خانه / مطالب ویژه / تجارت دین – 2

تجارت دین – 2

من أرَادَ الحَدیثَ لِمَنْفَعهِ الدُّنیا لَمْ یَکُن لَهُ فِی الأَخِرَهِ نَصیبٌ(اصول کافی ـ جزء اول ـ ص46)

کسی که در دنیا به دنبال حدیث  برای منافع باشد در عالم آخرت نصیبی ندارد .

امام علی بن الحسین فرمودند:

إیّاکَ أن تَسْتَأکِلَ بِنا( رجال الکشی،ص114 ،چاپ کربلا)

 به اسم ما نان نخورید .

و باز امام صادق (علیه السلام ) فرمودند:

فِرْقَهٌ أحَبُّونا و سَمِعُوا کَلامَنا=گروهی مارادوست دارند و حرفهای ما را شنیده اند

و لَمْ یُقْصَّرُوا عَن فِعْلِنا= و درکار ما کوتاهی نکردند(حرف ما را رساندند)

امّا ما مقدمه ای بودیم برای آنان که :

لِیَسْتَأکِلُوا النَّاسَ بِنا فَیَمْلأُ اللهُ بُطُونَهُم ناراً (تحف العقول، اثر ابن شعبه حرّانی،چاپ تهران ص554)

تا به دستاویز(نامِ)مااموال مردم را بخورند !پس خداوند شکم های آنان را از آتش پر خواهد کرد .

یعنی در عالم بعدی به او گفته شود: در دنیا شما روضه خواندید هدفتان پول بود که گرفتید ،‌ یک عمر خیال می کردید مبلغ دین خدا هستید ،‌ شما به دنبال خدا نبودید در جستجوی ابتغای  وجه نصیب بردید و امروز بی نصیب مانده اید .

قُل إِنَّ الَّذِینَ یَفتَرُونَ عَلَی اللهِ الکَذِبَ لَایُفْلِحُون= بـگو آنان که بر خدا دروغ می بندند، هرگز رستگار نمی شوند .

مَتَعٌ فِی الدُّنیَا ثُمَّ إلَینَا مَرجِعُهُمْ ثُمَّ نُذِیقُهُمْ العَذَابَ الشَّدِیدَ بِمَاکَانُواْ یَکْفُرُون(یونس/69و70)= بهره ای در دنیا می برند ، اما به سوی ما باز می گردند ، آنگاه طعم عذاب سخت را به سزای کفرشان به آنان می چشانیم .

ای پدر: من در فرهنگ تربیتیِ دین معرف ِکتاب خدا ”عبدالله“ هائی را دیدم که رایگان در آمـــوزش و تـــربیت دینی فعال بودند و در فرهنگ تربیتی مذهب” عبد الدینار“ هائی را دیدم که به طریقی سر در آخور اقتصاد داشتند!

 ای پدر: نام پدرآورنده دین خدا عبدالله« بنده خدا»بود و نام عموی مذهبی اش  ابولهب ”عبدالعزی“ بنده بت عزی بود و امروز هم که من و شما در دوران بازگشت مذهب هستیم یعنی از همان مردم  دوران جاهلیت پیروی می کنیم که در عقیده  و  عمل عبدِ غیر خدا هستیم ! عبدالرضا ، عبد العلی ، عبد الحسین، عبد الدینار!

ای پدر:در اروپا این یک صحنه عادی است که مردم بار ها کشیشان را در خدمات مختلف اجتماعی ببیند مثل بیمارستانها ، چنانکه یکی از همکاران خود شما تعریف می کرد که دربیمارستانی کشیشی را دیدم که به اطاقهای مختلف سرکشی و دلجوئی می کرد و به اطاق من هم آمد و پرسید آیا نیازی ندارید ! کاری هست که من بتوانم برای شما انجام دهم ! در حالیکه انتظار مادی هم ندارد و اقتصادش را کلیسا بر عهده گرفته ! و همین صحنه را در یک بیمارستان جامعه شما دیدم ! دختر بچه ای که مادرش سخت بیمار بود با دیدن یک روحانی بسمت او دوید و گفت آقا خواهش می کنم بیائید برای مادرم دعا کنید ولی آن قدیس او را باشماتت چنان دور کرد که گریان نا امید به طرف تخت مادر بازگشت! زیرا می دانست سودی نمی برد و دعای تجاری که مجانی نمی شود!!

**********شأن عالم مذهبی***********

ای پدر: شماپس ازتامین اقتصادتان قانون شأن را مطرح کردیدکه  هر عالِم و مرجعی شأنی دارد که می تواند نسبت به شأنش از سهم امامی که می گیرد  برداشت کند و به زبان ساده تر،‌  هر عالمی که ظاهر فریبنده تر و‌ سیاه بازتر ،‌ ریشی درازتر و عمامه ای بزرگ تر بر سر گذارد ،‌ خانه ای وسیع تر و اموالی بی حساب نیاز دارد ! شأن این در مرغ و ماهی است ! و اگرعالمی در کنج مسجدی در جنوب شهر روی حصیر زندگی کند و ‌خوراکش نان جو و پنیر باشد ‌اگر ازعلم و سوادِ بیشتری هم برخوردار است  ،‌ او در شأن خودش بماند !که هر عالمی شأنی دارد!

 اما علی (ع) که هم معلّم وعالم دینی است وهم داماد پیامبر خداست ،‌‌ دردوران حاکمیتش با آنکه ‌ بیت المال را در اختیار دارد ،‌ اما هیچ ادعائی ازشأن ندارد ،‌ زیرا او مطیع خداست و خداوند شأن دنیائی و استثنائی برای او قائل نشده به طوری که ” ابن انتره“ راوی مشهور می نویسد :

در فصل زمستان او را با یک عبای نازک بر دوش  دیدم که می لرزید ،گفتم :‌ ای امیر المؤمنین مگر برای تو مانند دیگرمردم  سهمی از بیت المال نیست !؟

( مقصود اوحقوق رهبربود ، نه سهم امام) فرمود : درپشت این کوهها دور از چشم ما نیازمندان بسیاری محتاج تر از من نشسته اند ( این ‌علی ثمره فرهنگ تربیت قرآنی است که  شب و روزش را وقف  مردم کرده  امّا باز هم چشم به سهم امام یعنی حقوق زحمتش را ندارد . )

ای پدر: آن شأن را حضرت علی (علیه السلام  ) در خانه استادش رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) دیده بودکه عایشه رضی الله  فرمود : در مـدینه مـاهها می گـذشت و از مـطبخ مـا دودی بر نمی خواست ،‌ غذای ما آب بود و خرما (در حالیکه با قدرت ،‌  انبار غنائم را هم در اختیار داشت).

 قرآن کریم در باره علمای دینی که به دنبال علم تجاری نبودند می فرماید :

یَرْفَعِ اللهُ الَّذِینَ آمَنُواْ مِنکُم وَالَّذِینَ أُوتُوالْعِلْمَ دَرَجات (مجادله /11)

یعنی :خداوند مقام اهل ایمان و دانشمندان عالم را رفیع می گرداند .

***********لباس تقدس************

ای پدر:شمابهترمی دانیدکه مذهب تجاری طبعاًلباس متمایزی را می طللبد ومسیحیان غربی قبل از هدیه کردن صلیب مسیحیت به عنوان علم حسینی به مسجد و تکایای شما ، فرهنگ داشتن لباس متمایز علمای خود را هدیه کرده بود تا همه بدانند در مذهب تفکیک طبقاتی مطرح است ! طبقه مقدس در برابر ناس !(این در حالی بودکه الگوی بشریت پیامبر خدا لباسی مانند دیگر مردم برتن داشت)عالم دربرابر جاهل ! مرید در برابر مراد ! شکل گرفت.

 ‌شما گفتید ما قشر مقدسی هستیم ما جانشین پیامبر خدا هستیم  ، ‌در حالیکه خودتان هم قبول دارید لباس شهرت در اسلام حرام است  و در دوران دینداری  هیچکس لباس متمایزی نمی دید که از دیگران متمایز گردد .

ای پدر: لباس رسول خدا (صلی الله علیه وسلم ) مانند دیگر مردم بود ، هر تازه واردی که به مسجد وارد می شد می پرسید : محمّد کدام است ؟ نه عمامه سیاه داشت نه عبای مخصوص و نه نوری از سرآن حضرت متصاعد می شد و اگر حضرت علی عمامه سفید داشت  این همان دستاری بود که مردم بر سر ابوجهل هم جهت جلوگیری از آفتاب می دیدند و حتی سیاه و سفید بودن آنهم مهم نبود ،‌ امروز که مدعیان مذهبی با گذاشتن عمامه سیاه ادعا می کنند ما سیّد هستیم غافل از این نکته مهم شده اند که خود علی (علیه السلام ) با آنکه سید بزرگشان است عمامه سفید داشت !که هرگاه پیامبر خدا او را از دور می دید می فرمود :‌

جاء علی فی سحاب= یعنی : علی در ابر آمد (که مقصود عمامه سفید بود) .

و خود حضرت امیر در نهج البلاغه خطاب به یاران می فرماید :‌

 اگر شما بند زیبائی بر کفش داشته باشید و قصد فخر فروشـی کـنید شامـل ایـن آیــه می شوید :‌

تِلْکَ الدَّارُ الأَخِرَهُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَایُرِیدُونَ عُلُوَّاً فِی الأَرْضِ وَ لَافَسَاداً وَالعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِین (‌قصص/ 83 )

یعنی: ‌این سرای آخرت را برای کسانی قرار داده ایم که در روی زمین اراده فخر فروشی نداشتند و سرانجام نیک برای متقیان است .

قرآن کریم حدود 300 بار از تقوا سخن به میان می آورد و فقط یکبار زهــد را مطرح می کند (‌‌تقوا یعنی تملک بر خویشتن و حفظ نفس از گناه بدون خود نمائی)

آن روز اوّل که رسول خدا دین را به مردم عرضه می کند ،‌ هیچ امتیاز طبقاتی را برای خود و خانواده اش به همراه نیاورد حتی نگفت طبقه خاصی باید تبلیغ کند .

ای پدر: با به وجود آمدن اختلافات مذهبی  و فرقه فرقه شدن ، لباس متمایز روحانیت شکل گرفت مثلا تا سال 733  ـ هجری قمری علویان مانند دیگرمردم لباس معمولی داشتند . از این سال به بعد بود که یکی از حکام مصر لباس سبز را نشانه سیادت علویان قرار داد ‌و در سال 1004 « سیّد محمّد شریف »  در مصر نشانه برتریت سادات را با قرار دادن رشته ای سبز بر کلاه نشان داد و این به تقلید از یهودیان که رنگ زرد و مسیحیان که رنگ کبود را قبلاً انتخاب کرده بودند صورت گرفت  .

ای پدر: مشکل عظیم تر و وسیع تر از این حرفهاست ،‌ از زمانی که فتوا جایگزین دلیل شد یک حالت تقدس  و عبادت هم از طرف مذهبی ها متوجّه مرجع شد(این نوع عبادت در اکثر مذاهب دنیا متداول است ) و قرآن کریم خبر از شرک آنان می دهد .

وَ إنْ أطَعْتُمُو هُمْ إنَّکُمْ لِمُشْرِکُون  ( انعام / 121 )

یعنی : اگر از آنان پیروی کنید شما هم مشرک می شوید .

متأسفانه این حالت تقدس میدان وسیعی یافت  به طوری که‌ هرکس سخن از دین و مذهب به میان آورد جامعه با دید بهتری به او نگاه می کند !‌ دستش را می بوسند!‌ بارش را به منزل می رسانند !‌ اقتصادش را تأمین می کنند ! او شخصیتی نورانی می شود !‌ کفش جلوی پایش جفت  شده !‌ و سرانجام او یک کاسب مذهبی می شود که مریدان پولدار با احترام در صف اوّل دور او را گرفته  و‌ او را صاحب محراب و مسجد می کنند .

ای پدر:

شما که لباس تقدس برتن گــرفته اید و خود به تــقدس خـــویش درجـات و مراتبی   بخشیده اید (ثقه الاسلام ، حجه الاسلام ، آیه الله و سرانجام آیه العظمی همچنان تا نمایندگی خدا برروی زمین !) باید بدانید که این مردم تقدس جوی لباس  پرست اربابانی چون شما را لازمه زندگی خود می دانند به طوری که مرحوم کسروی از نوع شما می گفت :

این مردم شخص پرست و لباس پرستی را که من می بینم در سیر تکاملی مذهب شیعه  بزودی آقایان را تا رسیدن به یک حکومت یاری خواهند کرد!

ای پدر : مگر شما برای این لباس و این القاب استناد شرعی دارید؟!

إِن هِیَ إِلَّا أَسمَاءٌ سَمَّیتُمُوهَا أَنتُمْ وَ آبَاؤکُم مَّاأَنزَلَ اللهُ بِهَا مِن سُلطَانٍ إِن یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ مَا تَهْوَی الأَنفُس( النجم/23)

یعنی:آنها نامهائی هستند که شما و نیاکانتان قرار دادید ولی خداوند دلیلی بر آن نازل نفرموده و شما (مشرکان) جزاز خواسته های نفستان پیروی نمی کنید!

ای پدر: آسوده باش که پیروان شما عاشق تقدس بخشیدن هستند و به شما تا بینهایت بها می دهند!

یادت هست که دست مرا گرفتی و در تشییع جنازه چند هزار نفری فاحشه و رقاصه مشهور تهرانی ”مهوش“ شرکت کردی و می گفتی او زن با تقوایی بود در آمدش را صرف فقرا و یتیمان می کرد ؟! او شیرخوار گاه ساخته است!؟

یادت هست مدتی بعد باز دست مرا گرفتی و در تشییع جنازه چند هزار نفری جهان پهلوان ”تختی“ شرکت کردی و باز گفتی : او هم قهرمان بود هم مجاهدی باتقوا؟!

یادت هست که مرا به زیارت ”شاه عبدالعظیم“ بردی و چون به قبر ”ناصرالدین شاه قاجار“ رسیدی گفتی فاتحه بخوان که او در زمان زیارت همین آقا شهید شد!

امروزکه با پیام خدا آشنا هستم می بینم که جمعیّت مذهبی امروزهمان جمعیت مذهبی دیروزند که هنوز هم پیروِ شهرت هستند و به هر شهرتی تقدس می دهند جبار ، فاحشه ، قهرمان و این تقدسِ ازنوع مذهب شماست نه دین من!

یادم هست مرحوم پرورنده را درشمال تهران که دهها هزار نفر از سراسر دنیا از دستان پـرانرژی او شفای کامـل یـانسبی گرفـتند کـه اگـر مـذهبی ها می توانستند او را راضی کنند و لباس تقدس برقامتش گیرنداز وجودش بت دیگری می ساختند ! که تا زنده بود خاک زیرپایش را به غارت می بردند و دستمال برلباسش می کشیدندو چون می مرد حرم و بارگاهش شفاخانه می شد؟!

(چون راضی نشدسرانجام خدمت به مسلمانان مذهبی را رها کرد وبه شفای بیماران در آمریکا پرداخت )

و نکته مهم این بود که مذهبی ها می گفتند امامزادهای ما شفا می دهند ! چطور این انسان زنده شفا می دهد؟! اگر ما قبرامامانمان را کعبه و زیارتگاه کرده ایم  دلیل داریم ! که آنان شفا می دهند! و غافل از اینکه گاهی این شفا در دستان انسان زنده قرار می گیردکه نه ادعای کرامت می کنندونه ادعای امامت و اعجاز، بلکه آن رالطف ومرحمت خدائی می دانندوازآن راه ارتزاق هم نمی کند

ای پدر:درفرهنگ تربیتی دینی من جائی برای  تقدس رقاصه و شاهان جبار و تقدیس علمای مذهب نیست و جایگاه  عالم در دین من نشان دادن  راه هدایت در کتاب و سنت است نه تقدس جسم و لباس .

ای پدر :چه کسانی علی محمّد های باب را میدان دادند ! آیا او در دوران مذهبی ها وارد میدان شد یا در دوران دینداران! او زمانی آمد که مردم عاشق لباس تقدس بودند و او در لباس تقدسِ یک روحانی  به میدان آمد!مگر او یک روحانی نبود؟!

روزگاری که دین بود و مذهب نبود عالم دینی لباس تقدس و تجارت بر تن  نداشت هرگاه مشکلی پیش می آمد مردم بر گردد آنان بر طبق سنت نبوی در مسجد حلقه می زدند مشکل را بر کتاب خدا عرضه کرده بر مبنای استدلال عقل وفطرت کسب تکلیف می کردند!امروزشمادر جامعه مذهبی اتان چه می کنید؟!

مخورصائب فریب زهد از عمامه زاهد

                                                       درین گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می پیچد                 ( صائب تبریزی)

سایت نوار اسلام

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

برای تقویت حافظه این 7 کار را انجام دهید

میان بالا رفتن سن و کاهش کارایی حافظه رابطه مستقیمی وجود دارد و دانشمندان ثابت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *