تزکیه

بهشت آماده است، آیا تو آماده ‏ای؟

براي بندگان نیکوکارم نعماتی را مهيا نموده ام که نه چشمی ديده،نه گوشی شنيده و ‏نه در قلب کسی خطور نموده است. (متفق علیه)‏

برادر و خواهرگرامی! ‏
میدانم خیلی ها مشغول استی، شاید فرصت شنیدن سخنم را نداشته باشی اما… ‏برایت التجا می کنم برای چند دقیقۀ با من باش چون خبرهای مهمی برایت ‏دارم. بیا توکل به خدا! لحضاتی با هم ازین دنیای پر هیاهو یکسو شده سری ‏به سرای دیگری بزنیم. سرای که از دیدنش هیچگاه پشیمان نمی شوی، پس با ‏تمام هوش و هواست با من بیا. آماده استی؟ پس بسم الله….‏
‏ اه این چه است؟ نوری ‌درخشنده، کاخ های بلند، نهرهای جاری، گلهای ‏رنگارنگ و معطر، میوه های رسیده و متنوع، همسران زیبا، لباس های ‏ابریشمی، قصر های مروارید، کودکان جاودان، تخت های بلند، درختان سایه ‏دار، زندگی همیشگی… اینجا که نه اندوه است و نه ترس، نه فقر و تنگدستی ‏در میزند نه مرض، پیری و مرگ، اینجا که اصلا از سخنان بیهوده خبری نیست ‏بلکه هر سو صدای زیبای سلام سلام است. این چه نعمات است که ما ندیده و نه ‏شنیده ایم، اصلا در ذهن مان نیز خطور نمی کرد؟ چه عجب! اینجا کجا ست؟ ما ‏که در چیزی دیگری سخت مصروف بودیم و به این جا هیچ متوجه نبودیم! راستی ‏اینجا را چه کسی با این همه زیبای آفریده است، ازین نظم و ترتیب بی مثال ‏معلوم می گردد که لابُد مهمان بسیار بزرگوارِ در راه است؟ اصلا این خوشبخت ‏کی است که این همۀ را برایش اماده ساخته اند؟ بشنو این صدای دلنشین چه ‏می گوید: (براي بندگانِ نیکوکارم نعماتی را مهيا نموده ام که نه چشمی ‏ديده و نه گوشی شنيده و نه در دل کسی خطور نموده است.) (متفق علیه) آه ‏خدای من! چه جملۀ عجیب…(برای بنده گان نیکوکارم…) پس مهمان و میزبان ‏هر دو معلوم شدند. (آماده کرده ام….) یعنی این مهمان آن قدر گرامی است ‏که الله اینها را برایش آماده ساخته است! آن هم چه نعماتی: (نه چشمی ديده، ‏نه گوشی شنيده و نه در دل کسی خطور نموده.)‏
سبحان الله! سخن از بهشت است، سخنی که خستگی نمی‌آورد، دل ها به آن انس ‏می‌گیرند، و عقل‎ ‎ها به سوی آن مایل می‌شوند، بهشتی که (هيچ نفسي نمي داند ‏چه چيز از آنچه روشني چشم است در انجا برايشان مهیا شده است.)(لقمان 17) ‏اما باز هم برای تسکین انسان بعضی نعمات آن در قران و حدیث چنین بیان ‏شده اند: ‏
نمونه از ذکر نعمات بهشت در قران
‏- «در بهشتي كه برای متقيان وعده شده است، نهرهايي از آب تغييرناپذير و ‏نهرهايي از شيري كه طعم آن دگرگون نمي شود و نهرهايي از شراب كه براي ‏نوشندگان لذت بخش است و نهرهايي از عسل ناب وجود دارد و از هر ميوه كه ‏بخواهند برايشان فراهم است و مغفرت پروردگار شامل حال آنهاست.»محمد 15 ‏
‏- «بر تختهايي تكيه زده اند كه نه گرما به آنها مي رسد و نه سرما.» ‏الانسان 13‏
‏- «شما و همسرانتان شادمانه داخل بهشت شويد. سينی هايي از طلا و جام هايي ‏در برابر آنان مي گردانند و آنچه دل آرزو كند و چشم از آن لذت ببرد وجود ‏دارد و شما در آن جاويدان ايد…» زخرف70- 7۱ ‏
‏- «در بهشت زناني كه نگاه هاي شان را فروهشته اند وجود دارند كه دست هيچ ‏جن و انسي قبل از ايشان به آنها نرسيده است. » رحمن56‏
نعمت های بهشت در پرتو احادیث
‏- بناي بهشت از طلا و نقره است و گِل ديوار آن با مُشك مخلوط شده است و ‏
سنگ فرش آن از ياقوت و مرواريد و خاك آن از زعفران مي باشد. هركس داخل ‏آن شود جاودان مي ماند و نمي ميرد و هرگز دچار ناراحتي نمي شود و جواني ‏اش از بين نمي رود و وسایل اش كهنه نمي گردند. (ترمذي)‏
‏- هنگامي كه اهل بهشت وارد آن مي گردند، منادي ندا مي دهد: براي شما بعد ‏از سلامتي ديگر مريضي نخواهد بود و بعد از زنده شدن هرگز نمي ميريد و بعد ‏از جوان شدن هيچ وقت پير نمي شويد… (مسلم) ‏
‏- چون اهل بهشت داخل بهشت مي گردند، مناديِ ندا مي دهد: اي اهل بهشت! ‏همانا براي شما نزد الله زيادتر از آنچه وعده داده است وجود دارد كه مي ‏خواهد به آن وفا كند. مي گويند: آن چيست؟ آيا زيادتر از اين كه چهره های ‏مان را نوراني كرد و ما را داخل بهشت نمود و از آتش نجات مان داد وجود ‏دارد؟ درین وقت حجاب از بين مي رود، و به سوي الله نگاه مي كنند. قسم به ‏خدا هيچ چيز به آنها عطا نشده بود كه به اندازه نگاه كردن به پروردگار ‏نزد آنها دوست داشتني تر باشد و چشمان شان را پيوسته از او بر نمي ‏دارند.(مسلم) و الله به اهل بهشت مي گويد: بهشت را بر شما حلال كردم و دیگر ‏هرگز بر شما خشمگين نمي گردم. (بخاري)‏

کمترین مرتبه بهشتی
پیامبر خدا ‏فرمود: الله همه مخلوقات را جمع می‌کند، به مدت چهل سال در ‏حالی که سرها پایین است ایستاده و منتظر فرمان الهی اند. سپس الله ‏می‌فرماید: سرهایتان را بلند کنید! آنگاه، به همگی به اندازه اعمال شان ‏نور داده می‌شود، برخی مانند کوه بزرگ و برخی کمتر و کمتر …. تا اینکه ‏آخرین فرد کسی است که به اندازه انگشت ابهام پایش به او نور داده می‌شود، ‏گاهی روشن و گاهی خاموش می‌گردد، چون روشن شود به جلو حرکت می‌کند و چون ‏خاموش ‌شود در جای خود می‌ایستد، آنگاه هر کدام بر حسب نور شان بر صراط ‏عبور می‌کند… تا اینکه آن فردی می‌آید که نورش در انگشت پایش است. او به ‏شکل چهار دست و پا حرکت می‌کند، افتان و خیزان می رود و آتش به قسمتی از ‏بدنش اصابت می‌کند، تا اینکه نجات می‌یابد، سپس کنار آتش می‌ایستد و ‏می‌گوید: سپاس خدای را که چیزی به من عطا فرمود که به هیچ کس عطا نکرده ‏است، چون مرا از این آتش نجات داد. او را به دروازه بهشت می‌برند و غسل ‏می‌کند. آنجا بوی خوش بهشتیان به مشامش می‌رسد و از میان دروازه آنچه در ‏بهشت است می‌بیند و می گوید: پروردگارا! مرا وارد بهشت بگردان. الله ‏می‌فرماید: آیا بهشت را می‌خواهی در حالی که ترا از آتش نجات داده ام؟ ‏می‌گوید: پروردگارا! میان من و بهشت پرده ای قرار بده تا چیزی نشنوم. ‏آنگاه وارد بهشت می‌گردد، منزل بسیار زیبایی در جلوش نمایان شده می‌گوید: ‏پروردگارا! این را به من بده، می‌فرماید: اگر این را به تو دادم شاید ‏دیگری بخواهی! او می‌گوید: نه به عزت تو سوگند، چیز دیگری نمی‌خواهم، از ‏این بهتر کجا خواهد بود؟ پس آن منزل به او داده می‌شود. آنگاه منزل دیگری ‏می‌بیند و میگوید: خدایا این را به من بده. می‌فرماید: اگر این را به تو ‏دادم شاید دیگری بخواهی؟ همینطور چندین بار تکرار می‌شود و آن منازل زیبا ‏به وی داده می‌شود. سپس برای مدتی خاموش می‌گردد. الله می فرماید: چرا چیزی ‏نمی‌خواهی؟ می‌گوید: پروردگارا! آنقدر سوال کردم که از تو خجالت کشیدم و ‏آن قدر برای تو سوگند یاد کردم که از تو شرمنده گشتم. الله می‌فرماید: آیا ‏خوشنود می شوی اگر به تو همانند دنیا از روزی که آن را آفریده ام تا ‏روزی که آن را فنا کرده ام و ده برابر آن را بدهم؟ می‌گوید: آیا مرا ‏مسخره می کنی در حالی که تو رب العزت هستی؟ الله از سخن او می‌خندد، (عبدالله ‏بن مسعود هنگامی که به اینجا رسید خندید، شخصی به او گفت: چندین بار این ‏حدیث را از تو شنیده ام، هرگاه به اینجا می‌رسی می‌خندی. او گفت: من از ‏رسول خدا این حدیث را چندین بار شنیدم هرگاه به اینجا می‌رسید می‌خندید تا ‏اینکه دندان هایش آشکار می‌گردید.) الله عزوجل می‌فرماید: خیر، بلکه من بر ‏آنچه بخواهم قادر و توانا هستم، او می‌گوید: مرا با بقیه مردم یکجا بساز، ‏می‌فرماید: برو با مردم بپیوند، او می‌رود و هنگامی که به مردم نزدیک می ‏گردد، قصری از مروارید جلوش نمایان می‌گردد، او به سجده می‌افتد. برایش ‏گفته می‌شود: سرت را بلند کن، تو را چه شده است؟ می‌گوید: من پروردگارم را ‏دیدم. به او گفته می‌شود: تو خانه‌ای از خانه هایت را دیدی، سپس کسی را می ‏بینند، باز خود را آماده سجده می‌نماید، به او گفته می‌شود: دست نگه دار، ‏تو را چه شده؟ می‌گوید: من تو را دیدم، فکر کردم فرشته‌ای هستی! می‌گوید: ‏من خدمتگاری از خدمتگارانی تو ام، که هزار نفر دیگر زیر فرمان من هستند. ‏سپس به راهش ادامه داده تا اینکه دروازة کاخی برایش باز می‌گردد، که سقف، ‏دروازه ها و کلیدهایش همه از مروارید است، در آنجا تخت های زیبا و ‏همسران بهشتی هستند که کمترین آنها حور عین است که 70 جامه زیبا بر وی ‏است، آنقدر زیبا است که مغز ساق هایش از زیر لباسهایش دیده می ‏شود.(طبرانی) سبحان الله! این کمترین مرتبه است، پس ایا در مورد منزلت ‏انبیاء، شهداء، صادقین و نیکوکاران اندیشیده ای؟

آیا تو آماده ای؟
برادر و خواهر مسلمان! این بود آمادگی پروردگارت، اما ایا تو آماده ای؟ ‏بترس ازین که بدون آماده گی بروی؟ سوگند به الله که متاع بسیار پر بها است! ‏عجیب است! نمی توانی صبر کنی؟ چون احساس کردی دیگر در برابر خواهشات ‏نفسانی نمی توانی مقاومت نمایی، اندکی به بهشت بیندیش، آخر به نیم ساعت ‏معصیت آن را از دست می دهی؟ ایا به این دنیای زود گذر آن بهشت جاودان را ‏معامله می کنی؟ ‏

چه میخواهی؟
میدانم قلبی داری که مملو از آرزو های فراوان است، اما بدان که همه این ‏آرزوهای خیالی درین دنیا جامۀ عمل نمی پوشند، خودت نیز این را میدانی و ‏تجربه کرده ای! پس راه حل چیست؟ برایت می گویم. قسم به الله که به همه آرزو ‏هایت خواهی رسید، اما اندکی صبر کن، صبر، صبر، صبر تا بهشت! مگر الله خود ‏برایت نه فرموده است: (برای شان هر آنچه بخواهند موجود است و نزد مان، ‏بیشتر از آن هم هست. (ق 35) حالا چه می خواهی؟ بزرگترین نعمت را بخواه تا ‏خدایت برایت بدهد. ‏
بخواه تا بدهندت
تصور کن می خواهی با رسول الله ‏دیدار نمایی، آرزو داری با ابراهیم و ‏اسماعیل‏ هم کلام باشی! می خواهی اصحاب بدر را در قصرت مهمان نمایی! ‏میخواهی با ابوبکر و عمر و عثمان و علی رفاقت داشته باشی… همة اینها ‏ممکن بلکه بسا آسان اند، بخواه تا بدهندت! آخر اینجا که بهشت است. ‏

مفت نمی دهندت
اما این بهشتِ زیبا را با سختی ها پوشانیده اند. به فرمودۀ پیامبر، دخول ‏به جنت امری بزرگی است مگر برای کسی که خداوند برایش آسان کند پس با طلب ‏کمک از الله متعال، و انجام اعمال ذیل راه خودت را بسوی جنت صاف نما:‏
‏1.‏ ایمان و عمل صالح: (النساء ۱۲۴) ایمان اساسِ همه اعمال است و تمام ‏اعمال دیگر فقط زمانی قبول میگردند که بر پایه ایمان و اخلاص کامل استوار ‏باشند
‏2.‏ صبر و توکل بر الله (العنکبوت ۵۹)‏
‏3.‏ تقوا با همان مفهوم که قران معرفی می کند. (آل عمران15- 17/ -۱۳۵ ‏‏۱۳۴)‏
‏4.‏ استقامت بر ایمان. (فصلت ۳۰ )‏
‏5.‏ ترس از ایستاد شدن در پیشگاه الله و مبارزه با خواهشات نفسانی ‏‏(النازعات ۴۱)‏
‏6.‏ اطاعت الله ‏و رسول الله ‏و محبت با آن ها (النساء ۱۳) (متفق علیه)‏
‏7.‏ صدق و راستگویی. ( الانعام ۱۱۹) ‏
‏8.‏ هجرت و جهاد در راه الله ‏(التوبه۲۲)‏
‏9.‏ روزه، حج مقبول، شهادت در راه الله (متفق علیه)‏
‏10.‏ توبه از اعمال زشت و بعدا با ایمان کامل اعمال صالح انجام دادن ‏‏(مریم ۶۱)‏
‏11.‏ در سورت معارج صفات جنتیان چنین بیان شده است: …نمازگزاران، همان ‏های كه بر نمازشان پايدارى مى‏كنند. و آنان كه در اموال شان حقى معلوم ‏برای سائل و محروم است. و كسانى كه بر روز جزا باور دارند. و آنان كه از ‏عذاب پروردگارشان بيمناك اند، زیرا كه عذاب پروردگارشان امان نمي‌دهد. و ‏كسانى كه شرم گاهای خود را حفظ مى‏كنند. مگر بر همسران يا كنيزان خود كه ‏در اين صورت مورد سرزنش نيستند…. و كسانى كه امانت ها و پيمان خود را ‏مراعات مى‏كنند. و آنان كه بر شهادت هاى خود ايستاده‏اند. و كسانى كه بر ‏نمازشان مداومت مى‏ورزند. همین ها در باغ هايى بهشت گرامى خواهند بود ‏‏(المعارج22-35) ‏
‏12.‏ کفالتِ یتيم: (بخاری)‏
‏13.‏ دوستی با مسلمانان فقط به خاطر رضای خداوند: (احمد)‏
‏14.‏ تربیت و سرپرستی دختران و خواهران (احمد)‏
‏15.‏ طلب علم شرعی (ابن ماجه)‏
‏16.‏ آراسته شدن به صفاتِ عبادالرحمن: که همانا تواضع، حلم، تهجد، پناه ‏جستن از عذاب دوزخ، میانه روی در خرچ، خود داری از شرک، قتل، زنا، گواهی ‏دروغ، و امور بیهوده و بالاخره پند گرفتن از آیات الهی و تلاش برای اصلاح ‏خانواده. (الفرقان)‏
‏17.‏ خواندن نماز فجر و عشا در مسجد (متفق علیه
‏18.‏ نیکی با والدین (المسلم)‏
‏19.‏ حفاظت زبان و شرمگاه از حرام (متفق علیه)‏
‏20.‏ اخلاق نیکو (ترمذی)‏
‏21.‏ زمامدار عادل، محتاجی که از سؤال پرهيز نمايد و مردِ مهربان. (مسلم)‏
‏22.‏ آشکار کردن سلام، انفاق در راه خدا، صله رحم، خواندن نماز تهجد ‏‏(الترمذی)‏
‏23.‏ آنکه آخرین سخنش لا إِلهَ إِلاَّ اللَّه باشد. (ابو داوود)‏
‏24.‏ رضایت به ربوبيت الله، دين اسلام و رسالت محمد ‏‏ (مسلم)‏

موانع دخول:‏

‏ یا الله! آخر کدام نگون بخت ازین نعمات بی بهره خواهد بود؟
‏1-‏ ‏ ترک هر یک از اعمال که در بالا ذکر شد، سبب دوری از بهشت می گردد.‏
‏2-‏ نبی رحمت که می فرماید: همهء امتم داخل بهشت می گردند مگر کسی که ‏
امتناع ورزد. گفتند: چه کسی امتناع می ورزد يارسول الله؟ فرمود: آنکه از من ‏پيروی کند، داخل بهشت ميگردد و آنکه نافرمانی مرا کند، امتناع ورزیده ‏است. البخاری
‏3 – تکذیب و تکفیر آیات الله و تکبر از آنها (الاعراف ۴۰)‏
‏4- شرک (متفق علیه)‏
‏5- خوردن مال مسلمان به نا حق اگر چه به اندازه چوب مسواک باشد ‏‏(المسلم)‏
‏6- اذیت کردن همسایه، تکبر و سخن چینی (المسلم)‏
‏7- مکر، بخل، منت گذاری (ترمذی)‏
‏8- زنان نیمه برهنة که خود منحرف اند و دیگران را منحرف می سازند. ‏‏(مسلم)‏

 

پیام اصلاح: 8

سایت اصلاح نت

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی