خانه / مقالات / جادو و جادوگری / جادو، جادوگری، فال بینی، تعویذ و علاج آنها – 3

جادو، جادوگری، فال بینی، تعویذ و علاج آنها – 3

آموزش جادو

(بخش سوم):

عقیده به توحید و یکتاپرستی، اساس اسلام و مهمترین اصل از اصول و قواعد دین میباشد، و بدون اصلاح عقیده هیچ عملی مورد قبول الله متعال قرار نمیگیرد. توحید زبدۀ رسالت الهی بوده و اولین دعوت انبیاء الهی است، و مدار ایمان و کفر به آن تعلق میگیرد، چنانکه الله متعال میفرماید:

﴿وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ﴾ [النحل ۳۶].

«ما در میان هر ملتی پیامبری را فرستادیم که تنها خدا را بپرستید و از طاغوت دوری کنید».

و باز در جای دیگر میفرماید:

﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ﴾ [الذاريات: ۵۶].

«ما جن و انسان را جز برای پرستش «خود» نیافریده ایم».

متأسفانه امروزه در عقیدۀ عدۀ از مسلمانان جهان انحرافات بیشماری از اهل باطل وارد شده است. اسلام دین دانش و قرآن راهنمایی است که انسانها را به دانش آموزی و گسترش آن فراخوانده و میخواند، و در فرهنگ و تمدن اسلامی (برخلاف دیگر تمدنها) پدیده هایی به عنوان جدال میان دین و دانش وجود ندارد. براساس آموزه های اسلام بود که مسلمانان در بسیاری از علوم مثل انسانی و تجربی پیشگام بوده، خدمات غیر قابل انکاری را به پیشرفت و تمدن ارائه کرده اند.

این مطلب مهم را لازم است مدنظر داشت که انسانیت انسان و گام برداشتن در راهی که الله سبحانه و تعالی، پروردگار علیم و حکیم برای او ترسیم نموده، از طریق علم و آگاهی و معرفت ممکن خواهد شد و «ایمان» و عقیده تنها بر پایۀ علم و معرفت استوار میگردد، و ایمان به مجهول و اعتقاد به موهوم در واقع در تاریکی گام برداشتن است، و در فرهنگ دین اسلام معنی و محتوا و حاصلی ندارد.

با کمال اسف، از منکرات رائجی که زندگی ما را بیشتر تحت تأثیر قرار داده است، سحر و جادو یا استفادۀ بشر از مخلوقات غیر قابل دید، برای یافتن راه علاج برخی مشکلات روحی و روانی است. از آن جا که احتیاج به نیروهای طبیعی و ما فوق طبیعی جزء نیازهای فطری انسانها است، انسان برای پرکردن این نیاز، به و سائلی پناه برده است که یکی از آن وسایل سحر و جادو میباشد.

یکی از مشاغل و مصروفیت های افراد جامعهٔ ما عقیده به فالبین و ملاهای زندیق و منافق است. این ملاهای ساختگی واجب الحریق و واجب القتل اند، آنهائی که از نام ملا سوء استفاده کرده، به قرآن و سنت اهانت میکنند و با تسخیر جنیات و شیاطین روزگار مردم را تلخ میکنند.

متأسفانه، تعداد زیادی از زنان در جامعه، بدون آگاهی افراد خانواده، وبعضی اوقات با آگاهی و تصدیق فامیل نزد چنین اشخاص بدبخت و واجب القتل رفت و آمد میکنند. و نیز یک عده مردان درجامعه داریم که الله تعالی را فراموش کرده، و به عوض اینکه از الله سبحانه و تعالی رفع حاجت کنند، به این منکرات چنگ زده از طریق سحر و جادوی ساحران و جادوگران استعانت میطلبند.

سحر حرام و آموختن و تعلیم آن کفر است،

الله سبحانه و تعالی در قرآن کریم می‌فرماید:

«وَمَا کَفَرَ سُلَیْمَانُ وَلَکِنَّ الشَّیْاطِینَ کَفَرُواْ یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَی الْمَلَکَیْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا یُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّی یَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَکْفُرْ » بقرة: ۱۰۲.

«سلیمان کفر نورزیده است، بلکه شیطان صفتانِ گناه پیشه کفر ورزیدند که به مردم جادو تعلیم می‌دادند، تا این که می‌فرماید:

آن دو فرشته (هاروت و ماروت) به هیچکس جادو تعلیم نمی‌دادند، مگر این که قبلاً به او می‌گفتند: ما برای آزمایش هستیم و تو کافر نشو».

زمانی که یهودیان خواستند تورات را که نام پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم در آن ثبت شده بود، پشت سر اندازند، آن را به عنوان کتاب جادویٔی معرفی کردند و ادعا کردند که در زمان حضرت سلیمان شیطان آن را آموزش می‌داد، و در این کتاب جادو را به حضرت سلیمان نسبت می‌دادند، در حالی که حضرت سلیمان پیامبر بود، و پیامبران الهی از ارتکاب عملی مانند سحر که کفر و گمراهی است مبرا و معصوم اند. جادو، کار شیاطین و انسان‌های کافر است که به قصد افساد و تفریق بین زوجین و از هم‌پاشیدن خانواده‌ها و ایجاد عداوت و دشمنی بین مردم بکار می‌برند.

و آن دو فرشته‌ای که در سرزمین بابل (از شهرهای عراق) به مردم جادو تعلیم می‌دادند، از باب آزمایش و امتحان بود، و کسانی را که می‌خواستند جادو از آنها تعلیم گیرند، ابتدا نصیحت می‌کردند، پس از آن کسانی که جادو را تعلیم می‌گرفتند، برای ضرررساندن به مردم استفاده می‌کردند، سپس، الله تعالی می‌فرماید که تأثیر جادو به دست خدا است، و هیچ جادویٔی نمی‌تواند بدون خواستِ او تعالی به کسی نفع یا ضرری برساند. بنابراین، انسان مؤمن باید بر خالق مهربان توکل نموده و برای دفع این پدیدهٔ شوم و مفسد اقدام نماید. سپس بیان می‌کند که یهودیان می‌دانستند که آموزش کفر و جادو موجب دوری از بهشت می‌شود، و با وجود آن هم، از روی کفر و سرکشی مرتکب آن می‌شدند.

استفاده از جادو برای برآوردن خواسته‌ها، حرام و کفر است، و استفاده از آن برای مسلمانان جایز نیست. علاوه براین بر هر مسلمان واجب است که جادو را انکار و از انجام آن جلوگیری و ساحر را به قتل برساند، و مسلمانان را از شر آن راحت کند و کمک ‌خواستن برای برآوردن خواسته ‌ها به وسیلهٔ امور حرام و ناجایز است. بعضی از زنان و پیر مردان بی عقل که با تعویذ گران زیاد سر و کار دارند، فریب این ساحران را که بنام های ملا فلانی و بسملانی مشهور اند، خورده اند، به حدی که عقیده دارند، اینان (جادوگران) با فرشتگان در ارتباط هستند، در حالیکه این ظن با آیات قرآن بر طرف میشود که میفرماید:

﴿لَا يَسۡبِقُونَهُۥ بِٱلۡقَوۡلِ وَهُم بِأَمۡرِهِۦ يَعۡمَلُونَ﴾ الأنبیاء ۲۷.

«در هیچ سخن بر خدا پیشی نمیگیرند و خود به دستور او کار میکنند».

پس جای تردیدی نیست که نیروهای مافوقی که اینان ادعا میکنند همان نیروهای مخفی عالم جن و شیاطین هستند، نه نیروهای فرشتگان، و در اندیشۀ پاک اسلامی چنین چیزی جایگاهی ندارد، چون وجود شیاطین همانند فرشتگان یک امر مسلّم است.

پس چه بسا آنان که ادعا میکنند تا دردهای مزمن را برطرف کنند، کسانی نیستند جز آنهایی که با کمک گرفتن از اجنّه و شیاطین اطلاعات شخصی افراد را میگیرند و به آنها بازگو مینمایند و این خود، خلاف سنت پاک نبوی است چرا که پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم چنین اموری را ناپسند میدانست و به اصحاب خود توصیه میکرد که در هنگام دچار شدن به دردی و یا مرضی، به نزد طبیب مراجعه کنند و به الله سبحانه و تعالی توکل نمایند.

بنابر احادیثی از داروهای طبیعی هم نام میبرند، ایشان میفرمایند:

«الشِّفَاءُ فِي ثَلاَثَةٍ: شَرْبَةِ عَسَلٍ، وَشَرْطَةِ مِحْجَمٍ، وَكَيَّةِ نَارٍ، وَأَنْهَى أُمَّتِي عَنِ الكَيِّ».

«شفای بیماران منحصر در سه چیز است: شربت عسل و نیشتر حجّام و داغ کردن. و امتم را از داغ کردن منع میکنم».

به این ترتیب پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم روش های درمان و شفابخشی مریضان را طبق عرف زمانۀ خود نام برده اند ولی امروزه با پیشرفت علم بشری و استفاده از اسباب الهی که در طبیعت به طور آشکار مشاهده میشود، این امر بهتر تحقق می یابد.

مسلمانان باید بدانند، تنها با جبران خلاهای عقیدتی و تلاش در کشف پدیده ها برای شناخت بهتر خالق منان، میتوانند خود را به کاروان تمدن بشری برسانند و چه بسا از آن پیشی بگیرند و از پدیده های پوچ و بیهوده که فقط برای عقب ماندگی جامعۀ بشری ساخته شده است، دور باشند و بیش از هر زمان دیگری از معنویات دینی و عقاید پاک شریعت و ایمان قوی خود بهره برند و شب و روز در تلاش باشند تا با واقعیات آفرینش انس بگیرند.

چرا که این احضار روح ها و سحر و جادو هایی که در جامعۀ بشری وجود دارد چیزی نیست جز ساختۀ افراد ملحد و مادیگری که کمبود معنوی خود را بدین طریق پرمی کنند، در حالی که خود به چنین امری اعتقاد ندارند و بدین طریق به عناد و سرپیچی خود میافزایند و افراد بسیاری را گمراه میسازند پس وظیفه ماست که با برگزیدن افکار پاک اسلامی و ایمان راسخ و با زیرکی تمام از تاریکی که در جامعه بشریت بخصوص در بین مسلمین حکمفرماست به مبارزه برخیزیم زیرا تنها کسی که از غیب خبر دارد و از آینده خبر میدهد، ذات پاک الله سبحانه و تعالی است حتی به رسول اکرم صلی الله علیه وسلم میفرماید:

﴿قُل لَّا يَعۡلَمُ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ ٱلۡغَيۡبَ إِلَّا ٱللَّهُۚ وَمَا يَشۡعُرُونَ أَيَّانَ يُبۡعَثُونَ﴾ [النمل ۶۵].

«ای رسول خدا بگو که در همۀ آسمانها و زمین جز خداوند کسی از علم غیب آگاه نیست».

این افراد دوستان شیاطین هستند و شیاطین بعضی اخبار را از آسمانِ استراق سمع می‌کنند و سپس به دوستان‌ شان (شیاطین انسی) القاء می‌نمایند. لذا چنین اخباری نسبت به شیاطین غیب نیست، زیرا آنها اخبار را شنیده و از اخبار اطلاع یافته اند، لیکن شیاطین اگر یک کلمه استراق سمع کرده اند چندین کلمهٔ دروغ دیگر را به آن اضافه می‌کنند. و همان یک کلمهٔ راست باعث می‌شود که مردم در تمام آنچه می گویند، آنها را تصدیق کنند.

اما، الله سبحانه و تعالی مسلمانان را در قرآنکریم آگاه نموده می‌فرماید:

«هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ (221) تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ (222) يُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ (223)» [الشعراء].

«آیا به شما خبر بدهم شیاطین بر چه کسی نازل می‌شوند؟ (والقاء وسوسه می‌کنند؟) بر کسانی نازل می‌گردند که کذاب و بس گناهکار باشند (زیرا کاهنان و غیب‌گویان دروغ‌ و دروغ‌ساز هستند) (به شیاطین) گوش فرا می‌دهند و بیشترشان دروغگو اند». علم غیب از خصائص الله سبحانه و تعالی است و جز او کسی غیب را نمی‌داند.

چنانچه می‌فرماید:

«قُل لَّا یَعْلَمُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَیْبَ إِلَّا اللَّهُ » نمل: ۶۵

«بگو: کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند غیب را نمی‌دانند به جز خدا».

و می فرماید:

«وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ لاَ یَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ » انعام: ۵۹

«گنجینه‌ها و کلیدهای غیب در نزد خداست، و کسی جز او آنها را نمی‌داند».

داکتران، طبیبان، حکیمان، همه از مداوای بسا از بیماری ها عاجز اند و بنام های سرطان، مِرگی، آتیزم و غیره بیماری های را که جنیات و شیاطین در آن دخیل اند، یاد میکنند، اما بشر تا بحال قادر به کشف دلایل طبی و ساینسی نشده است. همانطوری که داکتران برای شناخت بیماری های جسمی و پیشیگری از آن برای یافتن راه علاج میکوشند، علماء نیز موظفند به اینگونه بیماریها (سحر) توجه داشته باشند، زیرا چنین بیماری از بیماری های جسمی خطرناکتر است. چرا که بیماری های جسمی در جسم تاثیر گذاشته و به زندگی دنیا محدودند، اما سحر از بیماری های است که بر عقیده و قلب تأثیر بسیار شدیدی میگذارد و نه تنها دنیای انسان را بلکه آخرت وی را نیز فنا میکند. سحر چیزی است پوشیده که سببش نامعلوم باشد و به علت پوشیده بودنش آن را سحر نامیدند، زیرا سحر موردی است که بسیاری از مردم آن را نمیشناسند و ندیده اند، بلکه از اعمال شیطانی و پوشیده است و تنها افرادی میتوانند آن را بشناسند که بارها آن را آزمایش کرده اند.

جادوی هیچ جادوگری تاثیر نمیکند، مگر این که از شیاطین استفاده نموده و به الله عزوجل شرک و کفر کند، و هنگامی که به خدا شرک و کفر ورزید، شیاطین جهت آسیب رساندن به انسانها با او همکاری میکنند. بنابراین، هر جادوگری مشرک و یا کافر است و جادو و شرک و کفر به یکدیگر نزدیک و مرتبط هستند و در مقابل همان شرک و کفری که کرده است با او همکاری میکنند، تا بتوانند به انسانها آسیب برسانند. جادو به عنوان یک بیماری از قدیم در بین امت وجود داشت و الله سبحانه تعالی داستان جادوگران قوم فرعون را در قرآن بیان فرموده است، و چون جادو در زمان فرعون شهرت زیاد یافته بود و بیشتر مورد استفاده قرار میگرفت، زمانی که موسی علیه السلام رسالتش را اعلان نمود او را جادوگر نامیدند. و این نامگذاری یا به خاطر فریب دادن مردم بود و یا شاید عقیدۀ شان همین بود و فکر میکردند، هرکسی که مانند خودشان کارهای خارق العاده نشان دهد جادوگر است به این خاطر فرعون و پیروانش معجزات موسی علیه السلام را جادو می پنداشتند، جادوگران را جمع کرد تا با حضرت موسی مقابله کنند.

قرآن مجید میفرماید:

﴿قَالَ ٱلۡمَلَأُ مِن قَوۡمِ فِرۡعَوۡنَ إِنَّ هَٰذَا لَسَٰحِرٌ عَلِيمٞ ۱۰۹ يُرِيدُ أَن يُخۡرِجَكُم مِّنۡ أَرۡضِكُمۡۖ فَمَاذَا تَأۡمُرُونَ ۱۱۰﴾. أعراف: ۱۰۹–۱۱۰.

«عدۀ از قوم فرعون گفتند: واقعاً این (موسی) جادوگر ماهری است! او میخواهد شما را از سرزمین تان (مصر) بیرون کند، چه می اندیشید و چه نظر میدهید (باید با او چه کرد؟)».

فرعون با قومش مشوره کرد و قوم در پاسخ به او گفتند:

﴿قَالُوٓاْ أَرۡجِهۡ وَأَخَاهُ وَٱبۡعَثۡ فِي ٱلۡمَدَآئِنِ حَٰشِرِينَ ۳۶ يَأۡتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٖ ۳۷﴾ [الشعراء: ۳۶ – ۳۷].

«موسی و برادرش (هارون) را مهلت بده و به تمام شهرها مأمورانی را برای بسیج روان کن، تا همه جادوگران ماهر و زبردست را پیش تو بیاورند».

فرعون به مشورۀ قومش عمل کرده و جادوگران را جمع نمود، هنگامی که جادوگران با موسی علیه السلام روبرو شدند به ایشان گفتند: کدامیک از ما اول کار را آغاز کنیم، موسی علیه السلام فرمود: شما شروع کنید، آنها طنابها و عصاهایی را که آورده بودند، انداختند (و همه به شکل مار درآمد) که همه مردم را به وحشت انداخت.

خداوند به موسی علیه السلام دستور داد تا عصایش را بیاندازد. موسی علیه السلام عصایش را انداخت تا تمام جادوهای جادوگران را بلعید. در این هنگام جادوگران که نسبت به سحر شناخت کامل داشتند، دانستند که این معجزه موسی علیه السلام سحر نیست و همگی به نفع موسی علیه السلام (به رسالتش) شهادت دادند که این از جانب خداست و همه ایمان آورده و برای پروردگارشان به سجده افتاده و توبه نمودند. در این هنگام بود که فرعون از کوره در رفت و عصبانی شد و به تهدید پرداخت، زیرا دلائلش نقش بر آب و کارش پایان یافت.

طبق قانون نظم عالم در هر زمان و مکانی باطل در مقابل حق شکست میخورد، پیروزی جادوگران در مقابل معجزات موسی علیه السلام امکان پذیر نبود، زیرا معجزات پیامبران از جانب الله سبحانه و تعالی است، جادوی جادوگران جز تردستی و فریب چیزی دیگر نیست.

 

ادامه دارد…

نوشته: احمد عارفی

منبع: سایت دعوتگر

ویراستار: سایت اصلاح نت

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

جادو، جادوگری، فال بینی، تعویذ و علاج آنها – 6

دلایل جن زدگی و سحر بخش ششم: همانطوری که گفته آمدیم، در بعضی حالات سحر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *