خانه / فرهنگ و جامعه / کودکان / تربیت فرزندان در اسلام (۱)

تربیت فرزندان در اسلام (۱)

مؤلف: یوسف محمدالحسن

 مترجم: عبدالله دارابی

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: ﴿وَٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبۡ لَنَا مِنۡ أَزۡوَٰجِنَا وَذُرِّيَّٰتِنَا قُرَّةَ أَعۡيُنٖ وَٱجۡعَلۡنَا لِلۡمُتَّقِينَ إِمَامًا ٧٤﴾ [الفرقان:۷۴].

«مؤمنان کسانیند که می‌گویند: پروردگارا! همسران و فرزندانی به ما عطا فرما که باعث روشنی چشمانمان گردند و ما را پیشوا و قدوۀ پرهیزگاران بگردان».

و می‌فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ قُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ وَأَهۡلِيكُمۡ نَارٗا وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلۡحِجَارَةُ عَلَيۡهَا مَلَٰٓئِكَةٌ غِلَاظٞ شِدَادٞ لَّا يَعۡصُونَ ٱللَّهَ مَآ أَمَرَهُمۡ وَيَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ ٦﴾ [التحریم:۶].

«ای مؤمنان! خود و خانوادۀ خویش را از آتش دوزخی برحذر دارید که هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌ها است فرشتگانی بر آن مأمورند که خشن و بسیار سختگیر و زورمند هستند و در آنچه به آسمان‌ها دستور داده می‌شود نافرمانی نمی‌کنند و همان چیزی را انجام می‌دهند که بدان مأمورند».

از ابوهریرهس نیز روایت شده است که: پیامبر خدا ج فرمودند: (هرگاه که انسان مُرد پروندۀ اعمالش بسته می‌شود. مگر سه چیز نباشد: صدقۀ جاریه‌ مانند ساختن مسجد، جاده و غیره، علمیکه دارای نفع و فایده باشد و نفع آن به دیگران برسد و فرزند صالحیکه برای ایشان دعای خیر کند). به روایت مسلم

مقدمه

الحمد لله رب العالمین والصلاة والسلام علی أشرف الأنبیاء والمرسلین وعلی آله وأصحابه أجمعین!

بسیار بر سر زبان مردم جاریست و گفته می‌شود که فلان دولت، دولتی قوی و نیرومند است و فلان امت، امتی توانا و دارای مقامی والاست و کسی فکر نمی‌کنند که با چنین دولتی به علت توان و قدرت فوق‌العاده‌اش بجنگند.

یکی از پشتوانه‌های این نیروها، قدرت اقتصادی، نظامی، علمی و فرهنگی می‌باشد و از همۀ این‌ها مهمتر، قوت و نیروی بشری است؛ زیرا نیرو و قدرت بشری، اساسی است که نیروهای دیگر مبتنی بر آن هستند. اسلحه هر چند پیشرفته و متنوع باشد تا وقتی که کسی نباشد آن را به کار ببرد و از آن استفاده کند، نفعی ندارد. اموال و دارایی‌ها نیز هر چند زیاد باشد، اگر کسی نباشد که آن را به کار بیندازد و آن را در جهت‌های صحیح و درست بکار ببرد بدون فایده می‌باشد مادام از این جهت می‌بینیم که امت‌های دیگر به آماده کردن افراد و رشد و پرورش دادن فرزندان و آماده کردن امکانات آن‌ها اهتمام خاصی داده‌اند تا برای مردم و وطنشان خدمتگزارانی باشند و بدان‌ها خدمت کنند.

شایسته است مسلمانآن‌هم به تربیت افراد و فرزندان خود اهتمام ورزند و بدان‌ها توجه کنند تا به آن درجه از خیریّت و خوب بودن برسند که امت اول محمد ج رسیدند: خوب بودنیکه خداوند آن‌ها را وصف می‌فرماید به اینکه: ﴿خَيۡرَ أُمَّةٍ أُخۡرِجَتۡ لِلنَّاسِ تَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَتَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ﴾ [آل عمران:۱۱۰].

«شما خوب‌ترین امتی بودید که به سود مردم آفریده شدید از آن جهت که امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید».

بعضی خوب بودنشان به خاطر اعمال‌شان و انجام کار دعوت و دستور به معروف دادن و نهی از منکر کردن است نه چیز دیگر و لازم است مسلمانان خودشان را از این گودال و سقوطیکه به آن دچار شدند و شأن و منزلت خود را گم کردند بیرون آمده و بیدار شوند تا حال و وضعیت آن‌ها نیز مانند سایر امت‌های دیگر نشود. همانطور که رسول‌الله ج از آن خبر داده و فرموده است. (نزدیک است که امت‌های دیگر بر شما حمله کنند همانطور که خورندگان بر خوراک حمله می‌کنند. فردی از آن میان گفت: آیا از کم بودن تعداد ماست؟ فرمود: بلکه تعداد شما زیاد است ولکن خس و خاشاک و آشغال هستید. مانند خس و خاشاک بالای آب و خداوند، ترس و هیبت شما را از دل دشمنانتان بیرون می‌آورد و خداوند در دل‌هایتان وهن قرار می‌دهد. یکی گفت: یا رسول‌الله! وهن چیست؟ پیامبر ج فرمودند: حب و دوستی دنیا و کریه و ناپسند دانستن مرگ و یا از مرگ بیزار بودن و به دنیا چسبیدن). ناصرالدین الألبانی، سلسلة الأحادیث الصحیحة، ج ۲، حدیث ۹۵۸٫

موضوع این کتاب نیز گامی است که بدین منظور برداشته شده است.

اهمیت خانواده در اسلام

خانواده چه در جامعه‌های اسلامی و یا غیر اسلامی در تربیت و پرورش دادن نقش زیادی دارد، زیرا اولین مکان و پرورش‌گاهی است که طفل در آن‌جا رشد می‌کند و پرورش می‌یابد و از افراد آن خانواده متأثر می‌شود. در نتیجه خطرناک‌ترین و مهم‌ترین مرحلۀ تربیت بچه، سال‌های اول زندگی او یعنی سال‌های قبل از مدرسه رفتن است؛ زیرا آنچه در این سن در دل بچه کاشته می‌شود بسیار عمیق و ریشه‌دار است. به طوری‌که هرگز کسی نمی‌تواند آن را از بین ببرد و یا تغییر دهد.

از این‌جاست که خانواده در ساختن جامعه نقش بزرگی ایفا می‌کند؛ زیرا سنگ اساس و زیربنای ساختن جامعه است و اولین دانش‌گاه و یا پرورش‌گاهی است که افراد را تربیت می‌کند و پرورش می‌دهد و آن‌ها را فارغ‌التحصیل می‌نماید. دشمنان اسلام در این مسألۀ بسیار حساس، کوتاهی نکرده‌اند و برای نابودی خانواده و ویران کردن آن تمام سعی و تلاش و امکانات خود را به کار گرفته‌اند. نمونه‌های زیر از جمله رو‌ش‌هایی است که برای به تحقق رساندن برنامه‌هایشان به کار برده‌اند:

  • زن مسلمان را فساد کردن و دعوت آن‌ها به شانه خالی کردن از مسئولیت تربیت و پرورش و آماده کردن نسل آینده و بی‌توجهی به آنان یا وظیفۀ خود را فراموش نمودن.
  • فاسد کردن نسل و سعی در جهت فاسد بارآوردن آن‌ها؛ به طوریکه آن‌ها را چنان تربیت کنند که دور از آغوش و دامان خانواده و پدر و مادر باشند تا آسانتر بتوانند آن‌ها را فاسد کنند.
  • فاسد کردن جامعه از طریق انتشار فساد و فراگیر شدن فساد در میان مردم، یعنی آنچه که افراد، خانواده و جامعه را به تمامی و کاملاً ویران کرده و از بین می‌برد.

علمای مسلمان در قرون گذشته برای تربیت اهمیت فوق‌العاده قایل بوده و بدان بسیار اهمیت داده‌اند. از جمله کسانی‌که از وظیفۀ والدین در برابر فرزندان‌شان سخن گفته‌اند ابوحامد الغزالی می‌باشد که فرمودند: بدان‌که بچه امانتی است در نزد والدین و قلب پاکش جوهری ساده و پاک است و از هرگونه نقشی و صورتی خالیست و پذیرایی هرگونه نقشی می‌باشد و به هر جهت رانده شود تمایل پیدا می‌کند. اگر خیر و خوبی را به او یاد دهند به آن عادت می‌کند و پدر و مادرش در هر دو دنیا سعادتمند می‌شوند و هر انسانی می‌تواند معلم و مربی او باشد و اگر شر و بدی به او یاد داده شود بدان خوی می‌گیرد و عادت می‌کند و اگر مانند بهائم و حیوانات رها شود بدبخت و نابود می‌شود در نتیجه گناهش بر گردن ولی و پدر و مادر می‌باشد. پس واجب است که آن را نگهداری کنند و ادب نمایند و اخلاق خوب و شایسته را به او تعلیم دهند و او را از رفقای سوء و بد حفظ کنند و خوشگذرانی و تنعم را جز عادتش نکنند و اسباب رفاه و خوشگذرانی را در نزدش محبوب نگردانند؛ زیرا وقتی که بزرگ شد عمر شریفش در به دست آوردن آن‌ها ضایع می‌شود. تربیة الأطفال في رحاب الإسلام في البیت والروضة، ص ۴۱٫

هدف از تربیت نوجوان در اسلام

بسیاری از نویسندگان و محققان دربارۀ این مسأله سخن گفته‌اند و در این مجال سخنان مفصل و مفیدی ذکر کرده‌اند. اما قول و گفتار آن‌ها را می‌شود این‌گونه خلاصه کرد: «واضح و روشن است که هدف از تربیت فرد در اسلام یک هدف واضح و محدود است و آن‌هم، فرد را خداپرست بارآوردن و او را برای عبادت و پرستش خداوند تبارک و تعالی آماده کردن است.

در این‌جا از حرف و سخن بی‌نیازیم؛ زیرا دین اسلام دارای ویژگی شمولیت می‌باشد و عبادت را در نماز و روزه و حج خلاصه نکرده است، بلکه هر کاری‌که مسلمان انجام دهد و قصد تقرب به خدا را داشته باشد و هدفش رضایت خداوند باشد، عبادت محسوب می‌شود. المؤثرات السلبیة في تربیة الطفل المسلم وطرق علاجها، ص ۷۶٫

اهتمام دادن به بچه قبل از به دنیا آمدن

اهتمام دادن به بچه قبل از به دنیا آمدن و مرحلۀ قبل از ولادتش شروع می‌شود و آن‌هم با انتخاب زن صالحه می‌باشد. زیرا رسول الله ج که ناصح و معلم هر مسلمانی می‌باشد، به کسیکه ازدواج می‌کند، می‌فرماید: «فاظفر بذات الدین تربت یداك». به روایت مسلم، بخاری و… «زنی را انتخاب کن که دیندار باشد در نتیجه خوشبخت می‌شوی».

زن نیز باید شوهری مناسب برای خود انتخاب کند که دارای دین و اخلاق خوب باشد؛ زیرا پیامبر خدا ج، اولیای دختران را متوجه این مسأله مهم می‌کند و می‌فرماید: «إذا جاءکم من ترضون دینه وخلقه فزوجوه، إلا تفعلوا تکن فتنة في الأرض وفساد عریض». به روایت ترمذی. «وقتی که کسی نزد شما برای خواستگاری آمد و از دین و اخلاقش راضی بودید او را رد نکنید و دختر را به ازدواجش درآورید و اگر چنین کاری را نکنید فتنه و فساد در زمین برپا می‌شود».

در توجه کردن به بچه قبل از ولادت، باید به پیامبر ج اقتدا کرد که به ما دستور داده و می‌فرماید: اگر یکی از شما با زنش نزدیکی کرد این دعا را بخواند و بگوید: «بسم‌الله، اللهم جنبنا الشیطان وجنب الشیطان ما رزقتنا، فإنه إن قدر بینهما ولد لم یضره شیطان». به روایت مسلم، بخاری و اصحاب سنن. «خداوندا! شیطان را از ما و از آنچه رزق و روزی ما گردانیدی دور گردان! اگر تقدیر الهی چنین باشد که بچه‌دار شوند شیطان به آن بچه ضرری نمی‌رساند».

توجه به بچه در دوران جنینی

انسان مسلمان از عظمت این دین تعجب می‌کند؛ زیرا واقعاً دین رحمت و نیکوکاری و دلسوزی است. همچنانکه به بچه قبل از خلقتش توجه خاصی داشت، در زمان جنینی و وقتی که در شکم مادر است نیز توجه می‌کند و برای او ارزش قایل است. مثلاً به مادر اجازه داده که در ماه رمضان به خاطر جنین روزه‌دار نباشد. پیامبر فرمودند: «إن الله وضع عن المسافر شطر الصلاة والصوم عن المسافر والمرضع والحبلی». به روایت ابوداود، ترمذی، و نسایی. ناصرالدین الالبانی اسناد آن را خوب دانسته است. «خداوند نماز را برای مسافر کوتاه کرده و افطار کردن را برای مسافر و زن شیردهنده و حامله جایز دانسته است».

لازم است مادر برای جنینیکه در شکمش است دعای خیر کند و از خداوند بخواهد که فرزند صالحی باشد و برای والدین و تمام مسلمانان نافع باشد. البته از جمله دعاهای مستجاب، دعای والدین برای فرزند است.

توجه کردن به فرزند بعد از ولادت

سنت است بعد از ولادت فرزند، پدر یا ولی یا کسانیکه در اطراف او هستند امور زیر را انجام دهند.

۱- بشارت دادن و تبریک گفتن در وقت ولادت بچه

وقتی که بچه متولد شد به خویشان و نزدیکان و دوستان بشارت دهند. و از این طریق سرور و شادی را برای آن‌ها به ارمغان بیاورند. خداوند تبارک و تعالی در قرآن در داستان ابراهیم با فرشتگان می‌فرماید: ﴿وَٱمۡرَأَتُهُۥ قَآئِمَةٞ فَضَحِكَتۡ فَبَشَّرۡنَٰهَا بِإِسۡحَٰقَ وَمِن وَرَآءِ إِسۡحَٰقَ يَعۡقُوبَ ٧١﴾ [هود:۷۱].

«همسر ابراهیم در حالیکه ایستاده بود خندید ما بدو تولد اسحاق و به دنبال وی تولد یعقوب را مژده دادیم».

و داستان زکریا÷ فرموده‌اند: ﴿فَنَادَتۡهُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَهُوَ قَآئِمٞ يُصَلِّي فِي ٱلۡمِحۡرَابِ أَنَّ ٱللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحۡيَىٰ﴾ [آل عمران:۳۹].

«زکریا در حالیکه در محراب ایستاده بود نماز می‌خواند فرشتگان او را صدا زدند که خداوند به تو مژده یحیی داد».

اما دربارۀ تبریک گفتن عبارت خاصی از رسول‌الله ج وارد نشده است مگر آنچه که عایشه ام‌المؤمنینل بیان کرده که فرمودند: (بچه‌ها را نزد پیامبر ج می‌آوردند برای آن‌ها دعای خیر می‌کرد و آن‌ها را تحنیک می‌کرد)به روایت مسلم و ابوداود. و از ابوبکربن المنذر روایت شده که فرمودند: «از حسن بصری روایت شده است که مردی نزد او آمد و مرد دیگری نزد او بود که تازه بچه‌دار شده بود، به او گفت تبریک می‌گویم که بچۀ شما اسب‌سوار است. امام حسن گفت: تو از کجا می‌دانی که اسب‌سوار است یا خرسوار؟ آن مرد گفت چس چه بگویم. امام گفت: بگو موهوب شما مبارک باشد و شکر واهب یا بخشنده راه به جای بیاور و خداوند رزق و روزی خوبی به تو عطا کند عُمر خودش را سپری کند). تحفة الودود في أحکام المولود، ابن القیم الجوزیة.

۲- اذان گفتن در گوش نوزاد

ابورافعس گفت: رسول‌الله ج را دیدم که در هنگام به دنیا آمدن حضرت حسن بن علی در گوش حسن اذان گفت. به روایت ابوداود و ترمذی.

شاید حکمت این کار این باشد که اذان که متضمن عظمت خدا و شهادتین است، اولین صدایی باشد که به گوش نوزاد می‌خورد. اذان در دور کردن و راندن شیطان تأثیر زیادی دارد (والله اعلم)؛ زیرا شیطان بسیار تمایل دارد که این نوزاد را اذیت کند و مصداق این حدیث است که رسول‌الله ج فرمودند: «إذا نودي الصلاة أدبر الشیطان له ضراط حتی لا یسمع التأذین». به روایت ابوداود و ترمذی. «هرگاه برای نماز ندا زده شود شیطان پشت می‌کند تا اذان را نشنود».

۳- تحنیک کردن «دهان نوزاد را باز کردن و شیرین کردن»

از سنت‌های لازم برای نوزاد، سنت تحنیک می‌باشد و آن عبارت است از نرم کردن و یا جویدن خرما به روشی خاص و دهان نوزاد را شیرین کردن و یا به وسیله هر چیز دیگر که شیرین باشد دهان نوزاد را مالیدن. شیوۀ کار بدین صورت است که: مقداری از خرمای نرم را روی انگشت گذاشته و انگشت را در دهان نوزاد فروکرده و آن را به طرف راست و چپ دهان او مالیده و سعی می‌کنند به صورتی نرم و آرام او را تحریک کنند تا آن شیرینی به دهان بچه برسد و اگر این کار با خرما میسر نشد با هر مادۀ شیرین دیگر نیز درست است.

ابوموسیس فرمودند: «پسر بچه‌ام متولد شد و او را خدمت پیامبر ج بردم پیامبر ج نام او را ابراهیم گذاشت و با خرما تحنیک کرد و برایش دعای خیر و برکت خواند و سپس او را تحویل من داد» به روایت ابوداود و ترمذی.

پزشکان دربارۀ تحنیک کردن بچه، مقالات و گفته‌های فراوانی دارند. یکی از آن‌ها بنام دکتر فاروق مساهل، در یکی از مقالاتش در شمارۀ ۵۰ مجلۀ الأمه چاپ قطر می‌گوید: تحنیک، معجزۀ پیامبران است و بشریت ۱۴ قرن است که می‌خواهد حکمت و هدف آن را بداند. دکترها به این نکته پی برده‌اند تمام بچه‌های کوچک مخصوصاً بچه‌های شیرخوار و تازه متولد شده اگر یکی از این دو کار برایشان پیش بیاید در معرض مرگ می‌باشند:

  • وقتی که در اثر گرسنگی مقدار قند خون کم شود.
  • در اثر آب و هوای سردیکه در پیرامون آن‌هاست درجۀ حرارت بدنشان پایین بیاید. منهج التربیة النبویة للطفل، ص ۵۷٫

۴- نامگذاری

یکی دیگر از حقوق نوزاد بر پدر و مادر اینست که اسم خوبی را برای نوزادشان تعیین کند؛ زیرا از ابووهب الخثعمی روایت شده که گفت، پیامبرج فرمودند: «تسموا بأسماء الأنبیاء وأحب الأسماء إلى الله تعالى عبدالله وعبدالرحمن وأصدقها حارث وهمام وأقبحها حرب ومرة». به روایت ابوداود و نسائی. «فرزندانتان را به اسم پیامبران اسم‌گذاری کنید و محبوب‌ترین اسم‌ها نزد خداوند عبدالله و عبدالرحمن و صادق‌ترین آن‌ها حارث و همام زشت‌ترین آن‌ها حرب و مره است».

نام‌گذاری حق پدر است و می‌تواند آن را به مادر یا جد یا جده و یا کسی دیگر بسپارد.

پیامبر خدا ج به اسم‌های خوب تفال می‌کرد. ابن قیم در تحفه الودود به احکام المولود گفته است که پیامبر خدا ج وقتی که در صلح حدیبیه سهیل بن عمرو را دید فرمود «سهل أمرکم» کارتان آسان می‌شود و وقتی که در مسیرش به دو کوه برخورد کرد، فرمود این دو کوه چه اسم‌هایی دارند، گفتند: مخز و فاضع یعنی (خوارکننده و رسواکننده) از آن‌ها گذر کرد و میان آن‌ها نرفت. تحفة الودود في أحکام المولود، ص ۴۱٫

راه و روش پیامبر ج اینگونه بود که اسم‌های زشت را به اسم‌های خوب تغییر می‌داد مثلاً اسم عاصیه را به جمیله و اسم اصرم را به زرعه تغییر داد.

ابوداود روایت می‌کند که پیامبر ج اسم‌های عاصی و عزیز و غفله و شیطان و الحکم و غراب را تغییر داد و شهاب را به هشام تغییر داد. حرب را أسلم و المضطجع را المنبعث نامید و أرض غفره را خضره نامید و شعب الضلاله را به شعب الهدایه و بنوالزنیه را به بنوالرشده تغییر داد. تحفة الودود في أحکام المولود، ص ۴۱٫

۵- العقیقه

عقیقه عبارت است از گوسفندیکه در روز هفتم ولادت بچه ذبح می‌شود. طبق حدیثیکه سلمان بن عمار روایت کرده که پیامبر ج فرمودند: (همراه غلام عقیقه کنید و برایش حیوانی ذبح کنید و اذیت و آزار را از او دفع نمایید). به روایت بخاری.از حضرت عایشهل روایت شده که پیامبر ج فرمود: (برای پسر دو گوسفند و برای دختر یک گوسفند بکُشید). به روایت احمد و ترمذی.

در نتیجه عقیقه کردن برای نوزاد چه پسر باشد و یا دختر بنا بر قول راجح اهل علم، مستحب است. اما وقت ذبح کردن و کشتن گوسفند، روز هفتم ولادت بچه می‌باشد. اگر در روز هفتم ممکن نبود در هر روزی از روزهای دیگر می‌توان آن کار را انجام داد (والله اعلم).

در میان حیوانات آنچه که برای قربانی کردن درست است، برای عقیقه هم درست می‌باشد. به شرط اینکه گوسفند از شش ماه و بُز از یک سال کمتر نباشند. شرایط دیگر اینکه از هرگونه عیبی سالم باشند.

۶- تراشیدن سر بچه و به اندازه موهایش صدقه دادن

این کار فایده‌های زیادی دارد؛ زیرا با برداشتن موی سر بچه موهای سرش تقویت می‌شوند. همچنین برای بینایی، بویایی و شنوایی مؤثر است و آن‌ها را تقویت می‌کند فایدۀ این هم که به اندازۀ وزن موهای سرش صدقه می‌دهند، کاملاً واضح است.

از جعفر‌ بن محمد روایت شده که فرمودند، پدر گفت: حضرت فاطمه موهای سر حسن، حسین، زینب و ام‌کلثوم را وزن کرد و به اندازۀ وزن آن‌ها صدقه داد. صدقۀ ایشان نقره بوده است. به روایت امام مالک در الموطأ.

۷- ختنه کردن

ختنه کردن یعنی بریدن پوستیکه اطراف و بالای ذَکَر را گرفته و پوستی که بالای فرج دختر بچه قرار دارد.

از ابوهریره روایت شده که گفت پیامبر ج فرمودند: (پنج چیز سنت است: ۱- ختنه کردن، ۲- استحداد، ۳- کوتاه کردن سبیل ۴- گرفتن و یا چیدن ناخن ۵- گرفتن موی زیر بغل).  به روایت بخاری، مسلم و اصحاب سنن.

ختنه کردن برای مردان واجب و برای زنان سنت است (والله اعلم).

این‌ها از جمله آدابی هستند که باید پدر و یا ولی فرزند به آن‌ها توجه خاصی داشته باشد و سعی کند آن‌ها را انجام دهد. اما مردم در وقت ولادت بچه مرتکب خطاها و اشتباهاتی می‌شوند که خلاصۀ از آن‌ها را بیان می‌کنیم:

  • نوشتن و یا خواندن بعضی از آیات قرآن: برای اینکه زن زودتر و یا آسان‌تر بچه را به دنیا آورد، بعضی از مسلمانان به خاطر آسان شدن کار زن و آسان متولد شدن بچه، آیه‌های معینی را می‌خوانند و یا می‌نویسند و آن‌ها را بر گردن زن آویزان می‌کنند. یا آن‌ها را می‌نویسند سپس پاک می‌کنند و یا در آب می‌گذارند و آب آن‌ها را به زن می‌دهند تا بنوشد و یا آب را روی شکم و فرج زن می‌پاشند. تمام این‌ها خرافات و باطل به شمار می‌آیند و هیچ حدیثی در این مورد از رسول‌الله ج وارد نشده است.

در اینگونه اوقات سخت و دشوار راه چارۀ زن اینست که به خداوند پناه ببرد و از خدا بخواهد که دردش را کاهش بدهد و مشکلش را برطرف کند و این بدان معنی نیست که دعا شرعیت ندارد، بلکه رُقیه‌های شرعی بدون اشکال است.

  • مژده دادن و خوشحال شدن به مذکر: این هم از عادات جاهلیت است که اسلام با آن‌ها مخالفت کرده است؛ زیرا خداوند وصف چنین انسان‌هایی را اینگونه بیان می‌کند و می‌فرماید: ﴿وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِٱلۡأُنثَىٰ ظَلَّ وَجۡهُهُۥ مُسۡوَدّٗا وَهُوَ كَظِيمٞ ٥٨ يَتَوَٰرَىٰ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ مِن سُوٓءِ مَا بُشِّرَ بِهِۦٓۚ أَيُمۡسِكُهُۥ عَلَىٰ هُونٍ أَمۡ يَدُسُّهُۥ فِي ٱلتُّرَابِۗ أَلَا سَآءَ مَا يَحۡكُمُونَ ٥٩﴾ [النحل:۵۸-۵۹].

«هنگامیکه به یکی از آن‌ها مژدۀ تولد دختر داده می‌شد صورتش سیاه می‌گردید و مملو از خشم و غم و اندوه می‌شد و خودش را از قوم و قبیله پنهان می‌کرد که آیا این ننگ را بپذیرد و یا او را زنده به گور کند. هان چه قضاوت و داوری بدیکه می‌کردند».

بعضی از افراد نادان در این باره مبالغه می‌کنند و از همسرشان خشمگین می‌شوند که چرا دختر به دنیا آورده است. تا جاییکه حتی کار به طلاق هم می‌کشد. کاش این نادان می‌فهمید که اول و آخر کار در دست خداست چنانکه در قرآن کریم می‌فرماید: ﴿يَخۡلُقُ مَا يَشَآءُۚ يَهَبُ لِمَن يَشَآءُ إِنَٰثٗا وَيَهَبُ لِمَن يَشَآءُ ٱلذُّكُورَ ٤٩ أَوۡ يُزَوِّجُهُمۡ ذُكۡرَانٗا وَإِنَٰثٗاۖ وَيَجۡعَلُ مَن يَشَآءُ عَقِيمًاۚ﴾ [الشوری:۴۸-۵۰].

«هرچه بخواهد می‌آفریند به هرکس که بخواهد دخترانی می‌بخشد و به هرکس که بخواهد پسرانی عطا می‌کند و یا اینکه هم پسران و هم دختران عطا می‌کند و خدا هرکه را بخواهد عقیم و نازا می‌گرداند».

از خداوند می‌خواهیم که همۀ مسلمانان را هدایت کند.

  • فرزندان را به اسم‌های ناشایستۀ اسم‌گذاری کردن: مانند اسم‌هایی که دارای معنای زشت و یا اسم‌ انسان‌های منحرف و یا مردان و زنان ترانه خوان و یا کافران مشهور. با وجود اینکه اسم‌گذاری بچه حق پدر است لذا باید اسم نیکو و خوب بر او بگذارد. یکی دیگر از خطاها و اشتباهاتیکه والدین مرتکب می‌شوند، به تأخیر انداختن اسم بچه است به مابعد هفتۀ اول.
  • ترک کردن عقیقه: با وجود اینکه می‌توان این کار را انجام دهد؛ زیرا عقیقه از سنت پیامبر ج است و از سنت ایشان پیروی کردن مایه خیر و برکت است.
  • ملتزم نبودن به تعداد ذبیحه و یا گوسفندانی‌که سر بریده می‌شوند: بعضی از مردم هستند که حدود ۲۰ حیوان ذبح می‌کنند و تمام کسانی را که می‌شناسد دعوت می‌کند. چنین عقیقه غیر شرعی می‌باشد و بعضی دیگر تعداد آن‌ها را کم می‌کنند. مثلاً برای پسربچه یک حیوان می‌کُشند و این هم باز مخالف شرع می‌باشد. پس لازم است که بدون کم و زیاد کردن میزان مشخص شده، ملتزم به سنت و راه و روش پیامبر ج باشیم.
  • به تأخیر انداختن ختنه تا وقتی که فرزند بالغ شود: این امر نزد بعضی از مردم و قبایل مرسوم است. مثلاً کمی قبل از ازدواج به یک روش وحشیانه جلو مردم او را ختنه می‌کنند. آداب استقبال المولود في الإسلام، تألیف استاد یوسف بن عبدالله العریفی و منابع دیگر.این‌ها بعضی از خطاها و اشتباهاتی هستند که بسیاری از مردم مرتکب آن‌ها می‌شوند. و از آنجاییکه مطالبی را در مورد آداب و سنت‌های وارده در وقت ولادت بچه بیان کردیم، دیگر نیازی به تکرار دوبارۀ آن‌ها نیست؛ زیرا آنچه مخالف این آداب و سنت‌ها باشد از اشتباهات و خطاهای غیر شرعی است که باید از آن‌ها پرهیز و دوری کرد. عایشه عبدالرحمان الجلال، المؤثرات السلبیة في تربیة الطفل المسلم وطرق علاجها.

توجه به بچه در شش سال اول زندگی

اولین مرحلۀ حیات بچه، یعنی شش سال اول زندگی او از خطرناکترین و مهمترین مراحل می‌باشد؛ زیرا در ساختار وجود بچه و شخصیتش بسیار تأثیر دارد. در این سن و سال هرچه در ذهن بچه رسوخ کند آثارش به وضوح و آشکار در دوران رشد و نمو و خصوصاً وقتی که به سن بزرگسالی می‌رسد ظهور می‌کند. لذا مربیان و والدین باید در این سن بسیار به بچه اهتمام بورزند. آنچه واجب است که والدین در این مرحله رعایت کنند و مدنظر داشته باشد عبارتند از:

  • مهر و محبت کردن به طفل از جانب والدین خصوصاً مادر. این نکته واجب و ضروری است تا طفل محبت دیگران را یاد بگیرد. اگر چنین محبتی را احساس نکند، یک بچه خودپسند بار می‌آید و به نسبت دیگران بی‌محبت و بی‌توجه می‌شود.

مادر مسلمان باید نیاز بچه را درک کند و هیچ چیز او را از اینکه به بچه‌اش مهر و محبت به خرج دهد، منع نکند و سرپرستی او را به خوبی رعایت کند؛ زیرا اگر از این نکته کوتاهی کند تمام وجود بچه را نابود کرده و به فساد کشانده است. مهر و محبتیکه خداوند با حکمت و رحمت خودش در دل مادر نهاده به حالت ناگهانی منفجر می‌شود و نیاز بچه‌اش را برطرف می‌کند و جوابگوی نیازهای اوست. محمد قطب، منهج التربیة الإسلامیة، ج ۲٫

پس مادر باید در مورد این کار بسیار کوشا و حساس باشد و هیچ چیزی اعم از کار خارج از منزل یا اختلافات با شوهر و یا…، او را از این کار باز ندارد.

  • بچه را خصوصاً در ماه‌های اول زندگیش به انضباط عادت دهد. به نظر می‌آید که این کار سخت و غیرممکن نباشد؛ زیرا به اثبات رسیده که عادت دادن بچه به شیرخوردن یا قضاء حاجت در وقت مشخص و معلوم در صورت تکرار، امری ممکن و شدنی است. به طوریکه جسم بر این کار عادت می‌کند و منضبط می‌شود. این انضباط و منظم بودن همزمان با رشد طفل، رشد می‌کند تا قدرت محکم‌کاری در نیازها و خواسته‌هایش را در آینده پیدا می‌کند.
  • پدر و مادر برای فرزندشان الگوی نیکو و قدوه باشند و در تمام راه و روش عمومی خود و به ویژه برخورد با فرزندشان ملتزم به منهج اسلام باشند و آداب اسلامی را کاملاً رعایت کنند و گمان نبرند که این طفل کوچک است و به اطرافش توجه نمی‌کند و درک و شعور ندارد و ناخودآگاه در جلو بچه مرتکب انواع خطاها و اشتباهات شوند. این کارها در روان بچه تأثیر بسزایی دارد؛ چرا که توانایی و قدرت بچه در جمع کردن و برداشت کردن چیزی با آگاهی و یا بدون آگاهی بسیار بزرگ‌تر از آنست که ما عادتاً بدان می‌نگریم. ما به بچه با دیدی نگاه می‌کنیم‌که گویی موجود کوچکی است که درک نمی‌کند و آگاهی ندارد. این مطلب درست است حتی تمام چیزهایی را که می‌بیند درک نمی‌کند اما از آن‌ها متأثر می‌شود.

بچه دو دستگاه بسیار حساس در وجودش نهفته است: دستگاه گیرنده و جمع کردن و دستگاه بازگو کردن و حکایت کردن. بعضی اوقات حفظ کردن و درک کردن کم یا زیاد به تأخیر انداخته می‌شود و این بدان معنی نیست‌که چیزی تغییر پیدا کند. بچه دریافت می‌کند و یافته‌های خود را جمع‌آوری می‌نماید حالا چه بدون آگاهی و درک کامل باشد و یا نباشد. از تمام چیزهایی‌که در اطرافش می‌بیند و یا می‌شنود با علم و آگاهی کامل باشد و یا نباشد کورکورانه تقلید می‌کند. محمد قطب، منهج التربیة الإسلامیة، ج ۲٫

  • بچه را به آداب‌های عمومی عادت دهد تا در برخوردش بدان‌ها ملتزم باشد و آن‌ها عبارتند از:

الف: به فرزندش یاد دهد که گرفتن و بخشیدن و خوردن و نوشیدن را با دست راست انجام دهد و وقتی که با دست چپ غذا خورد به یادش بیاورد و به نرمی و آرامی لقمه‌اش را به دست راستش بدهد.

ب: به فرزندش یاد بدهد که در پوشیدن، طرف راست را بر چپ مقدم نماید. یعنی وقتی که لباس و یا پیراهن و یا چیز دیگری می‌پوشد از طرف راست شروع کند و وقتی که لباسش را بیرون می‌آورد از طرف چپ بیرون آورد.

ج: او را از اینکه روی شکم بخواباند نهی کند و کاری کند که او را برطرف راست خوابیدن عادت دهد.

د: او را از پوشیدن لباس و یا شلوار کوتاه برحذر دارد تا به پوشیدن عورت عادت کند و از ظاهر کردن آن حیا کند.

  • او ار از مکیدن انگشتان و خوردن ناخن‌هایش منع کند.
  • او را به میانه‌روی در خوردن و نوشیدن عادت دهد و از پرخوری برحذر دارد.
  • او را از بازی کردن با بینی خود باز دارد.
  • او را عادت دهد که در ابتدای غذا خوردن بسم‌الله بگوید.
  • او را عادت دهد که از جلو خودش غذا بخورد و به غذای دیگران دست دراز نکند.
  • به دیگران و غذای آن‌ها چشم ندوزد.
  • او را عادت دهد که به سرعت غذا نخورد و خوب غذاهایش را بجود.
  • او را عادت دهد که هرچه موجود و حاضر است بخورد و آرزوی چیزهایی که نیست، نکند.
  • او را به مسواک زدن و خصوصاً قبل و بعد از غذا و بعد از بیدار شدن از خواب، عادت دهد.
  • ایثار و از خودگذشتگی در خوردن و بازی کردن را در نزد او محبوب گرداند و به او یاد دهد که احترام برادران و نزدیکان کوچک و بچه‌های همسایگان را رعایت کند.
  • او را به گفتن شهادتین و تکرار روزانۀ آن عادت دهد.
  • به او یاد دهد که بعد از عطسه زدن الحمدلله بگوید و همچنان برای شخصی‌که عطسه می‌کند، دعا کند و بگوید یرحمک الله (خداوند به تو رحم کند).
  • در وقت خمیازه کشیدن دهانش را ببندد، آن را بپوشاند و صدایش را بلند نکند.
  • به او یاد دهد که در مقابل کار خیر دیگران تشکر و قدردانی کند. هرچند که ناچیز و کوچک باشد.
  • پدر و مادرش را به اسم آن‌ها نخواند، بلکه به او بیاموزند که آن‌ها را به لفظ پدر و مادر صدا بزند.
  • جلو پدر و مادر و بزرگ‌تر از خودش راه نرود و به خاطر احترام گذاشتن به آن‌ها قبل از آن‌ها داخل مکانی نشود.
  • به او یاد دهند که در پیاده‌رو راه برود نه در وسط جاده.
  • او را عادت دهند که کثافت و آشغال را بر سر راه‌ها نیاندازد، بلکه خار و خاشاک و آشغال را از سر راه بردارد.
  • به او یاد بدهند با حالت ادب و احترام به دیگران سلام کند و بگوید: السلام علیکم و جواب سلام دیگران را بدهد.
  • الفاظ صحیح و درست را به بچه تلقین کنند و به او یاد دهند که با زبان فصیح حرف بزند.
  • به او یاد دهند که در کارهای مباح، از دستورات پدر و مادر و یا بزرگ‌تر از خود پیروی کند.
  • عناد و لجوج بودنش را معالجه و مداوا کنند و با کمال رغبت و میل او را بر سر حق باز گردانند و اگر خودداری کرد او را مجبور کنند؛ چرا که این برای بچه از ماندن بر سر عناد و لجوجی بهتر است.
  • والدین به خاطر فرمان‌برداری و دور شدنش از کارهای خلاف و ناهنجار از او تشکر کنند و چیزی‌که مورد علاقۀ او است، به عنوان پاداش به او بدهند.
  • او را از بازی کردن محروم نکند، مادام‌که در جای امنی بازی می‌کند گرچه با شن و ماسه و یا بازی‌های دیگری باشد که لباسش کثیف شود؛ زیرا بازی کردن در چنین مرحلۀ برای بچه ضروری است تا جسم و عقل بچه رشد کند و پرورش یابد.
  • او را به بازی‌های سالم مانند فوت‌بال یا بازی با اسباب‌ بازی‌های نظیر ماشین و یا هواپیما و امثال آن‌ها تشوق کند و او را از بازی‌هایی که دارای تصویرهای حرام است مانند تصویر انسان و یا حیوان منع کند و یا آن‌ها را در نظرش زشت جلوه دهد.
  • به او یاد دهد که به مال دیگران به دیدۀ احترام بنگرد و دستش را به مال دیگران از جمله اسباب بازی‌ها و یا خوردنی‌ها، دراز نکند. گرچه اسباب بازی برادرش باشد.

————————————————————————————————————–

منبع: کتاب گذری بر تربیت فرزندان در اسلام

به نقل از سایت تابش با اندک ویرایش

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

فرزندم کم روست و خجالت می کشد و درمان خجالتی

نویسنده: دکتر حسان شمسی پاشا /مترجم : ابراهیم زاهدی فرد فاروقی   خجالت و کمرویی …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *