زندگینامهء دانشمندان

ایگناتس گلدزیهر، خاورشناس مجارستانی و نقد آثار وی

زندگینامۀ علمی گلدزیهر

ایگناتس گلدزیهر (Goldziher [1]Ignaz) خاورشناس نامدار مجارستانی در سال 1850 میلادی در شهر استولونیسبورگ زاده شد. خانوادۀ وی از لحاظ مذهبی، یهودی بودند و از تمکّن مالی نیز بهره داشتند. گلدزیهر تحصیلات ابتدایی خود را در بوداپست  (پایتخت مجارستان) طی کرد و مدتی را هم در برلن به سر برد. تحصیلات دانشگاهی را در لایپزیک گذرانید و رشتۀ تحصیلی او در دانشگاه، «مطالعات شرقشناسی» بود و در این باره از فلایشر به ویژه در زبانشناسی، درس آموخت. گلدزیهر در سال 1870 رسالۀ دکترای خود را تحت نظر فلایشر به پایان رساند. موضوع رسالۀ وی پژوهش دربارۀ «تنخوم اورشلیمی» بود که از مفسّران یهودی تورات در قرون وسطی به شمار می‌رفت.

گلدزیهر پس از دریافت درجۀ دکترا، به بوداپست بازگشت و در سال 1872 به سمت دانشیار دانشگاه بوداپست انتخاب شد. اندکی بعد، در پی مأموریتی به وین و لیدن رفت و یک سال در آن دو شهر بماند. آنگاه سفر خود را به شرق آغاز کرد. ابتدا رهسپار سوریه شد و سپس از فلسطین و مصر دیدن کرد. در سوریه با شیخ طاهر جزایری عضو مجموع علمی دمشق و مدیر کتابخانۀ ظاهریّه، طرح دوستی ریخت و از او بهره‌های فراوان گرفت و در مصر نیز گاهی به دانشگاه الأزهر رفت و آمد می‌کرد و از دروس استادان و علمای مصر بهره‌مند می‌شد. پس از یکسال و نیم اقامت در شرق اسلامی (از سپتامبر 1873 تا آوریل سال بعد) به مجارستان بازگشت. در آنجا ابتدا او را به عنوان عضو مکاتبه‌ای آکادمی مجارستان برگزیدند و سپس در سال 1892 به عنوان عضو فعال آکادمی انتخاب گشت و سرانجام، در سال 1894 به سمت استاد زبان‌های سامی در دانشگاه بوداپست پذیرفته شد. گلدزیهر در کنگره‌های خاورشناسان نیز شرکت می‌کرد و به سخنرانی می‌پرداخت. وی در نوامبر 1921 (مقارن با 70 سالگی) در شهر بوداپست از جهان رخت بربست. این خاورشناس یهودی در تتبّع و مطالعۀ متون از خاورشناسان سرآمد به شمار می‌رود و در عین حال، بخش اعظم معلومات خود را از علمای اسلامی فرا گرفته و مدیون شیخ طاهر جزایری و دیگران است ولی متأسّفانه پژوهش‌های خویش را با فرضیه‌سازی و خیال‌پردازی قرین ساخته و از مخالفت با اسلام خودداری نورزیده است.

آثار گلدزیهر

از گلدزیهر آثار گوناگونی به جای مانده است و در میان آثار وی، چند کتاب و مقاله بیشتر مورد توجه و نقد قرار گرفته که عبارتند از:

  • سخنرانی‌هایی دربارۀ اسلام Vorlesungen uber den Islam.

گلدزیهر این سخنرانی‌ها را در مجموعه‌ای گرد آورده و به صورت کتاب مستقلّی انتشار داده است. کتاب مزبور در اروپا به انگلیسی ترجمه و چاپ شده (سال 1981) و در شرق اسلامی نیز موردتوجه قرار گرفته است. ابتدا سه تن از مترجمان مصری، آن را با عنوان «العقیدة والشريعة في الإسلام» به زبان عربی برگردانده‌اند، و در ذیل برخی از صفحات آن، تعلقیات کوتاهی آورده‌اند و رأی گلدزیهر را رد کرده‌اند. این سه تن محمد یوسف موسی و عبدالعزیز عبدالحق و علی حسن عبدالقادر نام دارند. نقد ایشان به دلیل اختصار، مورد پسند دانشمند معاصر مصری، استاد محمد غزالی قرار نگرفته و کتابی تحت عنوان «دفاعٌ عنِ العقیدة والشريعة» در پاسخ گلدزیهر نگاشته است، و در مقدمۀ آن می‌نویسد:

«وَالحقُّ أنَّ الكتابَ من شرِّ ما ألّف عنِ الإسلامِ وأسوأ ما وُجِّهَ إلیهِ من طعناتٍ وأنَّ التعلیقاتِ القلیلةَ الّتي جاءتْ في ذیلِ بعضِ الصّفحاتِ – في التّرجمةِ العربیّةِ – كانتْ سدوداً محدودةً أمام موجاتٍ طاغیةٍ منَ الإفك والعدوان»[2].

یعنی: «حق آن است که این کتاب (نوشتار گلدزیهر) از بدترین آثاری است که دربارۀ اسلام تألیف شده و از زشت‌ترین طعنه‌هایی است که بر اسلام زده‌اند و حاشیه‌های اندکی که در ذیل پاره‌ای از صفحات در ترجمۀ عربی آن، آمده سدّی محدود و کم‌توان در برابر امواج سرکش تهمت و ستم به شمار می‌آید».

سپس، کتاب «العقیدة والشّريعة في الإسلام» به وسیلۀ علینقی منزوی از عربی به پارسی ترجمه شده و با عنوان «درس‌هایی از اسلام» انتشار یافته است. مترجم، پاورقی‌های استادان مصری را حذف کرده و تعلیقاتی از خود به کتاب افزوده است.

  • گرایش‌های مسلمین در تفسیر قرآن.

این کتاب در سال 1920 در لیدن منتشر شده و از آثار برجستۀ گلدزیهر به شمار می‌آید. دکتر عبدالحلیم نجّار یکی از نویسندگان مصری، کتاب مزبور را تحت عنوان «مذاهبُ التّفسیر الإسلامي» به عربی ترجمه نموده و حواشی مفیدی بر آن نگاشته است. این کتاب دیدگاه‌های گوناگون مسلمانان را در تفسیر قرآن کریم بیان می‌کند.

  • ظاهریّه، مذهب و تاریخ ایشان.

گلدزیهر در این کتاب تنها از مذهب ظاهریّه سخن نگفته بلکه از مذاهب گوناگون فقهی در جهان اسلامی و از تفاوت روش‌های آنان با روش ظاهریان و از اتفاق و اختلاف مذاهب مزبور و از سیر تاریخی مذهب ظاهریّه بحث کرده است. کتاب گلدزیهر به مآخذ و منابعی اشاره می‌کند که پاره‌ای از آن‌ها هنوز به چاپ نرسیده‌اند و از این حیث در خور اهمیّت شمرده می‌شود.

  • موضع‌گیری قُدمای اهل سنّت در برابر علوم یونانی.

این نوشته به صورت مقاله‌ای به چاپ رسیده و دکتر عبدالرحمن بدوی، ترجمۀ آن را به زبان عربی در کتاب «التّراثُ الیونانيُّ في الحضارةِ الإسلامیة» آورده است. گلدزیهر در این نوشتار به خطای شگفتی در افتاده که از خاورشناسی عربی‌دان، انتظار نمی‌رود! (به نقد آثار وی در همین بخش نگاه کنید).

  • علاوه بر این‌ها گلدزیهر فصولی از کتاب «فضائحُ الباطنیّه» یا «المستظهریّ اثر ابوحامد غزالی را در سال 1916 به چاپ رسانده و نیز بر کتاب «التوحید» اثر محمدبن تومرت (ملقّب به المهدی) بنیانگذار دولت موحدّین در مغرب، مقدمه‌ای نگاشته و همچنین کتاب «المعمّرین» اثر أبوحاتم سجستانی را با دیباچه‌ای همراه کرده و به چاپ رسانیده است. مقالات دیگری هم از گلدزیهر به جای مانده، به ویژه آنچه در «دائرة المعارف اسلام» چاپ اروپا از وی آورده‌اند.
  • مجموعه‌ای از آثار گلدزیهر نیز تحت عنوان: “Gesammelte Schriften” در اروپا ضمن چند مجلّد به چاپ رسیده است.

نقد آثار گلدزیهر

همان‌گونه که گفتیم گلدزیهر، تتبّع بسیار در کتاب‌ها و رسایل مسلمانان داشته و آثارش معمولاً از ذکر مآخذ اسلامی انباشته است، ولی متأسفانه کار خود را با حسن نیّت قرین نکرده و در تحقیق مباحث اسلامی غالباً به پندارگرایی روی می‌آورد. به علاوه، گاهی در فهم تعابیر عربی در می‌ماند و معانی نادرستی را به عبارات روشنی نسبت می‌دهد. سزاوار است برای اثبات هر کدام از این لغزش‌ها نمونه‌ای را در اینجا بیاوریم.

گلدزیهر دربارۀ اینکه قرآن کریم به پیامبر اسلام ج و مؤمنان وعده داده است که «خداوند از آنان دفاع می‌کند» چنین می‌نویسد:

«در اینجا گمراهی افسانه‌آمیزی در شیوۀ تصور محمد از الله وجود دارد، چون می‌رساند که خدا از مقام والای آسمانی خود پایین می‌آید تا شریک و یاور پیامبر در جهاد او باشد»![3].

ممکن است کسانی بپرسند که گلدزیهر این تصوّر افسانه‌آمیز را از کدام آیۀ قرآنی دریافته است؟ پاسخ این سؤال، روشن است. گلدزیهر در همان صفحه از کتاب خود (یعنی صفحۀ 30 در ترجمۀ عربی) آیۀ ذیل را به گواهی می‌آورد:

﴿۞إِنَّ ٱللَّهَ يُدَٰفِعُ عَنِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٖ كَفُورٍ ٣٨﴾ [الحج: 38].

«خدا از کسانی که ایمان آوردند، دفاع می‌کند و خدا هر خیانتگر ناسپاسی را دوست نمی‌دارد».

آیا به راستی این آیۀ شریفه، نشان می‌دهد که خداوند برای دفاع از جبهۀ مؤمنان از آسمان پایین می‌آید و در جنگ شرکت می‌کند؟ یا این پندار را ذهن گلدزیهر ساخته و به آیۀ قرآن افزوده است؟

به نظر می‌رسد هنگامی که گلدزیهر آیۀ قرآن را می‌خوانده، تحت‌تأثیر کتاب دینی خودش یعنی «تورات» قرار داشته و قرآن را با نگرش یک یهودی تفسیر می‌کرده است زیرا در تورات می‌خوانیم:

«خداوند در روز، پیشِ رویِ قوم در ستون ابر می‌رفت تا راه را به ایشان دلالت کند و شبانگاه در ستون آتش، تا ایشان را روشنی بخشد و روز و شب راه روند». (تورات، سفر خروج، باب 13).

«خداوند بر اردوی مصریان از ستون آتش و ابر نظر انداخت و اردوی مصریان را آشفته کرد و چرخ‌های عرّابۀ ایشان را بیرون کرد تا آن‌ها را به سنگینی برانند و مصریان گفتند از حضور بنی‌اسرائیل بگریزیم زیرا خداوند برای ایشان با مصریان جنگ می‌کند»! (تورات، سفر خروج، باب 14).

آری، گلدزیهر به این اوصاف خدای سبحان در تورات نظر داشته وگرنه، خدای قرآن در تصوّر و احاطۀ هیچ‌کس در نمی‌آید چنانکه می‌خوانیم:

﴿لَا يُحِيطُونَ بِهِۦ عِلۡمٗا ١١٠﴾ [طه: 110].

«به دانش بر او احاطه نکنند».

و بر همۀ اشیاء، چیره و محیط است همانطور که می‌فرماید:

﴿أَلَآ إِنَّهُۥ بِكُلِّ شَيۡءٖ مُّحِيطُۢ ٥٤﴾ [فصلت: 54].

«آگاه باش که او بر هر چیزی احاطه دارد».

و به هیچ موجودی شبیه نیست، چنانکه آمده است:

﴿لَيۡسَ كَمِثۡلِهِۦ شَيۡءٞۖ﴾ [الشوری: 11].

«هیچ چیزی همانند او نیست».

بنابراین، اگر در قرآن مجید سخن از دفاع خداوند رفته، شک نیست که دفاع او از مؤمنان، به دفاع آدمیان از یکدیگر نمی‌ماند بلکه خدای سبحان، از راه تحکیم روحیۀ مؤمنان.

﴿ثُمَّ أَنزَلَ ٱللَّهُ سَكِينَتَهُۥ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ وَعَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾ [التوبة: 26].

«خداوند، آرامش خویش را بر رسولش و بر مؤمنان فرو فرستاد».

و ایجاد ترس در دل‌های کافران

﴿سَأُلۡقِي فِي قُلُوبِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱلرُّعۡبَ﴾ [الأنفال: 12].

«در دل‌های کسانی که کافر شدند، هراس خواهم افکند».

و امثال این امور آنان را نصرت می‌بخشد نه با خرامیدن از آسمان و شرکت در جنگ‌های آدمیان! پس، انس گلدزیهر با عبارات تورات سبب شده تا از آیۀ قرآن چنان برداشتی را در نظر آورد و آن را به پیامبر اسلام ج نسبت دهد.

نمونۀ دیگر آن است که گلدزیهر عقیده داشته که قرآن، پیامبر اسلام را به عنوان «اسوه» یعنی سرمشق و مقتدای مسلمین معرّفی نکرده است بلکه این «علم کلامی اسلامی» است که چنین ادّعائی را به میان آورده! و در این باره می‌نویسد:

«علم کلام در اسلام این مطلب را محقّق شمرده است بدین‌ترتیب که صورتی از پیامبر ترسیم نموده که قهرمانی برجسته و نمونه‌ای از بالاترین فضایل را مجسّم می‌سازد، نه کسی که تنها ابزار وحی الهی بوده و وسیلۀ نشر کلام خدا در میان مردم بی‌ایمان شمرده می‌شده است. با اینکه به نظر می‌رسد این را خودِ محمد نخواسته است زیرا وی گفته که خداوند او را به عنوان گواه و نویدبخش و بیم‌رسان و دعوتگر به سوی خدا ـ به فرمان او ـ و چراغی تابان، فرستاده است. (سوره‌الاحزاب: 45 و 46) یعنی او راهنما است نه الگوی برتر یا لااقل او سرمشق نیکو نیست مگر در پرتو امید به خدا و یاد بسیار از خدا (سوره‌الأحزاب: 21)»[4].

چنانکه ملاحظه می‌شود گلدزیهر در پایان سخن، سخت به تنگنا افتاده است، زیرا آشکارا دیده که قرآن مجید در همان سورۀ احزاب که پیامبر ج را گواه و نویدبخش و بیم‌رسان و داعی إلی الله و چراغ تابان خوانده، وی را «أسوة حسنة = سرمشقی نیکو» نیز توصیف کرده است، (و او این وصف را در قرآن، انکار می‌کند) ازاین رو چاره‌ای اندیشیده و این قید را بر سخن خود می‌افزاید که از دیدگاه قرآن، پیامبر: «سرمشق نیکو نیست مگر در پرتو امید به خدا و یاد بسیار از خدا». بی‌خبر از آنکه این معنی، از ناآگاهی او نسبت به زبان عرب حکایت می‌کند زیرا این قید در پی آیه، مربوط به کسانی است که باید از پیامبر ج پیروی کنند و او را سرمشق قرار دهند نه مربوط به خود پیامبر! که اگر چنین بود جا داشت شرط مزبور به صورت: «إنْ كانَ یرجوا الله …» بیاید، نه به شکل «لمن كان یرجوا الله …». اصل آیۀ شریفه در قرآن کریم چنین است:

﴿لَّقَدۡ كَانَ لَكُمۡ فِي رَسُولِ ٱللَّهِ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ لِّمَن كَانَ يَرۡجُواْ ٱللَّهَ وَٱلۡيَوۡمَ ٱلۡأٓخِرَ وَذَكَرَ ٱللَّهَ كَثِيرٗا ٢١﴾ [الأحزاب: 21].

«برای شما (مسلمانان) در رسول خدا سرمشقی نیکو است، برای هرکس که به خدا و روز بازپسین امیدوار باشد و خدا را بسیار یاد کند».

در اینجا به اصطلاح أدبی، «لمن كان یرجوا الله» بدل از «لَكمْ» شمرده می‌شود چنانکه «زمخشری» در تفسیر «کشّاف» گفته است[5].

و آنگهی به فرض آنکه قرآن کریم قید کرده باشد: «پیامبر در صورتی سرمشق دیگران است که به خدا امید داشته و او را بسیار یاد کند» مگر پیامبر ج چنین امیدی به خدا نداشت و او را اندک یاد می‌کرد؟!

از این هم که صرف‌نظر کنیم مگر قرآن مجید تصریح نکرده است که:

﴿وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٖ ٤﴾ [القلم: 4].

«تو خوی بزرگی داری».

و مگر قرآن کریم نفرموده: همه باید از پیامبر (که دارای خوی بزرگی است) پیروی کنند؟

﴿قُلۡ إِن كُنتُمۡ تُحِبُّونَ ٱللَّهَ فَٱتَّبِعُونِي يُحۡبِبۡكُمُ ٱللَّهُ﴾ [آل عمران: 31].

«بگو: اگر خدا را دوست می‌دارید، پس مرا پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد».

و

﴿وَٱتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمۡ تَهۡتَدُونَ ١٥٨﴾ [الأعراف: 158].

«او را پیروی کنید، باشد که هدایت شوید».

پس گلدزیهر چه می‌گوید؟ و ادّعای وی که قرآن، محمد را سرمشق اخلاقی مسلمانان قرار نداده است! چه سهمی از حقیقت دارد؟

گلدزیهر تئوری‌ها و فرضیّاتی در ذهن داشته و سپس در متون اسلامی به دنبال دستاویزی می‌گشته تا خیالات خود را به اثبات رساند! از این رو در پاره‌ای از موارد به خطا افتاده و گاهی هم عبارات عربی را در نیافته و سخنان نامناسبی به میان آورده است. ما در اینجا بر آن نیستیم تا همۀ لغزش‌های او را نشان دهیم (که بحث گسترده در این باره، کتابی مستقل لازم دارد) دو نمونه‌ای که آوردیم سلیقۀ گلدزیهر را در اسلام‌شناسی تا اندازه‌ای روشن می‌سازد. با وجود این، نمونۀ دیگری از میان نوشته‌های وی را در اینجا می‌آوریم تا شیوۀ کار این خاورشناس نامدار بیشتر روشن شود.

گلدزیهر در مقالۀ «موضع‌گیری قدمای اهل سنّت در برابر علوم یونانی» می‌کوشد تا نشان دهد که امامان شیعه هم مانند بزرگان اهل سنّت با «منطق یونانی» مخالفت داشته‌اند و در این باره به روایتی از امام صادقu که در «اصول کافی» آمده استناد می‌کند. روایت مزبور چنین است که امام صادق فرمود:

«إنَّ النّاسَ لا یزالُ بهمُ المنطقُ حتّی یتكلّموا في اللهِ، فإذا سمعتمْ ذلك فقولوا: لا إله إلاّ الواحدُ الّذي لیسَ كمثلِهِ شيء»[6].

گلدزیهر واژۀ «المنطق» را در این روایت، به معنای «فنّ منطق» پنداشته! و می‌نویسد:

«در اینجا لازم است ملاحظۀ این نکته را از دست ندهیم که این گونه برحذر داشتن از فنّ منطق، از سوی فرقه‌ای صادر شده که در عقاید همچون معتزله می‌نگرد»![7].

با آنکه کلمۀ منطق در حدیث مزبور، مصدر میمی از فعل نطقَ ینطقُ است، و به معنای «سخن‌گفتن» می‌آید و ربطی به «فنّ منطق» ندارد و مفهوم حدیث امام صادقu اینست که:

«مردم پیوسته در هر چیز سخن می‌گویند تا آنجا که در ذات خدا نیز تکلّم می‌کنند. پس چون شنیدید که از این امر سخن به میان آوردند، بگویید: هیچ معبودی نیست جز آن یگانه‌ای که مثل و مانند ندارد».

هر کس از زبان عربی آگاه باشد و به سیاق این حدیث بنگرد، مفهوم آن را به آسانی درمی‌یابد به ویژه که ملاحظه می‌کند محمدبن یعقوب کلینی حدیث مذکور را در: «باب النّهيِ عنِ الكلامِ في الكیفیّة» آورده است و قصد داشته تا نشان دهد که امامان شیعه از سخن گفتن در چگونگی ذات خدا، نهی کرده‌اند. ولی گلدزیهر که برای اثبات تئوری خود، به هر دستاویزی متوسّل می‌شود از درک این امر روشن غافل مانده است. البته با چنین روشی در کار تحقیق، نتوان اسلام را به درستی شناخت و از حقایق آن آگاه شد.


پاورقی:

[1]– حرف z در زبان آلمانی به صورت (تس) خوانده می‌شود ولی در فارسی رسم شده که نام خاورشناس مزبور را به صورت «گلدزیهر» می‌نویسند نه «گلدتسیهر» و ظاهراً این کار را برای رفع التقاء ساکنین در میان کلمه کرده‌اند ولی دلیلی نداریم که در آخر کلمه نیز این قاعده را معمول داریم لذا «ایگناتس» را به صورت «ایگناز» ننوشته‌ایم.

[2]– دفاع عن العقیدة والشریعة، اثر محمّد الغزالی، صفحه 9، چاپ قاهره.

[3]– العقیدة والشرعیة في الإسلام، اثر ایگناس گلدزیهر، ترجمه محمد یوسف موسی و عبدالعزیز عبدالحق و علی حسن‌ عبد القادر، ص 30، چاپ قاهره.

[4]– العقیدة و الشریعة في الإسلام، صفحه 33.

[5]– «لمنْ كانَ یرجوا اللهَ بدلٌ من لكم كقوله: للّذین استضعفوا، لمنْ آمنَ منهمْ». (تفسیر کشّاف، ذیل آیه 21 سوره احزاب، ج 3، صفحه 531، چاپ بیروت).

[6]– این حدیث را در: الأصول من الکافی، تألیف شیخ کلینی، ج 1، صفحه 92، چاپ بیروت می‌توانید ملاحظه کنید.

[7]– التّراث‌الیونانی فی‌الحضارة الإسلامیة، مقاله گلدزیهر، صفحه 150، چاپ بیروت.

 

=================================

نقد آثار خاورشناسان

نوشته:  مصطفی حسینی طباطبایی

منبع:

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی