فکر و دعوت

جهان بعد از شانه خالی کردن مسلمانان در قبال تکالیف

ازمانی که مسلمانان از (انجام) تکالیف خود شانه خالی کردند! چه اتفاقی در زمین روی داد?
(در جواب باید بگویم که) نه فقط برای امت اسلامی بلکه برای کل بشریت مسائل بسیار خطرناکی به وقوع پیوست. یکی از تکریماتی که خداوند نسبت به امت اسلام عنایت فرموده است، این است که سرنوشت کل بشریت را به واقعیت و احوال و اوضاع این امت منوط ساخته است.
هنگامی که در جایگاه والا و بلند قرار دارد، و به ریسمان محکم و گسست ناپذیر خدایی (قرآن) دست آویخته است، کل جهان (حتی اگر وارد دین اسلام هم نگردد) در سایه این رهبری مؤمنانه و خدامحورانه به سر خواهد برد. و نور و روشنایی در نواحی زمین نفوذ خواهد کرد و همزمان با آن خیر و نیکی سایه گستر خواهد شد.
هنگامی که مسلمانان رسالت خود را در طاق نسیان نهند و از جاده (اصلی) منحرف شده و به کژ راهه روند، نه تنها خود گمراه می شوند که بشریت هم همراه با آن ها گمراه خواهد شد.
بنابراین زمانی که مسلمانان رسالت خود را فراموش کردند و در جریان انحراف رُفته و برکنده شدند. اروپا قد علم کرد… در حالی که، اروپا امتی جاهل است چون دستورات و قوانین ارسالی خداوند را مبنای حکومت خود قرار نمی دهد. خدای سبحان همان کسی است که این تقسیم بندی را برای امت ها در نظر گرفته است.
در آیه 50 سوره مائده می خوانیم:

[أَ فَحُکْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُکْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ‌]
«آیا (آن فاسقان از پذیرش حکم تو بر طبق آنچه خدا نازل کرده است سرپیچی می کنند و) جویای حکم جاهلیت هستند؟ آیا برای گروهی که یقین دارند، حکم چه کسی از حکم الله بهتر است؟»

حکم دو نوع است که سومی ندارد: یا حکم خدا و یا حکم جاهلیت.
هر ناحیه ای در زمین و هر امتی در زمین که به دستورات و قوانین نازل شده خداوند حکم نکند، (ناحیه و) امتی جاهل است؛ چرا که شرایع و قوانین جاهلی را مبنای حکم و داوری خود قرار داده است.
اروپا چرا و چگونه بروز یافت؟ چگونه توانست تمکین و قدرت را از امت اسلام بگیرد؟ البته فقط این نیست بلکه علاوه بر این کار، به آن ها تجاوز و سوء قصد کرد تا جایی که مسلمانان را در همه (نقاط) زمین ذلیل و مقهور ساخت.
آیا این مسئله شانسی و سرسری اتفاق افتاد؟ یا اینکه به مقتصای سنت های خدایی و به مقتضای وعده و وعید خدای سبحان روی داد؟
با ظهور اروپا جرقه شرارتی که دامنگیر بشریت شد، تنها در این حد متوقف نشد که اروپا امتی جاهل است و با جاهلیت خود در کره خاکی حکومت می کند و همه بشریت را به وانهادن تمامی ارزش های والا و گرایش به تمایلات حیوانی و بی بند و باری اخلاقی فرا می خواند، بلکه جرقه این شرارت از این ها هم فراتر رفته به اتفاق دیگری سر کشید که بسیار بدتر است و آن چیزی نیست حز بروز یهودیان و سیطره یافتن آن ها بر اروپا و پس از آن بر کل بشریت و کشاندن آن ها به گودال عمیق تری از بی بند و باری و انحطاط و افسار گسیختگی.

مى خواهم همراه با من در اين مقوله انديشه كنيد كه؛ دنيا به خاطر انحطاط و فروپاشى مسلمانان چقدر متضرر شده است. البته اين عبارتى كه بنده اينجا به كار بردم، عنوان كتابى است كه ابو الحسن ندوى آن را تأليف كرده است.
آرى، اروپا قد علم كرد تا فضا و مساحت مادى و معنوى را كه از ناحيه مسلمانان خالى شده بود، پر نمايد. ولى سؤال اين است كه آن فضا و مساحت را چگونه پر كرد؟ چه شرارت هايى كه در اين كره خاكى پديد نياورد! تنها استعمار و به بردگى كشاندن ملت ها و ذليل ساختن آن ها از باب اشارت به اين شرارت ها كافى است.
اين همان قانون جنگل است: حق با فرد قوى است “Mightis Right” و قوى، ضعيف را مى خورد. اولين جرقه اين شرارت دامنگير ما مسلمانان شد. مسيحيان كينه توز با انواع و اقسام عوامل اقتصادى، سياسى و نظامى به پيش تاخته تا در همه جاى كره خاكى مسلمانان را به ذلت بكشانند و به سرزمين، اموال، ارزش ها، كرامت ها و ناموس هاى آن ها تجاوز نمايند. تمامى كينه مسيحيان قبل از هر چيز دين، عقيده و باور مسلمانان را آماج حملات خود قرار داد.
پس از آن، آمدند كاخ تمدن مادى خود را بر اساس و پايه دين زدايى بنا نهادند و تمامى جوانب زندگى اعم از جانب سياسى، اقتصادى، فكرى، هنرى و علمى را از دين دور ساختند و اين جوانب را بر مبناى دين ستيزى برپا نمودند.
علاوه بر اين، زن از خانه و مسئوليت اش بيرون آورده شد و با اين ادعا كه زن بايد آزاد و با مرد برابر و مساوى باشد (خود به خود) در او دميدند!!
اينجا بود كه اخلاق زن و مرد بصورت همزمان، فاسد شد و كانون خانواده در هم شكست و اجتماع از هم فرو پاشيده شد و به يك اجتماع بى اخلاق تبديل شد كه در گذشته سابقه نداشته است.
به علت حاكميت و چيرگى اروپا، جريان اين شرارت به كل كره خاكى نفوذ يافت. جالب اينكه آمدن اين شرارت و انحراف را تمدن، پيشرفت، ترقى، تكامل، حركت و خيزش نام نهادند!!
يهوديان نيز با همه نيت هاى پليدشان، در اين آتشى كه مسيحيان شعله هاى آن را بر افروخته بودند، دميدند و شعله هاى آن را افزودند تا از يك سو همه وجود و كيان بشرى در آن آتش بسوزد و از سوى ديگر آن ها بتوانند با اين كار به آرزوى ديرينه خود يعنى به بردگى كشاندن همه ملت ها براى ملت برگزيده خدا، جامه تحقق بخشند!
در اين حالت ما در مقابل دو قدرت قرار گرفتيم كه با ما دشمنى داشتند و جنگى بى امان را بر عليه ما آغاز كرده بودند: يكى مسيحيت كل جهان و ديگرى يهوديت جهان بود كه همراه با مسيحيت با ما دشمنى مى كرد.
اما در مورد بقيه انسان ها هم يهوديان بيكار ننشسته، و همچون يك قدرت، سرنوشت و مقررات آن ها را به بازى گرفتند و در كارهاى آن ها دخالت نمودند و بر آن ها سيادت و آقايى كردند.

نویسنده: محمد قطب
مترجم: سید رضا اسعدی

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی