خانه / مقالات / جادو و جادوگری / جادو، جادوگری، فال بینی، تعویذ و علاج آنها – 10

جادو، جادوگری، فال بینی، تعویذ و علاج آنها – 10

دشمنان غیر مرئی و غیر قابل دید

بخش دهم:

در بخش های قبلی در مورد خطرات ایمان و خارج شدن مسلمان از دایرۀ اسلام در مبادرت با جادو بحث مفصلی صورت گرفت، حالا قبل از اینکه در مورد راه های نجات از جادو، حسد، چشم بد و یا چشم زخم صحبت شود، بایستی در مورد دشمنان غیر مرئی و غیر قابل دید کمی بدانیم. انسان زمانی میتواند خودش را آمادۀ جنگ با اهریمن کند که، اهریمن را درست بشناسد، تاکتیک های نظامی و حربی دشمن را تحقیق و بررسی کند، و پلان ها و نقشه هایش را مطالعه و طریقه های حرب دشمن را مورد غور قرار دهد. پس، این دشمن غیر قابل دید که شریرها و بدکاره هایش را بنام شیطان میشناسیم کسیت؟

معنى و منظور از کلمات جن و شياطين (ديو و پري):

جن: در برابر کلمۀ انس مي آيد. اين کلمۀ عربي به معني پوشيده و پنهان شدن مي باشد.

شياطين: جمع کلمۀ شيطان است که بر هر فرد ستمگر و نافرماني از جنس انسان يا اجنه گفته مي شود. بنابراين شياطين تنها نافرمان ها و ستم پيشگان اجنه نيستند.

ابن عبدالبر مي گويد: ” جن نزد اهل كلام و علم زبانشناسي در درجات مختلفي جاي مي گيرند: چنانچه تنها از يک جن نام برده شود به آن مي گويند: جني … اگر منظور آن هايي باشند که با انسان ها همزيستي دارند: عامر يا عوامر (پري)… چنانچه آن هايي باشند که خود را به کودکان نشان مي دهند، به آن ها گفته مي شود: ارواح (اشباح) … اگر پليد و افسونگر باشد شيطان است … و چنانچه از آن حد نيز درگذرد نام او: مارد (ديو) است. اگر از آن حد نيز درگذرد و کارش بگيرد به او: عفريت گويند و جمع آن: عفاريت مي باشد. والله أعلم بالصواب “

اثبات وجود جن:

شيخ الاسلام ابن تيميه – رحمه الله – مي گويد: ” هيچ يک از فرقه هاي اسلامي نه وجود جن را انکار نموده است و نه اين موضوع را که الله متعال، محمد صلى الله عليه و سلم راه به سوي آنان فرستاده است… علت اين موضوع آن است که وجود داشتن اجنه با تواتر و بسياري خبر پيامبران به ناچار معلوم و ثابت گرديده است و بالاجبار معلوم شده که آنان زنده، داراي انديشه و ارادۀ انجام اعمال بوده و حتي براي ايشان نيز اوامر و نواهي بيان شده است.”

دلايل وجود اجنه در قرآن كريم بسيار مي باشد، که ضرورتي به شمردن آن ها نمي بينم چرا که خداوند متعال يک سورۀ کامل را به نام آن ها “الجن” ناميده و در آن از اخبار و سرگذشت و گفته هاي بسياري از آنان ذکر شده است. اما احاديث دال بر وجود اجنه نيز بيش تر از آن است که بشود همه را ذکر نمود.

 

اصل و سرشت آفرينش اجنه:

خداوند متعال اجنه را قبل از آفرينش انسان آفريده بود. دليل اين مدعا، اين آيه از قرآن کريم مي باشد: «وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ». كهف:50.

 يعني: «و [ياد كن] هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم آدم را سجده كنيد پس [همه] جز ابليس سجده كردند كه از [گروه] جن بود و از فرمان پروردگارش سرپيچيد.»

در اين آيه بيان شده که ابليس از اجنه بود و خداوند آنان را پيشتر از آفرينش آدم عليه السلام خلق کرده بود. خداوند متعال مي فرمايد: «وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ (26) وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نَارِ السَّمُومِ (27)». حجر

«و در حقيقت انسان را از گلى خشك از گلى سياه و بدبو آفريديم. و پيش از آن جن را از آتشى سوزان و بى‏دود خلق كرديم.»

مادۀ آفرينش اجنه آتش مي باشد، به دليل آنچه خداوند متعال در قرآن کريم مي فرمايد که: « وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نَارِ السَّمُومِ». حجر: 27

«و پيش از آن جن را از آتشى سوزان و بى‏دود خلق كرديم.»

براي اين آتش مذکور را “نار السموم” خوانده است که به خاطر حرارت شديدي که دارد به منافذ (مسام) بدن داخل مي شود. همچنين خداوند متعال مي فرمايد: « وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ» الرحمن: 15

«و جن را از تشعشعى از آتش خلق كرد.»

مارج زيرمجموعۀ آتش مي باشد، يعني آتش عام و مارج خاص است چون نوعي آتش بدون دود مي باشد. در صحيح مسلم از حضرت عايشه – رضي الله عنها-  روايت شده است که رسول الله صلى الله عليه و سلم فرموده اند: «خُلِقَتْ الْمَلَائِكَةُ مِنْ نُورٍ وَخُلِقَ الْجَانُّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ وَخُلِقَ آدَمُ مِمَّا وُصِفَ لَكُمْ»

«فرشتگان از نور و جنيان از مخلوطي از آتش و آدم از آنچه به شما توصيف شده، آفريده شده اند.»

لازم به گفتن نيست که خلقت اجنه از جنس آتش مستلزم آن نيست که شکل و قيافۀ آنان نيز چون آتش باشد؛ خلقت بشر از خاک است ولي آدميان مانند خاک نيستند. البته خصوصيات آتش در آنان وجود دارد، خصوصياتي مثل سبکسري و نرمي و بي وزني، همانگونه که انسان خصوصيات سنگيني و چگال بودنش را از خاک برگرفته است.

اجنه مانند انسان به دو جنس مذكر و مؤنث تقسيم مي شوند، خداوند باري تعالى مي فرمايد: «وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا» جن: 6.

«و مردانى از آدميان به مردانى از جن پناه مى‏بردند و بر سركشى آنها مى‏افزودند.»

در حديثي از زيد بن ارقم بيان شده که رسول خدا – صلى الله عليه وسلم – مي فرمايد: « « إِنَّ هَذِهِ الْحُشُوشَ مُحْتَضَرَةٌ ، فَإِذَا أَتَى أَحَدُكُمُ الْخَلاَءَ فَلْيَقُلْ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْخُبُثِ وَالْخَبَائِثِ ».

«در اين نخلستان ها (مکان هاي قضاي حاجت) (اجنه) حاضر مي شوند، پس هرکدام از شما هنگام داخل شدن به بيت الخلاء (توالت) بگويد: خدايا از شر شياطين نر و ماده به تو پناه مي برم.» خُبُث – به ضم خاء و باء – به معني: اجنه ي مذكر، و خبائث: جنس مؤنث آنان است.

جن مخلوقی از مخلوقات الله سبحانه و تعالی است كه آن ها را قبل از خلقت آدم از آتش خلق نموده است. همانطوری كه انسان دارای فرزندانی است ابليس نيز دارای فرزندانی می باشد، فرزندانی که الله سبحانه و تعالی در قرآن کریم بدان اشاره میکند که آيا شیطان و فرزندانش را به جای الله تعالی به دوستی می گيريد در حالی كه او دشمن شماست؟

الله سبحانه و تعالی جن و انسان را برای عبادت خود خلق كرده است. كسی كه او را اطاعت كند داخل بهشت می‌شود و هركس او را نافرمانی نمايد داخل آتش می گردد. جن ها نيز به مانند انسان مكلف هستند بعضی از آن ها مؤمن و فرمانبردار و بعضی كافر و نافرمان هستند همان گونه كه الله سبحانه و تعالی می فرمايد كه گفتند. جن و انسان در روز قيامت برای حسابرسی در مقابل پروردگار جهانيان می ايستند آن روز هرگز به تأخير نمی افتد و هيچكس نمی تواند از آن بگريزد.

زمانی كه رسول الله صلی الله صلی الله علیه وسلم در مكۀ مکرمه بودند، الله سبحانه و تعالی جماعتی از جن را فرستاد تا به قرآن گوش فرا دهند كه در نتيجۀ آن متأثر شدند، و تعدادی از جنها هنگام شنيدن قرآن ايمان آوردند.

هر جن و انسانی كه الله تعالی را از روي تكبر نافرماني كند از پيروي كنندگان شيطان است و اگر توبه نكند با او در آتش جهنم محشور مي شود. دوستان پروردگار از انسان و جن در نيكی و تقوا همديگر را ياری می دهند و دوستان شيطان از انسان و جن در گناه و دشمني همديگر را ياري می رسانند.

جن ‌ها به صورت ستون هايی روی هم به طرف آسمان قرار میگرفتند و استراق سمع می كردند و هنگامی كه الله سبحانه و تعالی، رسولش محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم را مبعوث كرد از استراق سمع منع شدند و هركس از آن ها گوش فرا دهد به وسيلۀ شهابها (یا سنگ های آتشین آسمانی) آتش میگيرد. جنها همراه با انسانها در زمين زندگی می كنند اما آن ها ما را مي بينند و ما آن ها را نمی بينيم همان گونه كه الله سبحانه و تعالی در باره ابليس و فرزندانش مي فرمايد:

«إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ»

«او و قبيله ‏اش شما را از آنجا كه آن‌ها را نمي ‏بينيد مي بينند».

و كسی است كه تو را می بيند و دشمن توست در حالي كه تو او را نمی بينی و اين شديدترين نوع خطر است. بنابراين واجب است كه توجه نمود و از آن هميشه برحذر بود و از شياطين انسان و جن خود را حفاظت نمود. دنيای جن دنيای مستقلي می باشد و سرشت آن ها به گونۀ است كه بر انسان پنهان مي باشد. آن ها با انسان از لحاظ عقل و درك و از نظر قدرت اختيار در انتخاب راه خوب و بد مشترك هستند و بدين خاطر جن ناميده شدند چون از ديدگان انسان ها پنهان هستند.

الله سبحانه و تعالی جن را بر انواع و گروه های مختلفی آفريده است. برخي از آن ها خود را به شكل های مختلف از قبيل سگ و مار در می آورند و تعدادی از آن ها پرواز می كنند و كساني از آن ها نيز در جايی وارد می شوند و سپس از آنجا بجای دیگری میروند.

بر علاوۀ این انواع جنیات، هر انسانی دارای همنشينی از جن است، که رسول کریم صلی الله علیه وسلم بخاطر بیم دادن و تحذیر انسان از این فتنۀ بزرگ در وجود خودش است، تا شخص مسلمان تا جائیکه توانش است، میتواند با عبادات، روزه، نوافل، و اعمال نیک، خودش را از این جنی که با او قرین است، محافظت کند. الله سبحانه و تعالی توانائی های به جن داده كه به انسان عطا نكرده است كه از آن جمله سرعت جابجايي و منتقل كردن اشياء است.

عفريت كه یک نوعی از جن بود به سليمان علیه السلام تعهد نمود كه تخت ملكۀ يمن را قبل از بلند شدن از جايش، برايش بياورد. جن ها در زمين كه ما در آن زندگی می كنيم، ساكن هستند و بيشتر آن ها در خرابه ها و مكان های نجس مانند گرمابه (حمام)، طويله، زباله دان و قبرستان زندگی می كنند. به همين دليل پيامبر اکرم صلی الله علیه وسلم ما را بر به كار بردن اسباب هنگام داخل شدن به اين مكان ها هدايت مي كند كه آن اسباب، ذكرهای مشروع مي باشد.

جن ها نيز به مانند انسان كافر يا مسلمان هستند. مسلمانان جن نيز از لحاظ اطاعت و فرمانبري با هم تفاوت دارند. داستان اسلام آوردن اولين جن ها در امت اسلام از عبدالله بن عباس رضی الله عنهما اينگونه روايت شده است: روزی، رسول ‏الله صلی الله علیه وسلم با تنی چند از يارانش به قصد بازار عكاظ، براه افتاد. و اين، زمانی بود كه از دسترسی جِن ها به اخبار آسمان ها، جلوگيری شده بود. و شهاب های آسمانی، آن‌ها را تعقيب مي‏كردند. جن ها وقتی با اين وضعيت روبرو شدند، نزد قوم خويش باز گشتند. قوم شان پرسيدند: چرا برگشتيد؟ جن ها در جواب گفتند: از دسترسي ما به اخبار آسمان ها، جلوگيري شده است. و اگر كسي برای رفتن به آسمان ها، سعی كند، به وسيلۀ شهاب ها تعقيب مي‏شود. آن ها گفتند: حتماً اتفاق خاصی افتاده است. برويد اطراف و اكناف عالَم، بگرديد و علت آن را پيدا كنيد. عدۀ از جن ها مأمور تحقيق پيرامون آن شدند. گروهی كه به طرف تهامه بسيج شده بودند، در آنجا، با رسول‏ الله صلی الله علیه وسلم مواجه شدند. رسول‏ الله صلی الله علیه وسلم در محلی بنام نخله، حضور داشت و عازم بازار عكاظ بود. لحظۀ كه جن ها رسيدند، رسول ‏الله صلی الله علیه وسلم و يارانش در حال خواندن نماز صبح بودند. وقتی صداي قرآن را شنيدند، به آن گوش فرا دادند. سپس به يكديگر گفتند: به خدا قسم همين قرآن است كه از رفتن ما به سوی آسمان‌ها و بدست آوردن خبرهای آسمانی، ممانعت نموده است.

اين بود كه به سوی قوم خود، برگشتند و گفتند:

ای قوم! ما قرآن شگفت انگيزی را شنيديم كه به سوی كاميابي راهنمايی می كند. پس ما به آن ايمان آورده، از اين پس، با پروردگار خود، كسي را شريك نمی گردانيم.

الله سبحانه و تعالی بعد از آن، اين آيات سوره جن را بر پيامبرصلی الله علیه وسلم نازل فرمود:

«قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنْ الْجِنِّ». و آنچه نازل شد، سخن جن ها بود.»

 

ادامه دارد…

نوشته: احمد عارفی

منبع: سایت دعوتگر

ویراستار: سایت اصلاح نت

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

جادو، جادوگری، فال بینی، تعویذ و علاج آنها – 12

امراضی که در اثر حضور جنیات در بدن انسانها به وجود می آید بخش دوازدهم: …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *