فکر و دعوت

تأثیرات رفتار نیکو در کار دعوت اسلامی

نویسنده: فضل الله( ممتاز) 

مترجم: نقیب الله (حیات)

دین مبین اسلام پیروان خود را به پیروی از انسانهای نیکو, بزرگوار و عاقل تشویق کرده است که در رأس این انسانهای ستوده شده فرستادگان الهی قرار دارند که الله (جل جلاله) در کتاب خود به آن چنین اشاره میکند: ((أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ)).(سوره انعام آیت 90)
ترجمه: اينان كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده است پس به هدايت آنان اقتدا كن.

و اوتعالی (جل جلاله) در جایی دیگری مهربانی میکند: (( لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ)) . (سوره ممتحه آیت6)

ترجمه: قطعا براى شما در [پيروى از] آنان سرمشقى نيكوست [يعنى] براى كسى كه به خدا و روز بازپسين اميد مى‏بندد.

و این هم گفته ای دیگری اوتعالی میباشد: (( لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا)). (سوره احزاب آیت 21)

ترجمه: قطعاً براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نيكوست براى آن كس كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد و خدا را فراوان ياد مى‏كند.

و پیامبر ما محمد (صلی الله علیه وسلم) رهبری است که الگوه و سرمشق بودن زندگی را به نمایش گذاشته است و کسی که به او (صلی الله علیه وسلم) اقتدا بکند بدون شک به اخلاق نیکو دست یافته و به راه هدایت روان شده است, و رسول الله (صلی الله علیه وسلم) در روش دعوت خویش به قرآن رجوع کرده و از آن کتاب آسمانی تأسی کرده است و همین صفت رسول علیه الصلاة و السلام سبب شده است که به اخلاق قرآنی آراسته شود و آوامر آن کتاب مقدس را عملی کند و از نواهی اش دوری نماید و همین سبب است که عایشه ( رضی الله عنها) در جواب شخصی که از اخلاق پیامبر (صلی الله علیه وسلم) پرسید,چنین گفت: كَانَ خُلُقُهُ الْقُرْآنَ.
ترجمه: اخلاق رسول کریم (صلی الله علیه وسلم) قرآن بود.

ابن کثیر(رحمه الله) میگوید: معنی این قول الله متعال جلت عظمته ـــ ( كَانَ خُلُقُهُ الْقُرْآنَ) این است که عملی کردن اوامر و نواهی قرآن کریم صفت ذاتی رسول الله (صلی الله علیه وسلم) گشته و به حدی با کتاب الهی اُنس گرفته بود که خوی و عادت فطری خود را فراموش کرده بود, هرگاه قرآن به چیزی امر میکرد او (صلی الله علیه وسلم) آن را عملی مینمود و هرگاه از چیزی منع میکرد آن را ترک مینمود, و با این صفت رسول الله (صلی الله علیه وسلم) صفات ذاتی و پیدایشی اش همچو حیاء, دلیری, گذشت, نرمی و تمام اخلاق پسندیده دیگرش نیز آمیخته شده بود.)(تفسیر القرآن العظیم) . همچنین امام حسن بصری (رحمه الله) در شرح حدیث (كَانَ خُلُقُهُ الْقُرْآنَ) چنین میگوید: (( الواعِظُ من وَعَظَ الناس بعمله لا بقوله، وكان ذلك شأنه إذا أراد أن يأمر بشيء بَدَأ بِنفسِهِ ففعَلَهُ، وَ إِذا أرادَ أن ينهىَ عن شيء انتهى عنه فمن أسّرتْهُ نفسه، و أصبح عبدا لِهواه فلا يمكن أن ينكرَ على الآخرين)).

پند دهنده اصلی کسی است که مردم را با عمل خود پند دهد نه با گفتار خود, و این صفت در رسول الله (صلی الله علیه وسلم) هویدا بود و هر گاه میخواست مردم را به چیزی امر کند, اول خودش آن را عملی میکرد و اگر میخواست مردم را از چیزی باز دارد باز هم خودش اولین کسی بود که آن را ترک میکرد, و کسی که خود را فراموش کرده باشد و تسلیم هوا و هوس گردیده باشد هیچ امکان ندارد که در دیگران تغییر بیاورد. ( فقه الدعوة لحمد العمار ص 116)

هر گاه به قرآن و حدیث مراجعه شود و در آن تامل صورت بگیرد دیده میشود که این دو مصدر به تعامل نیکو تأکید میکنند, اگر صفت (تعامل نیکو) در این دین وجود نمیداشت محال بود که بر دلها تاثیر بگذارد و قلب ها را به سوی خود متوجه نماید, پس این حسن تعامل موثرترین وسیله است که سبب شده است مردم به این دین رو بیاورند, چنانچه خواهر دعوتگر جوهره طریفی در نوشته خود ( رفتار نیکو و اثر آن در زندگی دعوتی) به آن اشاره کرده است.

و رسول الله (صلی الله علیه وسلم) که با اخلاق قرآنی آراسته بودند, هرگاه قرآن کریم به سوی فضیلتی فرامیخواند او (صلی الله علیه وسلم) اولین کسی بودند که به آن چنگ میزدند و بعدش خانواده و خویشاوندان خود را به سوی آن دعوت میکردند, همچنان هر صفتی زشتی که قرآن دوری اش را طلب کرده است, رسول الله (صلی الله علیه وسلم) نخستین شخصی میبودند که از آن دوری میجستند و سپس خانواده و خویشاوندان خود را به ترک آن دعوت میکردند.

و پیامبر (صلی الله علیه وسلم) با صحابه کرام از دَر رحمت و مُلاطفت ( نرمی) که قرآن کریم به آن امر میکند, پیش می آمدند و متوجه ایشان بودند و در کارها با ایشان مشورت میکردند و با لطف با آنها تعامل می نمودند و او (صلی الله علیه وسلم) در معامله و برخود از همه مردم نیکوتر بودند.

همین برخورد نیک رسول الله (صلی الله علیه وسلم) سبب شده بود که صحابه ( رضی الله عنهم) با ایشان محبت بورزند و به او (صلی الله علیه وسلم) توجه داشته باشند و از وی دفاع کنند, و محبت صحابه کرام با رسول الله (علیه الصلاة و السلام ) در حدی بود که کافران را بهت زده کرده و از این محبت و صمیمیت در حیرت افتیده بودند, کتب احادیث و سیرت از نمونه های برخورد نیک قولی و فعلی رسول (علیه الصلاة و السلام ) مملوء می باشد که با صحابه خود انجام میدادند و همچنان خود صحابه کرام نیز به تعامل نیک رسول مقبول (علیه الصلاة و السلام ) گواهی میدهند, که در این مورد احادیث ذیل ذکر میگردند:

روایت است که عبدالله بن عمرو (رضی الله عنه) گفته است: ” لمْ يكُن فاحِشاً و لا مُتفحِّشا” وكان يقول: “إنّ مِنْ خِيارِكم أحْسَنُكم أخْلاقاً”
ترجمه: ” رسول الله (علیه الصلاة و السلام ) نه دشنام مى دادند و نه بد زبانى مى کردند” و او (علیه الصلاة و السلام ) میفرمودند: بهترین شما کسانی هستند که اخلاق شان نیکو باشد.

أم المؤمنین حضرت عایشه ( رضی الله عنها) میگوید: (( مَا خُيِّرَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) بَيْنَ أَمْرَيْنِ أَحَدُهُمَا أَيْسَرُ مِنْ الْآخَرِ إِلَّا اخْتَارَ أَيْسَرَهُمَا مَا لَمْ يَكُنْ إِثْمًا ، فَإِنْ كَانَ إِثْمًا كَانَ أَبْعَدَ النَّاسِ مِنْهُ ) رواه البخاري (3367) و مسلم (2327) ))

رسول الله ( صلی الله علیه وسلم) هیچ گاه بین دو کار مُخیر نگردیده اند که یکی از آن دو آسان تر بوده مگر اینکه آسان آن را انتخاب کرده اند, مادامی که گناه نبوده است, و هرگاه گناه می بود دورترین مردم از آن می بود ( به روایت بخاری و مسلم)
و تعامل نیکو و حسن رفتار رسول الله (علیه الصلاة و السلام ) در حدی بود که هیچ گاه با مردم رفتاری ناپسند انجام نمیداد.

داعیان باید بدانند که رفتار نیکو در پذیرش دعوت و روآوردن دیگران به این دین اثر بس سزایی داشته و سبب میشود که مردم با داعیان حق محبت بورزند و خود را به آنها نزدیک بدانند و از گفته های شان مایه بگیرند, چنانکه رفتار نیکو سبب میشود دشمنی ها و بدبینی ها به دوستی مبدل شوند, رفتار نیکو سبب میشود که افرادی جدیدی در راه دعوت قدم گذاشته و در حمل بار سنگین دعوت با کسانی همکار شوند که از آنها متأثر گردیده اند.

صفحات تاریخ شاهدی میدهند که افرادی زیادی از کسانی متاثر گریده اند و به دین الهی رو آورده اند که رفتار نیکو داشته و اخلاق اسلامی را در خود متبلور ساخته اند, و حسن رفتار مجاهدین و فاتحین اسلامی با اهل ذمهء سرزمین های فتح شده شام بر گفته ما مُهر صحه میگذارد, که امام ابویوسف ( رحمه الله) در کتاب خود (الخِراج) از مصالحه مسلمین با اهل شام یادآور شده و آن را قصه میکند: ” زمانی که اهل ذمه وفا و سیرت نیک مسلمانان را مشاهده کردند ( سخت به مسلمانان علاقمند شدند ) و با دشمنان ایشان دشمنی اختیار کردند و در این راه با مسلمانان کمک نمودند و باشندگان هر دیار برای آگاهی از فعالیت های امپراطور روم نمایندگان فرستادند تا مسلمانان را از فعالیت های ایشان آگاه سازند, زمانی که نمایندگان قوم برگشتند از آمادگی بی سابقه امپراطوری روم اطلاع دادند, سران هر دیار نزد آن امیران آمدند که ابوعبیده (رضی الله عنه) آنها را بعد از خود مقرر کرده و از آمادگی امپراطوری روم خبر داده بودند، د ر همچو حالات حساس نظامی جانشینان ابوعبیده برای وی نامهء نوشتند و خواستند که او را آگاه سازند, این خبر نامیمون ابو عبیده (رضی الله عنه) و سائر مسلمانان را سخت متأثر ساختند و او (رضی الله عنه) به والیان و جانشینان خود نامهء نوشت تا جزیه و خراج که از اهل ذمه گرفته اند دوباره به ایشان برگردانند و به آنها بگویند:

تعهد بسته بودیم در بدل اموال که از شما بدست میاوریم از شما حفاظت نمائیم, حالا که از عهده این تعهد بیرون آمده نمیتوانیم اموال تان را برایتان برمیگردانیم, و اگر الله متعال( جلت عظمته) ما را پیروز گردایند و نصرت نصیب ما شد, بر تعهدی که میان ما نوشته شده وفادار میمانیم و آن را دوباره عملی میکنیم.

زمانی که این حرف ها را شنیدند حتی اموال را برای مسلمانان آوردند که در خانه های خود ذخیره کرده بودند و گفتند: خداوند شما را دوباره برگرداند و نصرت خود را نصیب تان کند, اگر عوض شما آنها (لشکریان روم) میبودند نه تنها که اموال ما را نمیدادند بلکه تمام داشته های ما را نیز میگرفتند و برای ما چیزی نمیگذاشتند.

و این هم داستانی عدالت و حُسن تعامل مسلمانان که در کتاب (فتوح البُلدان) دانشمند عزیز (بلاذری) ذکر گردیده است: “زمانی که حضرت عمر ( رضی الله عنه) به منطقه (الجابیة) از مربوطات دمشق, سفری داشت در آنجا نصرانیانی را دید که به مرض جُذام مبتلا بودند, عمر (رضی الله عنه)امر کرد که از مال زکات به آنها بدهند و به ایشان معاش نیز مقرر نمایند.”

بدون شک می توان گفت که یکی از اسباب انتشار دین مبین اسلام معامله نیکو بوده است که ممیزه آنعده از مسلمانان میباشد که در روشنی قرآن کریم و سنت رسول الله (صلی الله علیه وسلم) تربیت یافته اند, تاریخ نویسان در نوشته های شان درج کرده اند که به وسیلهء حسن رفتار تاجران مسلمان که در حقیقت داعیان حق بودند و تجارت را وسیله رفت و آمد قرار داده بودند, اسلام به سرزمین های شرق و غرب انتشار یافت.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی