خانه / مطالب ویژه / حکم خروج بر حاکم کشوری (مسلمان و یا غیر مسلمان)‏ – 3

حکم خروج بر حاکم کشوری (مسلمان و یا غیر مسلمان)‏ – 3

ویژگیهای حاکم مسلمان

 رهبری جامعه باید به عهده کسانی باشد که از نظرعلمی و فقهی از سایر مردم بالا باشد. چنانچه عبد الرحمن جزایری گردآورنده کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه بیان میدارد: ائمه مذاهب اسلامی بر این مسآله اتفاق دارند که مسأله رهبری جامعه اسلامی و حاکمیت و امامت اسلامی جهت مسلمانان واجب می باشد، زیرا: با وجود امام و حاکم اسلامی که شعایر دین برپا داشته شده و حق مظلوم از ظالم گرفته میشود. همچنین اتفاق ائمه مذاهب بر این مسأله که حاکم اسلامی باید دارای ویژگیهای ذیل باشند:

  • مسلمان باشد
  • مکلف باشد
  • حر و آزاد باشد
  • مرد باشد
  • قریشی باشد
  • عالم و مجتهد باشد. تا اینکه مردم را نسبت به یادگیری و فهم احکام دینی و اسلامی آگاه نماید و در فهم استنباط مسایل و احکام دینی نیاز به رأی و نظریه دیگران نداشته باشد.

 

وظایف و مسئولیت های حاکم

بعد از آنکه اهل شورا و مسلمانها خلیفه (امام) را برگزیدند و با وی بیعت کردند، مسؤولیت های زیادی به عنوان وظایف منصبی بالایش عاید میگردد، که باید به ادای آن بپردازد و اداء نماید که در سطور ذیل مسؤولیت های عمده خلیفه ذکر میگردد و در مجموع از آن به حراست از دین (اقامه دین) و سیاست تدبیر امور دنیا تعبیر میگردد:

  • حراست و حفاظت از دین به صورت درست و مطلوب آن، یعنی برای هیچ کسی اجازه ندهد که از دین تمرد نماید.
  • تطبیق و اجرای احکام اسلامی بین اطراف متخاصم و رسیدگی قضایی شان.
  • اقامه حدود و قصاص، تطبیق مجازات بر مجرمین و اقامه عدل تا محارم الله مورد تجاوز قرار نگیرد و حقوق مردم از ضیاع نگهداری گردد.
  • حفاظت و نگهداشت راههای عمومی و تأمین امنیت برای مردم، تا بتوانند زندگی خود را به اطمینان خاطر و آرامی بسربرده، مشغول کار و کسب شوند، و به اطمینان خاطر در داخل دولت گشت و گذار کنند.
  • تحکیم سرحدات و حفاظت آن از تجاوز دشمنان اسلام، تا محرمات و نوامیس اسلامی مورد حمله قرار نگیرد و جان و مال رعیت از خطرات خارجی در امان شود.
  • انجام دادن فریضه اسلامی و جهاد با دشمنان اسلام در صورتیکه مانع دعوت اسلامی واقع شوند، زیرا جهاد است که دعوت اسلامی را حمایه نموده و برای پخش و نشر آن را میگشاید. و همچنان بذل مساعی لازم در گسترش علم و فرهنگ اسلامی.
  • جمع آوری غنایم، خراج، عشر، زکات و سایر صدقات فرضی وحقوق دولتی و محاسبه آن مطابق احکام شرعی بدون ارتکاب ظلم و زورگویی و ترک کردن مسامحه و بی عدالتی در بین افراد.
  • تعیین و تقرر افراد امین، مستعد و باکفایت در مناصب و وظایف دولتی.
  • تعیین اندازه معاشات برای مستحقین از بیت المال بدون اسراف و تقصیر و اداء کردن آن در وقتش و بدون تأخیر.
  • بررسی و اداره امور به صورت مستقیم و مباشر (ازطرف خود خلیفه) و مراقبت دستگاه های حکومتی ارگانهای اجرائیوی تا اداره و تدبیر امورمردم به صورت درست ومنظم صورت گیرد.

 

حقوق حاکم یا(خلیفه)

همانطوریکه امام و خلیفه مسلمانها وظایف و مسؤولیتهای دارد، به همین ترتیب از حقوق برخوردارمیباشد که به صورت عمومی آن به دو بخش تقسیم میگردد. قسمیکه علامه ماوردی آنرا در دو نوع ذیل بیان کرده است:

 

الف: حقوق خلیفه برمردم:

1-اولین و بنیادی ترین حق امام به مردم سمع و اطاعت وی است که در این آیه مبارکه بیان شده است: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ.

  ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر تان را.

و در حدیث به روایت ابوهریرة رضی الله عنه چنین آمده است: و من یطع الأمیر فقد اطاعنی، و من یعص الامیر فقد عصانی.

ترجمه: و کسیکه از امیر اطاعت کرد پس اطاعت از من کرده است کسیکه از امیر نافرمانی کرد از من نافرمانی کرده است.

و در حدیث دیگری از انس بن مالک رضی الله عنه چنین آمده است که: اسمعوا و اطیعوا و إن استعمل علیکم عبد حبشی کان رأسه زبیبة.

ترجمه: از امرای تان بشنوید و اطاعت کنید گرچه بالایتان کسی مقررشود که سری او به اندازه دانه کشمش (خورد) باشد.

این حدیث به اهمیت موضوع اطاعت و پیروی از اصحاب امور و زمامداران دلالت میکند.

البته اطاعت و پیروی از زمامداران و اصحاب امور به صورت مطلق و مستقل نبوده و حدود دارد، طوریکه در این آیه مبارکه به ان اشاره شده است. و اطاعت الله (جل جلاله) و رسولش مستقل و مطلق بوده. زیرا در حق هر دو کلمه اطاعت مستقلاٌ ذکر گردیده است، اما اطاعت اصحاب امور و زمامداران مسلمانها در موارد می باشد که در آن نافرمانی از خداوند صورت نگرفته باشد. زیرا در همین آیت ذکر شده خالق کاینات دستور میدهد که در صورت بروز اختلاف میان تان موضوع را باید به الله و رسولش رجعت داده شود. بناءً اگرامیر مسلمانها اوامری مطابق اوامرالله جل جلاله صادر میکند اطاعت از آن واجب است و اگر او امر او خلاف احکام الهی باشد در آنصورت اطاعت وی حرام است. زیرا در حدیث پیامبر اکرم صلی الله وعلیه وسلم آمده است: لا طاعة لمخلوق فی معصیة الخالق.

یعنی اطاعت هیج کس جایزنیست درصورتیکه نافرمانی خالق صورت میگیرد.

 

2-نصیحت وخیرخواهی حاکم یاخلیفه

حق دیگری از حقوق حاکم و خلیفه بالای رعیت، نصیحت و رهنمایی و خیرخواهی حاکم و خلیفه در امور است.

پیامبر اسلام (صلی الله علیه وسلم) در یک حدیث اصل و بنیاد دین را نصیحت و سعادت طلبی بیان نموده است: (الدین النصیحة قلنا لمن قال: لله و لکتابه و لرسوله و لائمة المسلمین وعامتهم)

ترجمه:نصیحت وخیرخواهی اصل وبنیاد دین است (صحابه کرام میگویند) گفتیم: برای که باید نصیحت شود؟ پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود برای الله، کتاب و رسول وی و برای اصحاب امور مسلمانها و عامه مسلمین.

نصیحت و خیرخواهی امور این است: که آنها به آنچه که صلاح و سعادت دین و دنیا میباشد رهنمایی فرمود.

 

ب:حق خلیفه دربیت المال:

نوع دیگری از حقوق خلیفه، حق خلیفه در بیت المال مسلمین است و این حق برای امام و خلیفه به این بنیاد داده میشود که مصروف در امور مسلمانها بوده و نمیتواند به کسب و ذریعه معاش دیگری دست ورزد بنا برهمین دلیل صحابه کرام ( رضی الله عنهم) نیز به این مسأله توجه کردند و در زمان خلافت ابوبکر صدیق و عمر (رضی الله عنهما) اجماع نمودند که مصارف خلیفه باید بطورمتوسط مانند مصارف زندگی یک شخص از طبقه متوسط جامعه و قبیله خود وی از بیت المال پرداخت شود.

ادامه دارد….

جمع و ترتیب: سایت اصلاح نت

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

رابطه میان عقل و دین در اسلام، جایگاه و نقش عقل

نویسنده: دکتر حسان حتحوت / مترجم: داود نارویی سه سده اخیر این سخن شایع شده …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *