خانه / مقالات / عقیده / اهمیت باور به وجود الله و کم و زیاد شدن ایمان

اهمیت باور به وجود الله و کم و زیاد شدن ایمان

ایمان و باور به وجود الله و ایمان به چیزهایی که متفرع و مترتب بر ایمان به وجود الله هستند. از قبیل ایمان به شریعت های الهی و پیامبران و دیگر معتقدات دینی و عقیدتی، در زندگی عملی انسان اهمیت فوق العاده و بسیار بزرگی دارند که زبان قادر به توصیف آن ها نیست و خامه از نوشتن آن ها از دو جانب ناتوان است از جانب شخصی و فردی و از جانب اجتماعی و جمعی.

اما از جانب شخصی و فردی، تنها ایمان است که به قلب انسان اطمینان و آرامش می بخشد، و به گونه ای که در برابر بیماری های روانی، مناعت و ایستادگی کسب می کند. همان طور که خداوند می فرماید: ” الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ” رعد /۲۸ ” همان کسانى که ایمان آورده‏اند و دلهایشان به یاد خدا آرام مى‏گیرد آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش مى‏یابد”

بی گمان کسی که به صورت علمی و یفینی به خداوند ایمان داشته باشد، هر مصیبتی که برایش پیش می آید، چه کاستی جان ها، آن را به خداوند حوالت می کند و از او می  داند پس نتایج سلبی و منفی آن را با صبر و شکیبایی تحمل می کند، به انگیزه این که از جانب خداست و انسان در برابر اراده خدا، حول و قوتی و تدبیر و توانی ندارد و او بدین حقیقت ایمان دارد بر مصیبت پاداش واجر از جانب خدا به وی می رسد و خداوند در دنیا یا آخرت عوض آن را به وی می دهد و این چیزی است که ما آن را به واقع درک می کنیم و کمتز پیش می آید که ببینی مؤمن کامل از مصائب خویش شکوه و اه و ناله کند همانطور که به ندرت می بینی، کسی که ایمانش ضعیف است یا فاقد ایمان است، در زندگی خود شکوه و آه و ناله نکند.

و اما از جانب اجتماعی و جمعی:

شخص مؤمن سود و نفع خود منحصر به شخص خود و خانواده نمی داند، زیرا ایمان او در زندگی جامعه و جمعی از بابت امیت وآرامش، تأثیر به سزایی دارد، زیرا کسی که ایمان ندارد التزام تعهد پایبندی ندارد و کسی که التزام و تعهد نداشته باشد، امانت دار نیست و کسی که امانت دار نباشد برای تحمل هیچ مسئولیتی شایستگی نداردونمی تواند عضو شایسته اجتماع خود باشد. بنابراین ایمان به خدا سرچشمه و منبع آن چنان نیروی روحی و وجدانی است، که همواره در کارگاه، مراقب کارگر و در مزرعه مراقب کشاورز و در مدرسه و کلاس درس مراقب معلم و در اداره مراقب کارمند و در میدان جهاد و پیکار مراقب سرباز و در خانه مراقب مادر و در کشور مراقب مقامات مسئول در انجام مسئولیت های محوله شان می باشد.

و درباره ی اهمیت عقیده و باور و تأثیر برای آن در زندگی فردی و جمعی، از قدیم گفته ا ند، کسی که دارای عقیده ی فاسدی است بهتر از کسی است که هیچ عقیده ای ندارد، پس حتی یک فرد هندی که گاو می پرستد از حیث التزام و تعهد، با آن شخص ملحد و بی باور ، تفاوت و اختلاف دارد و از جمله آیات احکام اعتقادی در قرآن کریم آیه ی زیر است:

” إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ لآیَاتٍ لِّأُوْلِی الألْبَابِ * الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلًا سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ”  آل عمران ۱۹۰٫۱۹۱ ” مسلما در آفرینش آسمانها و زمین و در پى یکدیگر آمدن شب و روز براى خردمندان نشانه‏هایى [قانع کننده] است* همانان که خدا را [در همه احوال] ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده یاد مى‏کنند و در آفرینش آسمانها و زمین مى‏اندیشند [که] پروردگارا اینها را بیهوده نیافریده‏اى منزهى تو پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار”

ایمان کم و زیاد می شود

علمای اسلامی در این مسأله اختلاف نظر دارند و دو رأی را ابراز داشته اند:

گروهی گفته اند : ایمان دارای درجه ی ثابت و یگانه ای است که نمی افزاید و نمی کاهد. در حالی که گروهی دیگر بر خلاف آن رأی داده اند. و هر گروه دلایلی دارند که بدان ها استناد می کنند. و این جا دزر عرضه ی آن ها فایده ای نمی بینم. زبرا به نظر من این اختلاف در الفاظ و شکل مسأله است زیرا اگر مراد از ایمان همان اعتقاد جازم و جدی و ثابتی باشد که مطایق با واقع است، توصیف به زیادت و نقصان را نمی پذیرد، چون اعتقاد و باور بدین معنی  همان یقین و بی چون و چرا بودن است و چنین یقیقنی زیادت و نقصان و افزایش و کاستی را نمی پذیرد.

اما اگر مراداز ایمان اعتقاد توأم با عمل صالح و باور همراه با کردار شایسته باشد، و براین اساس که از دو عنصر معنوی باور راستین و مادی کردار شایسته ، پدید آمده باشد، بی گمان بدین صورت و افزایش و کاستی را می پذیرد و در معزض آن دو صفت است که هنگام افزایش کردارهای شایسته، آن نیز افزایش می یابد و در هنگام کاستی کردارهای شایسته، آن نیزر کاستی می یابد.

 و این معنی دوم در آیاتی از قرآن که ایمان را با کردارهای شایسته توأم می آورد، آشکار به نظر می آید، که این ایمان همان اعتقاد توأم با اعمال صالح باشد و لیکن حقیقت این است که کردارهای شایسته در خارج از ذهن و در واقع لازمه ی داشتناعتقاد  و باور یقینی درست باشد و در عین حال دارای عقیده ی صحیح و باور یقینی درست باشد و بر عکس نیز صادق است. قابل تصور نیست که شخصی عقیده ی صحیح و یقین کامل به وجود الله داشته باشدو اعمال صالحه و شایسته انجام ندهد. ثانیا” و قسم دوم احکام، احکام اخلاقی است، اخلاق با عقیده

——————

فلسفه ی احکام قرآن / نویسنده : پرفسور مصطفی ابراهیم زلمی / ترجمه: دکتر محمود ابراهیمی

 

به نقل از سایت نوگرا

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

دلایل شرعی مبنی بر معذور بودن جاهل در مسائل شرک و کفر

جاهلی که مرتکب کفر یا شرک می‌ شود از دو حالت خارج نیست: نخست: یا اینکه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *