باسوادان بی سواد!

تمامی ثنا و صفت مرخالقی راست که انسان را دربهترین چهره آفرید، و صلواتبرفخربشریت .

ازدیرزمانی بزرگان در محافل گوناگون و والدین درخانواده جملاتی برای مان می گفتندهرکه مکتب رفت آدم می شودنورچشم خلق عالم می شود و از این قبیل اشعار وسخنانی که همواره اهمیت و ارزش علم برانسان را دراذهان ما جابجا می کرد. برای مانمی گفتند اگر میخواهید درآینده منحیث یک شخص مفید برجامعه و مردم تبارزکنید بایدعلم بیآموزید. برای مان می گفتند فرق بین کسی که درس میخواند و کسی که نمیخواند مثل روشنی و تاریکی است و همچنان همیشه وقت می گفتند همین علم است کهفکرانسان را رشد داده و ازانواع جمود و صفات زشت فکری مانند کینه، بغض؛عداوت، بخل و تعصب صاحبش را نجات می دهد.

ازجانب دیگر وقتی به کتب و متون اسلامی رجوع میکردیم که الحمدالله هنوز هم رجوع میکنیم همین اخذ علم به خصوص علوم شرعی یکی از مهمترین و با ارزشترین عاملکامیابی و فلاح انسان بیان شده است البته تنها علم هیچگاه صاحبش را مفلح نمیسازد.و شخص مسلمان در آموزش احکام دین و تعالیم آن کوشا باشد. پس بیا باهم به اینآیات و احادیث بنگریم تا بیشتر بدانیم.

يَرْفَعْ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ. یعنی خداوندکسانی از شما را که ایمان آورده اند و کسانی را که علم داده شده اند به درجاتی رفعتمی دهد. ودرحدیث شریف وارد شده که در روز قیامت سه گروه شفاعت می کنند:انبیا، سپس علما، سپس شهدا. و در حدیث دیگر ازپیامبر خدا صلی الله علیه وسلم منقولشده که سلیمان علیه السلام درمیان علم و مال و ملک مخیر ساخته شد؛ پس علم رااختیارکرد و به سبب علم؛ مال و ملک هم به وی داده شد.

و به سبب شرف علم و منزلت والای آن است که الله متعال خطاب به پیامبرش فرمودهاست: وقل رب زدنی علما. و بگو پروردگارا برعلمم بیفزا. جالب اینجاست که خداوندجل جلاله از پیامبرش نخواسته درطلب چیزی تقاضای افزون کند مگر علم.

از عبدالله بن مسعود (رض) روايت است كه نبي اكرم r فرمود: «غبطه جايز نيست مگردر دو مورد. يكي، شخصي كه خداوند به او مال و ثروت داده و به او همت بخشيدهاست تا آن را در راه خدا خرج كند. دوم، كسي كه خداوند به او علم و معارف شرعيعنايت فرموده و او از علم خود، ديگران را بهرهمند مي سازد و با عدالت، قضاوتميكند».

حالا اگر به این همه آیات و احادیث متبرکه نظر کنیم یک حقیقت را بیان می نمایند اینکهانسانی که علم گرفت یعنی فکرش را رشد داده است تا از انواع امراض فکری درامانباشد واینکه میگوییم عالم حالا هدف از عالم مجتهد، مولانا، مفتی و یا متخصص علوم طبیو یا دیگر علوم نبوده بلکه هرکی چیزی میداند او عالم است چی انجینیر است و چیداکتر؛ چی تجاراست و چی همولی مهم اینست که انسان نباید سبب سوق دادنزیردستانش و یا اگر رهبراست پیروانش به سوی تفرقه افگنی و تعصب شوند چونازمنظرگاه دینی زیان بارترین و زشت ترین چیزیکه یک انسان مسلمان فکر و وجودشرا از آن حفظ نماید تعصب است و از حیث معنوی انسان مسلمان می باید درهرجاه، در هرموقعیت خیلی حساس در مقابل موضوعاتی که به نحوی با تعصب ارتباط دارد خویشتنرا حفظ نماید چون این به معنی حفظ ایمان و نیفتادن درگوال بدبختی هاست.

پس براساس این اصول اگرعلم کسی بازهم نتوانست صاحبش را ازبه کشانیدنرعیتش به سوی قوم پرستی و تعصب باز دارد حقیقتا او بی سواد است نه باسواد اگرچند درنظر مردم باسواد جلوه کند.

اما افسوس صد افسوس که درکشورمن تعدادی باسوادان و کسانی که حتی شایدادعای رهبری هم کنند ویا عملا هم شاید باشند ازعملکرد شان ثابت میشود که بیسواد اند و علم شان علم نافع نبوده و باعث صدها بدبختی در جامعه شده اند تا منافعخویشتن را حفظ نموده باشند حتی اگر به قیمت ایمان رهروان شان تمام شوددرحالیکه شخص رسول الله ازداشتن علم غیرنافع به الله سبحانه وتعالی پناه بردهآن جاییکه فرمودند: الهم انی اسلک علم نافعا و اعوذبک من علم لاینفع. و آن علم شانهم سبب نشده که جلوعملکردهای بی سوادگونه شان را بگیرد و همه روزه به خاطرحفظ منافع شخصی، حزبی، لسانی و مذهبی شان افراد عادی را به انواع تعصبات میکشانند و سبب برانگیختن تفرقه و بغض بین مردم کشور میشوند بی خبر از آنکهاولیای متعصبین قرارمی گیرند. پس آنها بی سواد نه باسواد چون توانایی تشخیصحق از باطل را ندارند و دین و ایمان برای شان بی ارزشتر از قوم و حزب و لساناست و عملا می بینیم که چنین می کنند.

گاهی ملت را به خاطر واژه های چون پوهنتون و دانشگاه و گاهی هم به خاطر نداشتنسهولت های زنده گی درولایات مشخصه و گاهی هم به عنوان های این و آن درکشتن وبرپایی تظاهرات سوق میدهند و ازخلال چنین پروژه ها منافع خویشتن را بدست میآورند. سعدی بشوی نقش دل ازلوح غیرحقعلمی که راه حق ننماید جهالت است.

حالا این تعصب چه است و چرا فقهای شریعت اسلامی انسان متعصب را مسلمان نمیدانند حتی اگر نماز هم بخوانند و روزه هم بگیرند واسبابی که مسلمان را ازآغشته شدنبه این مرض مهلک و ایمان سوز چی است:

در تعریف تعصب گفت شدهعصبيت يكي از اخلاق باطنه نفسانيه است كه اثار آنمدافعه كردن و حمايت كردن از خويشاوندان و مطلق متعلقان است ،چه تعلق ديني و مذهبيو مسلكي باشد يا تعلق وطني و آب و خاك يا غيره آن، مثل تعلق شغلي و .پستعصب درحقیقت به معنای دفاع کردن است .

اما از ديدگاه آموزه هاي اسلامي تعصب به دو بخش تقسيم مي شود:     

1- تعصب مذموم و ناپسند:اگر حمايت همه جانبه از خود يا متعلقات خود به گونه ايباشد كه انسان را از درك حقيقت و رسيدن به واقعيات دور كند و تنها معيار انسان درحمايت و دفاع كردن از چيزي فقط حب و بغض نفساني باشد نه معيارهاي منطقي وديني قرآن مجيد از آن به عنوان تعصب جاهلانه نام برد و در روایات عامل انحراف وبدبختی خوانده شده است.

2- تعصب ممدوح و پسنديده: در صورتي كه حمايت انسان و تعصب او فقط به خاطردفاع از حق باشد و هيچ گونه حب و بغض نفساني وجود نداشته باشد چنين تعصبيممدوح بوده و از بهترين صفات كمال انساني و اخلاق انبياء اوليائ الهي به حساب ميآيد چنانچه امیرالمومنین علی رضی الله عنه باری فرمودندتعصب بايد در صفاتشايسته و كارهاي نيك و پسنديده باشد.

قرآن عظیم الشان اخبار اقوام متعصب را بیان نموده مثلیکه یهود می گفتند (ما پسرانو دوستان خداییم) العیاذ باالله و می گفتند (ما قوم انتخاب شده خدا هستیم). و مثال هایزیادی ازاقوام متعصب و قوم پرست در قرآن وجود دارد که برای مسلمان به مثابهاخطار است.  

صحابه کرام رضوان الله تعالی علیهم اجمعین روزی از رسول اکرم پرسیدند:عصبیت چیست یا رسول الله ؟ فرمودند: تعصب اینکه درحمایت قوم قبیله اتبرظلم شان بیستی.(ازمتن حدیث شریف).

همچنان علمای اسلامی تصریح نموده اند که تعصب یعنی زبان، قوم، قبیله، نژاد وسمت خویش را نسبت به دیگران برتردانستن است. و منصوب بودن به قوم و نسبرا علامت برتری بردیگران پنداشتن. اما اسلام معیار برتریت چه چیز را قرار داده؟

ای مردم! همانا ما شما را از یک مرد و یک زن آفریدیم؛ که آن دو آدم و حواّ علیهماالسلام اندو شما را شعب ها و قبیله ها گردانیدیم تا با یک دیگر شناسایی متقابلحاصل کنید درحقیقت ارجمندترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست.

درحدیث وارد شده که حسب به مال است و کرامت به تقوی. همچنان درحدیث واردشده که همه شما فرزندان آدم هستید و آدم از خاک آفریده شده لذا مردمی که بهپدرانشان فخر میکنند؛ باید از این کارخویش دست بردارند یا این که قطعا نزدخداوند پاک بی ارزش تر از حشره گوگال (کنغز) خواهند بود. همچنان درحدیثشریف آمده که باری پیامبراکرم فرمودند: هان ای مردم! آگاه باشید کهپروردگار شما یکی است و پدر شما یکی است، آگاه باشید که عربی ای را بر عجمیای و عجمی ای را بر عربی ای و سیاه را بر سرخ و سرخ را بر سیاه هیچ فضل وبرتری ای نیست جز به تقوی، هان! آیا ابلاغ کردم؟ مردم گفتند: آری! ابلاغ کردید.فرمودند: پس باید کسی که حاضر است، به کسی که غایب است برساند.

حالا نزد ما معیار برتری جز تقواست و هر معیار دیگر معیار فرعونی می باشد حتیاگر مسلمانی آن را انجام دهد. درعین حال تعصب ده ها ضرر دینی و ایمانی و اجتماعیدارد که شخص مسلمان باید ازهمه آنها باخبر باشد مانند

تعصب زبانی وقومی مسلمان را به شرک وکفر میکشاند، مسلمان زبان را وسیله تفاهمبداند وقومیت را از نشانه های الله متعال. ..و برتری نزد الله متعال در تقوا ودینداریاست اگر مسلمان ولاء وبراء ودوستي ودشمني اش به اساس زبان وقوم وسمت تعیینکند بيم آن ميرود كه به طرف شرک وکفر سوق داده شود. ..مؤمن ومسلمان كه بروزآخرت إيمان دارد هر موضوع را در روشني اسلام بحث كند ني در روشني زباله وكثافاتوگندگی قومی وسمتی. ..قومگرایی وزبان پرستی از اخلاق واصول ومبادئ جاهليتاستمسلمان متعصب وقوم پرست باید ایمانش را مراجعه کند زیرا ایمانش متزلزل شدهوخود را به شیطان تسليم نموده و باید دانست که ذات الله سبحانه وتعالی از شخصمتعصب وقومگرا ناراض ميباشد. پس دیدی که تعصب با ایمان هیچگاه موافقت وهمرنگی ندارد. طوريكه ايمان با كفر در تضاد است عصبيت با ايمان نيز. در تقابلقرار دارد يكجابودن ايشان نا ممكن ميباشد. فقط اگریک مسلمان این ظرفیت ایمانی رادروجود خویش بکارد که در دين اسلام هيچ قوم بر قومي ، هيچ زبان بر زباني ديگريبرتري ندارد وهركه از جهت زبان وقوميت برتري ميخواهد فرزند اصيل ابليس ويهوديتاست چون این ابلیس و بعد از او یهود بودند که قوم پرستی و تعصب کردند و درعین حال أين نشانه مرگ يك ملت است كه به هزاران مشكل مواجه هستند اما همه هم و غمشان فقط و فقط تعصبات نژادي و زباني باشد؛ چنين ملت نسبت به زندگي به مرگسزاوارتر اند.

اولين گروه در جامعه بشري ! عصبيت ، زبان وقوم پرستي را قوم يهود دامن زد درجواب آنها رسول كريم فرد وملت متعصب را از صف مسلمانان خارج ساخت وفرمود :متعصب از امت من نيست بناءً هر شخص كه قوميت وزبان را مطرح ميسازد از امتپيامبر اخر زمان نيست و شخص متعصب باید وباید بفهمد که شاید متاعی و چیزی ازامتیازات دنیوی ازجمله تصاحب موقف های بلند حکومتی، یا کسب کرسی های قومی ازلابلای دامن زدن به موضوعات قومی دراین دنیای زدوگذر نصیبش شود اما درعوضبی خبر از این که ایمانش را ازدست داده است و دلیل ما هم حدیث صحیح که منقول استاز سرورکاینات رسول اکرم قال رسول الله لَيْسَ مِنَّا مَنْ دَعَا إِلَى عَصَبِيَّةٍ ،وَلَيْسَ مِنَّا مَنْ قَاتَلَ عَلَى عَصَبِيَّةٍ ، وَلَيْسَ مِنَّا مَنْ مَاتَ عَلَى عَصَبِيَّةٍ. سنن ابوداود.

باورکنید درکشورعزیزمن افغانستان سلسله منازعاتی همچو نبود سهولت برق در یکولایت مشخص ویا هم دفن استخوان های فلان شخص در محل مشخص که هیچ نوع درداین ملت را دوا نمی کند برپا میشود که هر گروه/حزب بااستفاده از آدرس قوم و زبانو سمت خود بذر تفرقه بین اقوام مختلف این سرزمین انداخته و درعین حال امتیازاتخویش را بدست می آورند و تنها مردم عام و بی خبراز دین و سیاست را قربانی پلانهای شوم و نشنلستی خود می سازند و بعد از کسب امتیاز حتی حاضربه ملاقاتمردمشان هم نیستند. ازهمین جا درد ما آغاز می شود و به هرطریق ممکن به خصوصازخلال همین نوشته ها تنها جهت ادآی مسولیت ایمانی ملت را خطاب قرارمیدهیم و برایشان میگوییم که ای ملت افغان و ای برادرافغانی که تاجک، هزاره، ازبک، ایماق، پشهیی، و پشتون هستی قسم میخورم به آن ذاتی که خالق من و توست نهایت پیرویازرهبران خاین، معامله گر، قوم فروش و متعصب که همواره بااستفاده از مهارت هایسیاسی و فردی شان قوم مشخص خویش را اغوا نموده و هیچ نوع تعهد و صداقتدرقبال قومش و ملت شان ندارند تنها و تنها منجر به قوم پرست شدن و متعصبشدن خودتان می گردد و هیچ امتیازی هم نصیب تان نمی شود. پس به خود بیا ایکسیکه هزاره هستی و باوجود دانستن خیانت های بزرگان تان هنوزهم به خاطر سمت وزبان و قوم ازایشان حمایت جانی و مالی میکنی به خود بیا و توبه کن و تنها معیارتدین داری، تقوا، اخلاص و تعهد بردین و ملت قرارده تا کامیابی دارین را به دستآوری ازآن جاییکه روزی بريده رضي الله عنه می گوید که: رسول الله صلي الله عليهوسلم فرمود: براي منافق آقا نگوئيد، زيرا اگر وي آقا باشد، پروردگار خود را به خشمآورده ايد. عن بُرَيْدَةَ رَضِيَ اللَّه عنهُ قَال: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: «لا تَقُولُواللْمُنَافِقِ سَيِّد، فَإِنَّهُ إِنْ يكُ سَيِّدا، فَقَدْ أَسْخَطْتُمْ رَبَّكُمْ عزَّ وَجَلَّ». سنن أبي داود (4/ 295) يعني هرگاه منافق بلند مرتبه تر از ديگران باشد، همانا خداي تان را با بزرگشمردن و تعظيم دشمنش بخشم آورده ايد.، و ای برادری که تاجک هستی و باوجوددانستن خیانت های بزرگان تان هنوزهم به خاطر سمت و زبان و قوم ازایشان حمایتجانی و مالی میکنی به خود بیا و توبه کن و تنها معیارت دین داری، تقوا، اخلاص وتعهد بردین و ملت قرارده تا کامیابی دارین را به دست آوری، و ای مسلمانی کهپشتون و ازبک و.…. هستی و باوجود دانستن خیانت های بزرگان تان هنوزهم به خاطرسمت و زبان و قوم ازایشان حمایت جانی و مالی میکنی به خود بیا و توبه کن و تنهامعیارت دین داری، تقوا، اخلاص و تعهد بردین و ملت قرارده تا کامیابی دارین را بهدست آوری و باید فراموش نکنی که تعصب چنان شخص را کور كرده كسانيكه خودرا رهبر تاجكان و رهبر پشتون ها ميدانند از طریق استعمال کردن همین ملت و قوممشخص شان ملياردرشدند از پول بيت المال حتى دزدى معادن درحالیکه بعضى چنانطرفدارى ميكند كه فكر كنى با او شريك است و تومسلمانی که دانسته هنوزهم دنبالهروشان هستی بدان که گردنت نزد الله و پبامبرش بسته است و بس و به تو هيچچيزهم نمیدهد.

 پس برگرد و خویشتن را ازقید شیطان که تعصب باشد برهان تا قبل ازمرگتمسلمان باشی و اگر خواهان دانستن مسلمانان واقعی که حتی تعصب یک باری کهدروجود شان خطورنکرده پس ترا سفارش به مطالعه سیرت صحابه کرام رضوان اللهتعالی علیهم اجمعین میکنم آنانی که فکرشان جهانی بوده مثل ما مسلمانان امروزی تنهابه یک قریه، ولسوالی، ولایت و کشور خودشان نمی اندیشیدند و اگر همین سحهصدراصحاب کرام نمیبود شاید امروزهم  ساکنین افغانستان آتش و آفتاب را پرستش مینمودند. من شخصا دری زبان هستم ولی همواره کوشش میکنم تا به زبان های دیگر ملتمهمچون پشتو و هزاره گی صحبت نمایم و شاید برای تان جالب باشد یا نباشدبیشتر دوستان من ازاقشار واقوام دیگر است تا دری زبانان، و درهرفرصتی که بدستمی آید کوششم اینست تا رفقا و دوستانی ازولایات مختلف برایم انتخاب نمایم تا ازیکطرف خود را ازافتادن درگودال تعصب حفظ نمایم و درعین حال حد اقل مسولیت ایمانی ووطنی خویش را درقبال این مردم غیور ادا نموده باشم. آیا شماهم چنین فکرمیکنید؟

حالا کسانیکه بنابرهردلیلی آغشته به این مرض ایمان سوزشده اند چی راهکاری وجوددارد تا خویشتن را ازاین مرض مهلک رها ساخته و بعد از این به حیث یک مسلمانکامل به دور از انواع تعصبات زنده گی نمایند. موارد ذیل منحیث راه حال و بعضی راههاى عملى تقویت صلح و امنیت اجتماعی و تخفیف تشنج وتعصب قومی و زبانی براهرمسلمان پیشنهاد میگردد:

–       برای مدتی هر روزحد اقل 30 بار خود را تلقین کنیم که من انسان و مسلمانم وهمه انسانها از یک پدر و مادر یعنی آدم و حواء علیه ما السلام آفریده شده اند تا حسبرتری جویی ازوجود مان بگریزد و ازتعصب دورباشیم.

–       برای مدتی هر روزحد اقل 30 بار خود را تلقین کردن که من شکر مسلمان هستمو همه مسلمانان با هم برادر و برابر اند و هیچ کسی برکسی برتری و فوقیت نداردمگر برتقوا و دین داری.

–       برای مدتی هر روزحد اقل 30 بار خود را تلقین کردن که من و همه کسانی کهدر افغانستان زندگی می کنند هموطن من بوده و در منافع و مصالح باهم شریک هستیم ومحروم دانستن قوم مشخصی ازتعصابت بشمار می آید.

–         کوشش کنیم تا در صورت توان با برادر انسان، مسلمان و هموطن خود بزبانوی صحبت کنیم که ازتعصب محفوظ باشیم
یعنی کسی دری زبان است با پشتو زبان ، پشتو سخن بزند و پشتو زبان با دریزبان به دری و به همین ترتیب با گویندگان سایر زبانهای شرین وطن ما مانند ازبکی،ترکمنی، پشه ای وغیره.

–        بیاد داشتن این اصل که زبانها و نژادها نشانه های قدرت پروردگار متعال است،و انسان در گزینش و تعین قوم و زبان خود هیچ اختیار ندارد. بنآ منصوب بودن بهقوم و زبان خاص سبب افتخارشده نمی تواند.

–        ایجاد روابط اجتماعی خوب با همصنفان، همکاران دفتر؛همسایگان و اهل مسجد ومحله که از دیگر اقوام اند تا ازخلال اعمال و عملکرد های مان ثابت نماییم که متعصبنبوده و از این مرض بیزار می باشیم.

–       ایجاد روابط مصاهرت و خویشاوندی از طریق ازدواج با اقوام دیگر، زیرا یکی ازحکمت های ازدواج تقویت روابط اجتماعی بین مسلمانان است.

 

یاد داشت: این زمانه که قوم پرستی و نشنلستی و عصبیت به عوج خودش رسیدهمسولیت ایمانی خود دانستم تا چند سطری بنگارم که حجتی برایم درقیامت باشد نزدالله سبحانه وتعالی و باشریک ساختن این نوشته امید دارم همان مسولیت دینی که درقبالامت مسلمه و شما برادران وخواهران دینی خویش داریمم تا حدی ادا شده باشد و ازشماخوبان هم توقوع شریک نمودن این نوشته را با دیگر دوستان تان دارم اگراحساسکردید که مطالعه این نوشته مفید واقع میگردد.

نوشته: ذبیح الله ظاهری

 برگرفته از: گروه یاهو راه دعوت.

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

انشایی که خانم معلم را به گریه انداخت!

چرا خانم معلم گریه کرد؟ خانم معلم از دانش آموزانش خواست که انشایی نوشته و در آن خواسته …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *