بی معنایی عبادت در اندیشۀ سکولارستی

بی معنایی عبادت در اندیشۀ سکولارستی

در اندیشۀ اسلامی، الله متعال در همه امور حاکمیت دارد. او ذات با عظمتی است که هم سزاوارا عبادت است که باید در معبد و مسجد، تنها به پرستش او پرداخته شود و تقدیم عبادت به پیشگاه غیر او شرک دانسته شده که مستوجب آتش دوزخ است.
الله متعال در امور اقتصادی باید حاکم باشد و تمام بخش‏های نظام اقتصادی جامعه باید مطابق شریعتش به پیش برود. او نظام اقتصادیی را بر اساس تعاون مشروع ساخته که مستلزم توزیع سرمایه میان اقشار جامعه است و تخلف از آن ناروا و حرام است.
در امور اجتماعی و مدنی نیز قوانین نجات بخشی را ارائه داشته که باید حیات اجتماعی و مدنی در جامعۀ اسلامی مطابق آن به پیش برود.
در امور سیاسی و حاکمیت نیز باید حاکمیت از شریعت الهی باشد و رابطۀ میان حاکمان و رعایا بر اساس کتاب و سنت عیار می شود. در فقه سیاسی اسلام، تمام تصمیم گیری‌ها اعم از صلح و جنگ و دیگر امور باید مطابق شریعت الهی گرفته شود و هرگونه تخلف از آن گناه است که مستلزم ظلم، فسق و کفر است.
اما در اندیشۀ سکولارستی موضوع برعکس است. سکولارزم فلسفی، حکم می‎کند که پروردگار جهان و بندگانش در حیطۀ معبد، اعم از کلیسا یا مسجد محصور و قلعه بند باشند؛ یعنی که خدای سکولارها به امور زندگی، اعم از اقتصاد، اجتماع و سیاست و حاکمیت بیگانه است و انسانها و جوامع انسانی را سریله و لجام گسیخته رها کرده است.
حالا سؤال این است که:
– سکولارستان، با چه منطق و عقلانیتی، خدایی را پرستش می‎کنند و لایق پرستش می‎دانند، که اصلا به هیچ کاری از امور زندگی دخالت ندارد و عاجز و بیچاره است؟
– آیا خدای سکولارستان که چنان بی کفایت است که آنان را سریله کرده و به امور اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و مدنی کاری ندارد، لایق پرستش است؟
– آیا کسی که چنین خدای بی کفایت و ضعیف و بی‎کاره‎یی را پرستش کند یا لایق پرستش بداند، بی‎عقل و بی‎خرد نیست و از حیوانات پست تر و نافهم تر نیست؟

 
 از صفحۀ فیس بوک دوستان

یک دیدگاه