صحابه و اهل‌بیت

بعضي از خصوصيات اخلاقي خالد بن وليد رضی الله عنه

1- خالد حق را بخاطر حقانيت آن بسيار دوست مي داشت، ولي گاه گاهي در ميدان هاي جنگ به خاطر مصلحت مسلمانان از بعضي كار هاي كوچك چشم مي پوشيد و تساهل نشان مي داد كه در اصطلاح شرع تساهل حكيمانه نام دارد و آن تاييد مي نمايد به همين خاطر است كه شريعت در حالت جنگ حدود را اقامه نمي كند.

2- خالد به خلافت عمر معتقد بود كه امرا و مسئولان حكومت بايد تا اندازه اي داراي آزادي عمل و اختيار باشند، به نظر او دستور خليفه و كسب اجازه از او در تمام احوال نه لازم بود و نه ضروري، بلكه امرا و فرمانده ها در كارهاي فوري كه فرصت براي كسب اجازه از خليفه ندارند بايد در راي و صلاح ديد خود اقدام نمايند.

3- خالد معتقد بود استفاده از نعمت هاي الهي و داشتن زندگي مرفه مادام در حدود و دايره ي دين باشد مباح است.

4- خالد خوي و شخصيت نظامي داشت، بدون شك اين امر مستلزم آن است در خوي و طبع او مقدار شدت و قسوت نسبت به دشمن وجود داشته باشد،پيروزي بر دشمن براي او هدف بود گاهي بخاطر رسيدن به آن از بعضي كارها چشم پوشي مي كرد.با توجه به اين شناخت خلاصه،از ويژگي هاي اخلاقي آنان مي توانيم بگوييم اين دو بزرگوار در كل، هردو دوستدار حق بودند و مصالح و منافع مسلمانان را بر چيزهاي ديگر مقدم مي داشتند، اما هر يك داراي وجه نظري مغاير با ديگري بود هر كدام براي تاييد نظر خود توجيهات و دلايلي نشان مي دادند، در طبع هر دوي آنها نوعي از شدت وجود داشت،پس با چنين خصوصيات اخلاقي مغاير، طبيعي است كه در بعضي موارد در بين آنها اختلاف نظر پديد آيد. در زمان حيات رسول خدا(ص) اثري از اختلاف نظر در بين آنها ديده نمي شد، چون در آن زمان هيچ كسي وجود نداشت كه نظر او با نظر پيامبر(ص) برابري كند نهايت امر از چيزي كه نمي دانست سوال مي كرد.

وقتي كه خلافت به ابوبكر رسيد، بزرگان اصحاب و آن هايي كه اهل سبقت در اسلام و داراي آشنايي به احكام ديني بودند، نظريات و آراء خود را در مسائل ابراز مي كردند. از طرفي عمر هم به منزله وزيري براي ابوبكر بود و با او مشورت مي كرد و اكثر به راي عمر عمل مي كرد و از همان زمان، اختلافات محسوسي ميان عمر و خالد در بعضي موارد آشكار گرديد. اما عمر در زمان ابوبكر نتوانست خالد را عزل كند چون ابوبكر انساني بود آرام و با گذشت و صبور، امرا و كارمندان را آزاد مي گذاشت، عقيده داشت كه لازم است از بعضي از كارهاي آنان گذشت شود،و به خاطر مصالح عامه اي كه اثرات آن به مسلمانان مي رسد بايد از بعضي از خطاها و اشتباهات آنان صرف نظر به عمل آيد. به همين جهت هرگاه عمر به اصرار از ابوبكر درخواست مي كرد تا خالد را عزل كند ابوبكر مي گفت: (عمر دست بردار، من شمشيري را در نيام نمي كشم كه خداوند آن را از غلاف بيرون آورده است.)

به حقيقت ابوبكر به شمشير خالد نياز داشت چون شمشير خالد بود كه چشم ارتداد را از حدقه بيرون آورد و تخت هاي كسري و قيصر را به لرزه انداخت و زمينه را براي پيروزي هاي عظيم بعدي آماده ساخت، اصلا” عزل خالد در زمان ابوبكر حتي به نظر ما در زمان عمر هم با هيچ سياستي درست در نمي آيد.

ما معتقديم كه عمر(رض) در حق خالد بيش از اندازه شدت و سختگيري به عمل آورد. عمر خود به اين امر اعتراف مي كند و نظر ابوبكر نسبت به خالد را بر نظر خود نسبت به او ترجيح مي دهد و مي گويد)رحمت و بركت خداوند بر روان ابوبكر باد! او انسان ها را بهتر از من مي شناخت).

وقتي كه عمر به ولايت و امارت بر مسلمانان رسيد فورا” خالد را عزل كرد.*

نویسنده: ابو زيد شلبي (کتاب: خالد بن وليد سيف الله)

مترجم: ابوبكر حسن زاده

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی