خانه / مطالب ویژه / حکم خروج بر حاکم کشوری (مسلمان و یا غیر مسلمان)‏ – 4

حکم خروج بر حاکم کشوری (مسلمان و یا غیر مسلمان)‏ – 4

خروج

 تعریف خروج: خروج درلغت به معنی بیرون شدن، مقابل داخل شدن، بیرون رفتن، خروج کردن، بیرون آمدن به جنگ و خلاف برخاستن به ضد کسی.

خروج در فقه به معنای بیرون آمدن یا طغیان بر امام است. و از آن در بابهای مختلف فقهی همچون طهارت، صلات، حج، نکاح و قضاء سخن گفته اند.

معنای اول خروج: خروج به بیرون است.

معنای دوم خروج: خروج به معنای طغیان برامام می باشد (که به آن بغی نیز می گویند)

 

معنی اصطلاحی خروج

 در اصطلاح فقه آرای متفاوتی میان فقها مطرح است. عموماً فقها بغی را خروج گروهی از مسلمانان دارای قدرت و شوکت بر ضد حاکم عادل یا غیر عادل اسلامی یا ندادن حق واجب همچون زکات به او دانسته اند که این خروج و مخالفت از نظر باغی غالباً بر اساس اجتهاد و تأویل صحیح بوده است.

 

وجه تسمیه خروج

 به آنان که در برابر امام و حکومت اسلامی یا مسلمانان قیام کنند (بغات) یا (باغیان) خروج کننده گان اهل بغی می گویند. وجه این نام گزاری آنست که اینان با طغیان کردن در برابر حاکم اسلامی از حد تجاوز کرده، یا مرتکب ظلم میشوند.

 

مذهب اهل سنت و الجماعت عدم جواز خروج بر حکام است اگر چه ظالم باشند

امام ابن تيميه رحمه الله، مذهب و سيرۀ اهل سنت را، عدم اجازه شورش و مبارزه مسلحانه بر عليه حکام مي‌داند و آثار و پيامدهاي خروج را بر مي‌شمارد:

وَلِهَذَا كَانَ الْمَشْهُورُ مِنْ مَذْهَبِ أَهْلِ السُّنَّةِ أَنَّهُمْ لَا يَرَوْنَ الْخُرُوجَ عَلَى الْأَئِمَّةِ وَقِتَالَهُمْ بِالسَّيْفِ وَإِنْ كَانَ فِيهِمْ ظُلْمٌ كَمَا دَلَّتْ عَلَى ذَلِكَ الْأَحَادِيثُ الصَّحِيحَةُ الْمُسْتَفِيضَةُ عَنِ النَّبِيِّ – صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ – ; لِأَنَّ الْفَسَادَ فِي الْقِتَالِ وَالْفِتْنَةِ أَعْظَمُ مِنَ الْفَسَادِ الْحَاصِلِ بِظُلْمِهِمْ بِدُونِ قِتَالٍ وَلَا فِتْنَةٍ فَلَا يُدْفَعُ أَعْظَمُ الْفَسَادَيْنِ بِالْتِزَامِ أَدْنَاهُمَا وَلَعَلَّهُ لَا يَكَادُ يَعْرِفُ طَائِفَةً خَرَجَتْ عَلَى ذِي سُلْطَانٍ، إِلَّا وَكَانَ فِي خُرُوجِهَا مِنَ الْفَسَادِ مَا هُوَ أَعْظَمُ مِنَ الْفَسَادِ الَّذِي أَزَالَتْهُ.

وَاللَّهُ تَعَالَى لَمْ يَأْمُرْ بِقِتَالِ كُلِّ ظَالِمٍ وَكُلِّ بَاغٍ كَيْفَمَا كَانَ، وَلَا أَمَرَ بِقِتَالِ الْبَاغِينَ ابْتِدَاءً بَلْ قَالَ: {وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ} [سُورَةُ الْحُجُرَاتِ: 9] فَلَمْ يَأْمُرْ بِقِتَالِ الْبَاغِيَةِ، ابْتِدَاءً، فَكَيْفَ يَأْمُرُ بِقِتَالِ وُلَاةِ الْأَمْرِ ابْتِدَاءً؟ .

مشهور مذهب اهل سنت اين است که اجازه خروج بر حکام و شورش مسلحانه را نمي‌دهند اگر چه ظالمانه عمل نمايند، چنانچه احاديث صحيحه مستفيضه از رسول خدا صلي الله عليه و سلم دلالت بر آن دارد؛ زيرا فساد در قتال و فتنه بزرگتر از فسادي است که با ظلم بدون کشتار و فتنه حاصل مي‌شود و دفع نمي‌شود دو فساد بزرگ با التزام به فساد کوچکتر و شايد به اين خاطر است که نمي‌توان يافت که طايفه اي بر امير خروج کنند و گرفتار فسادي بزرگتر از فسادي که بر مي‌چينند نشوند.

و خداوند متعال امر به قتال و جهاد ابتدايي با تمام ظالمين و عصاينگران را به هر صورت ممکن صادر نمي‌کند؛ بلکه مي‌فرمايد: و اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند، ميان آن دو را اصلاح دهيد، و اگر باز يكى از آن دو بر ديگرى تعدّى كرد، با آن [طايفه اى] كه تعدّى مى‌كند بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد. پس اگر باز گشت، ميان آنها را دادگرانه سازش دهيد و عدالت كنيد، كه خدا دادگران را دوست مى دارد. و امر به قتال و مجاهده ابتدايي با گروه باغيه نکرده است؛ پس چگونه امر به جهاد ابتدايي با حکام مي نمايد.

وي پس از نقل روايت صحيح مسلم: وفي صحيح مسلم عَنْ أُمِّ سَلَمَة أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: سَتَكُونُ أُمَرَاءُ فَتَعْرِفُونَ وَتُنْكِرُونَ فَمَنْ عَرَفَ بَرِئَ وَمَنْ أَنْكَرَ سَلِمَ وَلَكِنْ مَنْ رَضِيَ وَتَابَعَ قَالُوا أَفَلَا نُقَاتِلُهُمْ قَالَ لَا مَا صَلَّوْا.

مي‌گويد:  رسول خدا صلي الله عليه و سلم از جنگ كردن با آنها نهي فرمودند با اينکه خبر داده اند که کارهاي ناشايست و منکري انجام مي‌دهند؛ پس دلالت مي‌کند بر اينکه جايز نيست مخالفت کردن مسلحانه با امراء….

و بعد از نقل روايت ابن مسعود: إنكم سترون بعدي أثرة وأمورا تنكرونها قالوا فما تأمرنا يا رسول الله قال تؤدون الحق الذي عليكم وتسألون الله الذي لكم.

براي گرفتن حق از حاكمان جنگيدن با انان را جايز نمي‌داند:

 رسول خدا صلي الله عليه و سلم خبر داده اند که حکام ظلم مي‌کنند و کارهاي منکري را انجام مي دهند؛ با اين حال به ما امر فرموده اند: که حقي که براي حکام است به آنها ادا کنيم و حقي را که براي ما است را از خدا طلب کنيم و به ما اجازه ندادند که براي گرفتن حق خود بجنگيم و همچينين اجازه نداده است حق آنان را اداء نكنيم.

و بعد از روايت ذيل:

قَالَ حُذَيْفَةُ كَيْفَ أَصْنَعُ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ؟ قَالَ:« تَسْمَعُ وَتُطِيعُ لِلأَمِيرِ وَإِنْ ضُرِبَ ظَهْرُكَ وَأُخِذَ مَالُكَ فَاسْمَعْ وَأَطِعْ ».

مي‌نويسد: اين دستور به اطاعت كردن با اين كه حاكم ظالم باشد.

و گذشت سخن رسول خدا صلي الله عليه و سلّم كه فرمود: اگر كسي از حاكم معصيت خدا را ببيند بايد در اين قسمت ناخوشايندي خويش را نشان دهد اما به هيچ وجه دست از اطاعت او بر ندارد و اين سخن نهي از خروج از اطاعت سلطان است هر چند اين حاكم معصيت كار باشد.

ابن تيميه الحراني الحنبلي، ابوالعباس أحمد عبد الحليم (متوفاى 728 هـ)، كتب ورسائل وفتاوي شيخ الإسلام ابن تيمية، ج 3، ص394، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي، ناشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية.

ابن حجر عسقلاني: خروج گذشتگان بر حاكم ظالم، قبل از اجماع بر حرمت آن بوده است:

ملاعلي قاري در کتاب «مرقاه المفاتيح»، بعد از روايت ابو هريره از رسول خدا كه فرموده: «الْجِهَادُ وَاجِبٌ عَلَيْكُمْ مع كل أَمِيرٍ بَرًّا كان أو فَاجِرًاو ان عمل الكبائر…»، نظر ابن حجر را بر اين‌كه گروهي از پيشينيان بر حاكم ظالم خروج كرده اند، بيان كرده است و تصريح نموده كه خروج پيشينيان عليه حاكم، نبود و استقرار اجماع بر حرمت خروج عليه حاكم جائر بوده است.

ابن حجر مي گويد: طبق اين کلام، جايز است که امير فاسق و يا فاجر باشد، و حاکم با فسق و فجور عزل نمي‌شود، و مادامي که امر به معصيت نکند، اطاعتش واجب است؛ اما خروج جماعتي از سلف بر حاکم جائر، قبل از مستقر شدن اجماع علماء بر حرمت خروج بر حاکم جايز است.

ملا علي القاري، نور الدين أبو الحسن علي بن سلطان محمد الهروي (متوفاى1014هـ)، مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، ج3، ص181، تحقيق: جمال عيتاني، ناشر: دار الكتب العلمية – لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1422هـ – 2001م.

 

مناوي: دعا كردن براي سلطان جائر، جايز است.

مناوي در کتاب «فيض القدير» بعد از روايت «ان الله يؤيد الدين بالرجل الفاجر»، علاوه بر اين كه خروج بر چنين حاكم را جايز نمي‌داند،‌ بلکه دعا كردن براي اين حاكم جائر را نيز جايز دانسته است.

… صبر كردن بر چنين حاكم و اطاعت او در غير گناه واجب است از اين جهت است كه علماء دعا كردن براي نصرت و ياري او با اين كه ظالم است، جايز دانسته اند.

المناوي، محمد عبد الرؤوف بن علي بن زين العابدين (متوفاى1031هـ)، فيض القدير شرح الجامع الصغير، ج 2، ص259، ناشر: المكتبة التجارية – مصر، الطبعة: الأولى، 1356هـ..

نفرين كردن ظالمان جايز نيست؛ چون حاكم جائر، عدالت خداوند در زمين است

مناوي در جاي ديگر از برخي عرفاء نقل کرده كه نفرين کردن براي حاکم جائر جايز نيست: 

بعضي از عرفاء گفته اند که ظالمان را نفرين نکنيد زماني‌كه ظلم كنند؛ چون ظلم از آنها صادر نمي شود؛ بلکه از مظلومين صادر مي شود تا اينکه خود شما آنها را به نفع تان و يا برضررتان حاكم كرديد؛ پس در حقيقت حکام به حسب اعمال انسان مسلط مي‌شوند؛ چنانچه قرآن مي‌فرمايد: براي شما است آنچه را كه شما بخواهيد.

و حاکم جائر، مجري عدالت خداوند در زمين هستند که به وسيله حاكم از خلق انتقام مي‌گيرد سپس بازگشتش به سوي خداوند است؛ پس اگر خواست خدا او را مي بخشد؛ چون که وسيله بوده و اگر خواست عذاب مي کند چون ظلم روا داشته‌اند.

المناوي، محمد عبد الرؤوف بن علي بن زين العابدين (متوفاى1031هـ)، فيض القدير شرح الجامع الصغير، ج4، ص 142، ناشر: المكتبة التجارية – مصر، الطبعة: الأولى، 1356هـ..

لالكائي در كتاب‌ »شرح أصول اعتقاد أهل السنة والجماعة» مي‌نويسد:

جنگ با سلطان و حاكم و نيز خروج بر او براي هيچ يكي از مردم جايز نيست،  پس اگر كسي اين كار را بكند، بر خلاف سنت و روش مذهب بدعت گذاشته است.

اللالكائي، أبو القاسم هبة الله بن الحسن بن منصور (متوفاى418هـ)، شرح أصول اعتقاد أهل السنة والجماعة من الكتاب والسنة وإجماع الصحابة، ج1، ص 161، تحقيق: د. أحمد سعد حمدان، ناشر: دار طيبة – الرياض – 1402هـ،  البغدادي الحنبلي، أبو الحسين محمد بن أبي يعلى بن الفراء (متوفاى521هـ)، طبقات الحنابلة، ج1، ص244، تحقيق: محمد حامد الفقي، ناشر: دار المعرفة – بيروت. الدمشقي، عبد القادر بن بدران (متوفاى1346هـ)، المدخل إلى مذهب الإمام أحمد بن حنبل، ج1، ص 79، تحقيق: د. عبد الله بن عبد المحسن التركي، ناشر: مؤسسة الرسالة – بيروت، الطبعة: الثانية، 1401هـ. الشيباني، أبو عبدالله أحمد بن محمد بن حنبل (متوفاي9999، أصول السنة، ج1،  ص 46، دار النشر: دار المنار – الخرج – السعودية – 1411هـ، الطبعة: الأولى

بربهاري در كتاب «شرح السنة»، مي‌نويسد:

جنگ با حاكم و خروج بر ضد او جايز نيست هر چند حاكم، ظالم باشد. دليلش اين سخن رسول خدا است كه به ابو ذر غفاري رضی الله عنه فرمود: صبر كن اگرچه امير يك بنده حبشي باشد. و نيز اين سخن رسول خدا كه به انصار فرمود: صبر پيشه كنيد تا مرا در كنار حوض ملاقات كنيد.

البربهاري، الحسن بن علي بن خلف أبو محمد (متوفاي329هـ )، كتاب شرح السنة، ج1، ص29، تحقيق: د. محمد سعيد سالم القحطاني، دار النشر: دار ابن القيم – الدمام،‌ الطبعة: الأولى1408 

محمد بن عبد الوهاب در کتاب «کبائر» بر حرمت خروج از جماعت،‌ به آيات و روايات ذيل استدلال کرده است:

باب الخروج عن الجماعة وقول الله تعالى: (وَمَنْ يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ) الآية وقوله تعالى: (وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا) الآية.

عن ابن عباس مرفوعاً: من كره من أميره شيئاً فليصبر فإنه من خرج من السلطان قيد شبر مات ميتة جاهلية ‘ أخرجاه. و لمسلم عن حذيفة مرفوعاً: ‘ ستكون بعدي أئمة لا يهتدون بهديي، ولا يستنون بسنتي، وسيقوم فيهم رجال قلوبهم قلوب الشياطين في جثمان إنس ‘ قلت: يا رسول الله كيف أصنع إن أدركت ذلك قال: ‘ تسمع وتطيع وإن ضرب ظهرك، وإن أخذ مالك فاسمع وأطع ‘. وله عن عرفجة الأشجعي مرفوعاً: ‘ من أتاكم وأمركم جميع على رجل واحد يريد أن يشق عصاكم، ويفرق جماعتكم فاقتلوه.

قول خداوند تعالي: اين [ كيفر] بدان سبب است كه آنان با خدا و پيامبر او به مخالفت برخاستند، و هر كس با خدا و پيامبر او به مخالفت برخيزد قطعاً خدا سخت كيفر است.

و نيز فرموده است: همگي به ريسمان الهي چنگ زنيد و پراكنده نشويد.

و از ابن عباس روايتي ذکر شده كه هر کس از امير خود آزرده شود؛ پس بايد شکيبا باشد به درستيکه هر کس از تابعيت اميرش حتي به اندازه يک وجب خارج شود، به مرگ غير مسلمان مي ميرد. شيخين نيز اين روايت را  آورده اند و روايتي مرفوعه‌اي كه مسلم از حذيفه نقل كرده است: که رسول خدا فرمود: بعد از من حاکماني مي آيند که به دستورات من عمل نمي کنند و خلاف سنت من رفتار مي‌کنند و در ميان آنان کساني هستند که قلبهايشان شيطاني و بدنهايشان انساني است. عرض کردم اي رسول خدا! با آنها چگونه برخورد کنيم؟ فرمودند: فرمانبردار و مطيع باشيد اگرچه به کمرت بزند و اموالت را بگيرد فرمان ببر و مطيع باش. و همچنين روايت مرفوع ديگري كه مسلم از عرفجه اشجعي روايت كرده است: هر کس به سوي شما بيايد به اميد جدايي انداختن بين شما، در حالي‌که بر بيعت مردي باشيد، او را به هلاکت برسانيد.

محمد بن عبد الوهاب (متوفاي 1206 هـ)، كتاب الكبائر، ص46،  تحقيق: قابله على أصوله الخطية: إسماعيل الأنصاري، محمد عيد، عبد العزيز بن إبراهيم الفريح. وحققه: إسماعيل الأنصاري. ورقم الآيات: صالح بن محمد الحسن، دار النشر: مطابع الرياض – الرياض، الطبعة: الأولى

 

ابن عثیمين رحمه الله در کتاب «لقاء الباب المفتوح» خروج بر عليه حاکم جائر را در صورت قدرت برکناري و عدم ترتب مفسده،‌ جايز مي‌داند؛ اما مفسده بزرگتري در قيام حاصل شود، خروج جايز نيست:

آيا بر ما واجب است كه بر عليه حاكم خروج كنيم يانه؟

مصلحت انديشي مي‌كنيم: اگر قدرت بر پايين کشيدن از قدرت حاکم را داشته باشيم خروج مي‌کنيم، و اگر قدرت نداشته باشيم خروج نمي‌کنيم؛ زيرا همه واجبات شرعيه مشروط به قدرت و استطاعت هستند. پس هرگاه خروج کرديم، بر خروجمان مفسده بزرگتر از مفسده بقاء اين حاكم جائر مترتب مي‌شود؛ زيرا اگر خروج کنيم و سپس بر قدرت و عزت حاکم افزوده شود، ذلت ما بيشتر و بر طغيان و کفر حاكم افزوده مي‌شود.

محمد بن صالح بن محمد العثيمين (المتوفى: 1421هـ)، لقاء الباب المفتوح، (ج 51 / ص 19)، سؤال 1222، طبق برنامه مكتبة‌ الشاملة.

 

صالح الفوزان يكي از اعضاي هيئت كبار علماء عربستان سعودی، مخالفت و شورش بر عليه حاکم کافر را در صورتي جائز مي‌داند که قدرت بر کناري او موجود باشد.

اما نحوه تعامل با حاکم کافر به اختلاف احوال و موقعيت ها فرق مي‌كند. پس اگر در مسلمين قوت لازم باشد؛ يعني قدرت مقابله با آنها و ايجاد حکومت اسلامي را دارا باشند، واجب است که خروج کنند و اين عمل از جهاد في سبيل الله شمرده مي‌شود، اما اگر قدرت براندازي نداشته باشند، جايز نيست مخالفت با ظلمه کفره؛ زيرا ضررش متوجه مسلمانان مي شود و پيامبر صلي الله عليه و سلّم ده سال پس از بعثتش در مکه زندگي کردند و ولايت در دست کفار بود در حاليکه اصحابي داشت که مسلمان شده بودند و کفار مکه را از ولايت خلع نکرده بودند، بلکه نهي فرموده بودند از قتال با کفار در اين سالها، و امر به قتال ننمودند، مگر بعد از اينکه هجرت فرمودند و دولت و جماعتي براي مسلمين تشکيل داده بودند که قدرت مقاتله با کفار را داشته باشند.

اين روش اسلام است:

هنگاميکه مسلمانان تحت ولايت کافر قرار گيرند و قدرت براندازي کافر را نداشته باشند، بايد به اسلام و عقيده شان تمسک کنند و دعوت به سوي خدا نمايند، ولي نبايد جانهايشان را به مخاطره بياندازند و ايجاد خصومت و درگيري با کفار نمايند، براي اينکه نتيجه اين کار نابود شدن و محکوم شدن است، اما هنگاميکه قدرت لازم را براي جهاد دارا باشند در راه خدا به جهاد برخيزند با ضوابط شناخته شده. فتاوي صالح فوزان،رقم الفتوى: 15872

اگر در جايي که مسلمانان کفر آشکاري ببينند و در نزد خدا حجت و برهان داشته باشند، خروج بر اين سلطان براي براندازي اش در صورتي که قدرت بر اين کار را داشته باشند اشکالي ندارد، اما هنگاميکه قدرت بر اندازي حاکم را نداشته باشند جايز نيست خروج کنند.

اما دفع شر اصغر به شر اکبر [دفع فاسد به افسد] به اجماع مسلمانان جايز نيست. پس زماني که اين طايفه که مي‌خواهد سلطاني را که کفرش را آشکار کرده، عزل کند بايد قدرت بر عزل و جايگزين کردن امام صالحي را نيز داشته باشد بدون اينکه بر اين عزل و نصب فساد بزرگي براي مسلمانان مترتب شود و شري بدتر از شر اين سلطان گردنگير مسلمانان شود اشکالي ندارد، اما هنگاميکه برخروج بر حاکم کافر فساد بزرگي مترتب شود و امنيت مختل شود و ظلمي بر مردم روا گردد و ترور و کشتار کسي که مستحق کشتار نيست و از اين قسم امور فساد هاي بزرگ گريبان مردم را بگيرد جايز نيست.

عبد العزيز بن عبد الله بن باز (المتوفى: 1420هـ)، مجموع فتاوى العلامة عبد العزيز بن باز رحمه الله، أشرف على جمعه وطبعه: محمد بن سعد الشويعر،عدد الأجزاء: 30 جزءا، ج 8 ص 203.

امام الباني رحمه الله می گوید: ما هميشه متذکر مي شويم که خروج [ضديت و براندازي] بر عليه حاکم اگر چه قطع به کفرش هم داشته باشيم، [تاکيدا] اگر چه يقين به کفرش داشته باشيم، خروج بر آنها مطلقا مشروع نيست. دليلش اين است كه اگرچه خروج عليه آنها يك امر حتمي است، اما بايد مستند به شرع باشد.

بعد ايشان شرايط عصر نبوي را در مكه ياد آور مي‌شود كه در آنجا زمينه قيام فراهم نبود؛ اما بعد از اين كه در مدينه آمدند،‌ دست به قيام زدند.

 

ادامه دارد….

جمع و ترتیب: سایت اصلاح نت

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

بدعت چیست؟ تعریفی جامع و مانع از بدعت

نویسنده: حیدر الماسی تعریف بدعت می خواهیم جامع‌ترین و مانع‌ترین تعریف مختار را از بدعت …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *