خانه / مقالات / تزکیه / حکایت تمثیلی برای فهم نماز ‏

حکایت تمثیلی برای فهم نماز ‏

حکایت تمثیلی برای فهم نماز – بدیع الزمان سعید نورسی رحمه الله تعالی

” الصلاة عماد الدين “

براي پي بردن بر ارزش و اهميت نماز و ارزان بودن و آسان بدست آوردن آن و جهت آگاهي از ديوانه و زيانكار بودن تارك نماز و پايمال كنندة حق آن به اين حكايت تمثيلي كوتاه تأمل كن:
روزي حاكم بزرگي دو نفر از مستخدمين خود را به مزرعة زيبايي ميفرستد، و به هر كدام آنها مبلغ بيست و چهار سكة طلايي مي دهد، تا بتوانند به مزرعه خود را برسانند كه در فاصله دو ماهه قرار دارد و دستور مي دهد كه اين مبلغ را براي خريدن بليط و نياز هاي راه و محل اقامت صرف كنند، رسيدن به ايستگاه يك روز را در بر مي گيرد، در آنجا تمام انواع وسايط نقليه از قبيل اتومبيل، هواپيما، كشتي و ترن يافت مي شود. دو مستخدم بعد از شنيدن توصيه ها خارج مي شود يكي از آن دو آدم نيكبخت و خوش شانس بود، زيرا مقدار اندكي از سرمايه اش را تا رسيدن به ايستگاه مصرف كرد، با اين مصرف خود چنان تجارتي سودمند بدست آورد كه اربابش از او ابراز رضايت نمود، در نتيجه سرمايه اش از يك به هزار افزايش يافت. اما خادم بدبخت و بد شانس تا رسيدن به ايستگاه بيست و سه سكة طلائيش را در لهو و قمار مصرف كرد، وقتي به ايستگاه رسيد فقط يك سكة طلائيش باقي مانده بود. دوستش به او گفت: ” اي مرد! با اين يك سكة باقي مانده بليط سفر را خريداري كن و بي خود از دست مده، ارباب ما كريم و رحيم است، شايد ترا شامل رحمتش بگرداند و از لغزشي كه از تو سر زده است ترا مورد عفو قرار دهد. اجازه خواهد داد تا روزي سوار بر هواپيما هردو باهم به محل اقامت خود برويم. اگر به گفته هايم عمل نكردي مجبور خواهي شد دو ماه كامل در اين بيابان بدون وقفه پياده راه پيمايي كني، گرسنگي ترا خواهد كشت و در اين دشت تنها خواهي ماند. ” ببين اگر اين شخص عناد كند و به جاي تهيه بليط سفر كه به منزلة كليد گنجي براي اوست ، سكة باقي مانده را در راه شهوت زود گذر و لذت مؤقت مصرف كند آيا اين عمل بدين معني نيست كه او يك بدبخت زيانكار و يك ابله نادان حقيقي است، مگر اين را كودن ترين انسان درك نمي كند؟ پس اي تارك نماز! آن حاكم، پروردگار و آفريدگار ما است. اما آن دو مستخدم مسافر، يكي انسان متدين است كه نماز را با شوق بر پا داشته و كما حقه اداء مي كند و ديگري شخص غافل تارك نماز است. و اما آن بيست وچهار سكة طلايي، بيست و چهار ساعت هر روزي از روز هاي عمر مي باشد. و اما آن مزرعة مخصوص، جنت است. و اما آن ايستگاه، قبر است. و اما آن سفر، سفري است كه بسوي قبر ميرود و از حشر ميگذرد و به دارالخلود منتهي مي شود و ره روان اين راه دراز با درجات متفاوتي آن را طي مي كنند، هر شخص مطابق عمل و ميزان تقوايش، جمعي از پرهيزگاران مسافت هزار ساله را همچون برق در يك روز مي پيمايند، و عده يي از آنان در يك روز مسافت پنجاه هزار ساله را همچون اسب منزل مي كنند. قرآن كريم در دو آيت مباركه به اين حقيقت اشاره كرده است. اما آن بليط، نمازهايي است كه پنج وقت آن نماز ها همراه با وضوي شان زيادتر از يك ساعت را در بر نمي گيرد! چه خسارت بزرگي كرده است كسيكه بيست و سه ساعتش را به زندگي دنياي كوتاه صرف مي كند و فقط يك ساعت را در راه آن حيات ابدي دراز مصرف نمي كند! اين چه ظالمي است كه بر خود ظلم مي كند! اين چه احمق نادان است! اگر دادن نصف مال به قمار لاتري كه هزار نفر در آن اشتراك دارد و احتمال برد يك در هزار است كار معقولي محسوب مي شود، پس شخصي در راه بدست آوردن فايدة بزرگ و رسيدن بـر خزانه ابدي كـه به احتمال نود و نه در صد تضمين شده است، از دادن يك سهم از بيست و چهار سهم دريغ ميورزد، واقعاً دور از عقل و منطق بودن چنين عملي بر كس پوشيده نيست.

نماز نه تنها يك عمل خسته كننده نيست، بلكه بزرگترين آرامش روح و قلب و عقل در نماز است و علاوه بر آن ديگر اعمال دنيوي مباح نماز گذار، با نيت خوبي اگر باشد، برايش عبادت محسوب مي شود، پس نماز گذار ميتواند تمام سرمايه عمرش را به آخرت محول كند و در بدل عمر فانيش، عمري جاويدان بدست آورد.

منبع: http://www.saidnur.com/foreign/fars/index.htm

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

رزق!!

مسلمان ایمان دارد که رزق، اجل، عمل، شقاوت و خوشبختی وی زمانی که در شکم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *