کودکان

تربیت چه چیز نیست؟(۱)

هنر مربی محروم ساختن کودک از پاسخ‌ها محرک ها و امکانات آماده است تا او به واسطه تلاش و بر اساس تحریک نیاز آن چه را که می خواهد با دست خویش و با کوشش و رنج سازنده بجوید

مولف: دکتر عبدالکریم کریمی

تلخیص: داوود رحمانی

فصل اول

تربیت «برخور دار ساختن» نیست!

هنر مربی محروم ساختن کودک از پاسخ‌ها محرک ها و امکانات آماده است تا او به واسطه تلاش و بر اساس تحریک نیاز آن چه را که می خواهد با دست خویش و با کوشش و رنج سازنده بجوید اولین و سازنده ترین مربی کودک رنج ها و زحمت هایی است که در جریان رشد خویش تحمل می‌کند زیرا آدمی تنها در برخورد با مشکلات و موانع است که خود را می یابد و در محرومیت شدید است  که برخورداری را حس می‌کند. او باید یاد بگیرد چگونه «قدرت» را از درون «ضعف» و «نعمت» را از درون«محنت» «آسایش»را در خلال سختی و بی نیازی را از درون محرومیت و امنیت را از درون ناامنی جستجو کند اما عموم والدین برای تامین امنیت و رفاه و آسایش فرزندان خود به جای پرورش این گونه توانمندی‌های درونی سعی در تامین بنیه های مادی؛ امکانات بیرونی از جمله فراهم آوردن وسایل و ابزار تفریح و بازی؛ گسترش و توصیه محیط مسکونی و تجهیز امکانات رفاهی آنها دارند. و آدمی تنها در هنگامه محرومیت های بیرونی به گنجینه های ثروت درون دست می‌یابد و در مواجهه با موانع سازنده به کشف راههای بالنده پی می‌برد. با گسستن از منابع بیرونی به سرمایه ها و جان مایه های درونی می رسد او با فدا کردن تکیه گاه های بیرونی به خود اتکایی و خودکفایی و خود پایداری نایل میشود.

آورده اند که: «روزگاری مرید و مرشد خردمند در سفر بودند در یکی از سفرهای شان در بیابانی گم شدند در تکاپوی یافتن مقصد شب فرا رسید؛ ناگهان از دور نوری دیدند و با شتاب به سمت آن رفتند دیدند پیرزنی در چادر محقری با چند فرزند خود زندگی می‌کند آنها آن شب را مهمان او شدند و او نیز از شیر تنها بزی که داشت به آنها طعام داد تا گرسنگی راه بدر کنند. روز بعد مرید و مرشد از اطعام و اکرام پیرزن تشکر کردند و به راه خود ادامه دادند و در مسیر مرید همواره در فکر نوع زندگی آن پیرزن بود و اینکه چگونه فقط با یک بز زندگی خود و فرزندانش را می‌گذراند او به این فکر بود که چگونه می تواند به پاس خدمت این پیرزن به رفاه و آسایش او کمک کند. او آرزوی خود را با مرشد خود درمیان گذاشت. مرشد فرزانه پس از اندکی تامل پاسخ داد «اگر واقعاً می‌خواهید به آن ها کمک کنی برگرد و تنها بزی که دارند و با آن تامین معاش می‌کنند بکش!» مرید ابتدا بسیار متعجب شد ولی از آن جا که به  مرشد خود ایمان داشت چیزی نگفت و برگشت و شبانه بز را در تاریکی کشت و از آنجا دور شد… سالهای سال گذشت و مرید همواره در این فکر بود که بر سر آن پیر زن و بچه هایش چه آمده است. روزی از روزها مرید و مرشد وارد شهری زیبا شدند که از نظر رشد اقتصادی و تجارت زبانزد آن منطقه بود سراغ تاجر بزرگ شهر را گرفتند و مردم آنها را به قصری در داخل شهر راهنمایی کردند. صاحب قصر پیرزنی بود با لباس های بسیار مجلل و خدم و حشم فراوان که طبق عادتش به گرمی از مسافرین استقبال و پذیرایی کرد و دستور داد به آنها لباس جدید داده و اسباب راحتی و استراحت فراهم کنند. پس از استراحت آن هانزد پیرزن رفتند تا از رازهای موفقیت وی جویا شوند. زن نیز چون آنها را مرید و مرشیدی فرزانه یافت پذیرفت و شرح حال خود را اینگونه بیان نمود: سال های بسیار پیش شوهرم را از دست دادم و با چند فرزندم و تنها بزی که داشتیم زندگی را سپری می کردیم یک روز صبح دیدیم که  بزمان مرده و دیگر هیچ نداریم ابتدا بسیار اندوهگین شدیم ولی پس از مدتی مجبور شدیم برای گذراندن زندگی با فرزندانم هر کدام به کاری روی آوریم ابتدا بسیار سخت بود ولی کم کم هر کدام از فرزندانم موفقیت‌هایی در کارشان کسب کردند فرزند بزرگترم زمین زراعی مستعدی در آن نزدیک یافت؛ فرزند دیگرم معدنی از فلزات گرانبها پیدا کرد و دیگری با قبایل اطراف شروع به داد و ستد نمود پس از مدتی با آن ثروت شهری را بنا نهادیم حال در کنار هم زندگی می کنیم.

نتیجه اینکه هر یک از ما منابع و تکیه گاه های بیرونی داریم که که تکیه به آن مانع رشد و توسعه وجودمان می‌شود و باید برای دستیابی به ثروت و گنج درون زا منابع و تکیه گاه های بیرونی را فدا کنیم.

وچه زیبا سروده است شاعر که:

من از خزان به بهار از عطش به آب رسیدم؛    من از سیاه ترین شب به آفتاب رسیدم.

عظمت بزرگان نه در« برخورداری ها» بلکه در رنج ها و محرومیت هایی بوده است که در طول زندگی تحمل کرده‌اند و در بستر تحمل سختی‌ها و شکیبایی و خویشتنداری در برابر رنج ها به« خویشتن گستری» نایل آمده اند منظور این نیست که بزرگسالان کودکان را به زجر و شکنجه وا دارند بلکه مقصود آن است که کودکان ما یاد بگیرند که چگونه وجود خویش را در برابر ناملایمات حفظ کنند همچنان که برای مقاوم کردن بدن در برابر ویروس ها و باکتری ها باید آن را واکسینه کرد روان کودک نیز باید به طور دائم از طریق وارد کردن ویروس های مصلحتی مقاوم گردد تا در بزرگسالی و هنگام برخورد با مشکلات واقعی نه مصلحت مهارت مقابله و توان روبرو شدن را داشته باشد.

به همین منظور است که شکسپیر در مفهوم دقیق خوشبختی و سعادت گفته است: «خوشبخت آن است که به زحمتی مبتلا شود و صبر کند!»

بعضی از پدرها و مادرها برای اینکه فرزندانشان را خوشبخت کنند به طور دائم سعی می کنند به تمامی خواسته‌های فرزندان پاسخ  مثبت دهند؛ همه نیازهایشان را برطرف کنند و محیط آنها را از هرگونه رنج و مشکل دور کنند کودکانی که در چنین محیط رشد می‌کنند موجوداتی بدبخت؛ شکننده؛ مفلوک و بی‌کفایت خواهند بود که در هنگام برخورد با کوچک‌ترین حوادث و کمترین مشکلات خود را باخته و احساس افسردگی و یاس و شکست می کنند؛ زیرا یاد نگرفتند چگونه صبوری و شکیبایی کنند. بنابراین؛ هر اندازه یک مربی دلسوز احساس مسئولیت بیشتری برای تربیت متربی خود داشته باشد سعی می کند او را با سختی ها و دشواری های بزرگتری مواجه سازد و تربیت« بلا محوری» را در مقابل« ناز پروری» قرار دهد.

بنابراین؛ یکی از عوامل مهم در شکوفایی استعدادهای کودک و رشد و تعالی شخصیت او برخورد با مشکلات و رنج و بلایی است که او را به مواجهه و مقابله رشد دهنده وا می‌دارد و این بی رحمی است کودکان را از مواجهه با مشکلات دور کنیم و چه زیبا اما متناقض نما گفته است «شکسپیر» که: « من اینقدر سنگدل نیستم که مهربان باشم!» البته این بدان معنا نیست که مربی یا پدر و مادر باید کودک را همیشه به زجر و شکنجه وا دارند بلکه برعکس هدف آبدیده کردن او در برابر زندگی است تا بتواند در برابر ناکامی‌ها؛ سختی ها؛ محرومیت ها و دشواری های زندگی راه سازگارشدن صبوری و خویشتنداری را فرا بگیرد. هدف از این نوع تربیت فراهم کردن زندگی لذت بخش و آسایش بخش است زیرا انسان زمانی می تواند خوشبختی را حس کند که در برابر دشواری‌ها خود را نبازد و در برابر سختی ها احساس آسایش و شادی کنند همانگونه که خداوند بزرگ در قرآن کریم فرموده است: «فان مع العسر یسرا» با سختی و دشواری؛ آسایش و گشایش است! بر اثر برخوردار کردن دائمی کودک از خواسته ها و امکانات رفاهی قابلیت‌ها و توانمندی‌های او در ایجاد مهارتهای زندگی تعطیل و متوقف می‌ماند مراقبت های افراطی؛ حمایت های قیم وار و مواظبت های گلخانه‌ای باعث می شود که کودک در زمینه خود یاری خود رهبری فعالیت های عمومی و تکالیف رشدی و اجتماعی بخش عمده ای از استعدادهایش ناشکفته و مدفون باقی بماند و اگر در این دوره حساس به تحقق و شکوفایی استعدادهایشان پرداخته نشود در مراحل بعدی رشد از ایفای نقش فردی و اجتماعی و انجام وظایف بزرگ و مسئولیت‌های خطیر خود در صحنه های واقعی زندگی باز می‌ماند.

سایت تابش

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی