خانه / مطالب ویژه / حکم خروج بر حاکم کشوری (مسلمان و یا غیر مسلمان)‏ – 2

حکم خروج بر حاکم کشوری (مسلمان و یا غیر مسلمان)‏ – 2

مهرورزی و مردم دوستی

در آیه 159سوره آل عمران به شرط دیگری نیز اشاره میشود که ارتباط تنگاتنگی با مسأله استبداد دارد. قرآن با یادآوری محبت و مهرورزی پیامبر نسبت به مردم و شهروندان (امت اسلام) توضیح میدهد که علت دیگری استقبال عمومی به حکومت ایشان مهرورزی و مردم دوستی ایشان است که به شکل استغفار و گذشت از خطاها و اشتباهات اجتماعی و سیاسی آنان است.

 

نرمی و مدارا بامردم

شرط دیگری که در این آیه از آن سخن رفته است نرمی نسبت به مردم میباشد. حکومت پیامبر بر پایه عنصر مهربانی و نرمی و مدارا با مردم نهاده شده است. نادیده گرفتن اشتباهات و خطاها و عدم کارگیری خشونت که اعمال قدرت لخت است عمده ترین علت جلب دلها مردم به حکومت نبوی بوده است. قدرت عریان که از آن گاهی به خشونت یاد میشود هرچند در حوزهای اعمال قانونی و مجاری آن باشد اگر بصورتی باشد که مردم را در تنگنا قراردهد موجب دوری مردم ازحکومت میگردد. البته بدان معنی نیست که قوانین کیفر و جزای که از آن به اقتدار و حاکمیت یاد میکنند می بایست اعمال نشود و نادیده نگاشته شود اقتدار امری بایسته است که به شکل غلظت و سختگیری خودنمایی میکند و نمیتوان از آن به خشونت یاد کرد چنان که در مقاله خشونت بدان اشاره رفته است.

 

مشورت، کارآمدی و مدیریت

توانایی اعمال قدرت مشروع و اقتدار از شرایط مهم دیگری است که قرآن برای حاکمان بیان می کند .این شرط در آموزهای قرآنی به عنوان قاطعیت یاد شده است. از این رو میتوان گفت که قاطعیت در آموزهای قرآنی به معنی و مفهوم اعمال قدرت مشروع است. حاکم باید افزون بر مهربانی و عدالت و مشورت با مردم از قاطعیت پس از گرفتن تصمیم استفاده کند. قاطعیت هرگز به معنی و مفهوم استبداد و خودکامگی نیست، زیرا بدون قاطعیت پس از تصمیم گیری نمیتوان به شهریاری پرداخت. و نظام شهری امت را مدیریت و تدبیر نمود.

قاطعیت به معنی به کارگیری هرگونه قدرت قانون برای اعمال آن است .از اینرو میتواند به اشکال مختلف چون حدود و تعزیرات، جهاد به کارگری شمشیر و زور (حدید و آهن در آیت قرآن)تجلی و ظهورکند.

قرآن درسوره آل عمران آیه:  فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ ۖ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ ۖ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ ۖ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ [آل عمران: ١٥٩]

به (برکت) رحمت الهی، در برابر آنان [مردم‌] نرم (و مهربان) شدی! و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده می‌شدند. پس آنها را ببخش و برای آنها آمرزش بطلب! و در کارها، با آنان مشورت کن! اما هنگامی که تصمیم گرفتی، (قاطع باش! و) بر خدا توکل کن! زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد.

به مسأله قاطعیت همراه با مشورت اشاره میکند وبه پیامبر صلی الله علیه و سلم دستور میدهد که پس از مشورت آنچه را که صلاح امت دانسته اتخاذکند. وهرگاه تصمیم را گرفت با توکل به خدا برانجام آن قاطعیت داشته باشد .

 

احسان به مردم

در آموزهای قرآنی به مسأله شرط احسان به عنوان شرط حاکم مطرح میشود که امر فراتر از عدالت است. اگر در آیات قرآن از لزوم عدالت پیشگی حاکمان و اجتناب از هوا پرستی ایشان سخن رفته است و در صورت فقدان عدالت شان از مشروعیت دینی ساقط میشوند سوره (ص) آیه: يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَىٰ فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ ۚ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ [٢٦]

ای داوود! ما تو را خلیفه و (نماینده خود) در زمین قرار دادیم؛ پس در میان مردم بحق داوری کن، و از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف سازد؛ کسانی که از راه خدا گمراه شوند، عذاب شدیدی بخاطر فراموش کردن روز حساب دارند!

در سوره نساء می فرماید: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ ۚ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا [٥٨]

خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانتها را به صاحبانش بدهید! و هنگامی که میان مردم داوری می‌کنید، به عدالت داوری کنید! خداوند، اندرزهای خوبی به شما می‌دهد! خداوند، شنوا و بیناست.

از احسان که مرتبه اش فراتر از عدالت است سخن به میان آمده است. حاکمان باید در موضوع وایستاری قرارگیرند که احسان اصل اساسی درعملکردشان باشد.

 

امانت داری

از دیگر شرایط که قرآن برای حاکمان برمیشمارد امانت داری است که بدون احراز آن شخص نمیتواند از نظر قرآن به عنوان حاکم مشروع به مردم حکومت کند. (سوره نسآ آیه 58) به نظرمیرسد که دربینش و نگرش قرآن، حکومت امانت است که در اختیار شخص و یا اشخاص قرار میگرد و او به عنوان امین از سوی خدا و مردم در چارچوب قوانین و اصول عدالت و احسان باید امانت داری را حفظ کند. ازاینرو شرط امانت داری شرط بنیادی است.

 

توانایی علمی وجسمی 

توانایی علمی به گونه ی شخص را به مسایل واهداف حکومت و مدیریت جامعه قادر سازد و نیز تواناییهای جسمیکه حاکم را قادر به فعالیتهای بیش از اندازه افرادعادی جامعه را توانا نماید چناچه در سوره بقره آیه: أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ مِن بَعْدِ مُوسَىٰ إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُّقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِن كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا ۖ قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا ۖ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِّنْهُمْ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ [٢٤٦]

آیا مشاهده نکردی جمعی از بنی اسرائیل را بعد از موسی، که به پیامبر خود گفتند: «زمامدار (و فرماندهی) برای ما انتخاب کن! تا (زیر فرمان او) در راه خدا پیکار کنیم. پیامبر آنها گفت: «شاید اگر دستور پیکار به شما داده شود، (سرپیچی کنید، و) در راه خدا، جهاد و پیکار نکنید!» گفتند: «چگونه ممکن است در راه خدا پیکار نکنیم، در حالی که از خانه‌ها و فرزندانمان رانده شده‌ایم، (و شهرهای ما به وسیله دشمن اشغال، و فرزندان ما اسیر شده‌اند)؟!» اما هنگامی که دستور پیکار به آنها داده شد، جز عدّه کمی از آنان، همه سرپیچی کردند. و خداوند از ستمکاران، آگاه است. 

وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا ۚ قَالُوا أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ ۚ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ ۖ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ [بقره: ٢٤٧]

و پیامبرشان به آنها گفت: «خداوند (طالوت) را برای زمامداری شما مبعوث (و انتخاب) کرده است.» گفتند: «چگونه او بر ما حکومت کند، با اینکه ما از او شایسته‌تریم، و او ثروت زیادی ندارد؟!» گفت: «خدا او را بر شما برگزیده، و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشیده است. خداوند، ملکش را به هر کس بخواهد، می‌بخشد؛ و احسان خداوند، وسیع است؛ و (از لیاقت افراد برای منصب‌ها) آگاه است.»

از دیگر شرایط مهم است که قرآن برای حاکمان برمیشمارد. زیرا بدون توانایی علمی هرگونه مدیریت با شکست و افزایش هزینه ها روبرو خواهد شد و جامعه در مسیر کمال خود دست کم دچار چالش و خلل جدی میشود. همچنین ازآنجایکه مدیریت جامعه نیازمند تلاش دوچندانی است تا همه مشکلا ت کلان جامعه مورد ارزیابی و نظارت و مدیریت قرارگیرد و از نظر جسمی باید در آن اندام از حد توان باشد که تن خسته نشود و درحوزه عمل کم نیاورد.

 

اجتناب ازظلم وستم

بی گمان اجتناب ودوری ازظلم وستم  چیزی جز تاکئدبر عدالت براحسان نیست.زیرا اصولا حکومت ظالم وستم کاروحاکمان ستم گر درمفهوم قرآنی نه تنها شایسته حکومت نیستند بلکه لازم وضروری است که ازشر آنان رهای یافته ومبارزه باآنان دولت وحکومت عادل وصالح برپا نمایند.ازاین رووقتی ازشرط اجتناب ازظلم وستم سخن گفته میشود به معنی تآکید به امری است که ازآن به عدالت یادشده است .حاکم ظالم وستمگار را جای برای حکومت درآموزهای قرآنی وامت وشهروندان باید به آن به مبارزه برخاست وآنرا ساقط کنند سوره یوسف آیه 78و79: قَالُوا يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ إِنَّ لَهُ أَبًا شَيْخًا كَبِيرًا فَخُذْ أَحَدَنَا مَكَانَهُ ۖ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ [٧٨]

گفتند: «ای عزیز! او پدر پیری دارد (که سخت ناراحت می‌شود)؛ یکی از ما را به جای او بگیر؛ ما تو را از نیکوکاران می‌بینیم!»

قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ أَن نَّأْخُذَ إِلَّا مَن وَجَدْنَا مَتَاعَنَا عِندَهُ إِنَّا إِذًا لَّظَالِمُونَ [یوسف: ٧٩]

گفت: «پناه بر خدا که ما غیر از آن کس که متاع خود را نزد او یافته‌ایم بگیریم؛ در آن صورت، از ظالمان خواهیم بود!»

به نظرمیرسدکه مفاهیم چون عدالت و اجتناب از ظلم و ستم متناظرهستند. زیرا عدالت به معنی عدم میل و گرایش به انحراف و یا قرار گرفتن هرچیز در جای خوداست. تجاوز و افراط و تفریط از حالت طبیعی عدالت را از بین میبرد. از سوی دیگر ظلم و ستم نیز تجاوز و تعدی و گرایش بسوی افراط و تفریط است. بنابراین هرگونه رفتاریکه خروج از حالت طبیعی گرایش به تجاوز و افراط و تفریط داشته باشد میتواند عامل مهم برای از دست رفتن شرط عدالت باشد.

 

سهل بودن دیدارمردم باحاکم

از دیگر ویژگیهای حاکم آنست که ملاقات و دیدار امت و شهروندان با حاکم آسان باشد، زیرا حاکم یار و یاورشهروندان و قانون است. واژه شهر به معنی مدینه است که در بردارنده اجتماع قانونمند و دارای مدریت یگانه برپایۀ قانون است و شهریار باید حافظ و مدافع شهر و قانون آن باشد. ازاینرو باید دیدار با وی همانند مدیریت شهری آسان باشد و مردمان به سادگی مشکلات و خواستهای خویش رابتوانند با وی در میان گذارند. چناچه سوره یوسف آیه 56 تا 58 میفرماید:

وَكَذَٰلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَيْثُ يَشَاءُ ۚ نُصِيبُ بِرَحْمَتِنَا مَن نَّشَاءُ ۖ وَلَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ [٥٦] وَلَأَجْرُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ [٥٧] وَجَاءَ إِخْوَةُ يُوسُفَ فَدَخَلُوا عَلَيْهِ فَعَرَفَهُمْ وَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ [٥٨]

و اینگونه ما به یوسف در سرزمین (مصر) قدرت دادیم، که هرجا می‌خواست در آن منزل می‌گزید (و تصرّف می‌کرد)! ما رحمت خود را به هر کس بخواهیم (و شایسته بدانیم) میبخشیم؛ و پاداش نیکوکاران را ضایع نمی‌کنیم! (امّا) پاداش آخرت، برای کسانی که ایمان آورده و پرهیزگاری داشتند، بهتر است!

 (سرزمین کنعان را قحطی فرا گرفت؛) برادران یوسف (در پی موادّ غذایی به مصر) آمدند؛ و بر او وارد شدند. او آنان را شناخت؛ ولی آنها او را نشناختند.

اینها گوشۀ ازویژگیهای است که قرآن برای حاکمان برمیشمارد.

شفیق، عبد الناصر، نظام سیاسی اسلام، ص …. چاپ … سال 13 کابل افغانستان

 

ادامه دارد….

جمع و ترتیب: سایت اصلاح نت

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

رابطه میان عقل و دین در اسلام، جایگاه و نقش عقل

نویسنده: دکتر حسان حتحوت / مترجم: داود نارویی سه سده اخیر این سخن شایع شده …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *