خانه / فرهنگ و جامعه / فکر و دعوت / ثَبات و استقامت

ثَبات و استقامت

بعد از نیم‌نگاهی به تاریخِ پر فراز و نشیبِ اسلام، اسرار و رموزی را در خواهی یافت که در پیروزی و سر بُلندی حماسه آفرینانِ صدرِ اسلام – رضوان الله علیهم اجمعین- نقشِ اساسی را ایفا نمودند؛ رموز و اسراری که تمامِ امتِ اسلامی، با به کار گیریِ آنها از اوضاعِ وخیم و مشمئِز کنندۀ حاضر، نجات خواهند یافت و بر قله های افتخارآمیزِ پیروزی و رستگاری عُروج خواهند کرد.

یکی از عوامل و اسرارِ بزرگی که نسلِ اولِ مسلمانان را پیروز و کامیاب به بار آورد و ایشان را در تمامی معرکه های کارزار، غالبیّت بخشید؛ ثَبات و استقامتِ خلل‌ناپذیرشان در مسیر حق و عدالت بود.

***

هنگامی که طلیعه ی نور، سیاهه ی ظُلمت را شکافت و سپیده‌ی صبح، بر تاریکیی شب غالب آمد و اسلام عزیز در رویارویی با تیره بختی‌ها و خودکامگی ها قرار گرفت؛ بی نوایان و مستضعَفان نسبت به بسیاریی از مردمان، این دین سعادت آور را پذیرفتند؛ زیرا این دینِ آسمانی، ستم دیدگان و رنج کشیدگان را از استبدادِ مستبِدان و ظلمِ ظالمان نجات می بخشد؛ ضعیفان را قوی می سازد و بر قدرتِ قدرت مندانِ سپاس گذار  می افزاید؛ اما ضعیفانِ متکبر را ضعیف تر می سازد و قدرتِ زورگویانِ و شلّاق بدستان را به افول می کشاند؛ مشیّتِ الهی بود که یارانِ پیامبرِ محبوب‌اش  صلی الله علیه و سلم- را مورد آزمایش قرار دهد؛ تا صفِّ یارانِ راستین و پاکباز از صفّ نفاق پیشه گان و سست عنصران جُدا گردد… آری؛ آزمون ها و امتحان های گوناگون و طاقت فرسایی.. گاهی توسّط استهزائات و تمسخراتِ نا عادلانه ی دشمنانِ فرومایه، زمانی به وسیله ی تبعید و إخراج از اماکن و آبادانی ها، زمانی به وسیله ی قتل و کشتار به انواعِ مختلفِ آن – از قبیل: ذبح، تکه تکه کردن اعضا و اندام، مانندِ چوبِ نجّار از میان دو پاره کردن-ها، إعدام و…-؛

مشرکان قرار گذاشتند، در راه ستیز با اسلام و اذیت و شکنجه ی مسلمانان، از هیچ تلاشی فروگذار نکنند، و هر کس به دین اسلام وارد می شد، از طرف آنان  با انواعِ آزار و رنج روبرو می شد، به پیامبر و یارانش تهمت های تمسخر آمیز و دشنام های ابلهانه می دادند. در موردِ افرادِ مسلمانِ ضعیف و بی کس، این شکنجه و آزار به خونریزی تبدیل می شد، افرادی که خویشاوند و فامیل نداشتند؛ تا از آنها دفاع کنند و آنها را از کشتن و تحقیر، حفظ و حمایت کنند، در معرضِ کشتن قرار می گرفتند؛ بلکه آنها را در حالِ شکنجه و اذیت، محبوس می کردند و نگه میداشتند؛ تا یا کافر می شدند یا می مردند، یا از پا در می آمدند. فقه السیره؛ از شیخ محمد غزّالی، ترجمه از: سید محمد طاهر حسینی، ص:145- 147، با اختصار.

***

یاسر و سُمَیَّه؛ از جمله افرادی اند که مورد شکنجه و اذیت های توان فرسا قرار گرفتند و ذِکر ستم کَشی های-شان، قلب ها را پاره‌پاره می سازد و هر خِردمندِ دردمند را به سوی ثَبات و استقامت فرا می خواند. مشرکان، آن ها را همراه با فرزند شان «عمّار» به ریگزارهای سوزان می بُردند، و زمانی که سنگ ها و ریگ ها آتشین تر و داغ تر می شدند، آنها را با حرارت و گرمیی ریگ‌های سوزاننده، عذاب می دادند.

پیامبر  صلی الله علیه وسلم از کنارِ آنها عبور می کرد و با دیدنِ رنج و عذاب دردناک آنها می گفت: “آلِ یاسر! صبر و پایداری نشان دهید؛ وعده‌ی شما بهشت است”. فقه السیره؛ از شیخ محمد غزّالی، ترجمه از: سید محمد طاهر حسینی، ص: 147، با اختصار.

یاسر و سمیه، همواره در رنج و عذاب بودند؛ هر چند که بدانها می گفتند: به محمد کافر شوید و او را دشنام دهید؛ اما آن‌ها بر محمد صلی الله علیه و سلم درود می فرستادند و بر ایمان شان می افزودند؛ سرانجام در راه حق و عدالت، در زیر تازیانه های ابوجهلِ لعین جامِ شهادت نوشیدند و شکم های شان پاره‌پاره شد؛ ولی ثَبات ورزیدند و استقامت کردند.

***

“بلال بن رباح” از جوانانِ سیه پوستِ حبشی بود که در قیدِ اسارت و بردگی ای «امیه بن خلف» قرار داشت. نامِ مبارکش، سرزدِ زبان هاست، از هر طفلی که بپرسی: اولین مؤذن پیامبر صلی الله علیه وسلم کی بود؟ در جوابت خواهد گفت: بلالِ بن رباح رضی الله عنه و أرضاه.

بلال رضی الله عنه از جمله اصحابی است که داستانِ شکنجه شدن هایش، بر اندامت لرزه می اندازد و ثَبات و استقامتِ اعجاب انگیزش، سخت به شِگِفت وادارت می سازد. «امیه بن خلف» وی را در ریگزارانِ حریق کننده ی مکه می انداخت، با شلّاق های آهنین او را ضربه ها می زد و با سنگ ها و ریگ های آتشین بدنش را می پوشانید و درخواستِ نهایی اش از «بلال» این بود که با اشاره ی سر معذرت خواهی کند؛ ولی او در مقابلِ عکس العمل های شدید و جان کاهِ مشرکان ندای جان بخش و دل انگیزِ ( أَحَدٌ، أَحَدٌ) را سر می داد و تعذیب های گوناگونِ دشمنان، رخنه ای در عزمِ آهنین و ثباتِ نا گسَستنیی او ایجاد نمی کرد.

***

 زمانی که ظلم و استبدادِ مشرکانِ قریش نسبت به مظلومان و مستضعفانِ مسلمان شدت می یابد؛ خبّاب بن أرت  رضی الله عنه- به نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌آید و از بیدادگری ها و نا ابالی گری های اَبَرجناورانِ مشرک، شِکوَه می کند و آه و ناله سر می دهد؛ بالآخره رسول معظّم اسلام  صلی الله علیه وسلم او را از سنت و قانونِ تغییر ناپذیر الهی خبر می دهد و می فرماید: (( قبل از شما، در ادیانِ پیشین، مردی را می گرفتند و برایش قبر حفر می کردند و او را زنده بگور می کردند، سپس اره می آوردند و با اره او را از میان شقه و دو نیم می کردند، و یا با شانه های آهنین، گوشت و پوست بدنش را شانه و از استخوان جُدا می کردند، باز هم دست از دین خود نمی کشیدند)). فقه السیره؛ از شیخ محمد غزّالی، ترجمه از: سید محمد طاهر حسینی، ص: 149.

***

عزیزِ خواننده!

آنها، روزهای پی در پی را، در سیاه چالهای ترس آورِ کافران و متمردان سپری می کردند، پس آیا تو چند دقیقه ی کوتاه و اندکی به خاطرِ سربُلندیِ دین خدا رنج کشیده ای؟! گوشت، پوست و تمامِ اعضای آنها بر بالای دار تنیده می شد و از میان دو پاره می شدند، آیا در راه دعوت و مبارَزه خاری به پایت خلیده است؟!

آنچه تا اینجا گفته آمدیم، نمونه های اندکی بود از استقامت و پای داری مجاهدانِ نستوه و سر به کف صدرِ اسلام که خدمت تان عرض شد؛ و ما به خاطرِ عدمِ إطاله ی سخن، به دو نمونه بسُنده کردیم و بس؛

{وَ قُلِ اعمَلُوا فَسَیَرَاللهُ عَمَلَکُم وَ رَسُولُهُ وَ المُؤمِنُون}

 

نوشته: انعام الله رحمانی

منبع: اصلاح نت

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

نقش مسجد در دعوت عمومی

محمّد احمدیان ترجمە: حسن آبیار   الحمد لله رب‌ العالمین، والصلاه والسلام علی خیر خلقه …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *