فکر و دعوت

اهل‌بیت، صحابه… دوستی یا دشمنی؟! -٢- بخش پایانی-

آن‌چه از موسسه‌ی (مبرّة الآل والأصحاب) آموختنى است، مى‌توان آن را در دو مطلب خلاصه نمود:

نویسنده: سعدالدین صدیقی

آن‌چه از موسسه‌ی (مبرّة الآل والأصحاب) آموختنى است، مى‌توان آن را در دو مطلب خلاصه نمود:

-مطلب اول اين‌كه، بايد بين تاريخ به معنى نقل حوادث گذشته و فهم علمى و تحليلى تاريخ تفاوت قائل شد.

در واكاوى حوادث تاريخى اضافه بر اين‌كه بايد مطالعات پژوهشى- تخصصى را اصل قرار داد، لازم است به سنت‌هاى حاكم بر نفس انسانى و سنت‌هاى تاريخى و اجتماعى كه در قرآن كريم به آن پرداخته شده است، نيز توجه شود.

اين موسسه با چنين رويه‌اى تا الان موفق شده است، چندين تحقيق وزين علمى در اختيار انديشمندان قرار دهد و به اثبات برساند كه بين اهل بيت و صحابه، رابطه‌ی دوستى و خويشاوندى حاكم بوده است.

-مطلب ديگر كه در سياست مبرّة محل توجه است، درك درست آن‌ها از شرايط ملتهب و آبستنِ جنگ‌هاى مذهبى در منطقه است.

-بدون شك يكى از مهم‌ترين عوامل ايجاد چنين كلافِ سردرگمی، دامن‌زدن به اختلافات مذهبى است.

اختلافاتى كه معمولا بستر آن به صورت جهل و تعصب در بين مسلمانان وجود دارد و توسط ديگران مديريت و كاناليزه مى‌شود.

در يك جمع‌بندى مى‌توان گفت:

در خصوص ارتباط اهل بيت و صحابه دو نگاه وجود دارد:

– يكى اين‌كه بين اين دو رابطه‌ی محبت، دوستى و خويشاوندى برقراربوده است.

-و نگاه دوم اين‌كه رابطه‌ی بين آن‌ها دشمنى و جنگ بوده است.

قرآن و سنت، عقل و دلايلِ متقن تاريخى نگاه اول را تاييد مى‌كنند.

خداوند خشنودى خود را از سابقين اولين – كه اهل بيت و بزرگان صحابه اولين مصاديق آن هستند – اعلام نموده است.

«وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ۚ ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» (توبه/١٠٠)

«و آنان که سبقت به ایمان گرفتند از مهاجر و انصار (و در دین ثابت ماندند) و آنان که به نیکی پیروی آنان کردند، خدا از آن‌ها خشنود است و آن‌ها از خدا خشنودند و خدا برای همه‌ی آن‌ها بهشت‌هایی که از زیر درختان آن‌ها نهرها جاری است، مهیا ساخته که در آن بهشت تا ابد متنعّم باشند، این به حقیقت سعادت بزرگ است.»

اما كسانى كه اهل‌بيت و صحابه را در مقابل و بر‌عليه هم قرار مى‌دهند و اين دو را هم‌چون دو خط موازى در طول تاريخ تا اكنون تصور مى‌كنند، چگونه مى‌توانند اميدوار باشند كه روزى اين دو خط به هم برسند؟ به‌راستى اين نگاه چه كمكى به هم‌بستگى امت اسلامى و انسجام ملى مى‌كند؟

در اين‌جا به‌عنوان نمونه يك مورد را بررسى مى‌كنيم:

در ساليان گذشته توسط مجلس شوراى اسلامى، در تقويم رسمى كشور، وفات فاطمه (سلام الله عليها) به شهادت تغيير يافت و روز وفات به عنوان تعطيلى رسمى در كشور اعلام گرديد.

در اخبار تاريخى كه مستند آقايان براى اين تغيير بود، عمر (رضى الله عنه) به عنوان قاتل معرفى شده است.

آمده است كه علت وفات فاطمه (سلام الله عليها) شكسته شدن پهلوى ايشان در اثر اصابتِ  در، توسط عمر بن خطاب (رضى الله عنه) بوده است.

چنان‌كه اشاره رفت، بايد بين گزارش‌هاى تاريخ و تحقيق علمى تفاوت قائل شويم. تاريخ‌نويسان معمولا خود را موظف به نقل اخبار تاريخى بدون توجه به درست يا نادرست بودن آن مى‌دانسته‌اند.

به همين دليل گفته شده است كه روايات تاريخى مجموعه‌اى از راست و دروغ است كه پذيرش آن نياز به بررسى و تحقيق دارد. در اين‌جا قصد بررسى دقيق اين خبر تاريخى را نداريم ولى با كمى تامل مى‌توان بر نادرست بودن اين خبر تاكيد نمود.

-اول اين‌كه چنين رفتارى در بين پرورش‌يافتگان مكتب رسول خدا -صلى الله عليه وسلم -با اعلام رضايت خداوند از آن‌ها در قرآن هماهنگ نيست.

-دوم اين‌كه در مقابل اين خبر، اخبار تاريخى فراوانى وجود دارد كه بر رابطه‌ی حسنه و نيكِ اهل بيت و صحابه و به صورت خاص اهل بيت و ابوبكر و عمر (رضى الله عنهما) دلالت مى‌دهند.

• از طرفى اين سوال مطرح مى‌شود كه: آيا منطقى است كه چنين اتفاقى بيفتد و على (رضى الله عنه) در مقابل آن فقط سكوت را اختيار كنند؟

• و باز اين سوال كه اگر چنين امرى اتفاق افتاده باشد آيا درست است كه على بن ابى طالب (رضى الله عنه) دختر خود را – ام كلثوم – بعد ازاين حادثه به ازدواج عمر (رضى الله عنه) در آورد؟

• آيا قابل قبول است كه عمر (رضى الله عنه) مرتكب چنين كارى شده باشد و بعد على (رضى الله عنه) و بعضى از ائمه فرزندان خود را عمر نام نهند؟

• على (رضى الله عنه) در نهج البلاغة در رثاى عمر (رضى الله عنه) اين جملات را فرموده اند؛ آيا معقول است كه ايشان در مورد قاتل فاطمه (سلام الله عليها) اين گونه بفرمايند:

ماشاالله به فلانی! او كجى را راست نمود و بيمارى را معالجه كرد و سنت را برپا داشت و تباهكارى را پشت سر انداخت و پاك‌طینت و كم‌عيب از دنيا رفت. نيكويى خلافت را دريافت و از شرّ آن پيشى گرفت. طاعت خدا را به جا آورد و از نافرماني او پرهيز كرد و حقش را ادا نمود.

لبّ كلام اين‌كه آيا اصرار بر امرى كه با اين همه مسائل در تنافى و تضاد قرار مى‌گيرد و آن هم  در زمانه‌اى كه ما هر چه بيشتر به همدلى و انسجام نيازمنديم، توجيهى دارد؟

منبع: https://t.me/saadsedighi

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی