خانه / مقالات / تزکیه / ثَبات و استقامت

ثَبات و استقامت

نوشته: انعام الله رحمانی

منبع: اصلاح نت

بعد از نیم‌نگاهی به تاریخِ پر فراز و نشیبِ اسلام، اسرار و رموزی­ را در خواهی یافت که در پیروزی و سر بُلندی­ای حماسه آفرینانِ صدرِ اسلام – رضوان الله علیهم اجمعین- نقشِ اساسی را ایفا نمودند؛ رموز و اسراری که تمامِ امتِ اسلامی، با به­کار گیریِ­ آنها از اوضاعِ وخیم و مشمئِزکننده­ی حاضر، نجات خواهند یافت و بر قله­های افتخارآمیزِ پیروزی و رست­گاری عُروج خواهند کرد.

    یکی از عوامل و اسرارِ بزرگی که نسلِ اولِ مسلمانان­ را پیروز و کامیاب به بار آورد و ایشان را در تمامی معرکه­های کارزار، غالبیّت بخشید؛ ثَبات و استقامتِ خلل‌ناپذیرشان در مسیر حق و عدالت بود.

***

هنگامی­که طلیعه­ی نور، سیاهه­ی ظُلمت­را شکافت و سپیده‌ی صبح، بر تاریکی­یی شب غالب آمد و اسلام عزیز در رویارویی با تیره­بختی‌ها و خودکامگی­ها قرار گرفت؛ بی­نوایان و مستضعَفان نسبت به بسیاری­ای از مردمان، این دین سعادت­آور را پذیرفتند؛ زیرا این دینِ آسمانی، ستم­دیدگان و رنج کشیدگان را از استبدادِ مستبِدان و ظلمِ ظالمان نجات می بخشد؛ ضعیفان را قوی می­سازد و بر قدرتِ قدرت­مندانِ سپاس­گذار  می افزاید؛ اما ضعیفانِ متکبر را ضعیف­تر می­سازد و قدرتِ زورگویانِ و شلّاق بدستان را به افول می کشاند؛

 مشیّتِ الهی بود که یارانِ پیامبرِ محبوب‌اش – صلی الله علیه وسلم- را مورد آزمایش قرار دهد؛ تا صفِّ یارانِ راستین و پاک­باز از صفّ نفاق پیشه­گان و سست­عنصران جُدا گردد… آری؛ آزمون­ها و امتحان­های گوناگون و طاقت­فرسایی.. گاهی توسّط استهزائات و تمسخراتِ نا عادلانه­ی دشمنانِ فرومایه، زمانی به وسیله­ی تبعید و إخراج از اماکن و آبادانی­ها، زمانی به­وسیله­ی قتل و کشتار به انواعِ مختلفِ آن – از قبیل: ذبح، تکه­تکه کردن اعضا و اندام، مانندِ چوبِ نجّار از میان دو پاره کردن­ها، إعدام و…-؛

(( مشرکان قرار گذاشتند، در راه ستیز با اسلام و اذیتِ و شکنجه­ی­ مسلمانان، از هیچ تلاشی فروگذار نکنند، و هر کس به دین اسلام وارد می­شد، از طرف آنان  با انواعِ آزار و رنج روبه‌رو می­شد، به پیامبر و یارانش تهمت­های تمسخر­آمیز و دشنام­های ابلهانه می­دادند. در موردِ افرادِ مسلمانِ ضعیف و بی­کس، این شکنجه و آزار به خون­ریزی تبدیل می­شد، افرادی که خویشاوند و فامیل نداشتند؛ تا از آنها دفاع کنند و آنها را از کشتن و تحقیر، حفظ و حمایت کنند، در معرضِ کشتن قرار می­گرفتند؛ بلکه آنها را در حالِ شکنجه و اذیت، محبوس می­کردند و نگه­ میداشتند؛ تا یا کافر می­شدند یا می­مردند، یا از پا در­می­آمدند)).[1]

***

یاسر و سُمَیَّه؛ از جمله افرادی­اند که مورد شکنجه و اذیت­های توان­فرسا قرار گرفتند و ذِکر ستم­کَشی­های­شان، قلب­ها را پاره‌پاره می سازد و هر خِردمندِ دردمند را به­سوی ثَبات و استقامت فرا می­خواند. مشرکان، آن­ها را همرا با فرزند­شان «عمّار» به ریگ­زارهای سوزان می بُردند، و زمانی­که سنگ­ها و ریگ­ها آتشین­تر و داغ­تر می­شدند، آنها را با حرارت و گرمی­یی ریگ‌های سوزاننده، عذاب می­دادند.

پیامبر – صلی الله علیه وسلم-  از کنارِ آنها عبور می­کرد و با دیدنِ رنج و عذاب دردناک آنها می گفت: (( آلِ یاسر! صبر و پایداری نشان دهید؛ وعده‌ی شما بهشت است)).[2]

یاسر و سمیه، همواره در رنج و عذاب بودند؛ هر چند که بدانها می گفتند: به محمد کافر شوید و او را دشنام دهید؛ اما آن‌ها بر محمد درود می فرستادند و بر ایمان­شان می­افزودند؛ سر انجام در راه حق و عدالت، در زیر تازیانه­های ابوجهلِ لعین جامِ شهادت نوشیدند و شکم­های­شان پاره‌پاره شد؛ ولی ثَبات ورزیدند و استقامت کردند.

***

“بلال بن رباح” از جوانانِ سیه­پوستِ حبشی بود که در قیدِ اسارت و بردگی­ای «امیه بن خلف» قرار داشت. نامِ مبارکش، سرزدِ زبان­هاست، از هر طفلی­که بپرسی: اولین مؤذن پیامبر- صلی الله علیه وسلم –  که بود؟ در جوابت خواهد گفت: بلالِ بن رباح – رضی الله عنه و أرضاه-.

بلال – رضی الله عنه- از جمله­ اصحابی­است که داستانِ شکنجه­شدن­هایش، بر اندامت لرزه می­اندازد و ثَبات و استقامتِ اعجاب­انگیزش، سخت به شِگِفت وادارت می­سازد. «امیه بن خلف» وی را در ریگ­زارانِ حریق کننده­ی مکه می­انداخت، با شلّاق­های آهنین او را ضربه­ها می­زد و با سنگ­ها و ریگ­های آتشین بدنش را می­پوشانید و درخواستِ نهایی­اش از «بلال» این بود که با اشاره­ی سر معذرت­خواهی کند؛ ولی او در مقابلِ عکس العمل­های شدید و جان­کاهِ مشرکان ندای جان­بخش و دل­انگیزِ ( أَحَدٌ، أَحَدٌ) را سر می­داد و تعذیب­های گوناگونِ دشمنان، رخنه­ای در عزمِ آهنین و ثباتِ نا گسَستنی­ای او ایجاد نمی­کرد.

***

 زمانی­که ظلم و استبدادِ مشرکانِ قریش نسبت به مظلومان و مستضعفانِ مسلمان شدت میابد؛ خبّاب بن أرت – رضی الله عنه- به­نزد پیامبر – صلی الله علیه وسلم- می‌آید و از بیدادگری­ها و نا ابالی­گری­های اَبَرجناورانِ مشرک، شِکوَه می کند و آه و ناله سر می­دهد؛ بالآخره رسول معظّم اسلام – صلی الله علیه وسلم-  او را از سنت و قانونِ تغییر ناپذیر الهی خبر می­دهد و می فرماید: ((­قبل از شما، در ادیانِ پیشین، مردی­را می­گرفتند و برایش قبر حفر می­کردند و او را زنده بگور می­کردند، سپس اره می آوردند و با اره او را از میان شقه و دو نیم می­کردند، و یا با شانه­های آهنین، گوشت و پوست بدنش­ را شانه و از استخوان جُدا می­کردند، باز هم دست از دین خود نمی کشیدند)).[3]

***

عزیزِ خواننده!

آنها، روزهای پی در پی را، در سیاه­چالهای ترس­آورِ کافران و متمردان سپری می کردند، پس آیا تو چند دقیقه­ی کوتاه و اندکی به­خاطرِ سربُلندیِ دین خدا رنج کشیده­ای؟! گوشت، پوست و تمامِ اعضای آنها بر بالای دار تنیده می­شد و از میان دو پاره می شدند، آیا در راه دعوت و مبارَزه خاری به پایت خلیده است؟!

آنچه تا این­جا گفته آمدیم، نمونه­های اندکی بود از استقامت و پای­داری­ مجاهدانِ نستوه و سر به­کف صدرِ اسلام که خدمت­تان عرض شد؛ و ما به خاطرِ عدمِ إطاله­ی سخن، به دو نمونه بسُنده کردیم و بس؛

{وَ قُلِ اعمَلُوا فَسَیَرَاللهُ عَمَلَکُم وَ رَسُولُهُ وَ المُؤمِنُون}

 

[1]فقه السیره؛ از شیخ محمد غزّالی، ترجمه از: سید محمد طاهر حسینی، ص:145- 147، با اختصار.

[2]همان منبع؛ ص: 147.

[3]همان منبع؛ ص: 149.

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

حج ظاهری و مقصدی

نویسنده:  دکتر صلاح سلطان ترجمه:  واحد ترجمەی پایگاە اطلاع‌رسانی اصلاح در حج ظاهری، ارکان، واجبات …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *