خانه / مطالب ویژه / حکم خروج بر حاکم کشوری (مسلمان و یا غیر مسلمان)‏ – 8

حکم خروج بر حاکم کشوری (مسلمان و یا غیر مسلمان)‏ – 8

عدم جواز قتال با حاكم در صورت اقامه نماز و روزه

دسته ديگر از روايات، معيار ديگري را براي عدم خروج بر حاكم به دست مي‌دهد و آن بر پا داشتن نماز توسط حاكم است؛ يعني تا زماني كه حاكم نماز مي‌خواند، خروج بر او جايز نيست، هر چند از وي هزاران معصيت خدا و افعال قبيح ديگري سر زند.

عن عَوْفَ بن مَالِكٍ الْأَشْجَعِيَّ يقول سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يقول خِيَارُ أَئِمَّتِكُمْ الَّذِينَ تُحِبُّونَهُمْ وَيُحِبُّونَكُمْ وَتُصَلُّونَ عليهم وَيُصَلُّونَ عَلَيْكُمْ وَشِرَارُ أَئِمَّتِكُمْ الَّذِينَ تُبْغِضُونَهُمْ وَيُبْغِضُونَكُمْ وَتَلْعَنُونَهُمْ وَيَلْعَنُونَكُمْ قالوا قُلْنَا يا رَسُولَ اللَّهِ أَفَلَا نُنَابِذُهُمْ عِنْدَ ذلك قال لَا ما أَقَامُوا فِيكُمْ الصَّلَاةَ لَا ما أَقَامُوا فِيكُمْ الصَّلَاةَ ألا من وَلِيَ عليه وَالٍ فَرَآهُ يَأْتِي شيئا من مَعْصِيَةِ اللَّهِ فَلْيَكْرَهْ ما يَأْتِي من مَعْصِيَةِ اللَّهِ ولا يَنْزِعَنَّ يَدًا من طَاعَةٍ…

النيسابوري القشيري، ابوالحسين مسلم بن الحجاج (متوفاى261هـ)، صحيح مسلم، ج 3، ص 1482، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.

 

عوف بن مالك اشجعي مي‌گويد: از رسول خدا صلي الله عليه و سلّم شنيدم كه فرمود: بهترين پيشوايان شما كساني هستند كه شما آنها را دوست داريد و آنها نيز شما را دوست دارند، شما بر آنها دورود مي‌فرستيد و آنها بر شما درود مي فرستند. و بدترين پيشوايان شما كساني هستند كه شما آنها را دشمن مي‌داريد و آنها شما را دشمن مي‌دارد، شما آنها را لعن مي‌كنيد و آنها نيز شما را لعن مي‌كنند. عرض كرديم اي رسول خدا ! آيا ما در اين زمان آنها را رها نكنيم و يا با آنها وارد جنگ نشويم؟ حضرت فرمود: نه، تا زماني كه آنها در ميان شما نماز را بر پا مي‌دارند. آگاه باشيد اگر حاكمي بر شخص ولايت پيدا كرد و از او معصيت خدا را ديد،‌ فقط از ارتكاب آن چيز ناخوشايندي خود را اعلام كند اما دست از اطاعت او بر ندارد.

روايت عوف بن مالك، در صحيح مسلم با عبارت ديگر نيز نقل شده‌است:

عن رُزَيْقِ بن حَيَّانَ عن مُسْلِمِ بن قَرَظَةَ عن عَوْفِ بن مَالِكٍ عن رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال خِيَارُ أَئِمَّتِكُمْ الَّذِينَ تُحِبُّونَهُمْ وَيُحِبُّونَكُمْ وَيُصَلُّونَ عَلَيْكُمْ وَتُصَلُّونَ عليهم وَشِرَارُ أَئِمَّتِكُمْ الَّذِينَ تُبْغِضُونَهُمْ وَيُبْغِضُونَكُمْ وَتَلْعَنُونَهُمْ وَيَلْعَنُونَكُمْ قِيلَ يا رَسُولَ اللَّهِ أَفَلَا نُنَابِذُهُمْ بِالسَّيْفِ فقال لَا ما أَقَامُوا فِيكُمْ الصَّلَاةَ وإذا رَأَيْتُمْ من وُلَاتِكُمْ شيئا تَكْرَهُونَهُ فَاكْرَهُوا عَمَلَهُ ولا تَنْزِعُوا يَدًا من طَاعَةٍ.

صحيح مسلم، ج3، ص1481

 

مسلم نيشابوري از ام سلمه نيز شبيه روايت اول را نقل كرده است:

عن أُمِّ سَلَمَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال سَتَكُونُ أُمَرَاءُ فَتَعْرِفُونَ وَتُنْكِرُونَ فَمَنْ عَرَفَ بَرِئَ وَمَنْ أَنْكَرَ سَلِمَ وَلَكِنْ من رضي وَتَابَعَ قالوا أَفَلَا نُقَاتِلُهُمْ قال لَا ما صَلَّوْا.

صحيح مسلم، ج3، ص1480

ام سلمه مي‌گويد: رسول خدا صلي الله عليه وسلم فرمود: به زودى پيشوايان و حاكمانى خواهند آمد كه برخي از شما آن‌ها را مي‌شناسيد و برخي نمي‌شناسيد، هر کس آن‌ها را شناخت از آن‌ها برائت مي‌جويد و هر کس که نشناخت سالم مي‌ماند (عيبي بر او نيست)؛ اما واي به حال کسي که به  کارهاي آن‌ها راضي باشند و تبعيت کند (در گناه آنان شريک است). گفتند: آيا با آن‌ها بجنگيم؟ فرمود: خير تا زماني که نماز مي‌خوانند.

اين روايت هم در صحيح مسلم آمده است و طبيعتا نزد علماي اهل سنت صحيح است و نياز به بر رسي سندي ندارد. از اين رواست كه ترمذي بعد از نقل روايت مي‌نويسد: قال أبو عِيسَى هذا حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ. سنن الترمذي

احمد بن حنبل در كتاب «مسند»، روايت ديگري را به همين مضمون از ابو سعيد خدري نقل كرده است:

عن أبي سَعِيدٍ الخدري قال قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم تَكُونُ أُمَرَاءُ تَلِينُ لهم الْجُلُودُ وَتَطْمَئِنُّ إِلَيْهِمُ الْقُلُوبُ وَيَكُونُ عَلَيْكُمْ أُمَرَاءُ تَشْمَئِزُّ مِنْهُمُ الْقُلُوبُ وَتَقْشَعِرُّ مِنْهُمُ الْجُلُودُ قالوا أَفَلاَ نَقْتُلُهُمْ قال لاَ ما أَقَامُوا الصَّلاَةَ.

الترمذي السلمي، ابوعيسي محمد بن عيسي (متوفاى 279هـ)، سنن الترمذي، ج 4، ص 529، تحقيق: أحمد محمد شاكر وآخرون، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.

در آينده اميراني خواهند آمند که با آن‌ها نرم برخورد مي‌کنيد و به آن‌ها اطمينان داريد و نيز اميراني خواهند آمد که از آن‌ها متنفر هستيد و با آن‌ها به سختي برخورد مي‌کنيد. گفتند: آيا با آن‌ها بجنگيم؟ فرمود: خير تا زماني که نماز مي‌خوانند.

در روايتي‌كه عقبه بن عامر از رسول خدا صلي الله عليه و سلّم نقل كرده،‌ آمده است كه معيار عدم خروج عليه حاكم، بر پا داشتن نماز و روزه گرفتن است:

عن عُقْبَةَ بن عَامِرٍ قال قال رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ عليه وسلم أَلا أُخْبِرُكُمْ بِخِيَارِ عُمَّالِكُمْ وَشِرَارِهِمْ قالوا بَلَى يا رَسُولَ اللَّهِ قال فإن خِيَارَهُمْ لَكُمْ من تُحِبُّونَهُ وَيُحِبُّكُمْ وَتَدْعُونَ اللَّهَ لهم وَيَدْعُونَ اللَّهَ لَكُمْ وَشِرَارُهُمْ شِرَارُهُمْ لَكُمْ من تُبْغِضُونَهُمْ وَيُبْغِضُونَكُمْ وَتَدْعُونَ اللَّهَ عليهم وَيَدْعُونَ اللَّهَ عَلَيْكُمْ فَقَالُوا أَفَلا نُقَاتِلُهُمْ يا رَسُولَ اللَّهِ قال لا ادعوهم (دعوهم) ما صَامُوا وَصَلَّوْا. المعجم الكبير

عقبة بن عامر مي‌گويد:‌ رسول خدا صلي الله عليه و سلّم فرمود:‌ آيا از بهترين كار گذاران و بدترين آنه به شما خبر ندهم؟ گفتند: بلي اي رسول خدا!

حضرت فرمود: بهترين آنها كساني هستند كه شما او را دوست داريد و او شمار دوست دارد، شما نزد خدا براي او دعا مي ‌كنيد و او هم براي شما دعا مي‌كند. بدترين آنها براي شما كساني هستند كه شما آنها را دشمن مي‌داريد و آنها نيز شما را دشمن ميدارد، شما در حق آنان دعاي بد مي‌كنيد و آنها نيز در حق شما. گفتند: آيا ما با آنها نجنگيم اي رسول خدا ! حضرت فرمود: نه، آنها را رها كنيد تا هنگامي‌كه روزه مي‌گيرند و نماز مي خوانند.‌

هيثمي بعد از نقل روايت در باره سند آن مي‌نويسد:

رواه الطبراني في الكبير والأوسط بنحوه وفيه بكر بن يونس وثقه أحمد العجلي وضعفه البخاري وابو زرعة وبقية رجاله رجال الصحيح. مجمع الزوائد ومنبع الفوائد

در سند اين روايت بکر بن يونس وجود دارد که احمد عجلي او را توثيق کرده اما بخاري و ابو زرعه تضعيف کرده‌اند، ساير روات آن راويان صحيح بخاري هستند.

اطاعت حاكمان اطاعت خدا و معصيت آنها معصيت خداوند است

باتوجه به روايات فوق، كه حتي اطاعت از حاكمان ستمگر و شيطان صفت را براي امت اسلام توصيه مي‌كند و واجب دانسته است، در برخي روايات ديگر آمده است كه اطاعت از حاكم، اطاعت از خداوند است.

متن روايت را طبراني اين‌گونه نقل كرده است:

عن أبي لَيْلَى الأَشْعَرِيِّ قال قال رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ عليه وسلم تَمَسَّكُوا بِطَاعَةِ أَئِمَّتِكُمْ وَلا تُخَالِفُوهُمْ فإن طَاعَتَهُمْ طَاعَةُ اللَّهِ وَإِنَّ مَعْصِيتَهُمْ مَعْصِيَةُ اللَّهِ فإن اللَّهَ بَعَثَنِي أَدْعُو إلى سَبِيلِهِ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ فَمَنْ خَلَفَنِي في ذلك فَهُوَ مِنِّي وأنا منه. المعجم الكبير

ابو ليلي اشعري مي‌گويد: رسول خدا صلي الله عليه وسلم فرمود: از پيشوايانتان اطاعت كنيد و با آنها مخالفت ننماييد؛ زيرا اطاعت از آنها اطاعت از خداوند است و نافرماني از آنها نافرماني از خداوند است؛ چرا كه خداوند مرا فرستاده تا مردم را به سوي خدا از طريق حكمت و موعظه نيكو فراخوانم؛ پس اگر كسي در اين جهت جانشين من باشد، او از من است و من از او هستم.

با نظر داشت اين نكته كه در اين روايت اطاعت از «ائمه» به صورت مطلق آمده و شامل پيشوايان عادل و ستمگر و شيطان صفت هم مي‌شود، اين نتيجه به دست مي‌آيد كه اطاعت از هرگونه پيشوا و حاكم، اطاعت خداوند محسوب مي‌شود و نافرماني از آنها نافرماني از خداوند است.

 

ادامه دارد….

جمع و ترتیب: سایت اصلاح نت

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

بدعت چیست؟ تعریفی جامع و مانع از بدعت

نویسنده: حیدر الماسی تعریف بدعت می خواهیم جامع‌ترین و مانع‌ترین تعریف مختار را از بدعت …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *