقيت مرام، حساب محشر، روز قيامت را مورد مراقبهء خود قرار دهد، مسلسل الله را ذکر نمايد و تعوّذ از شيطان کند. (يعنی از شيطان به الله پناه برد.)
  3. انسان هنگاميکه داخل حمام می شود، و مشغول تنظيف موهای عانه (موی زير ناف) می گردد در آن فرصت خيالهای زشت را در ذهن خود جای ندهد، ورنه امواج انگار ويرا در بحر فساد غرق خواهد نمود.
  4. شکستن همه اسباب فواحش و توبه از هر نوع عادات شرمگين، و تعجّب از همه بی حيايی بفرض صدور گناه نبايد آنرا در نزد ديگران تذکر دهد، بلکه دست نياز در درگهء الله دراز نمايد و از آن مغفرت بخواهد و نيز حاضر شدن در محافل شرم آور و شنيدن انواع منکرات هلاکت است، همگی واجب الاعتراض اند. تذکرهء فواحش آتش شهوات را می افروزد.

عدهء از جوانان را می بينيم که داستان زنان و در متعلق آنان حکايات می کنند، مثلا می گويند که ما بطور عموم با زنان همسايه گفتگو و خيال پردازی نموده ايم و خود را در فن شکار زنان صياد ماهر معرّفی می کنند و بطور فخر اظهار می دارند که دام برای صيد زنان تيار کرده ايم. در حقيقت اين گروه خويشتن را بدست خود گرفتار غضب الله و دچار لعنت ساختند و از خطرناکترين مرحله خواهند گذشت. گناه برملا، انسان را جری می سازد، ديگر آن شخص نه از خداوند ترس دارد و نه از مخلوق حياء همه دروازه های نکويی بر وی قفل می گردد.

حديث: {كل أمتي معافى إلا المجاهرين، وإن من المجاهرة أن يعمل الرجل بالليل عملا ثم يصبح وقد ستره الله عليه فيقول: يا فلان عملت البارحة كذا وكذا، وقد بات يستره ربه ويصبح يكشف ستر الله عليه} متفق عليه

ترجمه: تمام امت را بخشوده می شود، جز کسانيکه برملا گناه می کنند. گناه آشکار اينکه انسان شب گناه کند، در حالی که الله بوسيلهء ظلمت شب گناه آنکس را پوشانيده بود، از طرف صباح  گناهش را بديگران اظهار نمايد و بطور فخر بگويد که چنين جرم را مرتکب شدم. (متفق عليه)

از زمرهء گناهان آشکار اينکه اسرار زنا شوهری را نزد ديگران ذکر کرده و سرپرست ناموسش را در محفل دوستان بفروش برساند. بطور اکثر می بينيم که جوانان تجمع می کنند و از شاه داماد رازهای شب زفاف و سرائر شب عروسی را دريافت می کنند که تو از ناموس خود چه خواستی و وی در پاسخ تو چه گفت؟ اينکه شاه داماد که فاقد همه خصلت های شايسته گرديده يکايک آنچه که بايد پنهان داشت، در دامن فساق می ريزد، و شنونده گان از شنيدن اين مطالب نهفته چنان لذت می برند که گويا با زن اين شخص در حال زنا اند.

کودکان از شنيدن اين وقايع چه تأثر خواهند برداشت، حيف بر اين شيوهء زندگی که گويا هدف از خلقت انسان همان شهوت رانی و شهوت گری بوده، پيوسته همان چيزی را تعقيب می کنيم که غريزهء جنسی مان را تقويت دهد، دروازهء اين قافلهء فرو رفته در مرداب عصيان که همواره در خيال  فرج و شهوت، و جاذبهء جنسی و در تصور سکسی  اند و ديگران را بسوی معاصی می خوانند، دستک می دهم و آگاهاننده بر ايشان اطلاع می دهم که ای غافلان سرنوشت آن کاروانی را که تباه ساختيد و بر جبين حياتشان داغ عصيان را کوبيديد و جادهء معاصی را بر ايشان معرفی نموديد روز رستاخيز چه جوابی را برای حساب گيرندگان با خود خواهيد داشت.

  1. طبقهء نسوان نبايد بی حجابانه از مسکن بيرون شوند، حضور زنان در جشن ها و ملاعب و هتل ها و کاروانسراها موجد فجايع و موجب بی حيايی است، هر مسلمان بايد زن خويش را از ابواب حجاب آگاه سازد.
  2. کاروان جوانان را مورد خطاب قرار می دهم که مزاحهای که بشهوت تعلق دارد در طاق نسيان بگذارند. از قبيل اينکه روز می شود موهای برادر خود وزن برادر يا خواهر خود را معاينه می کنند و در صورت تر بودن برايش می گويند، غسل نمودهء! کنايه از اينکه همبستری کرده ای! از شنيدن اين سخنان باز همان سکسی جذاب هشيار می گردد، و خيال های گوناگون در ذهن مرد و زن پيدا می شود.
  3. نتيجهء گفتار مذکور اينکه مزاح چيزی بيهوده و ياوه و باطل است، در خصلت مؤمن مزاح نيست، خداوند، اهل فلاح را چنين توصيف می نمايد:

{وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ }المؤمنون3

ترجمه: اهل جنت کسانی اند که از چيزهای بيهوده پرهيز می کنند. مؤمنون

بسا مزاحهای است که دل انسان را می ميراند، حرف ناسزای که از زبان بر می آيد و سبب ناخوشنودی الله می گردد، آنرا در قعر جهنم انداخته می شود که مسافت آن هفتاد سال است، متأسفانه کلمات جوانان از مزاحهای حامله اند که نامبردن آنها در چنين مواضع زشت و شرم آور است.

فرمان الهی:

{إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ }النور19

ترجمه: کسانيکه دوست دارند بی حيايی (يعنی تهمت و بدکاری) در حق مسلمانان شايع شود، برای چنين کسان عذاب تذليل کننده در دنيا و آخرت خواهد بود، الله حال هر شخص را خوب می داند و شما از حقيقت بی خبريد[1]. نور

وقتيکه انسان مزاحهای فحش و حرام و ساقط از اخلاق انسانی را با طبع و نشاط و شادمان و با طينت خوشحال مرتکب می شود، جرم آنکس عظيم تر و روشش قبيحتر می گردد و مهر حماقت در پيشانی آن چو قرص آفتاب می درخشد. مزاحهای بيهوده دليل بی خردی انسان است.

  1. کسی را به القاب زشت ياد نمودن دشنام و کلمات خسيس بر زبان آوردن، نامبردن از شرمگاه و عورت و هر امری که انسان را از آن شرم داشته باشد، حرام است، قطع نظر از اينکه بطور خوش طبعی باشد يا قهر و غضب؛ چه بسا کسانی اند که مادر و پدر و خواهر ديگران را ناسزا می گويند و دشنامهای مشابه را از فرد مقابل می شنوند، همبستری نمودن با زن خود را شايسته نيست که با کلمات صريح و زشت ياد کرده بود، (نا بردن آن کلمات اگر شنيع وشرم آور نمی بود چند فرد آنها را اينجا متذکر می شدم، ليکن می دانستم که از نوشتن آنها عرق بر جبين قلم دريا می گردد. مترجم) با اظهار صدها حسرت بايد ابراز نمود که استعمال چنين الفاظ دنی و اجرای آنها بر زبانها سهل تر از بلعيدن لعاب دهن و يا خارج نمودن لعاب است.

گياهی از زمين می رويد عدهء آنرا بنام فرج الارض يعنی شرمگاه زمين ياد می کنند. ظاهر است که گياه را شرمگاه گفتن عاری از شناعت نيست و نيز شخصی بملاقات کسی برود و تحفه نياورد، می گويند که شرمگاه خر آورده (مثل مذکور در عربی شايع است که “جاء بذکر الحمار” ليکن مشابه اين مثل در فارسی چنين می گويند که دستش درازتر از آلت تناسلش بود. مترجم) آلوده ساختن زبان با چنين الفاظ بعيد از سجيهء شاهانه است. انسان وقتيکه فعلی را معيوب نداند، در ارتکاب آن از الله شرم ندارد، متأسفانه بطور عموم اولاد امروز در چنين فضای آلوده از رذايل و آغشته از گفتارهای فجيع آموزش می يابند، و هر جوان نقش پدر خود را تعقب می کند، و لو روش پدر زشت باشد، حمل اين اوزار بر دوش کسی خواهد بود که چنين طريقهء آگنده از رذايل را ايجاد کرده است.

حديث: {ومن سن في الإسلام سنة سيئة فعليه وزرها ووزر من عمل بها من بعده من غير أن ينقص من أوزارهم شيء} رواه مسلم

کسی از نزد خود طريقهء بدی را ايجاد کند، عذاب مضاعف برايش تعيين می شود. يکی جرم ايجاد. دوم در گناه يا سالکين آن طريق مساوی شريک است، هر يک را بطور کامل سزا داده می شود بدون اينکه کمی در جزای کسی واقع شود.

  1. جوانان صالح در حقيقت روح جامعه اند و جوانا فاسد افيون جامعه. ای جوانان ارزشمند اگر از دای نماز برای رب تان و از تلاوت کلام الهی و از عبادت های ديگر عاجز و ناتوان هستيد دست کم خود را به زاويه های تنهايی نکشانيد. مثلاً تنها نشستن، تنها خوابيدن، تنها سفر نمودن. زيرا که شيطان انسان تنها را در شبکهء معصيت خود صيد می کند. دامهای مختلف ابليس دارای دستگاه های مختلف اند، از قبيل وسواس، تحريک قوای شهوانی، القای محاسن در ذهن و غيره. بالآخره انسان را بازيچهء خود می گرداند. رسول الله صلی الله عليه وسلم می فرمايد: {لو أن الناس يعلمون من الوحدة ما أعلم ما سافر راكب بليل وحده} رواه البخاري

ترجمه: مفاسد خلوت گزينی را که من می دانم، اگر مردم می دانستند، هيچ کسی تنها در شب سفر نمی کرد.

  1. فرضاً منزل در جايی واقع باشد که همه همسايگان در حوض عصيان فرو نشسته باشند و منزل را انسان های نافرمان و سرکش در محاصره قرار داده باشند صاحب خانه بايد نقل مکانی را ترجيح دهد، زيرا که ديگر ادويهء مذکور در چنين ماحول کم مؤثر واقع می شود، عصيان و سرکشی علی التمام غضب الله را دعوت می دهد، در حالی که انسان نه توان برداشت عذاب قبر را دارد و نه عذاب دوزخ را. روی همين نکته يوسف زندان را ترجيح داد تا نشود که در فتنهء زنان بيفتد.

فرمان الهی:

{رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ}يوسف33

ترجمه: ای الله من زندان را ترجيح می دهم بر آن چيزی که زنان مرا بسوی وی می خوانند. يوسف.

کسی 99 (نود و نه) شخص را قتل نموده بود و ارادهء توبه نمود برايش گفته شد، قريهء خود را بگذار در جايی منزل بساز که مردمان نکوکار باشند تا از ديدن آنان تغيير در دلت پيدا شود.

  1. گاه و ناگاه انسانهای خسيس همنشين می شوند و مشوره های زشت و قبيح می دهند، عمل نمودن بمشورهء چنين کسان زهر هالک است. مثلاً کسی گويد که عدم اخراج منی انسان را هلاک می کند، بهر صورت بايد منی خارج کرده شود، برای اثبات اين گفتهء پوچ خود براهين می آورند، در حاليکه گفتهء آنان نقيض دين و طب می باشد.

خداوند می فرمايد:

{وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ }النور33

ترجمه: کسانيکه نکاح کرده نمی توانند پاکدامنی را اختيار کنند، باشد که الله اوشان را ثروتمند سازد.

الله در اين آيت نکاح را راه نجات تلقين نموده است و بسوی تقوا و صبر ترغيب می دهد و رسول الله صلی الله عليه وسلم کسی را که توان ازدواج را ندارد حکم می دهد که روزه گيرد. در حديث مذکور است “نه کسی را زيان رسانيد و نه از کسی زيان ببينيد”.

آيا خداوند و رسولش جادهء زيان را به ما نشان می دهند؟ انسان ديگر مسير فرار ندارد، جز اينکه سر تسليم خم نمايد.

 

معلومات پزشکی

دوکتور احمد نداء در پاسخ با گفتار مزبور جواب مختصر ارايه نمود که رب الارباب جسم را معتدل و متوازن آفريده است، هنگاميکه سستی بيش از ضرورت در جسم جمع می شود بوسيلهء احتلام بيرون می گردد، و آب زايد بوسيلهء بول و عرق خارج می شود، و مواد غائطی که چيز افزون است از راه مدفوع خارج می گردد، و در اثر کار کردن و شغل و مشقت نمودن نيروی انسان مصرف می شود. همين زوال طاقت نيز سودمند تمام می شود، شخصيکه کارگر نيست و فارغ البال باشد بيشتر احتلام می شود. اما کسيکه بوسيلهء اونانيسم و استمناء اخراج منی می کند، آن شخص ضعيف و ناتوان می گردد و اين ضعف در دماغ و ديگر قوت های آن ظاهر می گردد، پس اعمال نمودن بگفتار دين و طب بهتر است از گفته های اشخاص ساقط الاعتبار.

  1. جوان هنگاميکه زن زيبا و خوشگل را می بيند بياد حوران بهشت بيفتد که خداوند برای متقين و پرهيزگران آماده ساخته است، زنان بهشتی بمراتب زيبا و پرجمال تر از زنان دنيايی اند. انسان پارسا بطور هميش با آن زنان خواهد ماند و بطور دايم از آنها لذت خواهد برد، پس کسيکه چشمش بر زنان دنيوی می افتد نبايد در اثر اين عمل آن پريان بهشتی را از دست دهد.

بعد از گفتارهای مزبور من چند سوال را با جوانان گرامی مطرح می سازم و هر سوال دارای سه پاسخ می باشد. کدام پاسخيکه شايستهء حال او است برای خويش انتخاب نمايد. پرسشهای دوگانه را در ذيل متذکر می شويم:

پرسش اول:

آفريدگار عالم و پيامبر صلی الله عليه وسلم از فواحش باز داشته اند، ليکن من نخواهم باز آمد.

پاسخها:

  • الله و رسول او را دوست دارم
  • جز دعوای محض محبت حقيقی با الله و رسولش ندارم.
  • خداوند و رسول او را دوست ندارم

هر کدام از سه پاسخ مذکور را که خواننده خوش دارد طبق ميل خودش بخود اختصاص دهد و عين عمل را در پاسخهای ذيل نيز تکرار نمايد.

پرسش دوم:

شيطان هر نوع فواحش و زشت کاری ها را برايم آرايش و زينت داده و در بحر آن قبايح فرو رفتم، پس حال من را در يکی از پاسخهای زير خواهی يافت.

پاسخها:

  • دوست شيطان هستم.
  • دوست الله ام.
  • شيطان و الله هر دو را دوست دارم

پرسش سوم:

وقتيکه تسليم نموديم فواحش چاهيست مملوء از پليدی و نجاست و خباثت.

پاسخها:

  • مرا شيطان در آن چاه می افگند.
  • مرا در آن چاه نمی افگند.
  • شيطان مرا از افتيدن چاه نجات می دهد.

پرسش چهارم:

هر بار که فواحش از من سر زند، بلا ترديد از شريعت مخالفت نموده ام، پس آيا من…

پاسخها:

  • انسان متواضع هستم.
  • زبون ترين انسان خواهم بود.
  • ديگر حق زنده بودن را ندارم

پرسش پنجم:

در فطرت جانوران سرکش از حکم الله نيست، اما انسان پيوسته شب و روز از فرمان پروردگارش سر باز می زند.

پاسخها:

  • بر جانور شرف دارم.
  • من خود جانور هستم.
  • جانور بر من شرف دارد.

پرسش ششم:

اطلاع دقيق دارم که اگر از فواحش باز نيايم اين نهال بی ثمر در خانهء خودم سبز خواهد شد و قرض است زن و دخترم و اين قرض را اداء می نمايند.

پاسخها:

  • آيا من انسان غيرتمند هستم.
  • ديوث می باشم نه غيرتمند.
  • بی انديشه هستم.

پرسش هفتم:

در حضور مردم انسان با وقار و عفيف هستم، ليکن در خلوت نه چنانم.

پاسخها:

  • چنين روش انسانيت است.
  • با شجاعت
  • و با خيانت.

پرسش هشتم:

من وقتيکه فرزندان خود را در دانشکدهء اسلامی برای آموزش دين اسلام نمی فرستم، آيا اولاد خود را تربيت کرده ام؟

پاسخها:

  • چگونه تربيتی آموزش فضيلت و فضائل.
  • با ذلت و رذائل.
  • و يا آنان را می آموزم که مردم را بسوی الله بخواهند.

پرسش نهم:

ارتکاب افعال شرمگين و روابط ناجائز نقائص ذيل را ايجاد می کند.

پاسخها:

  • محبت با زوجهء خود افزايش می يابد.
  • يا نفرت با همسر پديدار می شود.
  • زن خود را نصحيت می کند.

پرسش  دهم:

کسيکه فواحش را مرتکب می شود منزلش کجاست؟

پاسخها:

  • آستانهء دين اسلام، خانقای اسلام.
  • در نزد هلاکت، کاروانسرای بربادی
  • در نزد مردم، در مجامع انسانها.

هنگاميکه پرسشها را پاسخ درست داده شود، به آسانی ظاهر می گردد که اقدام کنندهء فواحش انسان خسيس و محقر است، علاوه بر آن شخصيت آنرا در ذيل می خوانيم.

چنين شخص اگر چه دعو دارد که خدا و رسولش را دوست دارد. فرضاً در اين دعوای خود صادق هم باشد، ليکن از سوی ديگر اوصاف ذيل را با خود دارد:

  • همدم و دوست شيطان
  • ويرا شيطان در رذايل و پليدی ها انداخته است.
  • زبون ترين انسان.
  • جانور بر وی شرف دارد.
  • ديوث می باشد. در بارهء زن و دختر خود تعصب ندارد.
  • آبرو و عزّت ديگران را مدّ نظر ندارد، بلکه بر ناموس ايشان حمله می کند.

در حاليکه ديگران:

  • اين را دوست خود می دانند.
  • اولاد خويش را گفتار و کردار زشت می آموزد.
  • عروس خود را مورد توجه قرار نمی دهد.
  • خاندان خود را بباد ضياع داده است.

آيا چنين کس در آستانهء الله مقبوليت خواهد يافت؟

 

[1]  انسانها معادن اند در ميان آنان شخصيت های متدين و ديانتدار و کسانی کينه و حسود و عنادی يافت می شود که به آبرو و عزت ديگران هيچ نوع بندش ندارند. افراد ساده هشيار باشند که در دام ايشان نپيچند، باشد که روی غرضی فاحشه را در حق مسلمانی شايع کنند.

===============

إنسان و کردار ناشايست او.

مؤلف: جمال بن عبد الرحمن اسماعيل

مترجم: عبد البصير امين بدخشاني

منبع: islahnet.com

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی