Uncategorized

بخش هفتم دروغ، دروغگو و دروغ پردازی از دیدگاهٔ اسلام

﴿بخش هفتم و آخر﴾:

شایع ترین گناه دربین افراد دروغ گفتن است، و بدبختانه مسلمانان از گناه کبیره بودن آن غافل اند، رسول الله صلی الله علیه وسلم میفرماید: ﴿الکذب من الکبائر﴾، ﴿دروغ از گناهان کبیره است.﴾، و نیز فرمودند:

﴿إِنَّ الْکَذِبَ یَهْدِی إِلَى الْفُجُورِ﴾

﴿دروغ انسان را به سوی گناه راهنمائی می کند﴾

﴿إِنَّ الْفُجُورَ یَهْدِی إِلَى النَّار.﴾

گناه انسان را به جهنم هدایت می کند.

موارد چند در مورد دروغ را بطور خلص خواندیم، حال در مورد توریه و دروغ مشروع و شرایط مشروعیت آن بحث میکنیم.

صداقت و خوبى ، دروغ و بدى ، هر یک تابع آثار و نتایج آن است، ‌اگر چه در اسلام دروغ حرام و راستگوئى پسندیده است ولی توریه و دروغ مشروع داراى مصالح عمومى و فوائد قابل توجهى می‌باشد لذا جائز و مشروع میگردد، بلکه در بعضى حالات واجب است و آن وقتی است که خطرى جدى متوجه جان،‌مال و ناموس مسلمانى از ناحیه دشمنان اسلام و انسانیت گردد و انسان می‌تواند با سخنی بر خلاف عقیده و اندیشهٔ خویش آن خطر و زیان جدى را دفع نماید برخى از موارد که دروغ در آن جائز است:

۱- اصلاح در میان مردم :

اگر در میان مسلمانان اختلافى رخ دهد و با دروغ گفتن ممکن است آتش فتنه و فساد خاموش گردد در این صورت دروغگوئی گناه نیست بلکه بر عکس ثواب نیز دارد.

عَنْ أُمِّ کُلْثُومٍ بنت عقبه بن أبی معیط (رضی الله عنها)قَالَتْ: سَمِعَتْ رسول الله(ص) یَقُولُ: لَیْسَ الْکَذَّابُ الَّذِی یُصْلِحُ بَیْنَ النَّاسِ فَیَنْمِی خَیْرًا أَوْ یَقُولُ خَیْرًا. (متفق علیه).

از أم کلثوم (رضى الله عنها)روایت است که می‌فرماید: من از رسول الله (ص) شنیدم که فرمود:

﴿کسی که در میان مردم صلح و آشتى بر قرار می‌کند، ‌دروغگو نیست پس خبر خیرى را می‌رساند یا خبر خیرى می‌گوید.﴾

۲- دروغ با همسر:

همسر، شریک حیات شوهر است لذا باید نسبت به یکدیگر عشق و علاقه، مهر و محبت، صدق و صفا داشته باشند و هرگز اعمالی را مرتکب نشوند که موجب دلسردی، ‌بدبینى و بى تفاوتى آنان نسبت به یکدیگر گردد و چون اکثر زنان خواسته هاى زیادى دارند و چه بسا بر آوردن آن از دست شوهر امکان پذیر نیست و نیز ممکن است پاسخ منفی اثرات و نتایج بد داشته باشد،

‌در چنین حالات استثنائى اگر شوهر وعده‌هائی بدهد تا موجب دلسردى و پاشیدگى خانوادگى آنان نگردد جایز است.

عن أسماء بنت یزید رضی الله عنها قالت : قال رسول الله صلى الله علیه و سلم : ( لا یصلح الکذب إلا فی ثلاث : یحدث الرجل امرأته لیرضیها ، و الکذب فی الحرب ، و الکذب لیصلح بین الناس ) ﴿رواه أحمد والترمذی﴾

از اسماء روایت است که رسول الله صلى الله علیه و سلم فرموند:

فقط در سه حالت دروغ جایز است:

﴿شخصی که با همسرش دروغ می‌گوید تا او را راضى کند، شخصی که در جنگ دروغ میگوید، شخصى که در میان دو کس دروغ می‌گوید تا در میان آنها صلح و آشتی برقرار نماید﴾

﴿۳- ‌دروغ در میدان جنگ﴾:

در میدان نبرد و جهاد اگر با دروغ گفتن و توریه امکان شکست دشمن و پیشرفت مسلمانان ممکن باشد، ‌در چنین حالات ناگوار و سر نوشت ساز دروغ جایز است؛ زیرا طبق فرمایش پیامبر گرامی صلی الله عایه و سلم که فرمودند، (الحرب خدعه‌) جنگ یکنوع نیرنگ است.

﴿۴- دروغ هنگام خطر و زیان﴾:

اگر جان و مال و ناموس خود انسان یا شخص دیگرى در خطر دشمن ستمگر قرار گیرد و براى حفظ آن ناگریز گردد که دروغ بگوید، در چنین حالت نازک و حساس دروغ گفتن اشکالى ندارد ولی بهتر است که در تمام موارد فوق از توریه استفاده نماید.

﴿توریه﴾:

آنچه که ذکر شد کاملا ً‌جنبهٔ استثنائى دارد و هرگز فرد مسلمان نباید آن را بهانه قرار داده دروغ بگوید و از ملعونین درگاه الهی قرار گیرد، لذا علما گفته اند:

﴿براى اینکه دروغ ذاتاً‌ زشت است، در مواردی که ضرورت ایجاب میکند که مسلمان دروغ بگوید در صورت امکان باید از توریه و کنایه استفاده نماید و از دروغ صریح بپرهیزد﴾.

توریه عبارت است از اینکه انسان سخنى بگوید که شنونده به گمان خود از آن مطلبی بفهمد، در صورتى که گوینده چیز دیگرى را قصد و اراده نموده است.

مثلاً شخصی در حال فرار از نزد کسی میگذرد و پس از مدتی مأموران ظالم و ستمگر را میبیند که برای کشتن یا مصادرهٔ اموال یا حمله به ناموس و… او را دنبال کرده اند، از او میپرسند فلان شخص را ندیدی؟ در جواب میگوید: خیر!

ستمگران خیال می‌کنند هرگز او را ندیده است در صورتی که او قصد و اراده می‌کند فی الحال که تو آمده ای او را نمی‌بینم.

﴿عن علی بن ابى طالب (رض) عن النبی(ص)قال : أَنَّ فِی الْمَعَارِیض مَا یُغْنِی الرَّجُل العَاقِل عَنْ الْکَذِب﴾.

از حضرت علی رضی الله تعالی عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:

﴿همانا کنایه و توریه، شخص عاقل را از دروغ بی‌نیاز می‌سازد﴾.

در تاریخ اسلام نیز توریه ثابت است که شمه ئی از آن را نقل میکنیم:

در سفر تاریخی و سرنوشت‌ساز هجرت که حضرت رسول گرامی صلی الله علیه وسلم همراه دوست صمیمی یار غار و برادر ایمانی خویش حضرت ابوبکر صدیق رضی الله تعالی عنه، عازم مدینه منوره شدند، دشمنان توحید و رسالت از همه سو برای دریافت جایزه بزرگ مادی (برای هر نفر صد شتر و غیره) و احراز مدال ارزشمند جرئت و شهامت و جوانمردی و…الخ آنان را شب و روز دنبال می‌کردند، و در این وقت بسیار حساس و خطرناک کوچکترین غفلت موجب زیانهاى جبران ناپذیر می‌گشت و چون حضرت ابوبکر در زمان جاهلیت تاجر بسیار بزرگی بود و همیشه بطرف شام رفت و آمد داشت،

لذا اکثر مردم مسیر راه مکه مکرمه – مدینه منوره او را میشناختند ولى حضرت پیامبر گرامی را نمی‌شناختند و هرگاه کسی با آنان برخورد می‌کرد و در بارهٔ رسول الله (ص) جویا می‌شد،

‌ابوبکر رضی الله عنه می فرمود:

«هذا رجل یهدینی السبیل فیسحب السامع أنه یعنی الطریق المحسوس وإنما یعنی الصدیق طریق الخیر والهدایه».

﴿این مردی است که مرا به راه درست و صحیح راهنمائى میکند، شنونده گمان میکرد که هدفش راه معروف و محسوس است، ولى حضرت ابوبکر صدیق اراده و قصدش راه خیر و سعادت و هدایت بود﴾.

این بود آخرین بخش مرض خیلی خطرناک و ساری در جامعه، ان شأ الله در هفته ی آینده به شرح مرض دوم در جامعه میپردازیم.

در خاتمه از بارگاهٔ رب ذوالجلال استدعا میکنیم تا این مرض ساری و مدهش را از افراد و جامعه دور ساخته، صداقت، راستی و محبت حقیقی را درقلب های ما جا دهد.

الهم ربنا آمین یا رب العلمین!

عزیزان گرانقدر:

لطفاً این مضامین خیلی مهم و حیاتی را با تمام خانواده، اقارب، دوستان، و همکاران تان شریک سازید، و در رشد فکری، عقیدتی، ایمانی و وجدانی همنوع تان اقلاً یک امر خیری را، مایه ی حصولِ صدقات جاریه ی تان سازید.

جزاکم الله وخیراً!

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن