حدیث و اصول حدیث

حجّیت خبر واحد در حوزۀ عقیده از دیدگاه امام ابوحنیفه و احناف

نویسنده: فضل الرحمن فقیهی استاد دانشگاه هرات

یادداشت: این مقاله به نقد مطلبی نگاشته شده که توسط آن بر امام ابوحنیفه و علمای احناف تهمت روا داشته بود و نویسنده اش به دروغ ادعا کرده بود که خبر واحد در نزد احناف در حوزۀ عقیده حجیت و اعتبار ندارد.

مقدمه

قرآن کریم به منزلۀ نخستین اصل شریعت اسلام و حدیث نبوی به عنوان دومین مصدر تشریع اسلام می‌باشند و این دو مرجع در حوزۀ عقیده و فقه عملی برای همیشه مرجع استدلال بوده اند. اما خام‌اندیشان سکولار مشرب از دیر باز برای فرار از شریعت الهی، از جانبی در برابر قرآن کریم راه تأویلهای نادرست را در پیش گرفته‌اند و از جانب دیگر در برابر حدیث نبوی می‌کوشند چنان وانمود کنند که احادیث نبوی صلاحیت آن را ندارند تا به وسیلۀ آنها کدام عقیده، اندیشه و عملی ثابت شود. اینان استدلال می کنند که حتی احادیث صحیح که امت اسلامی به صحت آن اتفاق نظر دارند نیز نمی‌توانند حکم عقیدتی را به اثبات رسانند و بدین طریق می‌خواهند میدان را برای نشر و پخش اندیشه های نادرست و تأویل گرایانه خود خالی سازند و به اغوای امت اسلامی بپردازند. شهرت مذهب حنفی و احناف به پیروان «مکتب اهل رأی» باعث شده تا عده‌یی در این اواخر عدم اعتبار خبر واحد در حوزۀ عقیده را به امام ابوحنیفه و دانشمندان مذهب احناف نسبت بدهند و از این طریق جوانان اهل مطالعه را که ذهن خالی دارند نسبت به احادیث صحیح بی تفاوت و بی‌پروا سازند و بدین طریق افکار خام اندیشانۀ سکولاری خود را ترویج کنند.

این مقاله در صدد دفع این اتهام است و با بحث در این موضوع برآن است تا معیار حجیت خبر واحد در نزد امام ابوحنیفه و احناف را تبیین می‌نماید.

ماهیت خبر واحد

خبر واحد در لغت به حدیثی گفته می‌شود که آن را یک شخص روایت کرده باشد. اما در اصطلاح به روایتی گفته می‌شود که به حد تواتر نرسیده باشد. (ابن حجر عسقلانی، ۱۴۲۲: ص۵۵). و تواتر آن است که راویان آن در کثرت به حد ناشماری برسد که توافق شان بر کذب محال نماید. (جرجانی، ۱۴۰۷: ص۶۵).

حجیت خبر واحد در نگاه تمام ائمه

حقیقت این است که همه امت اسلامی به حجیت و جواز استدلال به خبر واحد اقرار دارند و هرکدام بدان استدلال جسته‌اند. هم امام ابوحنیفه و احناف و هم تمام ائمه براین نظراند که خبر واحد علم را افاده می‌کند. از جمله امام مالک، امام شافعی، یاران امام ابوحنیفه مثل ابویوسف و محمد بن الحسن، امام احمد بن حنبل، داود ظاهری و دیگران را می توان نام برد که بدین نظریه قایل‌اند. (جامی علی، ۱۴۰۸: ص۴۳)

ابن القیم رحمه الله گفته است که تمام امامان مذاهب اسلامی خبر واحد را در عقیده و عمل حجت می دانستند. «از جمله کسانی که تصریح کرده‌اند که خبر واحد مفید علم است، امام مالک، شافعی، یاران امام ابوحنیفه و دیگران بوده اند. (شنقیطی، ۱۴۲۲: ص۱۴۷).

شیخ الاسلام ابن تیمیه تصریح کرده که اصولیون از اصحاب امام ابوحنیفه و شافعی و احمد بر این نظراند که خبر واحدی که امت اسلامی آن را قبول کرده باشند، قابل عمل است و این امری است که جز فرقۀ اندکی از اهل کلام آن را کسی انکار ندارد، بلکه امام سرخسی و امثال وی از احناف همچنین می‌اندیشند. (سفارینی، ۱۴۰۲: ص۱۷- ۱۸).

نه تنها همه امت اسلامی بر قبول خبر واحد صحیح اتفاق دارند که بیشتر اهل کلام و اشاعره بر حجیت خبر واحد اقرار داشته‌اند. تنها فرقه کوچکی از متأخران که گروهی از اهل کلام را پیروی کردند از این امر تخلف ورزیده‌اند. (ابن جبریل، ۱۴۲۳: ج۲، ص۶۲۸).

خبر واحد در نزد مذاهب اربعه بلااستثناء حجیت آن اعتبار داشته چنانچه ابوالعباس قرافی (وفات۶۸۴) در اثرش «شرح تنقیح الفصول» اتفاق جمهور امت اسلامی از جمله بزرگان مذاهب اربعه را بر این امر نقل کرده است. (قرافی، ۱۳۹۳: ص۳۵۷). به همین گونه هیچ فرقی میان احکام عملی و عقاید ندارد و امت اسلامی در هردو حوزه، بدون فرق خبر واحد را حجت شمرده و به حجیت آن اجماع دارند. (جیزانی، ۱۴۲۷: ص۱۴۳).

فرق گذاشتن میان استدلال و احتجاج به احادیث خبر واحد در احکام و عقاید امری حادث و بدعت در دین است؛ زیرا چنین فرقی را هیچ کسی از صحابه و تابعین و اتباع تابعین و امامان امت اسلامی قایل نشده است؛ بلکه این ادعای سرکردگان اهل بدعت و پیروان شان می‌باشد. (جیزانی، ۱۴۲۷: ۱۴۴).

اعتبار خبر واحد در نزد شخص امام ابوحنیفه رحمه الله

امام ابوحنیفه هیچ گاهی برخلاف حدیث صحیح نبوی عقیده‌یی را ترویج نکرده و خبر واحد صحیح در نزد شان هم در حوزۀ عقیده و هم در حوزۀ فقه عملی، دارای اعتبار بوده است. وی به طور مطلق گفته است: «إذا صح الحدیث فهو مذهبی= هرگاه حدیث صحیح باشد مذهب من است». (ابن عابدین: ج۱، ص۶۳).

ملاحظه می شود که او حدیث صحیح، اعم از آحاد و غیرآحاد را به طور مطلق مذهب خود دانسته و هیچ گاهی تخلف از آن را روا نمی‌دانسته است. وی حتی برای خود حق ابراز نظر در برابر خبر واحد از اقوال صحابه را نمیداده است؛ بلکه رأی صحابه به طور خبر واحد را در عقیده و عمل برتر می‌شمرده است. وی گفته است: «دعوا قولی لقول أصحاب رسول الله فإنهم کانوا أعلم بالتنزیل= سخن مرا به خاطر قول یاران رسول الله صلی الله علیه وسلم ترک کنید؛ زیرا آنان به نزول وحی داناتر بوده اند». (یوسف، ۱۴۰۶: ص۱۳۸).

امام ابوحنیفه رحمه الله نه تنها به حجیت خبر واحد قایل بوده است، بلکه نسبت به منکران آن نظر خطرناک و سخت‌گیرانه داشته است. از امام ابوحنیفه نقل شده که گفته است: هرکه از مسح بر موزه انکار کند، بر او کفر ترسیده می‌شود؛ زیرا احادیث خبر واحدی که در این مورد وجود دارند، شبیه متواتر اند. این در حالی است که حدیث مسح بر موزه در نزد اصولیین از جملۀ احادیث آحاد است. (شنقیطی، ۱۴۲۲: ص۱۳۲).

استدلال صریح امام ابوحنیفه به اخبار واحد در عقیده

همان گونه که اعبار خبر واحد در حوزۀ عقیده و فقه اسلامی در نزد امام ابوحنیفه بیان شد، وی به طور صریح در استدلالهای خود از خبر واحد در حوزۀ عقیده برای اثبات عقاید اسلامی استفاده کرده است. در فقه اکبر در زمینۀ علامات قیامت، اساس ثبوت برخی عقاید را حدیث نبوی برشمرده می‌فرماید: «خروج دجال، خروج یاجوج و مأجوج، طلوع خورشید از جانب مغرب، نزول عیسی علیه السلام از آسمان و سایر علامات روز قیامت به گونه‌یی که اخبار صیحیح بدان وارد شده حق است». (ابوحنیفه، ۱۴۱۹: ص۷۲). ملاحظه می شود که وی خبر واحد را دلیل اثبات امور عقیدتی مثل خروج دجال، خروج یاجوج و مأجوج، طلوع خورشید از جانب مغرب، نزول عیسی علیه السلام از آسمان دانسته است. باز در جای گفته است: «خبر معراج حق است». (ابوحنیفه، ۱۴۱۹: ص۷۰). این در حالی است که سفر معراج پیامبر صلی الله علیه وسلم به آسمانها، با احادیث آحاد ثابت شده است.

همچنان در فقه الابسط از امام ابوحنیفه رحمه الله نقل شده که گفت: هرکه بگوید که من نمی دانم، الله متعال در آسمانها است یا در زمین است، کافر شده و نیز همچنان است کسی که بگوید که اوتعالی بر عرش است و من نمی‌دانم که عرش در آسمانهاست یا در زمین. در همین جا برای این مدعا به حدیثی که خبر واحد است استدلال جسته شده و آن اینکه شخصی با کنیزی سیاه پوست به نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: بر من واجب است که برده‌یی را آزاد کنم، آیا این درست است؟ ایشان برای آن کنیزک گفتند: آیا تو مؤمن استی؟ گفت: بلی. برایش گفتند: الله کجاست؟ به جانب آسمان اشاره کرد. برای آن شخص گفتند: او را آزاد کن که مؤمن است. (ابوحنیفه، ۱۴۱۹: ص۱۳۵).

بدین گونه امام ابوحنیفه در اثبات صفت علو و فوقیت برای الله متعال به خبر واحد استدلال میجوید و ثابت می‌سازد که ایشان خبر واحد را در حوزۀ عقیده معتبر می‌شمرده‌اند.

همچنان که پیشتر نقل شد، امام ابوحنیفه علی‌رغم گروهی از اهل بدعت و فرقه‌های گمراه که از جواز مسح بر موزه، نماز تراویح و جواز نماز پشت سر افراد گنهکار انکار داشتند، این امور را در ضمن مجموعۀ عقیدتی خود، «فقه اکبر» وارد آورده می‌گوید: «وَالْمسح على الْخُفَّیْنِ سنه والتراویح فِی لیَالِی شهر رَمَضَان سنه وَالصَّلَاه خلف کل بر وَفَاجِر جَائِزَه= مسح بر موزه، تراویح در شبهای ماه رمضان و نماز پشت سر هر نیکوکار و بدکار رواست». (ابوحنیفه، ۱۴۱۹: ص۴۵). این ابراز نظر می‌رساند که وی اخبار آحاد را در احکام فقه عملی و حوزۀ امور اعتقادی معتبر می‌شمرده و بدانها عملا استدلال جسته است؛ زیرا این امور نه در آیات قرآن کریم آمده‌اند و نه هم در روایات متواتر، بلکه فقط در اخبار آحاد آمده اند.

استدلال یاران در عقیده به خبر واحد

یاران امام ابوحنیفه رحمه الله در حوزۀ عقیده به خبر واحد استدلال جسته اند. در کتاب هدایه مسأله یی آمده که بیانگر استدلال امام ابویوسف به خبر واحد است. در آنجا آمده است که اگر کسی در دعای خود بگوید: «أسألک بمعقد العز من عرشک» در نزد امام ابوحنیفه مکروه و نارواست. اما ابویوسف گفته است که باکی نیست؛ زیرا این دعا از پیامبر صلی الله علیه وسلم مأثور است و روایت شده است که فرمودند: «اللهم إنی أسألک بمعقد العز من عرشک…». (مرغینانی، ج۴، ص۳۸۰). هرچند این خبر واحد را ناقدان حدیث ضعیف شمرده‌اند نه صحیح؛ حتی ابن الجوزی آن را موضوع شمرده است و قول مکروهیت آن قابل تأیید است. (ابن عابدین، ۱۴۱۲: ج۶، ص۳۹۶)، اما نقل این مسأله بیان می دارد که امام ابویوسف رحمه الله در حوزۀ عقیده به خبر واحد تمسک جسته و استدلال کرده و این امر حجیت خبر واحد در نزد وی را ثابت می‌سازد.

خبر واحد در دیدگاه سایر علمای احناف

خبر واحد در نزد سایر علمای حنفی دارای اعتبار است و در همه بخشها حجیت دارد. اینک به گونۀ نمونه نظرات تعداد مشهوری از آنان ارائه می‌شود:

۱٫ امام سرخسی(وفات ۴۸۳) گفته است: اگر خبر واحد حجت نبودی، برای کسی لازم و واجب نبود، آنچه را از پیامبر صلی الله علیه وسلم شنیده به کسان دیگر برساند، بنابراین وقتی به نص ثابت شد که شخص مؤمن، مأمور به انذار و تبلیغ دین است، لازم می‌آید که قبول دین از وی ثابت باشد و این حجیت خبر واحد را می‌رساند.

وی خبر واحد را در عقیده و عمل حجت دانسته است و می‌گوید: اگر خبر واحد حجت نبودی، پیامبر صلی الله علیه وسلم نمی‌توانستند رسالت پروردگارش را برای انسانها تبلیغ نمایند. او خود نمی‌توانست به نفس خود به دیار دوردست تشریف برد، بلکه نمایندگان خود را به یمن و بحرین و سایر نواحی می‌فرستاد تا احکام شریعتش را به آنها برساند و این خود دلیلی است که خبر واحد در دین حجت است. همچنان که پیامبر صلی الله علیه وسلم نمایندگان خود را به تبلیغ دین می‌فرستادند، همان گونه امر کردند، هرکه هر چیزی را از امر دین بشنود، باید برای غائبان برساند، پس اگر خبر واحد، مفید علم نبودی و بدان عقیده ثابت نشدی، چه گونه تبلیغ دین انجام می‌شد؟ (سرخسی: ص۳۲۴- ۲۳۵).

۲٫ امام ابن ابی العز الحنفی در شرح عقیده طحاوی می‌گوید: «هر گاه خبر واحد مورد قبول امت اسلامی واقع شده باشد، علم یقینی را فاید می‌دهد. (ابن ابی العز: ص۳۴۱).

۳٫ امام طحاوی از بزرگان مذهب حنفی خبر واحد را در حوزۀ عقیده دارای اعتبار دانسته بدان تمسک جسته است. وی در مجموع عقیدتی خود در مورد اثبات رویت الله در قیامت گفته است:

«دیدار اوتعالی برای اهل بهشت بدون احاطه و کیفیت حق است، همچنان که مدلول نصوص کتاب الله است و تفسیر آن به گونه یی است که الله متعال اراده کرده و هرآنچه در این مورد از احادیث صحیح رسول الله آمده است همچنان است که آمده و بدون تأویل بدان ایمان داریم. (طحاوی، ۱۴۱۴: ص۳۵).

باز گفته است: «حوضی که الله متعال پیامبر صلی الله علیه وسلم را با آن اکرام کرده است حق است». (طحاوی، ۱۴۱۴: ص۴۵)

باز گفته است: هرآنچه از رسول الله صلی الله علیه وسلم به گونۀ صحیح ثابت است حق است. (طحاوی، ۱۴۱۴: ص۶۳)

باز گفته است: نماز خواندن پشت سر هر نیکوکار و بدکار از اهل قبله را روا می دانیم. (طحاوی، ۱۴۱۴: ص۶۷). این حکم را امام طحاوی دقیقًا با این حدیث که خبر واحد است ارائه داشته و ابراز عقیده کرده است: «یُصَلُّونَ لَکُمْ، فَإِنْ أَصَابُوا فَلَکُمْ، وَإِنْ أَخْطَئُوا فَلَکُمْ وَعَلَیْهِمْ». (بخاری، حدیث: ۶۹۴).

(برای تان نماز می‌گذارند، اگر به حق بودند، به نفع تان است و اگر خطا کردند، به نفع شما و به ضرر آنان است).

۴٫ ملا علی قاری از دانشمدان متأخر حنفی و از فحول علمای احناف است. او به خبر واحد در عقیده استدلال جسته و آن را به عنوان حجت می‌پذیرد. وی در شرح فقه اکبر در مواضع ناشماری به اخبار آحاد استدلال نموده است. طور مثال در مورد اثبات اینکه دیدار الله متعال برای بندگان طور حقیقی است و به چشم سر الله متعال را می‌بینند، به خبر واحد استدلال کرده است. در شرح این قول امام ابوحنیفه رحمه الله: «ویراه المؤمنون وهم فی الجنه بأعین رؤسهم» گفته است: «به دلیل این فرمودۀ پیامبر صلی الله علیه وسلم:

«اذا دخل اهل الجنه الجنه یقول الله تبارک و تعالی: تریدون شیئًا أزیدکم فیقولون: الم تدخلنا الجنه و تنجینا من النار؟ قال فیرفع الحجاب ای عن وجوه اهل الجنه فینظرون الی وجه الله سبحانه فما اعطوا شیئا احب الیهم من النظر الی ربهم». (قاری، ۱۴۰۹، ص۱۱۹).

(وقتی اهل بهشت به بهشت داخل شوند، الله متعال می گوید: آیا چیزی را می خواهید؟ می‌گویند: آیا ما را به بهشت داخل نگردانیدی و از آتش نجات ندادی؟ آنگاه حجاب از روی‌های اهل بهشت دور می‌شود و به وجه الله می‌بینند، پس هیچ چیزی برای شان داده نشده که از نظر کردن به سوی پروردگار شان محبوب تر باشد).

نتیجه‌گیری

از آنچه در این مقاله گفته شد نتیجه گیری می شود که خبر واحد هرگاه صحیح باشد، در نزد جمهور امامان اهل سنت اعم از مالکیه، شافعیه، حنابله و نیز حنفیه حجت شرعی است که در عقیده و احکام عملی بدان استدلال جسته می‌شود.

امام ابوحنیفه و یارانش و نیز سایر بزرگان مذهب حنفی، در مسایل عقیدتی به خبر واحد صحیح استدلال جسته اند و آن را حجت شمرده اند. این روش از ابتدا تا انتها ادامه داشته کسانی که خبر واحد را در امور اعتقادی حجت نمی‌شمارند از اعتبار ساقط اند و سخن شان اعتباری ندارد.

آنچه ما گفتیم که خبرواحد در حوزۀ عقیده و فقه عملی حجت است، همان خبر واحدی است که به صحت رسیده باشد و امت اسلامی آن را قبول کرده باشند. بنابراین ادعای اینکه خبر واحد در نزدامام ابوحنیفه و احناف رحمهم الله در عقیده حجت نیست، ادعایی عاری از حقیقت و خلاف واقع است که تهمتی بر امام ابوحنیفه و مذهب حنفی است.

ادعای اینکه تنها سلفیان به خبر واحد در عقیده تمسک می‌جویند، ادعای عاری از حقیقت است و هدف مدعیان، ایجاد تفرقه میان امت اسلامی است. تمام اهل سنت، از همه طیفها و گروه ها به خبر واحد تمسک جسته‌اند و عقیدۀ واحدی دارند که اختلاف نظرها بسیار کم اند. بنابراین اختلاف انگیزی منحرفان معاصر نمی‌تواند میان امت اسلامی تحت عنوان مذهب و گروه، تفرقه ایجاد نماید.

***********

منابع و مآخذ

۱٫ ابن ابی العز الحنفی، صدر الدین محمد بن علاء الدین علیّ بن محمد الأذرعی الصالحی الدمشقی. (۱۴۱۸ﻫ.ق). شرح العقیده الطحاویه. تحقیق: أحمد شاکر، چاپ اول، سعودی: وزاره الشؤون الإسلامیه، والأوقاف والدعوه والإرشاد.

۲٫ ابن جبریل، حیات بن محمد. (۱۴۲۳هـ/۲۰۰۲م). الآثار الوارده عن عمر بن عبد العزیز فی العقیده. چاپ اول، مدینه منوره: عماده البحث العلمی بالجامعه الاسلامیه.

۳٫ ابن حجر عسقلانی، ابوالفضل احمد بن علی بن محمد بن احمد. (). نزهه النظر فی توضیح نخبه الفکر فی مصطلح اهل الاثر. تحقیق نور الدین عتر، چاپ سوم، دمشق: مطبعه الصباح.

۴٫ ابن عابدین، محمد أمین بن عمر بن عبد العزیز عابدین الدمشقی الحنفی. (۱۴۱۲هـ – ۱۹۹۲م). رد المحتار على الدر المختار. چاپ دوم، بیروت: دار الفکر.

۵٫ ابوحنیفه رحمه الله، نعمان بن ثابت بن زوطی بن ماه. (۱۴۱۹). الفقهین الأبسط والأکبر المنسوبین لأبی حنیفه. (تدوین محمد بن عبد الرحمن الخمیس) تدوین و تحقیق: محمد بن عبد الرحمن الخمیس، چاپ اول، امارات عربیه: مکتبۀ فرقان.

۶٫ ابوحنیفه رحمه الله، نعمان بن ثابت بن زوطی بن ماه. (۱۴۱۹ﻫ.- ۱۹۹۹م) .الفقه الاکبر. تدوین و تحقیق: محمد بن عبد الرحمن الخمیس، چاپ اول، امارات عربیه: مکتبۀ فرقان.

۷٫ بخاری الجعفی، أبو عبدالله محمد بن إسماعیل. الجامع المسند الصحیح المختصر من أمور رسول الله صلى الله علیه وسلم وسننه وأیامه = صحیح البخاری. المحقق: محمد زهیر بن ناصر الناصر. چاپ اول، الناشر: دار طوق النجاه (مصوره عن السلطانیه بإضافه ترقیم ترقیم محمد فؤاد عبد الباقی).

۸٫ جامی علی، ابو احمد محمد امان بن علی. (۱۴۰۸). الصفات الالهیه فی الکتاب والسنۀ النبویه فی ضوء الاثبات و التنزیه. چاپ اول، مدینه منوره: المجلس العلمی با لجامعه الاسلامیه.

۹٫ جرجانی، علی بن محمد بن علی الزین الشریف. (۱۴۰۷). رساله فی اصول الحدیث. محقق علی زوین، چاپ اول، ریاض: مکتبه الرشد.

۱۰٫ جیزانی، محمد بن حسین بن حسن. (۱۴۲۷ﻫ). معالم اصول الفقه عند اهل السنه والجماعه. چاپ پنجم، ناشر: دار ابن الجوزی.

۱۱٫ سرخسی، شمس الائمه محمد بن احمد بن ابی سهل. ( بی تا). اصول السرخسی. بیروت: دار المعرفه.

۱۲٫ سفارینی، ابوالعون شمس الدین محمد بن احمد بن سالم حنبلی. (۱۴۰۲ هـ – ۱۹۸۲ م). لوامع الانوار البهیه و سواطع الاسرار الاثریه لشرح المضیه فی عقد الفرقه المرضیه. چاپ دوم، دمشق: مؤسسۀ الخافقین و مکتبتها.

۱۳٫ شنقیطی، احمد بن محمود بن عبد الوهاب. (۱۴۲۲هـ/۲۰۰۲م). خبر الواحد و حجیته. چاپ اول، مدینه منوره: عماده البحث العلمی بالجامعه الاسلامیه.

۱۴٫ طحاوی، ابوجعفر احمد بن محمد بن سلامه بن عبد الملک. (۱۴۱۴ﻫ). العقیده الطحاویه. شرح و تعلیق شیخ البانی، بیروت: المکتب الاسلامی.

۱۵٫ قاری هروی، علی بن سلطان محمد. (۱۴۰۴). شرح فقه الاکبر. چاپ اول، بیروت: دار الکتب العلمیه.

۱۶٫ قرافی، ابوالعباس شهاب الدین احمد بن ادریس بن عبد الرحمن مالکی. (۱۳۹۳ هـ – ۱۹۷۳ م). شرح تنقیح الفصول. تحقیق: طه عبد الرؤوف سعد، چاپ اول، ناشر: شرکت الطباعه الفنیه المتحده.

۱۷٫ مرغینانی، أبو الحسن برهان الدین ، علی بن أبی بکر بن عبد الجلیل الفرغانی. (؟). الهدایه فی شرح بدایه المبتدی. المحقق: طلال یوسف، بیروت لبنان، دار احیاء التراث العربی.

۱۹٫ یوسف، عبد الرحمن بن عبد الخالق. (۱۴۰۶ هـ – ۱۹۸۶ م). الفکر الصوفی فی ضوء الکتاب والسنه. چاپ سوم، کویت: مکتبه ابن تیمیه.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن