قرآن

برخى از صفات مذموم ذكر شده در سوره‏ ى قلم (1)

۱- بسیار سوگند خوردن

یكى از صفات و اخلاق ناپسند، «بسیار سوگند خوردن» است كه در قرآن و در این سوره از آن با كلمه‏ ى ﴿حَلَّافٖ﴾ [القلم: ۱۰۰]. تعبیر شده است.

 بسیار سوگند خوردن نشانه‏ ى این است كه انسان از شخصیت و اعتبار واقعى برخوردار نیست؛ زیرا وقتى فردى به خود اعتماد و اطمینان نداشته باشد، چنان فكر مى‏ كند كه دیگران نیز به او اعتماد و اطمینان ندارند؛ پس هر حرفى كه مى ‏زند براى صحت آن سوگند مى‏ خورد. وقتى مردم شخصیت واقعى چنین فردى را شناختند دیگر به عنوان فردى محترم و عضو معتبر جامعه به او نمى‏ نگرند.

شخصیت و ارزش و اعتبار انسان از كلام و گفتارش پیداست و خود، قبل از هر كس دیگر به خود اعتماد دارد و به آن‏چه مى‏ گوید مطمئن است و همین اعتماد و اطمینانى كه خود نسبت به شخصیت خود دارد، باعث ارزش و اعتبار او در جامعه مى ‏شود و مردم نیز با آن دید به او مى ‏نگرند. پس دیگر نیازى نمى ‏بیند بر آن‏چه مى‏ گوید سوگند بخورد. البته در برخى از موارد پیش مى‏ آید كه انسان به منظور روشن شدن مطلبى سوگند بخورد؛ اما چنین مواردى بسیار اندک است.

۲- ذلّت

یكى دیگر از صفات و اخلاقیات ناپسند و بسیار مذموم، ﴿مَّهِينٍ﴾ [القلم: ۱۰]. یعنى ذلّت و خوارى و كوچک كردن خود و خود كم ‏بینى است. البته «ذلّت» به معناى «تواضع» نیست؛ زیرا «تواضع» صفت پسندیده‏ اى است.

«ذلّت» از بى ‏ارتباطى انسان با خدا سرچشمه مى‏ گیرد. وقتى قلب و درون انسان از ایمان به خدا تهى و بى‏ بهره باشد، همیشه حاضر است براى دیگران سر تعظیم فرود بیاورد و در برابرشان سر ذلّت خم كند. همیشه حاضر است براى دیگران نوكرى كند و چنان برخورد كند كه ارزش و اعتبار خود را از دست بدهد. مدام حاضر است ذلیلِ دست ظالمان و صاحبان قدرت باشد. بسیارى از افراد را مى‏ بینیم كه در نهایت ذلّت خود را در اختیار هر صاحب قدرتى قرار داده و مجرى خواسته ‏هاى نامشروع آن‏ها هستند و كوچك‏ترین اعتبار و ارزشى براى خود باقى نگذاشته ‏اند.

چنین رفتار و صفتى از انسان مسلمان به دور است و هرگز شایسته‏ ى او نیست. انسان مسلمان در عین حال كه متواضع است و احساس تكبر نمى‏ كند و خود را سرآمد دیگران نمى‏ بیند و همیشه احساس عزّت و سربلندى مى ‏كند و این هم از ایمانى سرچشمه مى‏ گیرد كه در دل او جاى گرفته است، این را هم مى‏ داند كه داشتن ارتباط با خدا باعث سربلندى و سرافرازى است. پس هرگز حاضر نیست در برابر غیر خدا سر تعظیم فرود آورد و احساس ذلّت كند. او نسبت به مؤمنین متواضع است؛ اما نسبت به اهل كفر و به ویژه حاكمان كافر، در نهایت عزّت به سر مى ‏برد و هرگز در برابر آن‏ها سر تسلیم فرود نمى‏ آورد. هرگز به خود اجازه نمى‏ دهد حتّى یک لحظه هم خود را از آنان كوچک‏تر و پائین ‏تر احساس كند.

۳- عیب‏ جویى

یكى دیگر از صفات ناپسند، این است كه انسان همیشه مشغول عیب گرفتن از دیگران باشد و از این طریق بخواهد شخصیت دیگران را بى‏ اعتبار كند. قرآن چنین فردى را با چنین صفت ناپسندى ﴿هَمَّازٖ﴾ [القلم: ۱۱]. مى ‏نامد.

علت دست زدن به چنین كارى این است كه فرد عیب‏جو خود بى ‏شخصیت و بى‏ اعتبار و بى ‏ارزش است و مى ‏خواهد دیگران نیز هم‏چون او باشند و چشم دیدن افراد با شخصیت و با اعتبار را ندارد. از این رو سعى مى‏ كند از هر راه و روش ممكن و با هر مكر و حیله‏ اى كه شده، شخصیت دیگران را خُرد كند و از بین ببرد.

۴-  سخن‏ چینى

یكى دیگر از صفات مذموم، صفت «سخن ‏چینى» است و آن این‏گونه است كه فردى براى بر هم زدن ارتباط دو نفر با هم و ایجاد فتنه و دشمنى در بین آن‏ها و در نهایت در میان افراد جامعه، مشغول رد و بدل كردن سخنانى بین آن‏ها باشد.

﴿مَّشَّآءِۢ بِنَمِيمٖ﴾ [القلم: ۱۱]. یعنى فرد سخن‏ چین همیشه كار و برنامه‏ اش این است كه حرف فردى را پیش دیگرى ببرد و بالعكس؛ تا از این طریق روابط آن‏ها را بر هم زند و این‏گونه بین مردم فساد ایجاد كند و نظم جامعه را بر هم زند و در نتیجه جامعه به سمت و جهتى حركت كند كه هیچ‏كس به دیگرى اعتماد نكند. یعنى نوعى بى‏ اعتمادى در جامعه ایجاد شود.

۵-  منع كردن خیر از دیگران

یكى دیگر از صفات مذموم و ناپسند همان صفتى است كه خداوند به آن اشاره مى ‏كند و صاحبش را این‏گونه توصیف مى‏ كند: ﴿مَّنَّاعٖ لِّلۡخَيۡرِ﴾ [القلم: ۱۲]. این صفت به گونه‏ اى است كه صاحبش همیشه مانع رسیدن خیر به دیگران است. چنین فردى با چنین صفتى، از این‏كه نعمت و امكانات به دست نیازمندان برسد جلوگیرى مى‏ كند. اگر خود، داراى ثروت است، از بخشش آن به دیگران خوددارى مى ‏كند و علاوه بر این از ثروتمندان و آنان كه مى ‏خواهند به دیگران كمک كنند و زكات مالشان را بپردازند، ممانعت به عمل مى‏ آورد. یعنى نه تنها دوست ندارد خود به دیگران چیزى ببخشد، دوست ندارد دیگران نیز انفاق و بخشش كنند.
۶- تجاوز

﴿مُعۡتَدٍ﴾ [القلم: ۱۲]. یكى دیگر از صفات ناپسند صفت «تجاوز» است. صاحب چنین صفتى بسیار تجاوزگراست و از حدود و مرزهاى بندگى و مسئولیت بسیار تجاوز مى‏ كند و حاضر نیست كه در محدوده‏ ى بندگى خداوند متعال باقى بماند. چنین شخصیتى همیشه در این فكر است كه زیر بار مسئولیت شانه خالى كند

۷- بزهكارى

﴿أَثِيمٍ﴾ [القلم: ۱۲]. صفت ناپسند دیگر، صفت «بزهكارى» است. صاحب چنین صفتى همیشه مشغول انجام كارهاى ناپسند است؛ كارها و اعمالى كه از رسیدن انسان به سوى كمال و سعادت و خوشبختى جلوگیرى كرده و او را روز به روز به عقب بر مى گرداند

۸- بداخلاقى و زشت خویى

﴿عُتُلِّۢ﴾ [القلم: ۱۳]. یكى دیگر از صفات زشت و ناپسند است. انسان بداخلاق و تندخو و زشت خو همیشه به فكر خود است. چنین شخصى هر چیز خوب و سودمندى را به خود اختصاص مى ‏دهد و به غیر خود فكر نمى‏ كند.

۹-  زنیم

صفت مذموم دیگرى كه خداوند متعال در سوره به آن اشاره مى‏ كند، صفت زشت و ناپسند ﴿زَنِيمٍ﴾ [القلم: ۱۳]. است. «زنیم» یعنى فردى كه جزو مردم نیست‏، اما به ناحق خود را از مردم مى ‏داند. مثال چنین افرادى همان حاكمان ظالمى هستند كه بر اساس قوانین خداوند متعال حكومت نمى‏ كنند. چنین حاكمانى و امثالشان «زنیم» هستند؛ یعنى از هیچ لحاظى جزو مردم نیستند؛ نه در خوشى شریک مردم هستند و نه در ناراحتى و مشكلات هم‏چون مردم مى ‏باشند. چنین افرادى هرگز تلاش نمى‏ كنند كه مردم به خوشبختى برسند و در این مسیر گام‏هایى برنمى ‏دارند.

كسانى كه داراى چنین صفت زشت و ناپسندى نیستند، همیشه در كنار یكدیگر و در خوشى و ناخوشى هم سهیم مى‏ باشند و نسبت به هم مهربان و دلسوز هستند و هر یک در حد توانایى خود مى‏ كوشد تا در انجام كارهاى خیر همكار دیگران باشد. اما آنان كه داراى چنین صفت زشتى هستند، همیشه در فكر خود هستند و به ناحق خود را به مردم نزدیک مى‏ كنند. مثال مردم و چنین افرادى هم‏چون مثال همان گوشت اضافى و زاید معلّقى است كه در گوش گوسفند یا بُز، خود به خود به وجود آمده و جزو اعضاى آن حیوان نیست. حاكمان ظالم نیز جزو مردم نیستند و از مردم بیگانه ‏اند و به ناحق خود را بر مردم تحمیل مى‏ كنند.چنین صفت بسیار زشت و ناپسند، اخلاق و ویژگى انسان مسلمان نیست و مسلمان مبرى از چنین صفتى است. مسلمان همیشه در این فكر است كه عامل خیر براى دیگران باشد.

۱۰-  طغیان

پس از ذكر صفات ناپسند مذكور مى‏ فرماید: ﴿أَن كَانَ ذَا مَالٖ وَبَنِينَ ١٤ إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ ١٥﴾ «از آن روی که دارای مال و پسران است. هرگاه آیات ما بر او خوانده می‌شود، می‌گوید: افسانه‌های پیشینیان است» [القلم: ۱۴- ۱۵]. [چنین فردى كه ویژگى‏ هاى ناپسند و اخلاق زشتش بیان شد]، چون صاحب دارایى و مال و فرزند است و قدرت مالى و انسانى دارد، سركش و نافرمان شده و طغیان كرده است. او به جاى این كه شكر این همه نعمت‏ها را به جا آورد و آن‏ها را در مسیر خدا به كار گیرد، كارش به جایى رسیده كه وقتى آیات ما یكى پس از دیگرى برایش تلاوت مى شود تا این‏گونه حقّ برایش روشن شود، به جاى ایمان به آن‏ها و تسلیم شدن در برابر آن‏ها، مى‏ گوید: این آیات و آن‏چه به آن اشاره مى‏ كنند همه افسانه ‏هاى پیشینیان است كه پیش از این نیز بیان شده‏ اند. این مطالب حقیقت ندارند. چنین فرد پست و فرومایه ‏اى این‏گونه از در مخالفت با برنامه‏ ى خدا كه همان برنامه ‏ى هدایت است بر مى‏ آید.

ادامه دارد ….

برگرفته از کتاب : بندگی خدا

تألیف:استاد ناصر سبحانى رحمه الله

مترجم:جهانگیر ولدبیگى

 سایت تابش
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی