فقه و احکام

انواع قصاص

قصاص به صفت يک حکم تشريعي جنائي اسلامي بدو نوع جداگانه تقسيم شده که اينک هر يک آن بصورت ايجاز ومختصر تشريح ميشود.

قصاص در نفس: چون انسان متشکل از جسم وروح بوده وجود هر يک آن منوط به وجود ديگرش مي باشد، در غير آن نمي توان هر کدام آنها را به تنهائي انسان ناميد، با در نظر داشت همين نکته است که دين مقدس اسلام همواره از انسان حمايت نموده تجاوز و ريختاندن خون ويرا از بزرگترين جرايم وگناهان شمرده وسخت ترين جزا را براي قاتل انسان تعيين نموده که عبارت از قصاص است.

حرمت کشتن انسان: خداوند متعال جل جلاله راجع به حرمت کشتن انسان فرموده است:

«مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا» مائده: 32

ترجمه: «ازينرو بر فرزندان اسرائيل مقرر داشتيم که هر کس، کسي را جز به قصاص يا به « کيفري» فساد در زمين بکشند چنان است که گوئي همه مردم را کشته باشد وهر کس، کسي را زنده بدارد چنان است که گوئي تمام مردم را زنده داشته است».

ملاحظه ميشود که خداوند حکيم کشتن يک انسان مصئون الدم را به مثابۀ کشتن تمام انسان ها قرار داده که اين به عظمت وبزرگي جرم مذکور دلالت داشته يعني چنانچه کشتن تمام انسان ها عمل بد وشنيع است، کشتن يک انسان نيز به همان پيمانه بد و نا روا است.

علت اينکه چرا درآيت شريف تنها از بني اسرائيل نام برده شده در حاليکه قتل انسان در ساير امت هاي گذشته رواج داشت، اينست که چون بني اسرائيل مردم دانشمند بوده و از داستان قابيل آگاهي داشتند که چگونه با کشتن برادرش هابيل پشيمان شد در حاليکه برادرش پيامبر نبود، ولي يهود با وصف آنهم به کشتن پيامبران عليهم السلام پرداختند اين عمل آنها نمايانگر قساوت دلها سرکشي ايشان ازاوامر بود لذا خداوند جلّ جلاله بر بني اسرائيل چنين حکمي را فرض گردانيد، بايد ملتفت بود که حکم آيت مذکور عام بوده وشامل امت حضرت محمد صلي الله عليه وسلم نيز ميشود.

چنانچه روايت است که « سليمان» بن علي براي حسين گفت: «يَا أبَا سَعِيد أَهِيَ لنا كَمَا كَانَتْ لِبَنِي إِسْرَائِيلَ؟ قَال: وَالَّذي لَا إلهَ غَيرُهُ مَا کَانَت دِمَاءُ بَنِي إسرَائِيل أَکرَم عَلَي اللهِ مِنْ دِمَائِنَا»

يعني « اي ابو سعيد آيا اين حکم قسميکه براي بني اسرائيل بود براي ما هم است؟ وي گفت: سوگند به ذاتي که هيچ معبودي بر حقي جز وي نيست خونهاي بني اسرائيل در نزد خداوند نسبت به خونهاي ما شريفتر نبود»

 «وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا ﴿93﴾» نساء

ترجمه: وهرکس عمداً مؤمني را بکشد، کيفرش دوزخ است که درآن ماندگار خواهد بود و خدا بر او خشم ميگيرد و لعنش ميکند وعذابي بزرگ برايش آماده ساخته است.

اين آيت شريف در مورد مقيس بن صبابه نازل شده که وي و برادرش هشام ايمان آوردند، هشام در ساحه بني نجار در حالي يافت شد که کشته شده بود چون پيغمبر عليه السلام از واقعه خبر شد به بني نجار اطلاع داد که قاتل ويرا به ايشان تسليم نمايند، بني نجار شخصي را از خانواده اي بني فهر روان کرده وسوگند خوردند که قاتل ويرا نميدانيم وبجايش ديتش را ميپردازيم، پس براي مقيس صد رأس شتر را داده و بسوي مدينه بر گشتند اما مقيس بر فهري يورش برده و ويرا کشت وبا شتر ها به مکه برگشت در حاليکه از دين اسلام برگشته و مرتد شده بود، پس پيامبر عليه السلام فرمودند: هر گز ويرا نه در حالتي مراسم حج و نه در خارج آن امان نمي دهم، بناءً وي در فتح مکه مکرمه در حالي کشته شد که خود را در کعبه آويزان نموده بود. هيثمي ابو العباس احمد بن محمد بن علي ابن حجر المکّي، «الواجر عن إقتراف الکبائر» ج: 2 ص: 123، مکتبۀ فاروقيه

حسب توضيحاتکه مختصراً در فوق ياد آورشديم کشتن مسلمان از بزرگترين گناهان مهلکه بوده و مرتکب آن مستحق عذاب دوزخ در آخرت و سزوار قصاص در دنيا ميباشد با آنهم، در صورتيکه ازصدق دل به خدا رجوع نموده از عملش پشيمان شده و توبه نمايد، توبه اش به نزد خداوند ثواب مقبول ميباشد « ان شاء الله». زيرا در صورتيکه توبۀ کافر به اجماع امّت قبول مي شود و از کفر هيچ گناهي بزرگ نيست، پس به طريق اولي توبۀ قاتل قتل عمد پذيرفته مي شود.

در اين آيت مبارک خداوند جلّ جلاله براي کسانيکه قصداً به کشتن مسلمان اقدام مي نمايند و ويرا به قتل مي رسانند، سنگين ترين سزاء تعيين نموده که عبارت از خشم و لعنت خداوند توأم با دخول دوزخ و عذاب بزرگ مي باشد، امّا دخول قاتل مسلمان در دوزخ براي مدت طولاني مي باشد نه براي هميشه. قسميکه از ظاهر آيت مذکور دانسته مي شود زيرا به استثناي کافر هيچ مسلماني به هر پيمانه اي که گنهکار باشد در دوزخ براي ابد باقي نمي ماند، بلکه آن قاتلي هميشه در دوزخ مي باشد که کشتن مسلمان را حلال مي داند و طبعاً چنين شخصي کافر است، از طرف ديگر سبب نزول آيت نيز مؤيّد گفتار ماست که مقيس به مجرد ارتکاب جرم قتل مرتد  گرديد و مبرهن است که وي، قتل فهري را جايز مي دانست، پس آنچه در اين آيت آمده به شخصيکه قتل مسلماني را حلال نمي داند، مطابقت نمي نمايد و توبۀ وي نيز پذيرفته مي شود طوريکه خداوند جلّ جلاله فرموده اند:

« إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ» نساء: 48

ترجمه: «مسلماً خدا اين را که به او شرک ورزيده شود نمي بخشايد و غير از آن را براي هر که بخواهد مي بخشايد».

در جاي ديگري خداي عزّوجلّ مي فرمايد:

« وَالَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا يَزْنُونَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا (68) يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا (69) إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا (70)» فرقان

ترجمه: «و کسانيکه با خداوند معبودي ديگر نمي خوانند و کسي را که خدا «خونش را» حرام کرده است جز به حقّ نمي کشند و زنا نمي کنند، و هر کس اينها را انجام دهد سزايش را دريافت خواهد کرد، براي او در روز قيامت عذاب دو چند مي شود و پيوسته در آن خوار مي ماند، مگر کسيکه توبه کند و ايمان آورد  و کار شايسته کند، پس خداوند بديهايشانرا به نيکي ها تبديل مي کند و خدا همواره بخشنده و مهربان است».

به همين ترتيب در حديث صحيحي که امام بخاري از ابو سعيد خدري رضي الله عنه روايت کرده که پيغمبر عليه السلام ياد آور شد که شخصي نود و نه نفر را کشته بود و نزد راهبي رفت و از وي خواست که آيا  توبۀ وي پذيرفته مي شود، راهب گفت: نخير، توبۀ تو پذيرفته نمي شود. شخص مذکور راهب را نيز کشت که صد نفر پوره شد. بعداً به جستجوي عالمي برآمد و آنرا دريافت و عالم برايش گفت: بلي، توبه ات قبول مي شود چه مانعي بين تو و توبه است، به فلان قريه برو که در آنجا مردمان نيک اند وعبادت خدا را بکن و به سرزمين خود پس نيا، زيرا در آنجا مردمان بدي زندگي مي کنند.

موصوف بسوي آن قريه به حرکت شد، ولي در مسير راه قبل از وصول به آنجا مرگ به سراغش آمد و از دنيا چشم بست، درين وقت فرشته هاي رحمت وعذاب ميان هم در مورد سرنوشت آن به مشاجره پرداختند، ملائکۀ رحمت استدلال مي نمودند که وي توبه کنان بسوي خدا آمده بود و ملائکۀ عذاب مي گفتند: وي تا حال کدام عمل نيکي را انجام نداده، درين وقت ملک ديگري به قيافۀ انسان آمد و ميانشان فيصله نمود که مسافه ميان دو قريه را بسنجيد اگر به قريۀ خودش نزديک بود از اهل عذاب و اگر به قريه اي که عزم سفر به آنجا را داشت نزديک بود از اهل رحمت است، پس وقتي که آنرا اندازه کردند به قريه اي نزديک بود که عزم سفر به آنجا را داشت. پس ملائک رحمت ويرا قبض روح نمودند. نووي، ابو ذکريا يحيي بن شرف «رياض الصّالحين» ج:1، ص: 78، مترجم: عبد الله خاموش هروي، 1372 ش

از اين حديث شريف نيز پذيرش توبۀ قاتل ثابت مي شود.

قصاص در اعضاي بدن انسان: طوريکه در جنايت بر نفس انسان قصاص لازم مي شود، همان قسم در صورت قطع و يا زخمي نمودن اعضاي بدن انسان که قصداً از جانب جاني تحقّق يافته باشد، در صورت تحقق شرايط، اعضاي بدن جاني نيز قصاص ميشود طوريکه خداوند متعال:

«وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالأَنفَ بِالأَنفِ وَالأُذُنَ بِالأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ» مائده: 45

ترجمه: « ودر « تورات » برآنان مقرر داشتيم که جان در مقابل جان چشم در برابر چشم، بيني دربرابر بيني و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان ميباشد و زخم ها « نيز به همان ترتيب» قصاص دارند. »

حکم اين آيت شريف عام بوده بر امت محمدي نيز مطابقت ميکند زيرا شرايع آسماني پيشين در صورتي که از جانب شريعت محمدي تائيد شوند حکم شريعت محمدي را دارند طوريکه امام بخاري روايت کرده:

وَعَنْ أَنَسٍ – رضي الله عنه – – أَنَّ اَلرُّبَيِّعَ بِنْتَ اَلنَّضْرِ -عَمَّتَهُ- كَسَرَتْ ثَنِيَّةَ جَارِيَةٍ, فَطَلَبُوا إِلَيْهَا اَلْعَفْوَ, فَأَبَوْا, فَعَرَضُوا اَلْأَرْشَ, فَأَبَوْا, فَأَتَوْا رَسُولَ اَللَّهِ – صلى الله عليه وسلم – وَأَبَوْا إِلَّا اَلْقِصَاصَ, فَأَمَرَ رَسُولُ اَللَّهِ – صلى الله عليه وسلم – بِالْقِصَاصِ, فَقَالَ أَنَسُ بْنُ اَلنَّضْرِ: يَا رَسُولَ اَللَّهِ! أَتُكْسَرُ ثَنِيَّةُ اَلرُّبَيِّعِ? لَا, وَاَلَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ, لَا تُكْسَرُ ثَنِيَّتُهَا, فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ – صلى الله عليه وسلم – “يَا أَنَسُ! كِتَابُ اَللَّهِ: اَلْقِصَاصُ”. فَرَضِيَ اَلْقَوْمُ, فَعَفَوْا, فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ – صلى الله عليه وسلم – : “إِنَّ مِنْ عِبَادِ اَللَّهِ مَنْ لَوْ أَقْسَمَ عَلَى اَللَّهِ لَأَبَرَّهُ”. عسقلاني، ابو الفضل شهاب الدين احمد بن علي بن محمد الکناني مشهور به ابن حجر، «بلوغ المرام من ادلّة الاحکام» مع تحقيق صفي الرحمن مبارک پوري، ص: 351 – 352 ، مکتبۀ دار السلام، 1992 م

ترجمه: « از حضرت انس بن مالک رضي الله عنه روايت است که گفت: ربيع بنت نضر بن انس يک دندان ثناياي دختر را بشکست، پس ارش بالايش گذاشتند ولي خانواده دختري که دندانش شکسته بود ارش را نپذيرفتند خواهان قصاص شدند، درين  وقت برادر ربيع در حضور پيغمبر صلّي الله عليه و سلّم آمد گفت: اي رسول خداوند ربيع مي شکند قسم به ذات که ترا به حق فرستاده هرگز دندان وي نمي شکند. پيغمبر صلّي الله عليه و سلّم فرمودند: اي انس حکم کتاب خدا قصاص است، بعداً قومي مجني عليه ويرا عفو نمودند. پس پيغمبر صلّي الله عليه و سلّم فرمودند: يقينا در بندگان خدا کساني اند که به خدا سوگند ياد کنند و آرزوي  چيزي را داشته باشند خداوند سوگند ايشا ن را قبول نموده و آرزوي ايشان را برآورده مي سازد»

 

=============================

نقش قصاص در کاهش جرایم

نویسنده: عبد الرحمن “حکیمزاد”

منبع: islahnet.com

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی