خانه / حدیث و اصول حدیث / ترک سنت موجب جدال و گمراهی

ترک سنت موجب جدال و گمراهی

بدون تردید سنت‌های رسول‌اکرم صلی الله علیه و سلم دارای نورانیّتی هستند که انسان را به شاه‏راه هدایت و رضایت خداوند جل ‏جلاله خواهند رساند و ترک آن، ضررها و زیان‌های بی‌شماری را در پی خواهد داشت و فاصله انسان را از خداوند متعال و رسول اکرم صلی الله علیه و سلم روز به روز بیشتر خواهد کرد.  لذا در راه اتباع سنت و عمل بر موازین صحیح اسلامی باید بر همان صراط مستقیمی قدم نهاد که خداوند متعال بدان اشاره نموده است و آن، راه و روش و سیره طیبه رسول ‌گرامی صلی الله علیه و سلم می‌باشد. روایت شده است که وقتی حضرت عمر رضی‏الله‏عنه  نزد رسول ‌اکرم صلی الله علیه و سلم آمده عرض کرد: «ما گفتارهای پسندیده‌ای را از یهود می‌شنویم، آیا اجازه می‌دهید که بعضی از آن را بنویسیم؟» رسول اکرم صلی الله علیه و سلم فرمود: «أمتهوکون أنتم کما تهوکت الیهود و النصارى ؟ لقد جئتکم بها بیضاء نقیه و لو کان موسى حیا ما وسعه إلا اتباعی»؛ آیا در دینتان حیران هستید. آنگونه که یهود و نصاری حیران‌اند؟ در حالی که دین شما را پاک و خالص برای شما آوردم و اگر موسی علیه السلام زنده می‌بود جز اتباع من راه دیگری نداشت. (روایت امام احمد وبیهقی/ شعب الایمان)

دین حضرت محمد صلی الله علیه و سلم خالص و کامل می‌باشد و چنان مستغنی است که پس از آن نیازی به پیروی یهود و نصاری باقی نخواهد ماند، حتی اگر پیغمبری اولوالعزم مثل حضرت موسی علیه السلام باری دیگر باز گردد، بازهم نیازی به تکمیل و اتمام این دین از طرف او نخواهد بود تا چه رسد به افرادی دیگر. زیاده‌روی و بدعت‌آوری در شریعت اسلام آثار مخرب بسیاری را بجای می‌گذارد و دروازه بزرگی را از اختلاف و جدل در میان صفوف امت اسلامی می‌گشاید؛ لذا نوآوری در هر حدی که باشد ولو در لباس و عبادت اگر مخالف سنت سنیه رسول‌اکرم صلی الله علیه و سلم باشد بازهم قابل پذیرش نخواهد بود.

چنانچه از حضرت ابوامامه رضی الله عنه روایت شده است که رسول اکرم صلی الله علیه و سلم فرمود: «مَا ضَلَّ قَوْمٌ بَعْدَ هُدًى کَانُوا عَلَیْهِ إِلاَّ أُوتُوا الْجَدَلَ»؛ هیچ قومی پس از آن هدایتی که بر آن بوده‌اند گمراه نمی‌شوند مگر اینکه جدل در میان آنان واقع می‌شود. (روایت امام احمد، ترمذی، و ابن ماجه)

سپس این آیه را تلاوت فرمود: «مَا ضَرَبُوهُ لَکَ إِلا جَدَلا بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ» [زخرف:۵۸]؛ یا عیسی آنها حرف نزدند با تو جز از روی جدال بلکه ایشان قومی خصومت کننده‌اند.

علامه طیبی در تشریح این حدیث می‌نویسد: یعنی کسی که راه هدایت را گذاشته و راه جدل را در پیش گیرد در حالی که حقیقت را می‌داند، حتماً به راه عناد و لجاجت قدم خواهد گذاشت و به مطلوب خود نایل نمی‌گردد مگر با جدال و منازعه. (طیبی، شرف الدین، الکاشف عن حقائق السنه: ۱/۳۴۴)

و در روایت دیگری آمده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم فرمود: «هیچ قومی بدعتی را ایجاد نکردند مگر اینکه مثل آن از سنت برداشته می‌شود؛ پس تمسک به سنت بهتر است از ایجاد بدعت». (روایت امام احمد)

مراد آن است که سنت هر چند در ظاهر عمل کوچکی باشد اما در حقیقت از عبادت‌های بزرگی که خلاف سنت باشد، برتر و افضل‌تر است و ثواب بیشتری خواهد داشت زیرا احیای سنت هر چند کوچک باشد متابعت و پیروی رسول‌اکرم صلی الله علیه و سلم است و موجب رضایت و محبت خداوند جل جلاله  نیز می‌باشد. به عنوان مثال رعایت کردن آداب توالت و عمل نمودن بر مقتضای سنت بهتر و افضل‌تر است از خواندن صدها رکعت نماز نفل بدون درنظر گرفتن شرایط و آداب. علامه ابن امیر حاج در کتاب «مدخل» خویش نوشته است که بعضی از علمای بزرگ در حدیث مشاهده کردند که رسول‌اکرم صلی الله علیه و سلم به بعضی از یاران خود فرمود: «پس از هر نماز سی‌وچهار با الله اکبر و سی‌وسه بار الحمدلله و سی‌وسه بار سبحان‌الله و پس از آن یکبار: «لااله الاالله وحده لاشریک له، له‌الملک و له‌الحمد و هو علی کل شئ قدیر»، بخوانید» (ابوداود: ۱/۲۸۱)

او این حدیث را مشاهده کرده اندیشید که این مقدار کم است، لذا پس از هر نماز هر یکی را صدبار می‌خواند و تا مدتی بر همین منوال عمل می‌نمود، روزی پس از نماز عشاء بخواب رفت، دید که قیامت برپا شده است و در یکی از میدانها همه اهل دنیا جمع هستند. یک یک آواز آمد که تسبیح و تکبیر و تحمید گویان پس از فرایض کجا هستند؟ بیایند و ثواب خویش را حاصل نمایند؟! با شنیدن این آواز بسیاری از مردم بدان سو دویدند و او نیز همراه آنان بدانجا رسید. و با خود فکر می‌کرد که شاید بیشترین ثواب را من دراین میان دارم. اما متوجه شد که کسی از او نمی‌پرسد، لذا در عجب‌مانده و چون بر اعمال خود یقین داشت، لذا فکر کرد که شاید مرا در آخر و در انظار عموم صدا می‌زنند. پس از اینکه همه افراد انعام خویش را گرفتند و هیچ‌کس نماند این شخص پیش تقسیم‌کننده انعام رسیده شکوه کرد که نامم را چرا نگرفتی؟ تقسم‌کننده گفت: اعتراض تو بیجا هست، نام شما اصلا در این لیست موجود نیست، لذا شرمنده گشته سر را پایین آورد و اندیشید که علم خداوند از ذهول و نسیان و خطا قطعا منزه است و از چنین عیبی مبراست پس چرا من محروم گشتم؟ پس از اندیشه و تفکر بسیار فهمید که عمل ایشان مطابق حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم نبوده است، بلکه در آن زیادتی صورت گرفته است و بدین علت ثواب مخصوص این عبادت بدو نرسید.

مولانا اعزاز علی رحمه الله پس از نقل این واقعه تحریر نموده است: «از این مطلب مشخص می‌شود که بندگان خدا هر اندازه در اقوال و اعمال‌شان بر منهاج نبوت باشند به همان اندازه مورد لطف و عنایت خاصه خداوندی قرار می‌گیرند و هر اندازه از آن دور باشند به همان مقدار به حرمان و خسران نزدیک می‌گردند».

دین نام اتباع و پیروی است

دین در حقیقت نام اتباع و پیروی می‏باشد و معنایش گام نهادن بر حکم خداوند و رسول صلی الله علیه وسلم می‏باشد. حال اگر ما شیوه‏ای را از جانب خود ایجاد کرده، آن را پیروی نماییم بر آن دین اطلاق نمی‎گردد؛ بدعتها در حقیقت کارهایی هستند که به ظاهر دارای ثواب می‏باشند، مثل رسم هفتم، چهلم و سالگرد که در آن قرآن می‏خوانند. اگر کسی بگوید که این عمل شما خوب نیست چون از رسول اکرم صلی الله علیه وسلم و یاران او ثابت نشده است. در جواب می‏گویند: «مگر مرتکب چه گناهی شده‏ایم، ما که به تلاوت قرآن مشغول هستیم»! تنها گناهی که اینان مرتکب شده‏اند این است که بر طریقی که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم ما را دستور داده است نمی‏باشد و این جرمی است بزرگ و عظیم. اعمال زمانی نزد خداوند عزوجل مورد قبول است که ساخته و پرداخته عقل ما نباشد بلکه کاملاً مطابق فرموده شریعت باشد.

با مثالی می‏توان این مسأله را واضح نمود، خداوند عزوجل به ما دستور داده است که هنگام مغرب سه رکعت نماز بخوانیم. شخصی به نیت عبادت بیشتر بجای سه رکعت، چهار رکعت می‏خواند حال ببینید این شخص نه دزدی کرده، نه غارتگری کرده و نه هم کار بدی کرده، بلکه یک رکعت اضافه نماز خوانده، که در آن قرآن بیشتر و رکوع و سجده بیشتری انجام داده، اما عاقبت رکعت چهارم آنست که نه تنها خود آن رکعت ضایع می‏باشد، بلکه در بعضی صورت‎ها سه رکعت دیگر را هم فاسد می‏گرداند. (عثمانی، محمدتقی، اصلاحی خطبات۱/۷۵)

حضرت مولانا اعزازعلی استاد برجسته دارالعلوم دیوبند، برای سنت و بدعت فرق بسیار زیبایی را به عنوان مثال آورده است، وی می‏نویسد: اگر در یک محله دو مسجد وجود داشته باشد، یک مسجد از نظر ظاهر بسیار زیبا و دارای نقش و نگارهای گوناگون و بهترین فرش و لامپ‏های زیبا باشد، آب گرمی هم برای وضو فراهم باشد، اما یک مشکل داشته باشد و آن اینکه محرابش به سوی قبله نباشد و مسجدی دیگر در نزدیکی آن مسجد وجود داشته باشد که از لحاظ بنا قدیمی و کهنه، ستونهایش شکسته، سقفش خراب و حصیرهای کهنه‏ای در آن باشد، و برای وضو هم بجز آب چاه چیز دیگری نباشد، اما محراب مسجد بسوی قبله باشد، لذا مسجد اولی گرچه از لحاظ معماری و اسباب ظاهری از معیار بالایی برخوردار است اما چونکه محرابش بسوی قبله نیست نماز خواندن در آن درست نیست و مسجد دومی گرچه بسیار قدیمی است و ساختار خوبی ندارد اما چونکه محرابش بسوی قبله است بسیار با ارزش است. نماز خواندن در آن موجب اجر و مزد می‏باشد. مثال سنت و بدعت نیز اینگونه است که بدعت هر اندازه زیبا و مزیّن باشد، ارزش و قدری ندارد اما سنت به هر اندازه کم باشد بازهم دارای ثواب زیادی است، پس از بیان این مثال مولانا اعزازعلی  می‏نویسد: خلاصه همۀ بحث این است که مقصود بعثت انبیا این بوده است که انسانها آنها را مشاهده کرده و به اعمال و افعال بلکه حرکات و سکنات آنان نیز اقتدا نمایند.

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

شمولیت سنت

نویسنده: امام ابن القیم رحمه الله ترجمه: عادل حیدری رسول خدا صلی الله علیه و …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *