خانه / مقالات / جادو و جادوگری / جادو، جادوگری، فال بینی، تعویذ و علاج آنها – 11

جادو، جادوگری، فال بینی، تعویذ و علاج آنها – 11

توانایی، خوراک، جای و مرگ اجنه

بخش یازدهم:

توانايي هاي اجنه:

خداوند سبحان صحنه هايي را از ميزان توانايي اجنه و قدرت مافوق بشري آنان و نيروي که در جوانب معيني در اختيار دارند، به تصوير مي کشد. مثلاً توانايي آن ها در اثرگذاري بواسطۀ وسوسه و تلقين در افراد بدون دخالت عوامل مادي، که شيطان آن را در سخناني که براي دوزخيان پيرو خود مي گويد، به اختصار توضيح مي دهد، در قرآن کريم آمده است: { وَقَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ مَا أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَمَا أَنْتُمْ بِمُصْرِخِيَّ إِنِّي كَفَرْتُ بِمَا أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}. إبراهيم: 22

يعني: «و چون كار از كار گذشت [و داورى صورت گرفت] شيطان مى‏گويد در حقيقت خدا به شما وعده داد، وعدۀ راست و من به شما وعده دادم و با شما خلاف كردم و مرا بر شما هيچ تسلطى نبود جز اينكه شما را دعوت كردم و اجابتم نموديد پس مرا ملامت نكنيد و خود را ملامت كنيد من فريادرس شما نيستم و شما هم فريادرس من نيستيد من به آنچه پيش از اين مرا [در كار خدا] شريك مى‏دانستيد كافرم، آرى ستمكاران عذابى پردرد خواهند داشت.»

از جمله آياتي که بيانگر توانايي اجنه مي باشد، اين فرمايش خداوند متعال در قرآن کريم است که: { وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاءَ فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِيدًا وَشُهُبًا (8) وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَصَدًا (9)} جن: 8- 9

يعني: «و ما بر آسمان دست يافتيم و آن را پر از نگهبانان توانا و تيرهاى شهاب يافتيم. و در [آسمان] براى شنيدن به كمين مى‏نشستيم [اما] اكنون هر كه بخواهد به گوش باشد تير شهابى در كمين خود مى‏يابد.»

ناگفته پيداست که نشستن آنان بر کمينگاه هاي دزديده گوش فرادادن به اخبار آسمان نشانگر توانايي بزرگي است که خداوند به آنان اختصاص داده است، ولي اين توانايي پس از بعثت پيامبر اسلام حضرت محمد صلى الله عليه و سلم ضعيف گرديد. البته اين ضعف از درون و به خاطر از دست دادن توانايي هايشان نبوده که آن برجاي خود باقي است، بلکه به دليل شهاب هايي است که به سوي آنان نشانه مي روند.

 

خوراک اجنه:

از عبد الله بن مسعود رضي الله عنه روايت شده که پيامبر صلي الله عليه و سلم فرمودند: (قَالَ أَتَانِى دَاعِى الْجِنِّ فَذَهَبْتُ مَعَهُ ، فَقَرَأْتُ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنَ). صحیح مسلم و دیگر کتب احادیث.

يعني: «نمايندۀ جنيان نزد من آمد و با آنان رفتم و بر ايشان قرآن را تلاوت نمودم.».

عبد الله بن مسعود مي گويد: رسول الله  صلى الله عليه و سلم ما را با خود برد و آثار آنان و اثر آتش هايشان را مشاهده کرديم. وقتي آن ها از او توشه و زاد درخواست نمودند، آن حضرت صلي الله عليه و سلم فرمود: (لَكُمْ كُلُّ عَظْمٍ ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ يَقَعُ فِي أَيْدِيكُمْ أَوْفَرَ مَا يَكُونُ لَحْمًا وَكُلُّ بَعْرَةٍ عَلَفٌ لِدَوَابِّكُمْ)

يعني: «هر استخواني که نام خدا بر آن برده شود و در دستانتان قرار بگيرد تا جاييکه بشود پرگوشت خواهد گشت و پشگل ها علف چهارپايانتان خواهند شد.» [رواه مسلم]

البته بيان اين دو نوع غذا به اين معني نيست که کل جنيان تنها از اين دو نوع غذا استفاده مي کنند. شايد اين دو مهم ترين خوراکي هاي آنان بوده يا مخصوص برخي از ايشان برحسب گونه ها و مناطقي که در آن زندگي مي کنند باشد.

تغيير يافتن استخوان خالي به استخواني پرگوشت و تبديل سرگين به علف چهارپايان شان خاص مؤمنان ايشان است. در مورد جنيان کافر اين اتفاق نمي افتد بلکه آنان تنها آن غذاهايي را مي توانند بخورند که نام خدا بر آن برده نشده باشد، چنانچه در حديث آمده است: (إِنَّ الشَّيْطَانَ يَسْتَحِلُّ الطَّعَامَ أَنْ لَا يُذْكَرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ).

يعني: « شيطان طعامي را که در آن نام خدا برده نشود، براي خود حلال مي سازد.» [رواه مسلم]

دربارۀ بازداشتن شياطين از خوردن طعام انسان ها که نام خدا بر آن برده شده باشد از جابر رضي الله عنه روايت شده که مي گويد: شنيدم که رسول الله صلي الله عليه و سلم مي فرمود: (إِذَا دَخَلَ الرَّجُلُ بَيْتَهُ فَذَكَرَ اللَّهَ عِنْدَ دُخُولِهِ وَعِنْدَ طَعَامِهِ قَالَ الشَّيْطَانُ لَا مَبِيتَ لَكُمْ وَلَا عَشَاءَ وَإِذَا دَخَلَ فَلَمْ يَذْكُرْ اللَّهَ عِنْدَ دُخُولِهِ قَالَ الشَّيْطَانُ أَدْرَكْتُمْ الْمَبِيتَ وَإِذَا لَمْ يَذْكُرْ اللَّهَ عِنْدَ طَعَامِهِ قَالَ أَدْرَكْتُمْ الْمَبِيتَ وَالْعَشَاءَ)

يعني: «هرگاه شخص به خانه اش داخل شده و در وقت داخل شدن خود و در هنگام نان خوردن خويش نام خدا را ياد کند، شيطان به يارانش مي گويد: نه مي توانيد بخوابيد و نه مي توانيد نان بخوريد، ولي هرگاه داخل شود، و نام خدا را در وقت دخول خود ياد نکند، شيطان مي گويد: جاي شب ماندن خود را يافتيد و هر گاه خدا را در وقت طعام خود ياد نکند، مي گويد: جاي نان خوردن و شب ماندن را يافتيد.» [رواه مسلم]

 

مسكن و خانه هاي اجنه:

نه در قرآن کريم و نه در احاديث صحيح رسول خدا صلى الله عليه و سلم در بارۀ خانه هاي جنيان يا چگونگي زندگي آن ها و اينکه آيا آن ها داراي شهرها و دهاتي مانند انسان ها مي باشند يا در بيابان ها و صحراها مي زيند، آيا با انسان ها در خانه و منازلشان پراکنده اند يا خير، توضيح مفصلي بيان نشده است. جز آنچه در احاديث در مورد مشخص ساختن بعضي از اماكن به اينکه در آن ها شياطين حضور مي يابند آمده است، مثلاً در حديث زيد بن ارقم رضي الله عنه که پيشتر ذکر شد. رسول الله صلي الله عليه و سلم فرمودند: «إِنَّ هَذِهِ الْحُشُوشَ مُحْتَضَرَةٌ، فَإِذَا أَتَى أَحَدُكُمُ الْخَلاَءَ فَلْيَقُلْ اللَّهُمَّ إِنِّى أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْخُبُثِ وَالْخَبَائِثِ»

يعني: «در اين نخلستان ها (مکان هاي قضاي حاجت) (اجنه) حاضر مي شوند، پس هرکدام از شما هنگام داخل شدن به بيت الخلا (توالت) بگويد: خدايا از شر شياطين نر و ماده به تو پناه مي برم.»

خطابي مي گويد: کلمۀ “الحش” در اصل نخلستان پر درخت است که در قديم، قبل از آن که در منازل دستشويي (بيت الخلاء) بسازند، مردم براي قضاي حاجت به آن جا مي رفتند، و معنى (مُحْتَضَرةٌ): در آن اجنه و شياطين به قصد آزار و اذيت ديگران حضور مي يابند و سرک مي کشند.

 

شكل و هيکل اجنه:

از ابي ثعلبه خشني رضي الله عنه روايت شده که رسول الله صلى الله عليه و سلم فرمودند: «الْجِنُّ ثَلَاثَةُ أَصْنَافٍ صِنْفٌ لَهُمْ أَجْنِحَةٌ يَطِيرُونَ فِي الْهَوَاءِ، وَصِنْفٌ حَيَّاتٌ وَكِلَابٌ، وَصِنْفٌ يَحِلُّونَ وَيَظْعَنُونَ»

يعني: «اجنه بر سه گونه اند: گونه اي از آنان بال هايي دارند و در آسمان به پرواز درمي آيند، گونه اي به شکل مار و سگ هستند و گونه ي ديگر اقامت نموده و کوچ مي کنند.» کتب حدیث

شيخ الاسلام ابن تيميه مي گويد: ” اجنه به شکل هاي شتر، گاو، گوسفند، اسب، قاطر و الاغ و نيز به شکل بني آدم هستند، يکبار شيطان بر قريش به شکل يک پيرمرد نجدي ظاهر شد، وقتي در دارالندوه گرد آمده بودند تا رسول خدا صلى الله عليه و سلم را به قتل برسانند يا او را به زندان بيافگنند و يا او را تبعيد نمايند.

در قرآن کريم آمده است: {وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ}

يعني: «و [ياد كن] هنگامى را كه كافران در باره تو نيرنگ مى‏كردند تا تو را به بند كشند يا بكشند يا [از مكه] اخراج كنند و نيرنگ مى‏زدند و خدا تدبير مى‏كرد و خدا بهترين تدبيركنندگان است.»

وقتي که قريش براي خارج شدن براي جنگ بدر گرد آمده بودند و آنچه در جنگ ميان آنان و کنانه رخ داده بود را ياد آوردند، چيزي نمانده بود که از نبرد منصرف شوند، در آن هنگام ابليس به صورت سراقة بن مالك بن جعشم مدلجي – که از اشراف بني كنانه بود – بر آنان ظاهر شد و خطاب به ايشان گفت: من شما را از اينکه گزندي از قبيلۀ کنانه به شما برسد در امان مي دارم. با اين حرف آنان براي نبرد بيرون شدند و شيطان نيز همراه شان بود و از ايشان جدا نمي شد. ولي زماني که نبرد درگرفت و دشمن خدا لشگر خدا را ديد که از آسمان فرود مي آيند پشت به آنان نمود و پا به فرار گذاشت. قريشيان گفتند: کجا مي روي اي سراقه؟ مگر خودت نگفتي که همراه ما هستي و ما را تنها نمي گذاري؟ پاسخ داد: {إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرَى مَا لَا تَرَوْنَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ}. انفال: 48

يعني: «من از شما بيزارم من چيزى را مى‏بينم كه شما نمى‏بينيد من از خدا بيمناكم و خدا سخت كيفر است.»

نشانه هاي بسياري که نشانگر جلوه نمودن اجنه به صورت آدميان هستند، بيانگر قدرت اجنه در به شکل هاي مختلف درآوردن خويش مي باشد. جنيان باهم ازدواج نموده و زاد و ولد مي کنند … خداوند متعال مي فرمايد: { لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ} رحمن: 56

 معني: «دست هيچ انس و جنى پيش از ايشان به آنها نرسيده است.»
کلمه ي “الطمث” به معني: جماع است. دربارۀ زاد و ولد آن ها، خداوند در قرآن کريم مي فرمايد: {أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا} کهف: 50

يعني: «آيا [با اين حال] او و نسلش را به جاى من دوستان خود مى‏گيريد و حال آنكه آنها دشمن شمايند و چه بدجانشينانى براى ستمگرانند.» معني کلمۀ “الذرية” همان اولاد و خانواده مي باشد.

اجنه در کجا زندگي مي کنند؟

از جمله اقامتگاه هاي اجنه گرمابه ها هستند، چنانچه در صحيحين در حديثي از انس رضي الله عنه آمده: که رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم وقتي وارد بيت الخلاء (دستشويي) مي شد مي گفت: [اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الخُبُثِ وَالخَبَائِثِ]

يعني: «خدايا از شر شياطين نر و ماده به تو پناه مي برم.»

همچنين زباله دان ها و ويرانه ها و غارها و حفره ها از اماکن مورد استفادۀ اجنه مي باشند.
آن ها براي خود خانه هم مي سازند. و الله اعلم.

از آنچه را پيامبر صلي الله عليه و سلم بيان داشته اند معلوم مي گردد که آنان با انسان ها در خانه هايشان مشارکت مي کنند. چنانچه در حدیثی در بخشهای گذشته ذکر به عمل آمد، اگر نام الله عزوجل را در هنگام داخل شدن به منزل برده شود، از خانۀ مسلمان خارج می گردد و از یادی از الله برده نشود، در آن خانه باقی می مانند.

آيا اجنه مي ميرند؟ اگر چنان است، قبرهايشان چگونه است؟

در ميان اجنه نيز مرگ و مير وجود دارد، قرآن کریم می گوید: { كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ}. رحمن: 26 يعني: « هر چه بر [زمين] است فانى‏شونده است.»

و در صحيح بخاري آمده است که پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده است: « أَعُوذُ بِعِزَّتِكَ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الَّذِي لَا يَمُوتُ وَالْجِنُّ وَالْإِنْسُ يَمُوتُونَ». صحیح البخاری: 7383

يعني: «پروردگارا! به عزتت كه هيچ  معبودي بجز تو وجود ندارد، پناه مي برم. همان ذاتي که هرگز نمي‏ميرد ولي جن و انسانها مي‏ميرند.»

اما در مورد شيطان قضيه اندکي متفاوت است و او تا وقتي که خداوند عزوجل او را مهلت داده است، يعني تا روز رستاخيز زنده مي ماند، ليکن باقي جنيان همگي در سن و سال هاي متفاوتي مي ميرند.
قرار برخی از سخنان جنیات، مردگان خويش را دفن مي کنند و شامل اين فرمايش خداوند متعال هستند که مي فرمايد: { فَإِذَا هُمْ مِنَ الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ} يس: 51

يعني: « پس بناگاه از گورهاى خود شتابان به سوى پروردگار خويش مى‏آيند.» و الله تعالى أعلم.

 

معلومات جالب در مورد جن:

در ميان جنیات کساني هستند که پيرو دين اسلام هستند و عدۀ کافر و يهودي، مسيحي، مجوسي يا پيرو ديگر اديان هستند. خداوند متعال در سورۀ جن مي فرمايد: }وَأَنّا مِنّا الصّالِحُونَ وَمِنّا دُونَ ذَلِكَ كُنّا طَرَآئِقَ قِدَداً{ يعني: « و از ميان ما برخى درستكارند و برخى غير آن و ما فرقه‏هايى گوناگونيم.» و ادامه مي دهد:} وَأَنّا مِنّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُوْلَئِكَ تَحَرّوْاْ رَشَداً{ يعني: « و از ميان ما برخى فرمانبردار و برخى از ما منحرفند پس كسانى كه به فرمانند آنان در جستجوى راه درستند.»، در بين آن ها جنيان عاقل و باهوش و افرادي نادان و احمق وجود دارد.

جنيان از لحاظ عقل و تشخيص و تکليف فرق چنداني با آدميان ندارند، آن ها هرکدام خصوصيات متفاوتي دارند: بزرگ و کوچک، دانا و نادان، مذکر و مؤنث، کساني با قلب نرم و دل رحم و افراد سختگير و مستبد، قوي و ضعيف، مسلمان گناهکار و کافر و ملحد، افرادي که خود را آشکار کرده و کساني که خود را مخفي نگه مي دارند، کساني که حضور يافته و سخن مي گويد و گفتگو و مجادله مي نمايد و آن هايي که هيچ گفتگو و مجادله اي را نمي پذيرد و البته کساني هم هستند که اصلاً حرف نمي زنند، براي برخي اين امکان هست که بطور کامل حاضر و قابل رؤيت گردند با بدني قابل لمس که مي بويد و ستيز مي کند و مسافرت کرده و مي خورد و مي نوشدو غيره… و در ميانشان کساني هستند که بواسطه ي سحر و جادو ارتباط و اتصال برقرار مي کنند و برخي بواسطه ي عشق، در بعضي از آن ها افسون ها و دميدن اثر مي کند ولي در برخي تاثير واضحي در ابتدا ايجاد نمي شود، برخي از گياهان و بخورها متأثر شده و برخي چندان از آن تأثير نمي پذيرند.

شيخ الاسلام ابن تيميه عقيده دارد که احوال آنان( يعني جنيان) شبيه به حال و وضع انسان ها است اما انسان ها موجوداتي عاقل تر، راستگوتر، عادل تر، و با وفاي به عهد بيش تري هستند و در عوض اجنه نادان تر، دروغگوتر، ظالم تر و پيمان شکن ترند. در “كتاب النبوات” مي گويد ما شياطين را در اندرون بسياري انسان ها زديم و بيرون رانديم و آن شياطين بارديگر به سوي آن افراد بازنگشتند، برخي از آن ها با ذکر و قرآن خارج مي شوند و عده اي با وعظ و راهنمايي و ترساندن، برخي نيز مانند آدميان جز با مجازات بيرون نمي آيند.

اجنۀ پرنده گونه از انواع اجنه است که در آسمان به پرواز درمي آيد، مانند پرنده اي که در آسمان مي پرد و مسافت هاي زيادي را با سرعت زياد مي پيمايد. برخي ديگر اجنه ي “ريحاني” (بادي) هستند که به “ريح” نسبت داده مي شوند، اين نوع از اجنه وقتي که در نفس انساني وارد مي شود چنان است که مدتي را در کالبد فرد برقرار نمي ماند و حرکاتي چابک و اغلب بدخو و بد اخلاق انجام می دهد، با اين حال از کالبد فرد مجنون و گرفتار، اگر احساس خطر کند که مرتبط با سحر و چشم زدن نباشد، مي گريزد. اينجا است که ممکن است برخورد با اينگونه از اجنه دشوار باشد، به همين دليل ديده مي شود که برخي از افسونگران چهار انگشت فرد گرفتار (مجنون) را و برخي هر ده انگشت وي را مي بندند به نيت آنکه جن مذکور را محبوس کنند و نگذارند بگريزد، ممکن است اين شيوه را از کتاب “لقط المرجان في أحكام الجان” سيوطي که از كتاب ” العرائس ” ابن جوزي نقل نموده، برگرفته باشند؛ که طالب علمي سفر مي کرد، در راه شخصي با وي همراه شد و زماني که به نزديکي هاي شهر مقصد رسيدند، آن شخص به او گفت: چنان شد که من بر تو حق و مهتري (زمام) يابم. من مردي از اجنه هستم و حاجتي از تو دارم. گفت: آن چيست؟

 

گفت: وقتي که به فلان جا رسيدي، آن جا مرغ هايي را مي بيني که ميانشان يک خروس سفيد وجود دارد، آن را از صاحبش بخواه و خريداري نموده و ذبحش کن. آن طالب علم نيز گفت: اي برادر، من نيز از تو حاجتي مي خواهم. گفت: بگو، آن چيست؟ گفت: چنانچه شيطان (مارد) پليدي که هيچ دعا و افسوني در او کارگر نباشد و با آدمي ستيزه و لجاجت کند، چاره اش چيست؟

 

گفت: ريسماني از پوست گوزن نر گرفته و انگشتان ابهام هر دو دست فرد جن زده را تند و محکم مي بندي و روغن سداب کوهي را گرفته و به اين ترتيب در بيني اش مي چکاني که: در بيني راست چهار بار و در سمت چپ سه بار، آنگاه (جن) راه يافته به آن فرد خواهد مرد و هيچ حن ديگري هم به درون وي نخواهد رفت.  

مي گويد: وقتي وارد شهر شدم، به آن مکان رفته و آن خروس پير را يافتم. خواستم آن را از صاحبش بخرم ولي نپذيرفت. به ناچار آن را به چندين برابر قيمتش از او خريداري کردم. (آن جن) با اشاره به من فهماند که آن را ذبح کنم و من ذبحش نمودم. فرداي آن روز که بيرون آمدم ديدم عده اي از مردان و زنان دف مي زنند و به من گفتند: اي جادوگر! گفتم: من جادوگر نيستم. گفتند: درست از همان لحظه که تو آن خروس را سر بريدي، دختر جواني نزد ما جن زده شده است.

از آن ها خواستم تا ريسماني از پوست يحمور (گورخر) و روغن سداب کوهي برايم بياورند. وقتي با او چنان عمل نمودم، فريادي کشيد و گفت: واي که من آن را عليه خودم به تو آموختم. سپس روغن را در بيني وي ريختم و در همان لحظه مرد، و آن زن شفا يافت و ديگر هرگز هيچ شيطاني به سوي او بازنگشت.

اين شيوه براي همه قابل استفاده بوده و درست تجربه شده هست، اما نه براي همۀ انواع اجنه، چون مريدها (ديو) و عفريت ها از منافذي به جز انگشت هاي ابهام خارج مي شوند و ممکن است از چشم، شکم يا گوش فرد جن زده بيرون بيايند و آن عضو را در حين خارج شدن ناقص کنند. بنابراين بهتر است از اين شيوه استفاده نکرده و جن مذکور را مي توان با خواندن اين آيۀ شريفه بر فرد جن زده و به نيت حبس آن جن، زنداني نمود: }وَجَعَلْنَا مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدّاً ومِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَأغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ يُبْصِرُونَ{. يس: 9.

 يعني: « و [ما] فراروى آنها سدى و پشت‏سرشان سدى نهاده و پرده‏اى بر [چشمان] آنان فرو گسترده‏ايم در نتيجه نمى‏توانند ببينند.»، و به اذن خداوند جن مذکور نمي تواند بگريزد.

 

حكمت تعامل با اجنه و شياطين:

  دانايان مي گويند: ” آفت قدرتمندي دست کم شمردن دشمن است. ” ، و گويند: ” نگريستن به عواقب و پي آمد کارها راه نجات است. ” ، و گفته اند: ” پيش از آنکه توان آن را داشته باشي با دشمن روبرو مشو.” ابن قيم مي گويد: شجاعت حد و مرزي دارد که گذشتن از آن برابر است با تهور(بي پروايي) و با عقب کشيدن از حد معين فرد به ترس و سستي مي رسد و حد و مرز آن همان پيش رفتن و دلاوري است در جايي که بايد پيش رفت و عقب نشستن در جايي که بايد عقب نشست.

 

 

ادامه دارد…

نوشته: احمد عارفی

منبع: سایت دعوتگر

ویراستار: سایت اصلاح نت

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

جادو، جادوگری، فال بینی، تعویذ و علاج آنها – 12

امراضی که در اثر حضور جنیات در بدن انسانها به وجود می آید بخش دوازدهم: …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *