فکر و دعوت

حجیت سنت خلفای راشدین در امتداد حجیت سنت نبوی

محدث و فقیه برجستهٔ شبه‌قارهٔ هند در قرن چهاردهم هجری، علامه انورشاه کشمیری رحمةالله‌علیه، در فیض‌الباری شرح صحیح‌البخاری می‌نویسد: «منصب الخلفاء [الراشدین] عندي فوق الإجتهاد و تحت التشریع، من حیث إن صاحب الشریعة أمرنا بإقتدائهم مطلقا. و من هذا الباب زیادة عثمان رضی‌الله‌عنه في الأذان، و جمع عمر رضی‌الله‌عنه الناس في الناس في التراویح خلف إمام واحد»؛ «جایگاه خلفای راشدین نزد من بالاتر از اجتهاد و پایین‌تر از تشریع است، چنانکه صاحب شریعت (حضرت محمد مصطفی صلی‌الله‌علیه‌وسلم) ما را به پیروی مطلق از آنان امر کرده است. از همین قبیل است آنکه حضرت عثمان رضی‌الله‌عنه در اذان [جمعه] افزود، و حضرت عمر رضی‌الله‌عنه در نماز تراویح مردم را پشت سر یک امام جمع کرد.»

نکته‌ای که علامه انورشاه کشمیری به آن تصریح کرده، نکتهٔ بسیار دقیق و راهگشایی در فهم جایگاه دینی خلفای راشدین پس از ختم نبوت است.

دورهٔ سی سالهٔ خلافت راشده، بیش از اهمیت سیاسی و اجتماعی آن در گسترش قلمرو اسلامی، در بعد حفاظت از آخرین رسالت آسمانی و میراث دینی و معنوی پیامبر خاتم صلی‌الله‌علیه‌وسلم و تثبیت و تشریح آن اهمیت دارد.
خلفای راشدین دین اسلام را از تحریف و هرگونه کجی و انحراف مصون نگه داشتند و آنچه را که در حیات نبی کریم صلی‌الله‌علیه‌وسلم هنوز تثبیت نشده بود، تثبیت کردند، به همین خاطر رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم، «سنت خلفای راشدین» را هم‌طراز و دنباله «سنت نبوی» قرار داد: «… سنتي و سنة الخلفاء الراشدین من بعدي.»

شاه ولی‌الله دهلوی، در اثر گرانسنگ «إزالة الخفاء عن خلافة الخلفاء» کوشیده است تا جایگاه خلفای راشدین را از این منظر تبیین کند، و بر همین اساس اثبات خلافت خلفای راشدین و دفاع از جایگاه آنان را در تاریخ امت اسلامی و سرنوشت دین اسلام و مسلمانان، اصلی از اصول دین (اصلی در ذیل اصل نبوت) عنوان کرده و با استدلال از آیات قرآن و احادیث نبوی و سیرهٔ خلفای راشدین به اثبات این حقیقت مهم پرداخته است.

امت اسلامی پس از پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وسلم، تا قیام قیامت مدیون و ممنون خلفای راشدین است؛ زیرا آنان حلقهٔ وصل حفیظ و علیم بین نسل‌های بعدی امت و پیامبر خاتم صلی‌الله‌علیه‌وسلم بودند و اگر فراست ایمانی، دانش مقتبس از مشکات نبوت، و جهاد و اجتهاد و مجاهده آنان نمی‌بود، دین اسلام و میراث نبوی سرنوشتی مشابه آیین یهود و نصارا پیدا می‌کرد و دامنش به تحریف آلوده می‌شد.

نکتهٔ دیگر اینکه پس از پایان خلافت راشده، با وجود تغییر در وضعیت سیاسی و شکل حکومتداری، آنچه در آن هیچ تغییری نیامد و با قوت از نسلی به نسل دیگر منتقل شد، کلیت دین و علوم دینی بود.
قطعاً یکی از حکمت‌های پایان خلافت راشده و دولت خلفای راشدین پس از سی سال، این بود که امر حفاظت از دین و تبیین و تشریح آن به عهدهٔ عالمان مستقل و توانا که مسئولیت سیاسی و حکومتی نداشتند و با وجود پیشنهاد قدرت حاضر به پذیرش آن نبودند، بیفتد، و دین اسلام با رویکرد اصلاحی و اخلاقی‌اش، راهش را به دل‌ها و سرزمین‌های مختلف باز کند و پیامش را به جهانیان برساند.

نویسنده : ثناءالله شهنواز

منبع : تلگرام سنی آنلاین

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن